فی گوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی گوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلودمقاله بررسی استان تهران

اختصاصی از فی گوو دانلودمقاله بررسی استان تهران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

اطّلاعات جغرافیایی استان :
موقعیت جغرافیایی استان تهران :
استان تهران با ۱۸۹۰۹ کیلومتر مربع مساحت، فضایی معادل ۲/۱ درصد مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است. این استان از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان قم، از غرب به استان قزوین و از شرق به استان سمنان محدود می‌شود. استان تهران از نظر موقعیت جغرافیایی بین ۳۴ درجه و ۵۲ دقیقه تا ۳۶ درجه و ۲۱ دقیقه عرض شمالی و ۵۰ درجه و ۱۰ دقیقه تا ۵۳ درجه و ۱۰ دقیقه طول شرقی قرار دارد. در مورد ارتفاعات موجود در استان تهران می‌توان از رشته‌ کوه‌های البرز نام برد که این استان را از همسایه شمالی خود جدا می‌کند؛ این ارتفاعات از غرب به شرق افزایش می‌یابد و در قله دماوند به حداکثر ارتفاع خود می‌رسد. کوه‌های «سواد کوه» و « فیروزکوه » در سمت شرق استان تهران قرار دارند که از شرق به ارتفاعات «شهمیرزاد» می‌پیوندند. از دیگر ارتفاعات این استان می‌توان به کوه‌های حسن‌آباد و نمک در جنوب، بی‌بی‌شهربانو و اقاعذر در جنوب شرقی و ارتفاعات قصر فیروزه در شرق اشاره کرد.
استانتهرانعلاوهبراینکهبهعنوانمرکزسیاسیجمهوریاسلامیایرانمطرحمی‌باشد،کهیکیازوجوهتمایزآنبهشمارمی‌رود،با۱۳شهرستان،بهنام‌هایشهریار،رباط‌کریم، کرج، ساوجبلاغ، نظرآباد، ورامین، اسلامشهر، شمیرانات، ری، دماوند، فیروزکوه، پاکدشت و تهران، ۲۷ بخش، ۴۳ شهر، ۷۱ دهستان، ۱۳۵۸ آبادی و ۲۵۷۸ روستا، از استان‌های بسیار مهم کشور محسوب می‌شود.

 

 

 


طول و عرض جغرافیایی :
شهر تهران از نظر جغرافیایی در ۵۱ درجه و ۸ دقیقه تا ۵۱ درجه و ۳۷ دقیقه طول شرقی و ۳۵ درجه و ۳۴ دقیقه تا ۳۵ درجه و ۵۰ دقیقه عرض شمالی قرار گرفته است.
موقعیّت استقرار :
تهران در پهنه‌ای بین دو وادی کوه و کویر در دامنه‌های جنوبی رشته‌کوه‌های البرز گسترده شده است که از سمت جنوب به کوه‌های ری و بی‌بی شهربانو و دشت‌های هموار شهریار و ورامین می‌رسد و از شمال، به واسطه رشته کوه‌های البرز، محصور گردیده است.
شیب زمین :
از شمال به جنوب در دامنه کوهستان شمیرانات ۱۰ % تا ۱۵ % از تجریش تا تپه‌های عباس‌آباد با شیب متوسط ۳ % تا ۵ % از عباس‌آباد تا خیابان انقلاب ۲ % و از مرکز شهر تهران تا کناره ۱ % است.
ارتفاع از سطح دریا :
ارتفاع این شهر از سطح دریا ۱۷۰۰ متر در شمال است که به ۱۲۰۰ متر در مرکز و بالاخره ۱۱۰۰ متر در جنوب می‌رسد.
شرایط اقلیمی :
تهران از نظر آب و هوایی، غیر از نواحی کوهستانی شمالی که اندکی مرطوب و معتدل است، کلاً گرم و خشک است. حداکثر دمای ثبت شده در تهران ۴/۳۹ درجه و حداقل آن ۴/۷- درجه سانتی‌گراد و میانگین ماهانه حداکثر ۲۹ و حداقل ۱/۰ درجه می‌باشد.
برساختارکُلیاقلیمتهران نیز سه عامل کوه، کویر و بادهای غربی مؤثرند.
فصلسرمادرتهرانمعمولاًازآذرماهشروعمی‌شودوبیش‌تریندمایسالرادراواسطتابستان (مردادماه) دارامی‌باشد. کوه‌هایاطرافتهرانمانعبسیارمؤثریدرنفوذتوده‌هواهایمختلفهستند. بههمینسببهوایتهران از آرامش و سکون بیش‌تری نسبت به مناطق مجاور خود برخوردار است؛ به عبارت دیگر واقع شدن کوهستان از سمت شمال و دشت‌های حاشیه کویر از سمت جنوب و جنوب شرقی سبب ایجاد یک جریان خفیف و آهسته هوا از دشت به کوه در طی روز و از کوه به دشت در طول شب می‌گردد.
متوسط میزان بارندگی در سطح شهر تهران کم بوده و به مقدار ۳۱۶ میلی‌لیتر در طول سال اندازه‌گیری و تعداد روزهای یخ‌بندان آن نیز ۳۶ روز در سال ثبت شده است.
شهرتهرانبهوسیلهدورودخانهاصلیکرجوجاجرودونیزتعدادیرودخانه‌هایفصلیدیگرمشروبمی‌شود،درواقع حد طبیعی فضای جغرافیایی تهران به واسطه این دو رودخانه مشخص می‌گردد.
رودخانهکرجپرآبترینروددامنه‌هایجنوبیالبرزاستکهازباران‌هایفصلسردوذوبشدنبرف‌هایمناطقکوهستانیتأمینمی‌شودودر۴۰کیلومتریغربتهرانازکانونآبگیرخرسنگکوهسرچشمه می‌گیرد.
رودخانهجاجرودنیزازکوه‌هایکلونبسته،کهجزوبلندی‌هایخرسنگکوهاست،سرچشمهمی‌گیرد؛کهایندورودمجموعاًقسمتعمدهآبمصرفیشهرتهرانراتأمینمی‌کنند. تهرانهم‌چنیندارایشمارزیادیقناتوآبراهاستولیبهرغمداشتنمنابعآبیفراوان به دلیل رشد بی‌رویه جمعیت و بارندگی کم در برخی دوره‌ها با مشکل کمبود آب روبه‌رو می‌باشد.
ضمناً شهر تهران از نظر زمین لرزه جزو مناطق پر زیان با ۸ تا ۱۰ درجه مرکالی به شمار می‌آید.
وضعیت اقتصادی و جمعیّت استان تهران :
استان تهران، با جمعیتی بالغ بر ۱۲۱۴۷۵۴۳ نفر، بزرگ‌ترین استان ایران از نظر بازار مصرفی بوده و نیز با وجود تمامی امکانات بازاری و بازاریابی قلب تجاری ایران به شمار می‌آید. این استان ۲۰ درصد جمعیت کشور را در خود جای داده است و با ۳۰ درصد صنایع، ۳۶ درصد ازکارخانجات بزرگ، ۴۰ درصد بازار مصرف کل کشور، ۴۰ درصد صنایع غذایی، ۴۰ درصد تعاونی‌های سراسر کشور، ۴۴ درصد از تولید گل و گیاه و ۳۱ درصد تولید گوشت قرمز، در مجموع با قدرت اقتصادی کل کشور قابلیت‌های ویژه‌ای در بخش اقتصادی و صنایع به خود اختصاص داده است.
تاریخ تهران در عصر های مختلف :
نخستین توصیف های مربوط به تهران - باغ غار نشین ها :
تهران در گذشته‌های دور بر خلاف تهران کنونی فرشی بود سبزفام از باغ ها و بستان های نفوذ ناپذیر که مأوای ساکنان غریبش در میان آنها قرار داشت بنابراین تهران بی‌گذشته نیست. آثاری که در قلب تهران قدیم بر وجود ساکنان نخستین آن در اعصار ما قبل تاریخ شهادت دهند، به فرض وجود، بر اثر توسعه شهر از میان رفته است. متأسفانه وقتی تصادفی نشانه‌هایی از وجود این آثار پیدا شد به دلیل عدم آگاهی نسبت به اهمیت آنها و نگرانی از کند شدن روند شهرسازی از میان رفت. با وجود این می توان گفت که زمین‌های واقع در بین کوه توچال در شمال تهران و چشمه علی در ری باستان در اعصار ماقبل تاریخ مسکونی بوده است. این سخن به دلایل باستان شناختی و شواهد توپوگرافیکی و اقلیمی متکی است.
کشفیاتانجامشدهدرچشمهعلی،دروسوبهویژهقیطریه،واقعدرشمالتهرانقدیم،ازوجود گروه‌هایی در این منطقه حکایت می‌کنند. اولین گروه‌هایی که در قیطریه زندگی می‌کردند. شبیه کسانی بودند که حدود هشت هزار سال پیش در چشمه علی به سر می‌بردند. بعد از آنها، اقوام دیگری آمدند و همین منطقه و منطقه مجاور را در دروس اشغال کردند. این گروه آریایی بودند و از پایان هزارة دوم قبل از میلاد مسیح به این منطقه کوچ کردند.
بنابرایننخستینگروه،حدودهشتهزارسالپیش،برتپه‌ایواقعدرکنارچشمه‌ایدایمیزندگیمیکردندکهدردوراناسلام،بهناماولینامامشیعه،چشمهعلینامگرفت . تقریباًدرهمیندورانگروه دیگری در طول همین رشته زمین‌های قابل کشت که در پای البرز بین کویر و کوه واقع شده، اسکان یافتند. البته، استقرار در شهرری به مراتب بیش از دیگر مکان‌ها و به گونه‌ای پایدار توسعه یافت. زیرا این شهر از موقعیت استراتژیکی خاصی برخوردار است. نحوه قرار گرفتن کوه‌ها و کویر، وجود آب و نیز پهنة گسترده‌ای از زمین‌های حاصلخیز موجب پیدایش شهر شدند و سرنوشت آن و سرنوشت فرزند آن؛ یعنی تهران آبی را رقم زدند.
باوجوداینهنوزنمی‌دانیمکههستةاینشهرچهوقتبهوجودآمدوازچهدروانیتهراننامگرفت. درهیچیکازمنابع ،دوره قبل از اسلام، ذکری از تهران نشده است. چنین می‌نماید که این نام برای نخستین بار در نسبت محمدبن خماد ابوعبداله حافظ تهرانی رازی که محدث بوده پدیدار شده است. خطیب بغدادی متوفی به سال ۴۶۳ ه.ق، به این شخص به عنوان نخستین تهرانی مشهور استناد کرده است. تأثیر این نسبت در قرن سوم قمری، می رساند که هسته اولیه شهر حاضر و نام آن دست کم از آغاز دوران اسلامی وجود داشته است. بنابراین، این امکان وجود دارد که هسته اصلی شهر و همچنین نام آن به دوران های بسیار قبل از اسلام برسد؛ به زمانی که بر ما معلوم نیست.
اگر محمد حافظ تهرانی رازی نخستین تهرانی شناخته شده است. نخستین محصولی که در گفتگو دربارة پایتخت آتی ایران به آن اشاره شده است آثار یاقوت حموی به سال ۶۱۷ ه.ق، زکریای قزوینی به سال ۶۷۴ ه.ق، که این آثار مرغوب را آثار تهران دانسته و از آن تعریف کرده‌اند. قوت به استناد یکی از ساکنان ری که مردی مورد اعتماد بوده تهران را اینگونه توصیف نموده است.
تهرانقریه‌ایدرفاصلهیکفرسخیریومتشکلازدوازدهمحلهمیباشدکهخانه‌هایآندرزیرزمینودرمیانباغهایمیوهوسبزیکاریمحصوروتودرتوساختهشدهاست .
"¬کربوتر" جهانگرد انگلیسی نیز به سال ۱۸۱۸م، می نویسد: « در داخل شهر و به فاصله ۲۰۰ تا ۳۰۰ باردی دروازة قزوین فضای وسیعی وجود دارد که در سطح آن چاه‌هایی به چشم می‌خورد که به خانه‌های زیرزمینی منتهی می‌شود.»
اینخانه‌هایمسکونیکهدرمیانمزارعدرزمین‌هایآبیاری شده حفر می‌شدند. بدون تردید مرطوب بودند و این یکی از دلایل ابتلای مردم تهران به انواع تب‌ها بوده است از طریق نوشته‌های کلاوبخو سفیر پادشاه کاستیل و لئون (اسپانیا) در دربار تیمور لنگ می‌دانیم که در تهران دست کم خانه‌هایی بوده که بخشی از آن در سطح زمین بوده است و اقامتگاهی وجود داشته که وقتی شاه از تهران می‌گذشته در آن اقامت می‌کرده است.
شهرسازیخاصتهرانکهازآرایشباغ‌هایمحصوروترتیبخانه‌هایزیرزمینییادهلیزهایمتعددناشیمی‌شدهاست،علتاصلیبهحصاربودنشهررادرآنزمانبهدستمی‌دهد. اگرمی‌بینیم که این قرارگاه انسانی قرن‌ها و تا سال ۹۶۱ ه.ق، که شاه طهماسب نخستین حصار و بازار آن را ساخت. بی‌برج و بارو بوده، به این سبب است که نیازی به آن نداشته زیرا تسخیر ناپذیر بوده است.
امنیتخانه‌هایزیرزمینیونفوذناپذیربودنباغ‌هایمحصوردردلتهرانی‌ها اطمینانی به وجود می‌آورد که به آنها امکان می‌داد اغلب بر ضد حکام سر به شورش بردارند. حکام هم که کاری از دستشان ساخته نبود با آنها مدارا می کردند و به تفاهم می‌رسیدند و چون ضمانت اجرایی وجود نداشت تهرانی‌ها از پرداخت هرگونه مالیاتی عملاً سرباز می‌زدند.
ساکناندوازدهمحلهتهرانهمبیشتربایکدیگرمنازعهداشتند. پستعجبینداشتکههرمحلهشیخخودراداشتوحتیاگرشیوخدوازدهمحلهوحاکمدرموردپرداختمبلغیبهعنوانمالیاتبهتوافقمی‌رسیدند. بازهمتهرانی‌هابااموالیکهخودشانقیمتآنهاراتعیینمی کردند و همیشه بیش از میزان واقعی بود، مالیات خود را می‌پرداختند.
تغییرتدریجیشیوهخانه‌سازیوایجادخانه‌هاییدررویزمینکهبهحمایتومراقبتقدرتحاکمنیازداشتباعثشدبههنگامحملةمغولسال۶۱۷ه. ق،بهشهرریواضمحلالآنطیدورانایلخانانوتیموریان که با سرکوب قیام ورامین در قرن ششم قمری بود. جمعیت روز افزونی که دارای ذوق و سلیقه بومیان غارنشین نبودند را پذیرا شود.
درکاوش‌هایباستان‌شناسینشانمی‌دهدکهتهراندردوره‌هایقبلازاسلام،ازمناطقمذهبیوپیروآیینزرتشتبودهاست. آنانمانند اهالی مازندران، دامغان، قم و کاشان پیش از به قدرت رسیدن صفویان به مذهب شیعه گرویدند که البته قبل از تشیع، مانند اهالی ری بخشی پیرو مذهب شافعی و برخی پیرو مذهب حنفی بوده‌اند.
قدیمی‌ترینآثاراسلامیشهرتهرانکهبهقرننهمه.ق،تعلقداردمتعلقبهمذهب شیعه است. در هر حال، می‌توان گفت که در سال ۷۴۰ ه.ق، اهالی تهران تماماً شیعه مذهب شده بودند.

