فی گوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی گوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

مدیریت منابع انسانی

اختصاصی از فی گوو مدیریت منابع انسانی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مدیریت منابع انسانی


مدیریت منابع انسانی

24 اسلاید

مدیریت منابع انسانی

nمثال
nهنگامی که شرکت مید تصمیم گرفت که کارخانه کاغذ سازی خود را در میشیگان دوباره طرح ریزی کند تنها به نصب دستگاههای پیشرفته رایانه ای اکتفا نکرد، بلکه مدیران شرکت که از اشتباهات دیگران درس هایی آموخته بودند، در طرح ریزی سیستم جدید رایانه ای ، از دیدگاههای کارکنان این واحد تولیدی استفاده نمودند( برای مثال،در طرح ریزی سیستم، ارائه برنامه های آموزشی ویژه و برنامه های ایجاد انگیزه در افراد از دیدگاه های متصدیان دستگاهها استفاده کردند).
nاین مدیران می دانستند که بسیاری از شرکت های رقیب از چنین موهبتی برخوردار نیستند. در دنیای بسیار رقابتی کنونی ، معمولاً کارکنان شرکت موجب برتری یا مزیت رقابتی می شوند،نه دستگاه ها یا رایانه های پیشرفته.
nمدیریت منابع انسانی چیست؟
nمقصود از مدیریت منابع انسانی سیاست ها و اقدامات مورد نیاز برای اجرای بخشی از وظیفه مدیریت است که با جنبه هایی از فعالیت کارکنان بستگی دارد، بویژه برای کارمند یابی، آموزش دادن به کارکنان ، ارزیابی عملکرد، دادن پاداش و ایجاد محیطی سالم و منصفانه برای کارکنان شرکت. برای مثال، این سیاست ها و اقدامات در برگیرنده موارد زیر می شود:
nتجزیه و تحلیل شغل (تعیین ماهیت شغل هر یک از کارکنان)
nمدیریت حقوق و دستمزد (چگونگی جبران خدمت کارکنان)
nایجاد انگیزه و مزایا و...)
nچرا برای همه مدیران، مدیریت منابع انسانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است؟
nلازم به یادآوری است که شاید یک مدیر در زمینه های زیادی دچار هیچ نوع لغزشی نشود( برای مثال،برنامه هایی بسیار عالی تدوین نماید، نمودار سازمانی بسیار روشن و مشخصی رسم کندف خطوط مونتاژ بسیار پیشرفته ایجاد کند و از سیستم های کنترل بسیار پیچیده و پیشرفته حسابداری استفاده نماید)، ولی به سبب استخدام افرادی که واجد شرایط لازم نیستند و یا به سبب ایجاد نکردن انگیزه های لازم در کارکنان ، در کار خود ناموفق بماند. از سوی دیگر، بسیاری از مدیران؛ چه رئیس ، فرمانده ارتش ، فرماندار، یا سرپرست کارگاه حتی با داشتن برنامه ها، سازمان یا اعمال کنترل های نامناسب باز هم شاهد موفقیت های زیادی بوده اند.
nآنها بدین دلیل موفق بوده اند که به هنگام گزینش و استخدام افراد مناسب (واجد شرایط) برای مشاغل ذی ربط و نیز در زمینه ایجاد انگیزه در کارکنان، ارزیابی عملکرد ها و سرانجام آموزش آنها از مهارت و تجربه لازم برخوردار بوده اند. به هنگام مطالعه این مطالب باید به یاد آورد که هدف نهاییی مدیریت، دستیابی به نتیجه های مورد نظر است و این که مدیر باید از طریق سایر افراد به این نتیجه ها دست یابد. به گفته رئیس یک شرکت:سال هاست که می گویند برای رشد و توسعه صنعت ، سرمایه ناکافی نقش یک گلوگاه را ایفا می کند. من چنین می اندیشم که در زمان کنونی این گفته نمی تواند درست باشد. من چنین فکر می کنم که نیروی کار و ناتوانی شرکت در یافتن، گزینش و حفظ یک نیروی کار مناسب موجب پیدایش گلوگاه در مسیر تولید می شود.
nمن حتی یک طرح بزرگ را نمی شناسم که مبتنی بر دیدگاه های مناسب ، تلاش و شور و علاقه بوده، ولی به سبب کمبود نقدینگی متوقف شده باشد.
nمن صنایعی را می شناسم که رشد آنها به وسیله نداشتن نیروی کار شیفته ، با علاقه و کارآمد دچار وقفه شده است یا اینکه مسیر رشد به طور کلی متوقف شده است.من بر این باورم که در آینده چنین دیدگاهی بیشتر مورد تأیید قرار خواهد گرفت.
n از یک دیدگاه، می توان همه مدیران را « مدیر منابع انسانی» نامید، زیرا همه آنها به گونه ای درگیر فعالیت هایی چون یافتن نیروی کار واجد شرایط، مصاحبه، گزینش و آموزش آنان می باشند. با وجود این ، در بیشتر سازمان ها دایره ای جداگانه برای منابع انسانی وجود دارد که دارای مدیریت خاص خود است.