 

 

 

تهران در عصر ایلخانان مغول :
در زمان حمله مغول، شهر ری ویران شد و انبوهی از جمعیت آن قتل عام شدند. سپس گروهی از مردم این شهر به سوی قریه تهران مهاجرت کردند. کوشش‌هایی که ایلخان غازان (۷۰۳ –۶۹۴هـ .ق) برایعمرانشهرریانجامدادباشکستمواجهشدوورامیننیزسرانجامبهصورتتلیازخاک درآمد. اما تهران در قرن هشتم و نهم قمری از این رویدادها به تدریج سود برد.
سفیر اسپانیا ،نخستین جهانگرد غربی، که از تهران یاد کرده است. در حالی که برای ملاقات تیمور لنگ در سفر به سمرقند از تهران گذر می‌کرده شهر را بسیار وسیع و دلپذیر یافته و نوشته است که در یک قصر به او مسکن داده‌اند. این بنا بزرگترین ساختمان شهر بوده و تیمور لنگ هنگام عبور از تهران در این مکان اتراق کرده بود. این قصر نخستین بنای معظم تهران است که در متون از آن یاد شده است.
منتهی‌الیه جنوب شرقی تهران در قرن نهم تقریباً در نزدیکی محلی بوده که در حال حاضر، بقعه سید اسماعیل در آن قرار دارد. محله چاله میدان فعلی همراه امامزاده یحیی مرز شمال شرقی شهر را تعیین می‌کرده است. اقامتگاه‌های زیرزمینی، خانه‌ها و بستان ها با گردش به سمت غرب، تا آن سوی امامزاده یحیی امتداد می‌یافتند و تا محل کاخ کنونی گلستان پیش می‌رفتند. این بخش ضلع شمال غربی مجتمع شهری عصر تیموریان را تشکیل می‌داده است.
تولد شهر سلطنتی :
بنا به گفته اعتماد السلطنه، در سال ۹۶۱ ه.ق، شاه طهماسب، فرمانروای صفوی، که قزوین را پایتخت خود کرده بود فرمان ساخت بازاری واقعی و حصاری مستحکم از خشت خام را در شهر کوچک تهران صادر کرد. این حصار یک فرسخ (۶ کیلومتر) طول، ۱۱۴ برج به تعداد سوره‌های قرآن و چهار دروازه داشت که عبارت بودند از: دروازه شمیران در مدخل پامنار دروازه دولاب در مدخل بازارچه نایب‌السلطنه در میان ری فعلی، دروازه حضرت عبدالعظیم یا دروازه اصفهان در جهت شمال خیابان مولوی فعلی و دروازه قزوین در مدخل بازارچه قوام‌الدوله.
شاه عباس صفوی به سال ۹۹۸ ه.ق، نخستین کاخ سلطنتی را به نام چهار باغ در تهران برپا داشت و شهر تهران در سال ۱۰۲۸ ه.ق، با قنات های پرشمار و بویژه چنارستان خود که قصر سلطنتی را احاطه کرده بود و سرآغاز ارک سلطنتی به شمار می‌رفت. شهری نسبتاً زیبا بود. در اواخر عصر صفوی، با آن که پایتخت شاهان ایران اصفهان بود ، اما غالباً در تهران اقامت می‌کردند. شاه سلیمان صفوی فرمان ساخت دیوانخانه سلطنتی را در چنارستان صادر کرد.
در همین بنای سلطنتی است که شاه سلطان حسین، سفیر عثمانی را به سال ۱۱۳۵ ه.ق، به حضور پذیرفت.
در زمان شاه طهماسب دوم و چند ماه بعد با فتنة افغان، دوره دشواری برای تمام ایران و تهرانی‌ها آغاز شد. در سال ۱۱۴۱ ه.ق، سران این شهر دستگیر و اعدام شدند. گفته شده که افغان‌ها دروازه ارک را در حصار شمالی ساختند تا در صورت حمله بتوانند به راحتی از قصر بگریزند.
تهران در عصر افشاریه :
چابک سواران قاجار در ظهور نادر، که از نوابع نظامی عصر خود بود، در ارتش جهان گشای او نقش مهمی داشتند.
نادر پس از رهایی از قید طهماسب میرزا و آزاد سازی پایتخت (اصفهان) از دست سپاهیان اشرف افغان و سر و سامان دادن به اوضاع نابسامان نواحی شرقی کشور و خراسان، در روز پنجم ربیع‌الاول سال ۱۱۴۵ هـ .ق. شاه طهماسب را از مقام شاهی خلع کرد.
نادر شاه پس از تاج‌گذاری، چون قصد کشور گشایی داشت، رضاقلی میرزا، فرزند ارشد خویش، را به نیابت سلطنت تعیین کرد و خود با سپاهیانش عازم نواحی شرقی کشور شد.
رضا قلی میرزا پس از انتخاب مشهد به عنوان مرکز حکومت خویش و تشکیل گارد مخصوصی مرکب از سیزده هزار تن سرباز خراسانی، وقتی که در بهار سال ۱۱۵۲ هـ .ق. مصادف با ۱۷۳۹ م.، شایعه دامن گیر شدن ارتش ایران به بیماری خطرناک و به قتل رسیدن نادر شاه در هندوستان قوت گرفت، به تحریک محمدحسین خان قاجار، تصمیم به نابودی شاه طهماسب و فرزندانش گرفت تا مانعی در رسیدن به سلطنت بر سر راه خود نداشته باشد و این تصمیم را عملی کرد.
تشکیل کنگره حکام کشور در تهران:
بعد از قتل شاه طهماسب و فرزندانش، رضا قلی میرزا، در حدود اسفندماه سال ۱۱۵۳ هـ .ق. مصادف با ۱۷۴۰ م.، برای شرکت در کنگره‌ای از حکام سراسر کشور، که به انجمن نوروز شهرت یافت، راه تهران را در پیش گرفت. راجع به قصد رضاقلی میرزا از تشکیل این انجمن شایعات اغراق آمیزی انتشار یافت و برخی این کنگره را به انجمن دشت مغان تشبیه نموده و می‌گفتند رضا قلی میرزا برای آن همه حکام ایران را به تهران فرا خوانده است که ضمن رسیدگی به حساب دخل و خرج ایالات مختلف به هدف‌های بلند پروازانه‌ی خود نیز جامه‌ی عمل بپوشاند.
انتخاب تهران برای برگزاری کنگره نوروز می‌رساند با وجودی که پایتخت افشاریه شهر مشهد بود، اما تهران در آن دوره از اهمیت خاصی برخوردار و مورد توجه بوده است.
ملاقات سفیر روسیه با نادر در تهران:
نادر در هرات بود که شنید رضا قلی میرزا در تهران برای خود دستگاه شاهانه‌ای ترتیب داده است و شاید خیالاتی را نیز در سر می‌پروراند، پس فوراً او را احضار و با متفرق کردن گارد ۱۳۰۰۰ نفری او ناراحتی و نارضایتی خود از عملکرد وی را بروز داد و به دلیل قتل وحشیانه شاه طهماسب و فرزندانش سخت ابراز خشم نمود و او را از ولایت عهدی عزل و نصراله میرزا، پسر دومش، را به ولایت عهدی برگزید.
نادر در تاریخ ۲۸ صفر ۱۱۵۴ هـ .ق. مصادف با ۱۵ می ۱۷۴۱ م. به اتفاق حرم و قرقچی‌های خود عازم تهران شد، که در این سفر نیز به جان وی سؤ قصد شد ولی جان سالم به در برد. نادر شاه پس از ورود به تهران کالوشکین نماینده روسیه را بار داد و کالوشکین، بر طبق دستورهایی که از سن پترسبورگ دریافت کرده بود، حُسن نیت و مراتب دوستی و وداد روسیه را نسبت به ایران اعلام داشت. این اقدام روسیه از هر حیث ضروری بود زیرا ظاهراً سفیر ایران در دربار سن پترسبورگ گزارش‌های افراط آمیزی درباره سؤنیت روسیه نسبت به ایران برای نادر فرستاده بود.
کالوشکین پس از ملاقات با نادر به سن پترسبورگ گزارش داد که در رفتار نادر نسبت به پیش تغییرات بزرگی حاصل شده است و مانند گذشته نمی‌توان با او آزادانه صحبت کرد. او در این خصوص چنین نوشته بود:
«بُختُ نصر جدید از باده پیروزی‌های خود سرمست است و می‌گوید که: تسخیر هندوستان برای من کار دشواری نبود. من هرگاه با یک پا حرکت کنم هند را فتح می‌کنم و هرگاه با دو پا حرکت کنم دنیا را می‌گیرم.»
تهران در تیول رضا قلی میرزا:
نادر شاه مدت زیادی در تهران نماند و این شهر را به قصد قزوین ترک کرد. اما رضاقلی میرزا از تهران همراه پدرش نرفت. در واقع شاهزاده دستور یافت در تهران بماند و مالیات این شهر را به مخارج خود اختصاص دهد. این امر در حقیقت نشانه آن بود که وی مغضوب پدر واقع شده است. در آن زمان معلوم نبود آیا سؤ ظن نادر نسبت به رضاقلی میرزا درباره قصد کشتن پدر موجب این اقدام شد و یا این که نادر قصد داشت وی را به مناسبت غفلت در رعایت مسئولیت خویش در دوران نیابت سلطنت‌ گوشمال دهد.
تا مدتی پس از سوء قصد به نادر تمام تلاشی که برای کشف عامل آن و مجازات او به عمل آمد بی‌نتیجه ماند. لکن سرانجام عامل سؤ قصد در نزدیکی هرات دستگیر شد؛ نام او نیک قدم بود. پس از دستگیری، او را نزد نادر بردند و نادر با او به تنهایی مدتی صحبت کرد و او را تحت بازپرسی دقیق قرار داد. نیک قدم در پاسخ به سؤال‌های مکرر نادر در مورد محرک او تأیید کرد که هیچ محرکی نداشته اما وقتی نادر به او قول داد در صورتی که حقیقت را بگوید جانش در امان خواهد بود؛ وی رضا قلی میرزا را به عنوان محرک خویش معرفی کرد و نادر نیز به قول خود وفا نمود و از کشتن او صرف‌نظر و تنها به نابینا کردن او اکتفا کرد.
باری پس از آن که نادر پیش خود رضا قلی میرزا را محاکمه و محکوم نمود از تهران احضارش کرد. شاهزاده نگون بخت وقتی تهران را ترک می‌کرد هرگز تصور نمی‌کرد که چه سرنوشت تلخی در پیش رو دارد؛ اما وقتی از نحوه‌ی کشتن شاه مخلوع و قتل ناجوانمردانه دو کودک معصوم، مظلوم و محبوب شاه طهماسب توسط وی آگاه شویم، که شنیدن چه‌گونگی آن جنایت لرزه بر اندام می‌اندازد و اشک از دیدگان روان می‌کند، نه تنها چنین عقوبتی در حق او روا به نظر می‌رسد بلکه شاید بیش از این هم انتظار می‌رفت.
به هر تقدیر وقتی رضا قلی میرزا به داغستان رسید بی‌درنگ به نزد پدر رفت. نادر در مورد حادثه سؤ قصد به خود، وی را مجرم دانست و بلافاصله دستور داد تا، در حضور او و عده‌ای از رجال، رضا قلی میرزا را از ناحیه هر دو چشم نابینا کنند و دستور وی بلادرنگ انجام شد. رضا قلی میرزا پس از بهبودی دیگر به تهران بازنگشت و به تقاضای خود به مشهد رفت.
تهران بعد از نادر شاه:
نادر که در پایان عمر خود دچار جنون قدرت شده بود بعد از دوازده سال سلطنت و آن همه فتوحات نمایان درماورای مرزهای ایران سرانجام به دست سران قزلباش، که از فرماندهان سپاه او بودند، کشته شد. با قتل نادر شاه در شب یک شنبه یازدهم جمادی الاخر سال ۱۱۶۰ هـ .ق. در فتح آباد، نزدیک قوچان، آتش جنگ و ناامنی در سراسر ایران شعله کشید. تهران نیز از این آتش بی‌نصیب نماند و به طورکلی مردم این شهر بعد از قتل نادر و تا هنگامی که دوباره در ایران آرامش برقرار شد دوره‌ی سختی را پشت سر گذاشتند؛ زیرا شهر تهران در مکانی بود که بر سر راه استرآباد، مازندران و گیلان قرار داشت و آن‌هایی که می‌خواستند به مازندران، گیلان و استرآباد حمله کنند از تهران عبور می‌کردند و این شهر دست به دست می‌گشت و در هر جنگ و محاصره عده‌ای از سکنه آن کشته می‌شدند و یا بر اثر گرسنگی و یا امراض مختلف جان خود را از دست می‌دادند.

 

کریم خان زند و آقا محمدخان قاجار :
پس از انقراض سلسله افشاریه، شهر مدتی عملاً در دست قبیله‌ای ترک به نام قاجار افتاد که قلمروشان در کوه‌های مازندران، در چند ده کیلومتری شمال شرقی این شهر کوچک، قرار داشت. در این زمان زندیه در ایران به حکومت رسیده بود کریم‌خان‌زند عهده‌دار حکومت ایران شد. وی تهران را از قبیله قاجار رقیب خود گرفت و بر آن شد تا پایتخت خود را به آنجا منتقل کند. او ضمن مرمت حصار شهر که از حمله افغان‌ها صدمه دیده بود و بر پا کردن برج‌های دیده‌بانی در بیرون هریک از دروازه‌های شهر، بناهایی چند در محوطه ارک سلطنتی بنا کرد.
کریم‌خان‌زند به علت درگیری با محمدحسن خان قاجار و نیز به خاطر دور کردن پایتخت از ترکمن صحرا، پایتخت خود را به شیراز منتقل کرد و تهران را به غفورخان واگذار کرد. غفوریان پس از مرگ کریم‌خان به دلیل آنکه به زندیه وفادار مانده بود. بر سر شهر تهران با آقامحمدخان قاجار برخورد شدیدی پیدا کرد و در ۲۷ شوال ۱۲۰۰ ه.ق، آقامحمدخان قاجار بر تهران مسلط شد و در روز ۱۱ جمادی‌الاول ۱۲۰۰، آقامحمدخان قاجار به تهران وارد شد که به این هنگام عملاً «پایتخت» قصر سلطنت، دارالسلطنه و سپس دارالخلافه ایران شده بود.
تهراندرعصرقاجار :
پس از آن که آقامحمدخان قاجار تهران را به عنوان پایتخت برگزید، دیوان دارالعماره را وسعت بخشید و عمارت خروجی را در ارک سلطنتی بنا نهاد.
شهر تهران در این زمان ۱۵۰۰۰ نفوس داشت که از میان آنها ۳۰۰۰ نفر سپاهی بودند و مساحت شهر ۵/۷ کیلومتر مربع بود که فقط نیمی از آن ساخته شده بود و کاخ و باغ‌های سلطنتی به تنهایی یک چهارم مساحت شهر را اشغال کرده بود و از طریق خیابان‌های کالسکه‌رو به دروازه‌های شهر منتقل می‌شد. در حالی که راه‌های دیگر تنگ و غالباً بن‌بست بود.
بدون هیچ تردیدی نخستین سازندة شهر تهران فتحعلی شاه است. این پادشاه که دستور تراشیدن تخت مرمر مشهور را داد. ارگ سلطنتی را با ساختن عمارت بادگیر و اندرونی آذین کرد. با احداث مساجدی چون مسجد شاه در بازار که ساختمان آن به سال ۱۲۵۶ ه.ق، به پایان رسید نیز مدرسه مروی و صدر، سر در بازار و دروازة شاه عبدالعظیم در جنوب شهر نخستین بناهای عمومی لازم ساخته شد و تهران شکل اولیه یک پایتخت را به خود گرفت.
در تهران ساختمان مسجد حاجی رجال علی کار، اسناد محمدقلی، آغاز شد و در سال ۱۲۵۶ ه .ق، امامزاده اسماعیل در بازار ساخته شد. نخستین نقشه تهران در این دوران (۱۲۵۷ ه.ق) به توسط جهانگرد شرق شناس روسی برزین تهیه و به سال ۱۲۶۹ه.ق، در مسکو منتشر شد.
فتحعلی شاه فرمان داد تا قصر فجر معروف را با شکل هرمی، باغ‌های مطبق خارج از حصار در سمت شمال و نیز کاخ نگارستان و لاله‌زار احداث شود که به حصار شهر نزدیکتر بودند. جمعیت تهران در این زمان سی هزار نفر سرشماری شده که دارای حدود سی مسجد و سیصد حمام بوده است. فتحعلی شاه در اواخر سلطنت خود تهران را به حال خود گذاشت و حس سازندگی را از دست داد و در واقع در این زمان هنوز ساختمان هیچ یک از مساجد بزرگ به پایان نرسیده بود.
در آغاز قرن بیستم، تهران به صورت بزرگترین شهر ایران درآمده بود، اما هنوز پایتختی بسیار معمولی بود که ۲۵۰۰۰۰ هزار نفر جمعیت داشت.
در عهد آخرین سلاطین قاجاریه، شهر تغییر مهم دیگری نکرد.
تهران در عصر پهلوی :
در سال ۱۳۰۵ ه.ش، با روی کار آمدن خاندان پهلوی حکومت قاجار به پایان رسید ولی تهران کماکان پایتخت ماند. با روی کار آمدن رضا شاه تغییرات فراوانی در زمینه‌های اجتماعی سیاسی بوجود آمد. ساخت‌های اقتصادی و ارتباطی و سرمایه‌گذاری‌های صنعتی در تهران شروع گردید. ایجاد راه‌آهن سراسری، تقویت ارگان های دولتی، پیدایش ارتش، بانک ها و وزارتخانه‌های جدید چهره تهران را به کلی دگرگون ساخته و به مهاجرت‌های داخلی دامن زده و موجب رشد و گسترش سریع تهران شد. شهر می‌بایست به سرعت تغییر می‌یافت تا با نیازهای جدید دولت مرکزی که در حال شکل گرفتن بود هماهنگ شود. شهر سنتی چون در میان حصار احاطه شده بود. مانعی در راه گردش سریع کالا و آمد و شد اشخاص بود . از این رو نخستین اقدام، احداث دو محور شمالی _ جنوبی و شرقی _‌ غربی بود. قوانین یلدیه و تعویض توسعه معابر و خیابان‌ها تصویب شد و با به اجرا درآمدن این قوانین، تهران این شهر کوچک پایان قرن نوزدهم، صحنه مداخله‌های شهری مداوم و همه جانبه شد.
خیابان‌های جدید (بوذر جمهری و خیام) احداث و معابر اصلی عریض‌تر شد. تخریب حصار تهران قدیم از ۱۳۱۱ ه.ش، آغاز شد و در سال‌های بعد خیابان‌های عریض کمربندی جانشین حصار شدند. در شمال شهر، خیابان‌ شاهرضا (انقلاب)؛ در شرق خیابان شهباز (۱۷ شهریور)؛ در جنوب، خیابان شوش و در غرب، خیابان سی متری نظامی (کارگر) احداث شدند. تهران در این دوران دارای مساحتی حدود ۴۶ کیلومتر مربع و به عبارتی ۱۱ برابر دوره فتحعلی شاه و ۵/۲ برابر دوره ناصرالدین شاه بود.
براساس طرح جدید تهران که توسط «وزارت داخله» تهیه شد. عملکردهای شهری جدید در هسته کهن شهر جای گرفت. ساختمان‌ها و محله قدیمی ارک تقریباً به طور کامل تخریب شد و به جای آنها عمارات جدید دولتی، نظیر کاخ دادگستری _ وزارت دارایی و ... ساخته شد. عمارت گلستان و شمس‌العماره تنها بناهایی بودند که تخریب نشدند و بر جای ماندند.
دو خیابان چلیپایی، معروف به خیابان‌های رضا خانی (خیابان خیام و خیابان بوذرجمهری) شکل نهایی خویش را یافتند و محله سنکلج کاملاً ویران شد و بعدها پارک شهر در آن محدوده احداث گردید.
(خیابان خیام و خیابان بوذر جمهری) شکل نهایی خویش را یافتند و محله سنگلج کاملاً ویران شد و بعدها پارک ‌شهر در آن محدوده احداث گردید.
دانشگاه، بیمارستان پانصد تختخوابی، ایستگاه راه‌آهن، کارخانه چیت‌سازی و ... دیگر مراکز جدیدی بودند که در شمال و جنوب شهر مستقر شدند. ساختمان‌های دولتی از سمت شمال و غرب میدان توپخانه گسترش یافتند و معماری کاملاً جدیدی،چه از نظر ترکیب و چه از نظر ابعاد، عرضه شد. از این گونه بود بناهای پستخانه، شهربانی کل کشور، وزارت امور خارجه و ...
در حقیقت طرح سال۱۳۱۶ ، تهران سبب توسعه راستین شهر و نیز منطقه نشد و الگویی به دست نداد.
در عهد سلطنت محمدرضا پهلوی، تهران به طور مسلم عمیق‌ترین دگرگونی‌های تاریخ کوتاه خود را از سرگذرانده است. شهر معمولی و پایتختی که حکومت مرکزی ضعیفی داشت و در پایان حکومت رضا شاه تحت اشغال بود. در سال ۱۳۵۷ ، یک شهر مهم بین‌المللی شده بود.
خانواده سلطنتی خانه‌های زیبای قدیمی خود را در مرکز شهر ترک کردند و به طور دایم و در ویلاهای جدید شمال شهر سکنی گزیدند. این صعود محله های مرکزی و بسیار ثروتمند به شمال شهر موجب جدایی اجتماعی و سپس گسستگی سپاسی شد و به تجزیه پایتخت به دو بخش شمال و جنوب منجر شد. در شکل‌گیری تهران در عهد محمدرضا پهلوی سه دوره متمایز را می توان تشخیص داد.
تقویت جدایی شمال و جنوب شهر، که در نقل مکان شاه به اقامتگاه‌های شمال شهر (کاخ نیاوران) تبلور می‌یابد.
تهیه طرح جامع که از طریق حاشیه‌ای کردن محله های قدیم و محدوده کردن توسعه شهر به یک محدوده ۲۵ ساله سعی شده شهر بر محوری شرقی_ غربی سازماندهی شود.
اینده‌نگری در شمال تهران و احداث شهر بین‌المللی معتبر به نام شهستان پهلوی طی سه دهه و توسعه شهری در این چارچوب بسیار دوگانه که شمال و جنوب شهر را رو در روی هم قرار داد،تقابل‌های اجتماعی روز افزونی پدید آورد.
طی چهار سالی که دولت درگیر انقلاب سفید بود. تهران توسعه می‌یافت و طبق طرح شهرسازی در سال ۱۳۴۸، انتقال محور شهر و سازماندهی توسعة آن بر مبنای محور شرقی _ غربی به سمت کرج در رأس امور و حمل و نقل به مناطق صنعتی را،که بیشترشان در مسیر آزاد راه کرج قرار دارند،مطرح کرد.
طبق طرح جامع شهرسازی، ۹ قطب شهری بر مبنای محوری که در امتداد رشته کوه‌های البرز قرار داشت، سازماندهی می‌شدند. این قطب‌های جدید شهری که بین کرج و تهرانپارس پخش بودند، می‌بایست از طریق شبکه گستردة آزاد راه‌ها و یک خط مترو به یکدیگر متصل شوند؛ محله قدیمی اطراف بازار می‌بایست نوسازی شود و پس از جا به جایی غالب مراکز فعالیت‌های تجاری و صنایع دستی، به صورت «مرکز قدیمی برای جهانگردان» در آید. برای آنکه وسایل حمل و نقل عمومی بازدهی داشته باشد. سرانجام تصمیم گرفته شد با ساختن ساختمان‌های جمعی مدرن به جای خانه‌های سنتی دو یا سه طبقه جمعیت مرکز شهر را بسیار متراکم کنند.
سرانجام آن که تهران می‌بایست از طریق جنگل‌کاری تپه‌های هزار دره در شرق پایتخت و شمال منطقه صنعتی تهران_ کرج با فضای سبز محصور شود تا فضاهای کاری از مناطق مسکونی آنی واقع در دامنه البرز جدا شوند.
با احداث مجتمع‌های مسکونی عظیم (لویزان، شهرک غرب)، بزرگراه‌های شهری، جنگل کاری و بستن گاراژهای مسافربری مرکز شهر در نزدیک بازار و خیابان امیرکبیر، این پروژه‌ها به اجرا در آمدند، اما شهر از تحول پیش‌بینی شده پیروی نکرد.
می‌دانیم که هر دوره بزرگ تاریخ ایران معاصر در شکل دهی به مرکز مدرن و جدیدی در پایتخت تبلور یافته است. سبزه میدان بین بازار و ارک عهد قاجار،توپخانه در زمان رضا شاه، میدان فردوسی و سپس خیابان تخت‌جمشید در زمان محمدرضا پهلوی و در پایان شهستان پهلوی در تپه‌های عباس‌آباد بین شمیران و مرز شمالی تهران.
ثروت حاصل از صعود ناگهانی قیمت نفت به احداث خانه‌های تازه و ظهور محلات جدید در مناطق مسکونی طبقات متوسط (گیشا، لویزان) و نیز فقیرنشین‌ترین محله های تهران سرعت بخشد.
در طرح جامع ۱۳۴۸ ه .ش، ایجاد محله جدیدی برای امور اداری، سیاسی و بین‌المللی پیش‌بینی شده بود. این محله قرار بود در فضای بی‌نظیر و خالی ۵۵۴ هکتاری شمالی خیابان عباس‌آباد ایجاد شود، بین دو خیابان بزرگی که تهران را به شمیران می‌پیوندند. در این طرح احداث مجموعه بناهایی عظیم پیش‌بینی شده بود. هدف این طرح احداث یک مرکز جدید برای تهران نبود بلکه ایجاد مجموعه‌ای بود که می‌بایست پایتخت یا مظهر درخشان ایران شود.
سطح زیر بنا نمی‌بایست از ۱۹۹ هکتار بیشتر شود. این بناها می‌بایست در میان فضاهای سبز وسیع و راه‌های ارتباطی و در طول محور پر عظمت شمالی _ جنوبی و میدان مرکزی وسیع شاه و ملت احداث شوند. این میدان از میدان شاه اصفهان و میدان سرخ مسکو وسیع‌تر بود و به برگزاری مراسم بزرگ ملی اختصاص داشت و بناهایی برای دستگاه‌های اداری کشوری نظیر وزارتخانه‌ها، شهرداری‌ها و بانک‌ها اختصاص یافته بود. همچنین فعالیت‌های فرهنگی نظیر موزه‌ها، کتابخانه‌ها و همچنین سطوحی به کارهای تجاری بین‌المللی گالری‌ها و نمایشگاه‌ها و مراکز پذیرایی و سفارتخانه‌ها اختصاص یافته بود.
هرچند احداث مرکزی مدرن و سطح بالا برای توسعه آنی تهران ضرورتی مسلم بوده و هست. اما تأکید بی‌مورد و فقدان تدبیر و حتی جدی نبودن پروژه شهستان، آن را سست و بی‌اعتبار کرد؛ چرا که خود دولت ظاهراً توانایی مالی ایجاد زیر بنا و احداث بناهایی را نداشت که قلب شهر جدید را تشکیل می‌دادند.
در عصر سلطنت محمدشاه، شهر در خارج از حصار از طرف شمال که مبدأ آب‌های جاری از شمیران و دامنه‌های توچال بود به آرامی رو به توسعه نهاد. بزرگان و اعیان به تبعیت از شاه به احداث باغ‌های تفریحی و خانه دوم در خارج از حصار شهر در سمت شمال (محمدیه، عباس‌آباد) پرداختند.

نخستین وزیر محمدشاه، حاج میرزا، به دلیل عدم کفایت میزان آب قنات‌های قدیم دستور حفر قنات‌های تازه را صادر کرد و کانالی به طول ۴۲ کیلومتر برای گذراندن بخشی از آب‌های رودخانه کرج به سوی وصفنارد، یافت‌آباد و سپس تهران احداث کرد.