دانلود با لینک مستقیم


مدیریت منابع انسانی

پاورپوینت روان شناسی تربیتی 271 اسلاید

اختصاصی از فی گوو پاورپوینت روان شناسی تربیتی 271 اسلاید دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پاورپوینت روان شناسی تربیتی 271 اسلاید


پاورپوینت روان شناسی تربیتی  271 اسلاید

271 اسلاید

روان‏شناسى تربیتى یا روان‏شناسى پرورشى شاخه‏اى از علم روان‏شناسى است که یافته‏هاى این علم را در خدمت معلمان قرار مى‏دهد. روان‏شناسى، علم مطالعه اعمال و اندیشه‏هاى افراد است؛ روان‏شناسى تربیتى علم مطالعه اعمال و اندیشه‏هاى افراد در ارتباط با مسائل آموزش و پرورش است.

روان‏شناسى تربیتى بیش از هر چیز دیگر معلمان را با ماهیت یادگیرى دانش‏آموزان آشنا مى‏کند و روشها و فنون مؤثر هدایت یادگیرى، یعنى آموزش، را در اختیار آنان مى‏گذارد. دلیل تأکید زیاد روان‏شناسى تربیتى بر یادگیرى و آموزش این است که این دو جریان هسته اصلى فعالیتهاى معلمان و مدارس را تشکیل مى‏دهند.

تعریف آموزش

آموزش کار اصلى معلم است. آموزش، به فعالیتهاى از پیش طرح‏ریزى شده‏اى گفته مى‏شود که‏ با هدف ایجاد یادگیرى در دانش‏آموزان یا دانشجویان بین معلم و یک یا چند دانش‏آموز به صورت کنش متقابل یا رابطه دو جانبه انجام مى‏شود.

لذا ویژگى مهم و امتیاز عمده آموزش رو در روى کلاسى همین کنش متقابل آن است. با این حال، آموزش، تنها به آموزش کلاسى محدود نمى‏شود و سایر شیوه‏هاى آموزشى از جمله آموزش رادیویى، آموزش تلویزیونى، آموزش از روى کتاب، یا آموزش مکاتبه‏اى نیز در ردیف فعالیتهاى آموزشى قرار دارند.

منظور ما از آموزش همان آموزش رو در روى کلاسى است که متداولترین و مؤثرترین شیوه آموزشى در سراسر جهان است.

منابع انتخاب هدفهای آموزشی

تهیه و تدوین هدفهاى آموزشى اولین مرحله از مراحل فعالیتهاى آموزشى معلم است. در این مرحله است که معلم تصمیم مى‏گیرد چه درس بدهد و در نتیجه آموزش، از دانش‏آموزان خود چه انتظاراتى داشته باشد.

منابع انتخاب هدفهای آموزشی

هنگام انتخاب هر هدف آموزشى، معلم باید پرسشهاى زیر را مورد توجه قرار دهد:

چرا دانش‏آموزان باید به هدف مورد نظر برسند؟

آیا دانش‏آموزان آمادگى کافى براى رسیدن به هدف مورد مورد نظر را دارند؟

آیا امکانات آموزشى، چنان هستند که دستیابى دانش‏آموزان را به هدف آموزشى تضمین کنند؟

طرح هفت مرحله ای هدف گزینی

یکى از متخصصان آموزش و پرورش به نام رالف تایلر (1970) در کتاب خود به نام اصول ‏رالف‏تایلر. اصول اساسى برنامه‏ریزى تحصیلى، ترجمه تقى‏پور ظهیر (تهران، انتشارات ابوریحان، 1358 اساسى برنامه‏ریزى تحصیلى، براى گزینش هدفهاى آموزشى طرح هفت مرحله‏اى زیر را پیشنهاد کرده است:

سه اصل انتخاب هدفهاى کلى عبارت‏اند از: 1. نیازهاى فراگیران 2. نیازهاى جامعه 3. نظر متخصصان موضوعهاى درسى. منظور این است که برنامه‏ریزان و هدف نویسان آموزش و پرورش، هم باید نیازهاى فراگیران را در نظر بگیرند، هم احتیاجات جامعه را تأمین کنند.