شهر در این نقشه فضای عمومی بازی نداشت. تقریباً فاقد بناهای بزرگ بود و تنها فضای باز آن میدانی کوچک به نام میدان شاه بود که بین بازار و ارک قرار داشت.
کاخ سلطنتی ارگ، در این زمان به عنوان شهری پیچیده درون شهر تهران باقی ماند و تا حصار شمالی پیش رفت که در آن دروازه‌ای به نام عضدالدوله ساخته بودند که امکان دسترسی مستقیم به شهر سلطنتی را فراهم می‌آورد.
ضلع جنوبی مسجد جمعه تهران و بازار بین این مسجد و مسجد شاه را که بین‌الحرمین می‌نامند از آثار دوران حکومت محمدشاه است. ناصرالدین شاه با بر چیدن حصار قدیم و احداث استحکامات تازه و ساختمان‌ها و راه‌های آمد و شد ضروری تهران را بسیار تغییر داد. ظرف چند سال از بناها بهتر نگهداری شد و تهران رنگ و رویی تازه یافت. توسط امیرکبیر دارالفنون، مدرسه آموزشی زبان‌های اروپایی و دروس فنی تأسیس شد و در سال ۱۲۸۴ ه.ق، هنگام افتتاح محدوده شهر تهران «دارالخلافه ناصری» نامیده شد و به صورت پایتختی واقعی درآمد. این زمان تهران تحت نفوذ تمدن غرب قرار گرفت و به دنبال آن نظام بوروکراسی بوجود آمد و اداره های حکومتی و دیوانخانه و سفارتخانه تأسیس شدند.
در این زمان اداره‌ای، به منظور رسیدگی به امور روشنایی و اوراق عمومیف در شهر تهران به دستور ناصرالدین شاه تأسیس گردید. پست خانه مبارک، اداره گمرک و راه‌آهن (ماشین دودی تهران –ری) تأسیسشد. ناصرالدینشاهعده‌ایرامأمورساختتابرایپایتختمحدودهونقشه‌ایجدیددرنظربگیرندکهبراساسآن،اراضیجدیدواردمحدودهتهرانشد. وسعتشهرازشمال۱۸۰۰زرعوازجوانبدیگرهرکدام۱۰۰۰زرعوسعتپیدا کرد.
برج و باروی شاه طهماسب صفوی خراب شد و با خاک آن خندق‌های دور بارو را پر کردند و به تقلید از نقشه شهر پاریس، شهر تهران به شکل هشت ضلعی غیر متساوی‌الاضلاع درآمد و ۱۲ دروازه به دور شهر احداث شد و دور تا دور آن را خندق کشیدند.
این دروازه‌ها در سال ۱۳۰۸ ه.ش، تخریب شد. ولی خاطره آنها در ذهن تهرانی‌ها تا امروز زنده مانده و برای نشان دادن محل کنونی آنها از نامشان استفاده می‌کنند. در شمال، دروازه یوسف‌آباد، دروازه دولت و دروازه شمیران؛ در شرق دروازه دوشان تپه. دروازه دولاب و دروازه خراسان؛ در غرب دروازه باغ شاه، دروازه قزوین و دروازه گمرک و در جنوب، دروازه شاه عبدالعظیم. دروازه غار و دروازه خانی‌آباد قرار داشته است.
در سال ۱۳۰۸ه.ق، عبدالغفار (نجم‌الملک) که نقشه شهر جدید غربی را پس از نقشه «کرشیش» استاد اتریشی مدرسه دارالفنون به عنوان آخرین شواهد وجود شهر اسلامی ترسیم کرده است. جمعیت تهران را ۲۵۰۰۰۰ نفر اعلام می‌کند.
در نقشه عبدالفغار، ترتیبات جدید شهر بسیار مهم است. زیرا خیابان‌های مستقیم و کالسکه‌رو (لاله‌زار و علاءالدوله) در محله های جدید و ( امیریه و چراغ گاز) در محل حصار قدیم صفوی احداث شده بودند و همچنین در شمال ارک دو میدان مشق و توپخانه (جایی که بعدها وزارت‌خانه‌ها در آن تأسیس شدند) در شمال محله سلطنتی بوجود آمده بود. این میادین به سرعت به شلوغ‌ترین نقطه شهر تبدیل شدند. نمایندگی‌های خارجی در این محله ها ی پردرخت (محله دولت) در بالای خیابان علاءالدوله که بعدها خیابان امین سلطان، خیابان سفارتخانه و سپس خیابان فردوسی می‌شود، به سرعت مستقر می‌شوند. اما طلب شهر هنوز همان بازار قدیمی است که مدخل آن همچنان در جنوب ارک قرار دارد.
معظم‌ترین بناها در آن زمان مسجد و مدرسه سپهسالار (میرزا حسین‌خان) بوده که در جوار کاخ بهارستان یا مجلس شورای ملی ساخته شده است.
کاخ های سلطنتی یا خصوصی تنها بناهای زیبای شهر هستند.
عشرت‌آباد در شمال، شمس‌العماره در ارک، کاخ‌های صاحبقرانیه، قصر یاقوت، قصر فیروزه و دوشان تپه در خارج از حصار شهر.
قصر قاجار که در عصر فتحعلی شاه ساخته شده بود در آن هنگام رو به ویرانی نهاده بود. بازار با مساجد متعدد، تکیه‌ها، امامزاده‌ها و کاروانسراها همچنان قلب اقتصادی و اجتماعی شهر بود در حالی که مرکز سیاسی در ارک قرار داشت.
در جنوب محله میدان ارک که از کمی پیش درختکاری و به حوضی مزین شده بود و در آن زمان و آغاز قرن بیستم «میدان شاه» نامیده می‌شد. مسجد خلل‌السلطان جای خود را به تکیه دولت معروف می‌دهد. در شمال خیابان جدید اندرونی، در سال ۱۲۹۵ ه.ق، خیابان زیبای الماسیه را می‌کشند که از بین اسلحه خانه جدید و مدرسه دارالفنون می‌گذرد و به طرف دروازه دولت سابق و میدان توپخانه میرود و در جنوب به باب‌همایون منتهی می‌شود. در این دوران برخی تجهیزات عمومی نظیر واگن اسبی، ماشین‌دودی، روشنایی گاز و نیروی برق در شهر پدیدار شد.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   108 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله بررسی استان تهران

دانلودمقاله مقایسه اختلال ضعف روانی در بین زنان دارای اختلاف خانوادگی

اختصاصی از فی گوو دانلودمقاله مقایسه اختلال ضعف روانی در بین زنان دارای اختلاف خانوادگی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقایسه اختلال ضعف روانی در بین زنان دارای اختلاف خانوادگی و زنان عادی شهرستان ابهر از طریق آزمون m.m.p.
چکیده :
هدف از تحقیق حاضر مقایسه ضعف‌روانی در بین زنان دارای اختلالات خانوادگی و زنان دارای زندگی عادی شهرستان ابهر از طریق پرسش ناسر m.m.p.I است که فرضیه عنوان شده عبارت است از اینکه ضعف روانی در بین زنان دارای اختلالات خانوادگی بیشتر از زنان دارای زندگی عادی است جامعه مورد مطالعه زنان حدود سنی 35-30 ساله است که دارای زندگی عادی و دارای اختلالات و مشکل در زندگی هستند که 60 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده که آزمون بر روی آنها اجرا گردیده و جهت آزمون فرضیه از روش آماری t متغییر مستقل استفاده گردیده که نتایج بدست آمده نشان می‌دهد که ضعف روانی در بین زنان دارای اختلالات و مشکلات خانوادگی بیشتر از زنان دارای زندگی عادی هستند .

 

 

 

 


فصل اول
کلیات تحقیق

 

 


مقدمه :
روشن است که توصیف موضوع ، مسائل و اختلالهای روانی ، توصیف حصفیه های فاعلی و عینی اختلالها علایم و نشانه‌های آنها ، حصفیه های مجزا و هم چنین پیوستگیهایی که می‌توانند با حصفیه های دیگر داشته باشند و نخستین گام در راه روان شناسی مرضی است و شناختن اختلالات از جمله ضعف‌روانی است . تلاشهایی که در قلمرو پزشکی و روان شناسی به منظور طبقه بندی کردن اختلالهای روانی انجام شده‌اند از قدمت زیادی برخوردار‌اند و بتدریج به تعداد کثیری طبقه بندگیها کم و بیش جالب منجر شده‌اند . زوبین در سال (1967) در فهرستی که در این باره فراهم کرده است به پنجاه نضام متفاوت اشاره می‌کند که غالب آنها در تضاد با یکدیگر قرار می‌گیرند بدین ترتیب بررسی ماهیت ، هدفها و مزایا و معایب و همچنین مشکلاتی که انواع طبقه بندیهایی بیماریهای روانی می‌توانند ایجاد کنند ضروری به نظر می‌رسد و گاهی اوقات عوامل خانوادگی . اختلالات و عدم روابط صحیح زناشویی می‌تواند عامل اصلی در ایجاد بیماریهای روانی بخصوص ضعف روانی در بین زنان شود که طبقه بندی اختلالهای روانی و خانوادگی نه تنها اطلاعاتی درباره‌ی ماهیت که قباد و چگونگی اختلالات روانی می‌تواند باشد روان گسیختگی باید شامل تعدادی خصایص توصیف کننده باشد مثلا کناره گیری از روابط بین شخصی ، در سوگرایی و فقط زمانی که چنین حصفیه هایی وجود دارد که باعث ضعف روانی و روان گسیختگی می‌شود تشخیص بالینی در زمانهای مختلف و تشخیص دو متخصص در مورد یک بیمار مشابه باشد که علل جسمانی و علل خانوادگی متفاوت می‌تواند باعث و عامل مهم آسیب شناختی و روحیه ضعف در فردی باشد و عامل بیماری روانی در فرد به شمار بیاید و بر اساس DSmIV که بر این فرض مبتنی نیست که هر مقوله از اختلالهای روانی مانند افسردگی و ضعف روانی ، جوهری کاملا مستقل و مرزهایی مطلق دارد که آن را از دیگر مقوله‌های اختلالهای روانی یا از زمینه‌های بدون اختلال روانی متمایز می‌کنند هم چنین این پذیرفته نیست که همه‌ی افرادی که در یک مقوله از اختلالهای روانی قرار می‌گیرند در همه‌ی قلمروها به یکدیگر شباهت دارند به این صورت که گاهی اوقات ضعف روانی در افراد اختلال خانوادگی بیشتر و گاهی افسردگی و موارد دیگر که اینها تمام به روحیه افراد مقابل بستگی دارد ( دادستان – 1382 )

 