هدفهاى انتخاب شده از اصول سه گانه بالا، هدفهایى کلى و موقتى هستند که باید از دو صافى فلسفه آموزش و پرورش و روان‏شناسى پرورشى و یادگیرى بگذرند تا به صورت هدفهاى قطعى قابل تجزیه و تبدیل به هدفهاى دقیق آموزشى در آیند.

انواع هدفهای آموزشی

هدفهاى آموزشى قصد و منظور معلم را از آموزش مطالب مختلف نشان مى‏دهند.

.1فعالیتهای معلم
.2فعالیتهای دانش آموزان
.3عنوان درس
.4یادگیری دانش آموزان

دانلود با لینک مستقیم


پاورپوینت روان شناسی تربیتی 271 اسلاید

اعتصاب

اختصاصی از فی گوو اعتصاب دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

اعتصاب


اعتصاب

 

22 صفحه

فصل دوم

آزادى اعتــصـاب

آزادى اعتصاب رسمى و غیر رسمى

دستمزد ایام اعتصاب صندوق اعتصاب

 

 

 

 

مصطفى صابر: منظور از آزادى اعتصاب مشخصا چیست. دامنه آزادى اعتصاب چقدر باید باشد؟ اعتصاب رسمى و غیر رسمى چیست ؟ آیا هر اعتصابى رسمى شناخته میشود و هیچ محدودیت و قید و شرطى روى اعتصاب میتواند وجود داشته باشد یا خیر؟ منصور حکمت لــطفا شما شروع کنید.

منصور حکمت: هیچ نوع محدودیتى روى آزادى اعتصاب نباید وجود داشته باشد. حق دست از کار کشیدن در هر لــحظه که کارگران، هر تعدادى شان، اراده بکنند مثل حق نفس کشیدن است. اگر این حق را از کارگر بگیرند بهمان درجه جامعه را به دوره برده دارى برگردانده اند. کارگر باید بتواند دست از کار بکشد و بگوید بدلــیل اینکه اشکالــى در کار مى بینم کار را متوقف میکنم. این به معنى زدن زیر اصل قرارداد کار یا نفى کار کردن و نفى کل موازینى که تولــید جامعه بر آن مبتنى است نیست. کارگر میگوید در این مقطع معین کار نمیکنم چون اشکالــى در کار میبینم. آزادى اعتصاب یعنى هیچکس نمیتواند کارگرى را که کار را متوقف کرده است مجبور کند که کار کند. اگر حق اعتصاب وجود نداشته باشد یعنى اینکه اگر من کارگر دست از کار بکشم ایشان میتواند بیاید و مرا بطور فیزیکى مجبور کند کار کنم. کسى نمیتواند آزادى اعتصاب را خط بزند و همراه با این کار سرنیزه را نیاورد. چون اگر من دست از کار بکشم تو بالاخره چکار میکنى تا مرا به کار ناگزیر کنى؟ بنابراین من فکر میکنم آزادى اعتصاب هیچ قید و شرطى بر نمیدارد. و دقیقا به درجه اى که این آزادى را محدود میکنند، کارگر را از موقعیت یک انسان آزاد در جامعه، یعنى همان صورت از نظر حقوقى آزادى که جامعه سرمایه دارى به فرد داده است، خارج کرده اند و به موجودى تبدیل کرده اند که اختیار خودش را ندارد.