بیان مسئله :
مفهوم ضعف روانی به فکرمحاصره و مفهوم بی اختیاری فکر اجبار را القایی می‌کند و درک این مفاهیم بدون مرتبط ساختن آنها با من فرد که در میان آزادانه فکر ، تجسم اعمال خویشتن و احساس محدودیت می کند ، امکان پذیر نیست محدودیتی که فقط بر اساس و به وسیله فعالیت مرضی در هم شکسته می‌شود و آرامش موقت ، تنها از طریق عدم برخورداری با دیگران و عدم روابط صحیح و اشکال و ضعف داشتن همراه است که در این گونه مشکلات روانی بیمار نسبت به اختلال خود هشیار است و آن را تحمیل شده و مرضی می پندارد یعنی در واقع اختلال را نمی‌پذیرد بلکه آن را تحمل می‌کند مع هزا در پاره‌ای از شخصیتهایی که دارای ضعف روانی هستند نشانه مرضی به منزله بخشی از سازمان یافتگی روانی فرد در می‌آید ضعف روانی مشکلات زیادی را در زندگی روزمره به وجود می‌آورند که خود می‌تواند بوجود آورنده از عوامل شخصیتی و خانوادگی و اختلالات در زندگی باشد مثلا عدم توجه دیگران به او و یا عدم برقراری رابطه دوستانه با دیگران می‌تواند ضعف‌روانی را بیشتر و بیشتر کند گریه در گذشته اختلال ضعف روانی بمنزله اختلالی نادر تلقی می‌کردند اما بررسیهای همه‌گیری شناختی اخیر نشان داده اند که 5/2 درصد افراد در سراسر زندگی خود از این اختلال رنج می‌برند ( منصور – 1380 )
سوال مسئله :
آیا بین ضعف روانی زنان دارای اختلافات خانوادگی و زنان عادی تفاوت معنی داری وجود دارد؟
1- بین ضعف روانی زنان دارای اختلال خانوادگی خانوادگی در زنان دارای تفاوت معنی داری وجود دارد .
اهداف تحقیق
هدف از تحقیق حاضر مقایسه اختلال ضعف روانی در بین زنان دارای مشکلات خانوادگی و اختلالات در زندگی مانند عدم تفاهم با همه برسر موضوعاتی مانند عوامل اقتصادی – اجتماعی و . . . در زنان عادی که دارای زندگی سالمی هستند و اینکه آیا مشکلات در زندگی خانوادگی می‌تواند باعث ضعف روانی شود .
اهمیت و ضرورت تحقیق
رفتارهایی که شامل ضعف روانی می‌شود رفتارهایی خاص دوره نوجوانی نیستند در واقع نوجوان مدتها به پنهان کردن رفتارهایی که نشان دهنده ضعف روانی است می‌پردازد و موارد نادری که بر باعث مشکلات حادتری در دوره زندگی می‌شود که این ضعف روانی می‌تواند در محیط خانوادگی و عدم برقراری روابط بین زوجین و حتی قبول نکردن موقعیت حاضر تشدید شود و امید است با پژوهشهایی که انجام می‌دهیم بتوانیم از این اختلالات بخصوص ضعف روانی در افراد بخصوص زنان که در مشکلات زود تر از مردان قد خم می‌کنند تاثیر مثبتی بگذاریم و بررسی کنیم اختلالات خانوادگی مانند عدم امکانات اقتصادی و یا عدم هماهنگی زوجین هنگام ازدواج که تمام اینها می‌تواند تاثیری در ایجاد ضعف روانی و دیگر اختلالات روانی در بین افراد بخصوص زنان شود که این گونه تحقیقات می‌تواند در مراکز و نهادهای خانوادگی نقش بسزایی داشته باشد .

 

 

 

 

 

 

فصل دوم
پیشینه و ادبیات تحقیق

 

 

 

زمینه‌ی تاریخی آسیب شناسی روانی
هدف این فصل آشنا ساختن دانشجو با موضوع ، تعریف و مفهوم آسیب شناسی روانی است .
اما قبل از آن ، زمینه‌ی تاریخی مربوط به اختلالات روانی را به اختصار مرور می‌کنیم .
ممکن است چنین تصور شود که بررسی تاریخی آسیب شناسی روانی کاری بی‌فایده است ، زیرا بدون شک اطلاعات جدید ، موثرتر ،؛ دقیقتر و منطقی تر از دانشهای زمانهای گذشته است و بهتر است به جای سیر در تاریخ گذشته‌ی این علم ، توجه خود را معطوف به اطلاعات جدید بنمائیم . اما واقعیت آن است که این اطلاعات جدید حاصل کار و تلاش گذشتگان است و بررسی آنها زمینه را برای شناخت اطلاعات جدید آماده می‌سازد . تاریخچه‌ی هر علم شرح تکامل افکار ، بازتابها ، نگرشها ، و باورهای انسان طی هزاران سال است . بررسی این رویدادها و تحولات بسیار با ارزش است ؛ زیرا اطلاعاتی به دست می‌دهند که می‌توانند در فهم و ارزیابی این علم سودمند باشند .
نظریه‌های اولیه درباره‌ی اختلالات روانی این بود که شیطان در درون فرد مبتلا جایگزین شده و موجب اختلال رفتار وی گردیده است . به تعبییر دیگر نظریه‌های اولیه درباره‌ی رفتار نابهنجار و تبیین نابهنجاری نیروهای جادوئی و ماورالطبیعه مانند دیو ، شیطان و ارواح خبیثه بودند . بنابراین ، برای درمان فرد مبتلا کوشش می‌شد تا شیطان از درون وی بیرون رانده شود . به همین دلیل آنان را شکنجه می‌کردند ، شلاق می‌زدند ، می‌سوزاندند و با ابزارهای بسیار ابتدائی مانند سنگ جمجمه‌هایشان را سوراخ می‌کردند ، و به سحر و جادو متوسل می‌شدند . کشف جمجمه‌های سوراخ شده مؤید این موضوع است . نوشته‌های چینیها ، مصریها ، عربیها ، یونانیها نیز نشانگر این موضوع است که اینگونه اختلالات را به جایگزین شدن دیو در بدن فرد مبتلا نسبت می‌داده‌اند . در یونان قدیم ( 800 سال قبل از میلاد ) رفتار آشفتۀ فرد به عنوان تنبیهی در برابر نافرمانی از خدایان تعبیر می‌شده است . این عقیده نه تنها در اقوام اولیه وجود داشت ؛ بلکه در سدۀ میانه نیز نفوذ و توسعه فراوارانی یافت .
در خلال عصر طلائی یونان پیشرفت قابل توجهی در فهم و درمان بیماریهای روانی به وقوع پیوست . بقراط ( 357- 460 پیش از میلاد ) پزشک بزرگ یونان که " پدر پزشکی جدید " نامیده شده است مداخله خدایان و دیوها را در ایجاد بیماریها رد کرد . بر اساس نظریه بدنی ، علت بیماریهای روانی اختلال در اعضای مختلف بدن به خصوص مغز بود . بقراط معتقد بود که مغز فرمانده بدن است و بیماریهای روانی مربوط به اختلال در آن است . همچنین بقراط علت اختلال روانی را عدم تعادل فرآورده‌های مزاجی توصیف می‌کرد . پیش از او مصریان قلب را محل حیات روانی و هیجانی می‌دانستند .
بقراط و پیروان وی به دلیل تشخیص و درمان بیماریهای روانی شهرت ویژه ای یافتند . بقراط انواع مختلف بیماریهای روانی را به سه طبقه‌ی کلی : مانی ، مالیخولیا ، و زوال عقل یا بیماری مغزی طبقه بندی می‌نماید و توصیفهای بالینی مفصل درباره‌ی هر یک از این سه طبقه بیماری به دست می‌دهد . او باور داشت که علت حمله‌های صرعی آسیبهای مغزی است . بقراط تاکید نمود که اختلالات روانی علل طبیعی داشته و مثل سایر بیماریها مستلزم درمانند . روشهای درمانی وی شامل استراحت کردن ، حمام گرفتن ، و رژیم غذائی خاص بود .
افلاطون( 347 – 429 قبل از میلاد ) مسائل مربوط به افراد آشفته‌ی روانی را که مرتکب قتل می‌شدند مورد بررسی قرار داد و آشکارا اظهار داشت که این افراد مسؤول جنایات خویش نیستند و نباید با آنان بدانگونه که با سایر جانیان رفتار می‌شود رفتار نمود . او رفتار هر فرد را نتیجه‌ای از تعارض بین استدلال و هیجان می‌دانست و بر خلاف کسانی که علت رفتار نابهنجار را بدنی می‌دانستند ، بر نیروی تفکر تاکید ورزید و اظهار داشت که ذهن تنها واقعیت حقیقی وجود انسان است . به نظر وی شخصیت آرمانی شخصیتی است که به ویژه توسط فکر و استدلال رهبری شود . افلاطون عقیده داشت که رفتار انسان تحت نفوذ و استیلای نیازهای بدنی و غریزه‌های طبیعی وی است .
ارسطو ( 322 – 384 پیش از میلاد ) شاگرد افلاطون بود ولی از عقاید وی پیروی نمی‌کرد . او بیشتر پیرو عقاید بقراط درباره‌ی مزاجهای چهارگانه بود و عقیده داشت که مزاجهای گرم موجب تمایلات عاشقانه و پر حرفی می‌شود و نیز موجد تکانه‌های خودکشی در فرد است . او درباره‌ی استدلال و آگاهی ، مطالب زیادی نوشت ، و حالتهای هیجانی و انگیزشی از قبیل ترس ، خشم ، حسادت ، تنفر ، شجاعت ، و شفقت را مورد بحث و بررسی قرار داد. ارسطو خشم را محصول نگرش فرد درباره‌ی ناروائی و بی عدالتی می‌دانست و معتقد بود که ترس نتیجه‌آگاهی فرد از خطر و انتظار شکست یا طرد شدگی است . او درباره‌ی لذت و الم مفاهیمی را مورد استفاده قرار داد که با اصول عقاید فروید و پیروانش شبیه بود .
در سالهای اولیه مسیحی ، سنت اگوستین ( 430 – 345 بعد از میلاد ) بسیاری از اندیشه‌های جدید درباره‌ی اختلالات روانی را پیش بینی نمود . او به عنوان یک حکیم و فیلسوف الهی زمینه را برای نظریه‌های روان پویائی درباره‌ی رفتار نابهنجار هموار ساخت . اگوستین مطالب گسترده ای درباره‌ی احساسات و کشمکشهای روانی در انسان نوشت ، به طوری که ممکن است بتوان وی را پیشگام مکتب تحلیل روانی دانست . او مانند فروید به معصوم بودن کودکان اعتقاد نداشت و نقش تکانه‌های پرخاشگری در کودکان و نیاز به کنترل اوضاع محیطی را مورد بحثص قرار داد . اگوستین با بیان این نکته که درون نگری و کشف زندگی هیجانی درونی ، منبع با ارزشی برای دانش روان شناسی است ؛ سهم بزرگی در روان‌شناسی نابهنجاری نوین داشته است .
در سده‌ی میانه نگرش اخلاقی ، انسانی ، و خوش بیانه که نسبت به انسان در سالهای اولیه مسیحی و جود داشت از بین رفت و جای خود را به افکار و عقاید ضد روشن اندیشی بخشید . اعتقاد به ارواح خبیثه مجددا با نیروی شدید ظاهر گردید . مثلا در قرون سیزده و جهارده بیماران روانی را شکنجه می‌کردند تا شیطان از ذهنشان خارج شود . با این وجود کسانی بودند که بر خلاف جریان آب شنا می‌کردند . مثلا پاراسلسوس به کسانی که به ارواح خبیثه اعتقاد داشتند حمله کرد و ناسازگاریهای روانی را پدیده‌ای طبیعی دانست . او به نجوم اعتقاد داشت و پدیده‌های طبیعی را به سیارات و ستارگان نسبت می‌داد . با وجود چنین اندیشه‌های روشنگرانه‌ای ، افکار خرافی و تعصب آلود در سده‌های میانه همچنان رواج داشت و دانشی را که نسلهای قبل اندوخته بودند ؛ دگرگون ساخت .
در اواسط قرن پانزدهم تلاشی چشمگیر ر جهت بردباری و مدارا نسبت به رفتار نامانوس بیماران روانی آغاز گشت . اعتقاد به جادوگری دگرگون شد و نزدیک به سیصد سال بعد ، اروپا درگیر ترسی دیوانه وار نسبت به جادوگران گردید ، ترسی که منجر به کشتن و از بین بردن هزاران تن از جادوگران شد .
تحول اجتماعی و فکرذی بزرگی در اواخر سده‌های پانزدهم و شانزدهم ایجاد شد . با پیدایش سرمایه داری ، ارزشهای فردی جایگزین ارزشهای ساده‌ی اجتماعی گردیدند ، شهرها جایگزین جوامع روستائی شدند و ساختار خانوادگی و روستائی سده‌ی میانه رو به اضمحلال نهاد . تفرقه و اختلاف کلیسا‌ها را فرا گرفت و نهضت پروتستان ، قسمت اعظم اروپا را درگیر جنگهای مذهبی ساخت و این عوامل موجب بر هم زدن توازن اجتماعی بیشتری شدند .
در خلال این بی ثباتی گسترده‌ی اجتماعی عقایدی درباره‌ی جادوگران ظاهر گشت و آنان به عنوان کسانی که با شیطان هم پیمان بوده و از آزار و اذیت دیگران لذت می‌برند تلقی شدند و این حکم که هر مرد یا زنی که اقدام به احضار ارواح کند محکوم به مرگ است به اجرا در آمد . کلیسا جادوگری را خطای حواس و نوعی الحاد و ارتداد نسبت به خداوند دانست که باید از طریق کلیسای رم سرکوب شود .
اولین نهضت انسان گرایانه درباره‌ی بیماری‌های روانی با کار فیلیپ‌پینل ( 1826 – 1745 ) درفرانسه آغاز گشت . پینل‌که از 1792 رئیس‌بیمارستان روانی بیستر در فرانسه شد دستور داد تا زنجیر از دست و پای بیماران روانی بردارند و از شکنجه و آزار آنان اجتناب ورزند و با آنان مانند یک انسان بیمار رفتار کنند . در خلال این دوره ، درمانگری اخلاقی در حد بالنسبه وسیعی در بیمارستانهای روانی مورد استفاده واقع شد . گرچه ، ممکن بود درمانگری اخلاقی ، غیر عملی باشد ولی بی‌تردید بسیارموثر واقع شد .