منتها مسالــه اى که در مورد آزادى اعتصاب وجود دارد آن وضعیتى است که اعتصاب براى خود کارگر بوجود میاورد. براى مثال در کشورى ممکن است بگویند که فقط در مورد اعتصاب رسمى حقوق ایام اعتصاب پرداخت میشود و در اعتصاب غیر رسمى حقوق پرداخت نمیشود. هرکس میتواند دست از کار بکشد، و الــبته اگر اعتصابش غیر رسمى باشد حقوق نمیگیرد. در کشور دیگرى براى مثال میگویند اعتصاب آزاد است مشروط بر اینکه موضوع اعتصاب به همان کارگاه و همان بخش از کارگران مربوط باشد. یعنى شما نمیتوانید در دفاع از مبارزات کارگران بخش دیگر در جامعه و یا در دفاع از یک امر اجتماعى دست به اعتصاب بزنید. فقط هنگامى مجاز به اعتصاب هستید که در کارخانه خودتان خبرى شده باشد و یا بر سر دستمزد خودتان بلائى آمده باشد. این محدودیت نوع دوم از جنس محدود کردن آزادى اعتصاب بطور کلــى است. اما اینکه موازین پرداخت حقوق در اعتصاب رسمى و غیر رسمى چیست اینها میتواند در چهارچوب اصل آزادى اعتصاب مورد بحث باشد و خود جنبش کارگرى میتواند این موازین را تعیین بکند. این حق مسلــم هر کارگرى است که هرلــحظه میخواهد ابزار را به دلــیلــى زمین بگذارد و دست از کار بکشد. اما ممکن است اکثریت کارگران با اینکار موافق نباشند.ممکن است سازمان مستقل کارگرى با این کار موافق نباشد. اینها یک تفاوتهائى بویژه در جنبه مالــى اعتصابات ایجاد میکند. دستمزد حین اعتصاب چه میشود. این را میتوان در چهارچوب آزادى کامل اعتصاب هنوز بحث کرد. بحث اعتصاب رسمى و غیر رسمى در خودش این فرض را دارد که مرجعى براى اعلام رسمیت و یا عدم رسمیت اعتصاب وجود دارد. و این مرجع نمیتواند جز یک مرجع کارگرى و منتخب کارگران باشد. باید سازمان و نهادى کارگرى باشد و توسط کارگران به رسمیت شناخته شده باشد. ممکن است گفته شود که تا آزادى تشکل نباشد اعتصاب رسمى هم بنابراین معنى ندارد و تکلــیف مسالــه آزادى اعتصاب نامشخص میشود. من فکر میکنم حتى در بدترین حالــت هم کارگران میتوانند مجمع عمومى واحدى را که دست به اعتصاب زده است بعنوان مرجعى که میتواند رسمیت اعتصاب را اعلام بکند و بر این مبنا خواهان حقوق کامل ایام اعتصاب بشود قرار بدهند. خلاصه کلام حق اعتصاب یک حق مسلــم انسانى است و نقض آن برملا کننده و افشاء کننده بردگى طبقاتى اى است که در جامعه سرمایه دارى برقرار است. در این چهارچوب میشود تازه در مورد اعتصاب رسمى و غیر رسمى و موازین مالــى اعتصاب صحبت کرد. این را هم بگویم که فکر نمیکنم کشورى باشد که آزادى بى قید و شرط اعتصاب در آن برقرار باشد. هر کشور سرمایه دارى به نحوى از انحاء آزادى اعتصاب را محدود کرده است. اما براى کارفرما چنین محدودیتى وجود ندارد. اگر کسى دارد ادعا میکند که جامعه اش مبتنى بر مواجهه آزاد صاحبان وسائل تولــید است، یکى سرمایه دار یعنى مالــک ابزار تولــید و منابع فنى و فیزیکى کار و دیگرى صاحب منبع زنده تولــید یعنى نیروى کار، آنوقت سلــب آزادى اعتصاب مثل این میماند که کارفرما حق نداشته باشد سرمایه اش را جابجا بکند. آزادى اعتصاب براى کارگر غیر قابل چشم پوشى است و کارگرى که به همین بند رضایت داده باشد که آزادى اعتصاب نداشته باشد و یا این آزادى محدود باشد دیگر باقى قید و بندهاى بردگى و بندگى را دارد قبول میکند.

مصطفى صابر: سوالــى اینجا مطرح میشود و آن اینست که طبق صحبت هاى شما بنابراین مثلا اگر در یک کارخانه یک سوم کارگران بخواهند اعتصاب بکنند و بقول شما دست از کار بکشند با این حساب نمیتوانند اعتصابشان را رسمى کنند چون دو سوم بقیه چنانچه مجمع عمومى اى در کار باشد به احتمال زیاد راى منفى میدهند.

منصور حکمت: نخیر. بحث من ابدا بر سر این نیست که چه کسرى از کارگران اگر طرفداراعتصاب باشند اعتصاب رسمى است. این را باید سازمان کارگرى مربوطه تعیین کند. اگر من بعنوان راى دهنده در آن مجمعى باشم که میخواهد این موازین را تعیین کند که اگر چه درصدى از کارگران بخواهند اعتصاب کنند اعتصاب رسمى خواهد بود، میگویم ده درصد. هنوز چنین سازمانى را نداریم. اینطور نیست که نصف بیشتر کارگران یا بخش قابل ملاحظه اى از کارگران باید موافق باشند تا اعتصاب رسمى بشود. ممکن است بخش معینى از قسمت معینى این حد نصاب را تامین کند. ممکن است در یک کارخانه فقط یک قسمت بخاطر مسائلــش اعتصاب کند و کل کارخانه، با اینکه مستقیما در این مسالــه ذینفع نیست، به آن قسمت حق بدهد و کلا بیاید بیرون. یعنى اعتصاب آن قسمت را رسمى اعلام کند. تصمیم راجع به این چیزها دست خود تشکل کارگرى است و فکر میکنم اگر دست خود کارگر باشد ملاکى میگذارد که دست و بال خودش را نبندد.

مصطفى صابر: در مورد اعتصاب رسمى و غیر رسمى باز مشکلى که من دارم بجاى خود باقى است. من فکر میکنم رسمى و غیر رسمى کردن اعتصاب محدودیت هائى بر آزادى بى قید و شرط اعتصاب میگذارد. و فکر میکنم گفتن اعتصاب رسمى و غیر رسمى لزومى ندارد. اعتصاب به این معنى است که عده اى از کارگران تصمیم میگیرند که کار را متوقف کنند و طبعا این در یک واحد و یک محدوده معینى معنى دارد که همانطور که ایرج آذرین هم گفت بالاخره یک عده اى بقیه را قانع میکنند و دست به اعتصاب میزنند. نگرانى من از تقسیم اعتصاب به رسمى و غیر رسمى اینست که محدودیت ایجاد کنیم و بهانه اى دست کارفرما بدهیم که بتواند دستمزد حین اعتصاب کارگران را ندهد و اعتصاباتى را، که کارگران براى کسب حقوقشان براه انداخته اند، تحت عنوان غیر رسمى بودن سرکوب کند.