به‌رغم نتایج موثری که درمانگری اخلاقی در برداشت ، به دلیل پذیرش این عقید که دیوانگانافراد بیمار هستند و فقط درمانگری اخلاقی نمی‌تواند موثر باشد ، در نیمه دوم قرن نوزدهم این روش درمانگری رو به اضمحلال گذاشت .
از‌اوائل قرن نوزدهم اطلاعات مربوط به فیزیولوژی ، تشریح ، عصب شناسی ، شیمی و پزشکی عمومی به سرعت افزایش یافت . این پیشرفتها به کشف تدریجی زیربنای آسیب شناختی عضوی بسیاری از بیماریهای بدنی منتهی گشت و این گام موثر دیگری بود که دانشمندان بیماریهای روانی را به عنوان اختلالاتی بر اساس آسیب شناختی عضوی معین بنگرند .
در1858 امیل‌کراپلین نقش‌مهمی‌در‌ایجاد‌نظریه‌‌ی‌بدنی ایفا نمود . او بر اهمیت آسیب شناختی مغزی در بیماریهای روانی تاکید نمود ، هرچند به اقدامات موثر دیگری توصیف می کردند . پیش از او مصریان قلب را محل حیات روانی و هیجانی می دانستند .
بقراط‌و‌پیروان‌وی‌به‌دلیل‌تشخیص و درمان بیماریهای روانی شهرت ویژه‌ای یافتند . بقراط انواع مختلف بیماریهای روانی را به سه طبقه‌ی کلی : مانی، مالیخولیا ، و زوال عقل یا بیماری مغزی طبقه بندی می‌نماید و توصیفهای بالینی مفصل درباره‌ی هر یک از این سه طبقه بیماری به دست می‌دهد . او باور داشت که علت حمله‌های صرعی آسیبهای مغزی است . بقراط تاکید نمود که اختلالات روانی علل طبیعی داشته و مثل سایر بیماریها مستلزم در مانند . روشهای درمانی وی شامل استراحت کردن ، حمام گرفتن ، و رژیم غذائی خاص بود .
افلاطون ( 347 – 429 قبل از میلاد ) مسائل مربوط به افراد آشفته‌ی روانی را که مرتکب قتل می‌شدند مورد بررسی قرار داد و آشکار اظهار داشت که این افراد مسؤول جنایات خویش نیستند و نباید با آنان بدانگونه که با سایر جنایان رفتار می‌شود رفتار نمود . او رفتار هر فرد را نتیجه‌ای از تعارض بین استدلال و هیجان می‌دانست و بر خلاف کسانی که علت رفتار نابهنجار را بدنی می‌دانستند ، بر نیروی تفکر تاکید ورزید و اظهار داشت که ذهن تنها واقعیت حقیقی وجود انسان است . به نظر وی شخصیت آرامانی شخصیتی است که به ویژه توسط فکر و استدلال رهبری شود . افلاطون عقیده داشت که رفتار انسان تحت نفوذ و استیلای نیازهای بدنی و غریزه‌های طبیعی وی است .
ارسطو ( 322 – 348 پیش از میلاد شاگرد افلاطون بود ولی از عقاید وی پیروی نمی‌کرد . او بیشتر پیرو عقاید بقراط درباره‌ی مزاجهای چهارگانه بود و عقیده داشت که مزاجهای گرم موجب تمایلات عاشقانه و پر حرفی می‌شود موجد تکانه‌های خودکشی در فرد است . او درباره‌ی استدلال و آگاهی ، کطالب زیادی نوشت ، و حالتهای هیجانی و انگیزشی از قبیل ترس ، خشم ، حسادت ، تنفر ، شجاعت ، و شفقت را مورد بحث و بررسی قرار داد . ارسطو خشم را محصول نگرش فرد درباره‌ی‌ناروائی و بی عدالتی می‌دانست و معتقد بود که ترس نتیجه‌ی آگاهی فرداز خطر و انتظار شکست یا طرد شدگی است . او درباره‌ی لذت و الم مفاهیمی را مورد استفاده قرار داد که با اصول عقاید فروید و پیروانش شبیه بود .
در سالهای اولیه مسییحی ، سنت‌اگوستین ( 430 – 354 بعد از میلاد ) بسیاری از اندیشه‌های جدید درباره‌ی اختلالات روانی را پیش بینی نمود . او به عنوان یک حکیم و فیلسوف الی زمینه را برای نظریه‌های روان پویائی درباره‌ی رفتار نابهنجار هموار ساخت . اگوستین مطالب گسترده‌ای درباره‌ی احساسات و کشمکشهای روانی دانست . او مانند فروید به معصوم بودن کودکان اعتقاد نداشت و نقش تکانه‌های پرخاشگری در می‌دهند که می‌توانند در فهم و ارزیابی این علم سودمند باشند .
نظریه‌های اولیه درباره ی اختلالات روانی این بود که شیطان در درون فرد مبتلاجایگزین شده و موجب اختلال رغتار وی گردیده است . به تعبیر دیگر نظریه‌های اولیه درباره‌ی رفتار نابهنجار و تبیین نابخنجاری نیروهای جادوئی و مارالطبیعه مانند دیو ، شیطان و ارواح خبیثه بودند . بنابراین ، برای درمان فرد مبتلا کوشش می‌شد تا شیطان از درون وی بیرون رانده شود . به همین دلیل آنان را شکنجه می‌کردند ، شلاق می‌زدند ، می‌سوزاندند و با ابزارهای بسیار ابتدائی مانند سنگ جمجمه‌هایشان را سوراخ می‌کردند ، و به سحر و جادو متوسل می‌شدند . کشف جمجمه های سوراخ شده مؤید این موضوع است . نوشته‌های چینی‌ها ، مصریها ، عربیها ، یونانیها نیز نشانگر این موضوع است که اینگونه اختلالات را به جایگزین شدن دیو در بدن فرد مبتلا نسبت می‌داده‌اند . در یونان قدیم ( 800 سال قبل از میلاد ) رفتار آشفته‌ی فرد به عنوان تنبیهی در برابر نافرمانی از خدایان تعبیر می‌شده است . این عقیده نه تنها در اقوام اولیه وجود داشت ؛ بلکه در سده‌ی میانه نیز نفوذ و توسعه فراوانی یافت .
در خلال عصر طلائی یونان پیشرفت قابل توجهی در فهم و درمان بیماریهای روانی به وقوع پیوست . بقراط ( 357 – 460 پیش از میلاد ) پزشک بزرگ یونان که " پد پزشکی جدید " نامیده شده است مداخله‌ی خدایان و دیوها را در ایجاد بیماریها رد کرد . اساس نظریه‌ی بدنی ، علت بیماریهای روانی اختلال در اعضای مختلف بدن به خصوص مغز بود . بقراط معتقد بود که مغز فرمتنده بدن است و بیماری‌های روانی مربوط به اختلا در آن است . همچنین بقراط علت اختلالت روانی را عدم تعادل فرآورده های مزاج ( صفرا ، سودا ، خون ، وبلغم ) می‌دانست . او مغز را مهمترین عضو بدن وتعبیر کننده‌ی آگاهی.
اختلال وسواس – بی اختیاری
1 – تعریف
مفهوم وسواس ، فکر « محاصره » و مفهوم « بی اختیاری » فکر اجبار را القاء می‌کند و درک این مفاهیم بدون مرتبط ساختن آنها با « من » فرد که در بیان آزادانه فکر ، تجسم و عمل خویشتن ، احساس محدودیت می‌کند ، امکان پذیر نیست ؛ محدودیتی که فقط بر اساس و به وسیله فعالیت مرضی درهم شکسته می‌شود و آرامش موقت ، تنها از طریق تکرار به دست می‌آید .
بیمار نسبت به اختلال خود هشیار است و آن را تحمیل شده و مرضی می‌پندارد ، یعنی در واقع ، اختلال را نمی‌پذیرد بلکه آن را تحمل می‌کند . مع هذا در پاره ای از شخصیتهای وسواسی ، نشانه مرضی به منزله بخشی از سازمان یافتگی روانی فرد در می‌آید ( آیسنک ، 1979 ) .
بناب این ، وسواس در واقع فکر ، کلمه یا تصویری است که به رغم اراده‌ی انسان ، به هشیاری وی هجوم می‌آورد ، سازمان روانی را تحت سیطره خود قرار می‌دهد و اظطراب گسترده‌ای را در فرد بر می‌انگیزد .
وسواسها را به علت جنبه تحمیلی آنها نمی‌توان با نگرامنهیای مفرط درباره‌ی مسائل واقعی یکسان دانست ، چراکه تلاش فرد به منظور بی توجهی یا مقاوت نسبت به آنها به تشدیدتر از پیش ، از نو بروز می‌کنند .
گرچه ممکن است چندین نوع وسواس همزمان با یکدیگر در یک شخص مشاهده شود اما متخصصان بالینی ، متمایز کردن انواع وسواسها را مفید دانسته‌اند :
تصویرهای وسواسی گاهی ذهن را به گونه‌ای تسخیر می‌کنند که گویی تصویر بر آن حک شده است . مثلا مادری می‌تواند مدام تصویر به خون آلوده فرزندش را ببیند و یا فردی ممکن است بدون وقفه ، صحنه های منع شده‌ی جنسی را تصویر سازی کند .
فکر وجود میکرب در همه جا و ترس از خطر سرایت بیماری موجب می‌شود تا فرد از دست زدن به همه چیز اجتناب کند .
تردیدهای وسواسی ممکن است بر زندگی گذشته و یا آینده متمرکز شوند . تردید وسواس آمیز نسبت به گذشته ، به باز پدید آوری دائم آن منجر می‌شود و پرسش فرد از خود درباره‌ی درست بودن اعمال گذشته و پیامدهای آنها ، دلمشغولی اصلی وی را تشکیل می‌دهد . تردید نسبت به آینده زندگی را دچار اختلا می‌سازد . چراکه توانایی تصمی گیری را از فرد سلب می‌کند .
اعمال بی اختیار ( شستن ، وارسی کردن ، لمس کردن و جز آن ) به منزله رفتارهای انعطاف ناپذیری هستند که شخص برای پیشگیری یا کاهش حالت درماندگی و اضطراب ، خود را مجبور به انجام آنها می‌بیند و تصور می‌کند که اگر ان اعمال را انجام ندهد ، حادثه‌ای وحشتناک که ماهیت آن نیز مشخص نیست ، به وقوع خواهد پیوست .