منصور حکمت: ببینید اتفاقا برعکس تصور شما مقولــه اعتصاب رسمى به کارگر قدرت میدهد. اعلام اعتصاب رسمى یعنى اینکه از آن لحظه به بعد در اعتصاب بودن کارگران وضعیت قانونى و داده شده جامعه است و هرکس خلاف آن کار کند کار غیر قانونى کرده وباید ببرندش زندان. اعتصاب غیر رسمى یعنى من دست از کار کشیده ام و تو به کارت ادامه میدهى تا تکلــیف اختلاف روشن بشود. این را هم کسى حق ندارد دست به تنش بزند. اما اعتصاب رسمى یعنى اگر پاسبان از آن اطراف رد شد باید پاسبان را بیاندازند زندان و اگر کارفرما خواست جنسهاى انبار را جابجا کند باید ببرندش زندان. چرا که اعتصاب رسمى است. دوم اینکه این به طبقه کارگر وحدت میدهد. اگر من و شما وقتى میخواهیم اعتصاب صورت بگیرد مسالــه را به تشکل کارگرى مان، به مجمع عمومى مان، ببریم و این مجمع به اعتصاب راى بدهد، آنوقت آن یکى هم که درد خاصى ندارد باید بیاید بیرون. هیچ کارفرمائى حق ندارد از جاى دیگر، از خارج اتحادیه وشورا و تشکل کارگرى، استخدام کند و سر کار بگذارد. در اعتصاب غیر رسمى اتحادیه مى ایستد و نگاه میکند و قسمت ها بکار خودشان ادامه میدهند. جنس ها را هنوز میبرد و میفروشد. بنابراین بحث بر سر تبدیل شدن اعتصاب به قانون مملــکت است. وقتى یک سازمان کارگرى مستقل اعتصاب را رسمى اعلام میکند، دارد به دولــت میگوید که در این حوزه معین اصل بر اعتصاب است و هرکس که خلاف آن کار کند عمل غیرقانونى انجام داده است و قابل تعقیب است. این نکته اصلــى است. اما ببینید یک مسالــه دیگر هم هست. وقتى کارگر ایرانى از اعتصاب حرف میزند فورا در ذهن همه، خود کارگر و دیگران، "شلوغى" مجسم میشود. مردم بهم میگویند "آقا از آن خیابان رد نشو آنجا کارخانه فلان اعتصاب است یکوقت یک تیرى، سنگى، چیزى به کله ات میخورد" و هرکس میشنود که کارگر جائى اعتصاب کرده است پاشنه کفشش را ورمى کشد و اگر کنجکاو نباشد از یک کوچه دیگر میرود. اما وقتى بانکها پول کسى را بلــوکه میکنند آن خیابان امن و امان است. اینهم اعتصاب است دیگر. وقتى فلان وزارت خانه حقوق یک عده را نمیدهد اعتصاب کرده است. دست از فعالیت متعارف و نرمال خودش کشیده است. دست به اقدام فوق العاده زده و کار عادى اش را نمیکند. ولى نه پاسبانى میاید نه چیزى. ما تابحال ندیده ایم که پلــیس بزور به دفاتر اتحادیه کارفرمایى بریزد (همانها که این قانون میگوید باید تشکیل بشود و معلــوم نیست چرا خودشان براى اینها شوراى اسلامى کارفرمایان درست نمیکنند) و اینها را بگیرد و زندان ببرد و بگوید که چرا پولهایتان را خوابانده اید. این را ندیده ایم. اما تا دو کارگر با هم جمع میشوند ومیگویند دست از کار بکشیم اول از همه به کلانترى و ژاندارمرى محل خبر میدهند که با دوتا جیپ بیاید آنجا. این اقدام بطور کلــى با آزادى اعتصاب مغایر است. اما درحالــت اعتصاب رسمى آن کسى که در خانه اش نشسته و خبر اعتصاب را میشنود فورا فکر نمیکند که فلانجا شلوغ است. بلــکه این را میفهمد که در آنجا کارگران بطور رسمى و قانونى دست از کار کشیده اند. به این ترتیب اعتصاب براى کارگر همانقدر امرى عادى و براى جامعه امرى برحق میشود، که هر نوع اعمال خشونت علــیه آن و هرنوع دست درازى به آن را از نظر جامعه غیر موجه و مذموم میکند. این بنظر من نکته بسیار تعیین کننده اى است. بحث برسر رابطه جامعه است با اعتصاب. بر سر مسالــه وحدت کارگرى است. نکته دیگرى که میخواهم بگویم اینست که اعتصاب رسمى اساسا انعکاس قدرت تشکل کارگرى است. در صورتى که اعتصاب غیر رسمى یک اعتراض است که الــبته کسى حق ندارد جلوى آن را بگیرد. اما وقتى کارگر میگوید اعتصاب رسمى است همراه آن تشکل کارگرى را در صدر جامعه قرار میدهد. بعنوان یکى از پاهاى اصلــى تعیین سرنوشت آدمها. اگر کارگران برق گفتند اعتصاب رسمى، دیگر دولــت نمیتواند مردم را تحریک کند که برق تان خاموش میشود. کمااینکه ممکن بود براى خودش صرف نکند و سوخت نخرد و برق را در ساعاتى خاموش کند. همانطور که دولــت انتظار دارد مردم با قطع برق از طرف دولــت بسازند با قطع برق بدلــیل اعتصاب هم باید بسازند. فکر میکنم این رابطه جامعه را با کارگر اعتصابى بهبود میدهد، چرا که هرکس میفهمد که فلان اتحادیه دارد براى گرفتن حق کارگران از امکانات قانونى خودش استفاده میکند. کسى نخواهد توانست به سادگى جامعه را علــیه کارگر تحریک کند. اینها مسائل مهمى است ومن کاملا اعتقاد دارم که مقولــه اعتصاب رسمى باید باشد و در هر قانون کار واقعى تعریف بشود.

ببینید، بسیارى چیزها "حق" هست اما استفاده از آنها خیلــى سخت است. کسى مثال میزد که در آمریکا همه "حق دارند" درانتخابات ریاست جمهورى راى بدهند، اما بین محل زندگى بعضى ها تا اولــین صندوق راى گیرى ٢٥٠ کیلــومتر فاصلــه است و در غیاب وسیلــه نقلــیه عمومى و شخصى اینها راى نمیدهند. اینها عملا حق راى دادن ندارند چون کسى نمیاید از آنها راى بگیرد. قاعده عمومى در مورد حق اعتصاب هم همین است. قانون کار باید حــق اعتصاب را برسمیت بشناسد. اما هنوز فاکتورهائى وجود دارد که این را تضمین میکند که اعتصاب عملى هست یا نه. بوروژازى چگونه کمر اعتصاب ها را میشکند؟ بنظر من اساسا با فشار اقتصادى. البته در کشورهایى مانند ایران اول قشون میکشند. اما حتى آنجا هم معمولا، یا در دوره هایى، کارگران مقاومت میکنند واز این مرحلــه بیرون میایند و زیر فشار سرکوب زانو نمیزنند. اما وجه مشترک روش بورژوازى علــیه اعتصاب در همه جا اعمال فشار اقتصادى است. بنابراین حقوق ایام اعتصاب جاى اساسى در بحث آزادى اعتصاب دارد. براى همین است که کارگران همیشه اعتصاب را با مقولــه صندوق اعتصاب کنار هم میبینند و تشکیل صندوق اعتصاب اولــین قدم راه انداختن هر اعتصابى است. به این معنى یک بعد از بحث آزادى اعتصاب اینست که کسى حق ندارد علــیه اعتصاب قشون بیاورد. و بنظر من اگر کارگرى روز اعتصاب بزند و کسى را که براى سرکوب اعتصاب آمده بکشد، از نظر حقوقى باید به مقتول مثل کسى که خودش را زیر ماشین انداخته است نگاه کرد. ایشان اصلا آنجا چکار میکرده. چه کسى به او گفت که دم کارخانه برود. این آدمها بنا براصل آزادى اعتصاب قابل مجازاتند. اما طرف میتواند ارتشش را نیاورد، میتواند مانند مورد اعتصاب معدنچیان انگلــستان جنس را انبار کرده باشد و صبر کند. بورژوازى انگلــستان هم کارگران را زد و هم ذغال سنگ انبار کرده بود و صبر کرد. مدتها صبر کرد. معدنچیان یکسال و اندى دوام آوردند و حتى جنگیدند. از پس پلــیس انگلــستان و تاکتیکها و روشهاى سرکوبگرانه اش که برآمدند. ٥٠٠ کیلومتر دورتر از محل اعتصاب معدنچى را که از خانه بیرون میامد توقیف میکردند. کارگران از پس این بر آمدند. آنچه که کمر اعتصاب معدنچیان را در انگلــستان شکست، نهایتا فشار اقتصادى بود. براى مقابلــه با این فشارهاى اقتصادى است که بنظر من مسالــه دستمزد ایام اعتصاب جزء لایتجزاى آزادى اعتصاب است. و اینجا بحث اعتصاب رسمى تعیین کننده است. منتها اعتصاب غیر رسمى چه؟ آیا در این مورد نباید دستمزد پرداخت شود؟ بنظر من اعتصاب غیر رسمى اى که بعدا رسمى میشود باید حقوقش از روز اول آن محاسبه و پرداخت بشود. کارگرى که ابتکار عمل را با اعتصاب غیر رسمى بدست میگیرد و بعد بخشهاى دیگر طبقه خود را مجاب میکند که باید به صحنه بیایند، نباید بابت این ابتکار عمل و پیشرو بودنش ازنظر مالــى متضرر بشود. به این معنى حتى در مورد اعتصاب غیر رسمى هم جا دارد که دستمزد پرداخت بشود. بیش از این دیگر خود کارگران براى اعتصاب کردن صندوق درست میکنند و غیره. بنظر من مسالــه فراهم کردن امکان مادى براى اعتصاب نکته بسیار مهمى است. از تضمینهاى حقوقى در مقابل دولــت و پلــیس و دادگاههایش و غیره تا تضمین هاى مالــى. مثال دیگر مسالــه ضرورت وجود تضمینهائى براى اموال اتحادیه ها وسازمانهاى کارگرى است. ممکن است فردا براى اموال فلان تشکل کارگرى، حتى اگر چنین تشکلــهائى وجود داشته باشند، ورقه مصادره و ضبط صادر کنند. همه اینها باید در بند مربوط به آزادى اعتصاب گنجانده شده باشد. اینکه هیچ دادگاه و مرجعى حق دست بردن به اموال تشکلــهاى کارگرى را ندارد، اینکه کارفرما حق جابجائى محصولات و اموال را در حین اعتصاب ندارد و اگر کارفرما بیاید و از اموال کارخانه "خودش" حین اعتصاب چیزى ببرد باید بعنوان دزد بگیرندش. رسمى شدن اعتصاب کارگرى یعنى تبدیل شدن حالــت اعتصاب به موقعیت متعارف قانونى و هرکس که اخلالــى در آن وارد کند باید قانونا مورد تعقیب قرار بگیرد.

مصطفى صابر: یک محور و پایه صحبت شما اینست که کارگر بعنوان فروشنده نیروى کار این حق را دارد که هروقت خواست نفروشد و شرایط دیگرى براى فروش نیروى کارش تعیین بکند. آیا همین حق را نمیشود در قانون کار به طرف مقابل یعنى کارفرما داد؟ یعنى اینکه هروقت دلــش خواست کار را متوقف بکند و کارخانه را بخواباند و بگوید به این ترتیب حاضر نیستم ادامه بدهم.

منصور حکمت: تا بحال کسى نتوانسته است عملا این "حق" را از کارفرما بگیرد. اما بنظر من از نظر حقوقى کاملا میشود این "حق" را به کارفرما نداد. بنظر من کارفرما باید به اشکال مختلف زیر کنترل نهادهاى کارگرى باشد. طرف از یک امتیازات از پیشى در جامعه برخوردار است و بافرض اینها تازه در کارخانه با کارگر مواجه میشود. اگر او هم حاضر باشد مثل کارگر ٣٥ ساعت کار کند، چیزى از کارفرما بودنش باقى نمیماند. نباید به کارفرما این حق را داد که هروقت دلش خواست کار را بخواباند، زیرا معاش میلــیونها نفر را این جامعه به ناحق زیر نگین انگشتر ایشان گذاشته و ایشان هر روز تصمیم بگیرد که عده اى را به گرسنگى بیاندازد میتواند. بنظر من این جزو حقوق هیچ بشرى در این دنیا نیست. عاطل کردن وسائل تولــید در یک کشور به صرف مالــکیت باید در یک سطح پایه اى تر، در سطح قانون اساسى کشور، در یک جامعه جرم محسوب بشود. بنابراین نمیشود کارفرما را بهمان درجه آزاد گذاشت.  

 


دانلود با لینک مستقیم


اعتصاب

پاورپوینت چگونه ایمنی کلاس تربیت بدنی و ورزش را حفظ کنیم؟ 15 اسلاید

اختصاصی از فی گوو پاورپوینت چگونه ایمنی کلاس تربیت بدنی و ورزش را حفظ کنیم؟ 15 اسلاید دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پاورپوینت چگونه ایمنی کلاس تربیت بدنی و ورزش را حفظ کنیم؟ 15 اسلاید


پاورپوینت چگونه ایمنی کلاس تربیت بدنی و ورزش را حفظ کنیم؟ 15 اسلاید

14 اسلاید

چگونه ایمنی کلاس تربیت بدنی و ورزش را حفظ کنیم؟

  • شرکت روز افزون دانش آموزان در فعالیت های ورزشی داخل وخارج مدرسه بدون رعایت اصول ایمنی ممکن است پتانسیل آسیب پذیری آنان رادر محیط های آموزشی افزایش دهد .اگر چه اطلاعات دقیقی از میزان بروز حوادث ورزشی دانش آموزان در دسترس نیست ولی معلمان می توانندبا رعایت برخی از نکات ساده به حفظ سلامتی وافزایش لذت وشادی دانش آموزان کمک کنند.

دانلود با لینک مستقیم


پاورپوینت چگونه ایمنی کلاس تربیت بدنی و ورزش را حفظ کنیم؟ 15 اسلاید

پاورپوینت بازو پایان 64 اسلاید به همراه فایل Word

اختصاصی از فی گوو پاورپوینت بازو پایان 64 اسلاید به همراه فایل Word دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پاورپوینت بازو پایان 64 اسلاید به همراه فایل Word


پاورپوینت بازو پایان 64 اسلاید به همراه فایل Word

64 اسلاید

بازو پایان

   بى‌مهرگان دریایى که اسکلت خارجى آنها از دو کفه (valve) تشکیل شده است. این دو کفه بهم متصل بوده و از اتصال این دو، محور یا خطى بوجود مى آید که به آن خط لولا یا خط دندانه یا Hing line مى گویند. براکیوپودها غالبا در محیط هاى کم عمق و همراه با مرجان ها و اسفنج ها زیست مى کنند. این شاخه از جانوران در دیرینه شناسى داراى اهمیت فوق العاده اى بوده و در دوران پالئوزوییک و مزوزوییک بسیار فراوان بوده اند.

تاریخچه

     بطور کلى، از کامبرین ظاهر شده و تا عهد حاضر وجود دارند. تمام بازوپایان، دریایى و جانورى ثابت مى باشند. بعبارت دیگر وجود بازوپایان در رسوبات مورد مطالعه براى دریایى بودن آن رسوبات کافى است. براکیوپودها توسط ساختمانى بنام ساقه   (Pedicle) خود را به کف دریا ثابت مى کنند. اما امکان دارد در عده اى دیگر بجاى ساقه توسط خارهایى که در سطح خارجى آنها وجود دارند خود را ثابت نمایند. 


دانلود با لینک مستقیم


پاورپوینت بازو پایان 64 اسلاید به همراه فایل Word