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  96  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله مقایسه اختلال ضعف روانی در بین زنان دارای اختلاف خانوادگی

دانلودمقاله دینامیک سازه ها

اختصاصی از فی گوو دانلودمقاله دینامیک سازه ها دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

- مقدمه
در مهندسی سازه ، سازه هائی وجود دارند که جهت تحلیل دینامیکی ، قابل تبدیل به سازه یا مجموعه ای از سازه های یکدرجه آزادی هستند . بعنوان مثال قابهای ساختمانی پرتال شکلی که بصورت برشی مدل میشوند بفرم مجموعه ای از سازه های یکدرجه آزادی در نظر گرفته میشوند . اما واقعیت اینستکه همیشه سیستمهای سازه ای پیچیده تری وجود دارند که میتوان با برخی ساده سازیها با آنها نیز مثل سازه های یکدرجه آزادی رفتار نمود . بعنوان مثال میتوان از سیستمهائی سازه ای که دارای انعطاف پذیری و جرم گسترده اند یا سیستمهائی که از جرم های متمرکز با رابطهای انعطاف پذیر تشکیل شده اند نام برد .
در این مقاله تحلیل دینامیکی تقریبی سیستمهای متشکل از جرمهای متمرکز با رابطهای انعطاف پذیر با استفاده از روش مختصات کلی) generalized coordinates ( مورد مطالعه قرار گرفته است .

 

2- اصول روش مختصات کلی
با رعایت سه فرض اساسی زیر میتوان ساختمانهای شکل متعارف را بصورت برشی مدل کرد.
1- جرمها در تراز طبقات متمرکز باشند .
2- تیرها در برابر ستونها صلب باشند . لازم به تذکر است که با این فرض اجازه دوران به جرم ها داده نمیشود .
3- از تغییر شکل محوری ستونها صرفنظر میشود . لازم به تذکر است که در این روش ، تنها تغییر شکل جانبی ستونها مورد توجه قرار میگیرد .
و نتیجه این که با مدل کردن ساختمان بصورت برشی ، میتوان آن را بصورت مجموعه ای از جرمهای متمرکز با رابطهای انعطاف پذیر در نظر گرفت . سازه ای که به این ترتیب بدست می آید به تعداد جرم های متمرکزش دارای اشکال مودی یا مودهای تغییر شکلی میباشد . اولین مود تغییر شکلی را که میتواند اتفاق بیفتد مود اصلی و بقیه آنها مود های از مرتبه بالا نامیده میشوند . تحقیقات انجام شده نشان داده اند که اثر مود های بالاتر در دقت نتایج حاصل از تحلیل دینامیکی چنین سیستمهائی کم بوده و بیشترین و تعیین کننده ترین اثر را مود اصلی دارد .
در تحلیل دینامیکی تقریبی با ا ستفاده از روش مختصات کلی تنها مود اصلی است که در نظر گرفته میشود و از اثر سایر مودها صرفنظر میشود .
یک ساختمان پرتال شکل N طبقه در شکل (1) ، مدل شده آن بصورت برشی در شکل (2) و تحریک خارجی دینامیکی بصورت بار گسترده خارجی P(x,y) در شکل (3) نشان داده شده است . البته تحریک دینامیکی می تواند زلزله نیز باشد و در این مقاله نیز اثر زلزله بر ساختمانهای برشی مورد توجه قرار گرفته است . اکنون اگر تنها مود اول تغییر شکل را در نظر بگیریم وجابجائی آخرین طبقه را Y(t) فرض کنیم ، تغییر شکل کلی سیستم را که در شکل (4) آورده شده میتوان بصورت زیر در نظر گرفت :

 

 

 

 

 


 


 




شکل (4) شکل (3) شکل (2) شکل (1)

 

Y(t) : مختصه کلی یا جابجائی مرجع است که تابع زمان بوده و درحقیقت پاسخ جرم به تحریک دینامیکی خارجی میباشد . البته مختصه کلی میتواند تغییر مکان ویا حتی تغییر زاویه یک نقطه دلخواه از سازه باشد . در سازه های مدل شده بصورت برشی معمولأ جابجائی جانبی آخرین گره یا جرم بعنوان مختصه کلی در نظر گرفته میشود .
این پارامتر را از آن جهت مختصه کلی گویند که میتوان بکمک تابع تغییر شکل ، تغییر مکان تمام نقاط سازه را از روی آن بدست آورد .

 

: یک تابع هندسی بوده و بیانگر منحنی تغییر شکل سیستم می باشد و برای رسیدن به یک دقت قابل قبول باید طوری انتخاب شود که نزدیک به منحنی مود اول تغییر شکل سازه باشد .

 


3 - سازه یکدرجه آزادی کلی
یک سازه یک درجه آزادی به جرم m* ، سختی جانبی k* ، میرائی c* و تحریک خارجی دینامیکی f*(t) طوری درنظر می گیریم که پاسخ این سازه به تحریک خارجی دینامیکی برابر با Y(t) شود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


سازه یکدرجه آزادی کلی

 

اگر انرژی پتانسیل سیستم اصلی را با انرژی پتانسیل سیستم یکدرجه آزادی کلی مساوی قرار دهیم خواهیم داشت :
U = سیستم اصلی
U = سیستم یک درجه آزادی کلی
U سیستم اصلی = U سیستم یک درجه آزادی کلی
اگر انرژی جنبشی سیستم اصلی را با انرژی جنبشی سیستم یکدرجه آزادی کلی مساوی قرار دهیم خواهیم داشت : V = سیستم اصلی
V = سیستم یک درجه آزادی کلی
V یستم اصلی V = سیستم یک درجه آزادی کلی اگر کار نیروهای میرائی دو سیستم را در اثر یک تغییر مکان مجازی ، مساوی قرار دهیم خواهیم داشت :
= کار نیروهای میرائی سیستم اصلی
= کار نیروهای میرائی سیستم یک درجه آزادی کلی
کار نیروهای میرائی سیستم اصلی = کار نیروهای میرائی سیستم یک درجه آزادی کلی
اگر در اثر یک جابجائی مجازی ، کار مجازی دو سیستم را مساوی قرار دهیم خواهیم داشت :
= کار مجازی سیستم اصلی
= کار مجازی سیستم یک درجه آزادی کلی
کار مجازی سیستم اصلی =کار مجازی سیستم یک درحه آزادی کلی
در صورتیکه تحریک خارجی مؤثر بر سازه نیروی زلزله باشد خواهیم داشت :

اکنون که همه مشخصات سازه یک درجه آزادی کلی تعیین شد میتوان معادله تعادل دینامیکی آنرا بفرم زیر نوشت :

با حل معادله فوق ، که پاسخ سازه یک درجه آزادی کلی به تحریک دینامیکی خارجی است بدست میآید . اکنون میتوان با بکاربردن یک تابع تغییر شکل مناسب ، پاسخ سیستم اصلی را بدست آورد .
که در فرمولهای فوق سختی جانبی ستون طبقه i ام ، جاجبجائی جانبی طبقه i ام ، جرم طبقه i ام ، مقدار تابع تغییر شکل در تراز طبقه i ام ، نیروی وارده در تراز طبقه i ام ، شتاب زمین و جابجائی مجازی میباشند . لازم به توضیح است که جهت تحلیل دینامیکی سیستم یک درجه آزادی کلی میتوان هم از روشهای دقیق و هم از روشهای تقریبی استفاده کرد . ولی چون روش مختصات کلی اصولأ یک روش تقریبی بوده و قسمتی از این روش تعیین پاسخ سیستم یکدرجه آزادی کلی است لذا استفاده از یک روش تقریبی برای اینکار معقولتر بنظر میرسد .

 


4- تحلیل دینامیکی طیفی
برای تحلیل دینامیکی سازه روشهای دقیق مثل روش تاریخچه زمانی (Time History Method) و روشهای تقریبی مثل روش طیفی(Spectral Method) وجود دارند . در قابهای ساختمانی پرتال شکل مدل شده بصورت برشی اختلاف نتایج حاصل از ایندو روش قابل اغماض می باشند . روش طیفی که یک روش سریع و مناسب برای تحلیل دینامیکی سازه است در این مقاله مورد استفاده قرار گرفته است . همانطور که اشاره شد در روش طیفی از اثر مودهای بالاتر صرفنظر میشود بنابراین اختلاف بین نتایج حاصل از دو روش فوق نسبت به حالتی که اثر همه مودها یا مودهای مهم در نظر گرفته میشود محسوس تر میباشد اما این اختلاف به نوعی نیست که قابلیت روش طیفی را با در نظر گرفتن یک مود زیر سؤال ببرد . پارامترهای مورد نیاز برای تحلیل دینامیکی طیفی عبارتند از : پریود اصلی سازه که با T1 نمایش داده میشود ، ماکزیمم جابجائی پایه متناظربا با T1 1که با نمایش داده میشود و ماکزیمم شتاب متناظر با T1 که با نمایش داده میشود . برای محاسبه T1 از روشهای تقریبی مثل روش رایلی استفاده میشود . در این روش با استفاده از جرم متمرکز شده طبقات ، سختی جانبی رابطهای انعطاف پذیر بین جرمها و مقدار تابع تغییر شکل در تراز هر جرم یک زمان پریود برای سازه محاسبه میشود که با زمان پریود مود اول سازه اختلاف خواهد داشت واین در حالیستکه با چند سیکل اصلاح زمان پریود تقریبی منطبق بر زمان پریود دقیق خواهد شد . تعداد سیکلهای اصلاح بستگی به نوع تابع تغییر شکل دارد . در اینجا جهت جلوگیری از حجیم شدن مطالب از ارائه روش رایلی و نحوه اصلاح زمان پریود صرفنظر شده وتنها زمان پریود دقیق مود اول سازه ها مورد استفاده قرار گرفته اند . مقادیر و از طیف پاسخ مؤلفه شمال – جنوب زلزله ال سنترو برای میرائی 5% استخراج میشوند .


,
برش پایه ماکزیمم
در فرمولهای فوق فرکانس زاویه ای نوسان ، نیروی وارد به هر جرم و هم بیانگر دو بار مشتق نسبت به زمان میباشد .
5- توابع تغییر شکل
همانطور که قبلأ اشاره شد انتخاب تابع تغییر شکلی که تقریب مناسبی از شکل مود اول ارتعاش باشد مهمترین تأثیر را بر دقت جوابهای حاصل از تحلیل دینامیکی قابهای ساختمانی مدل شده بصورت برشی با استفاده از روش مختصات کلی دارد . در اینجا هفت تابع ساده که احتمالأ دارای این شرط هستند مطرح میشوند :
1- تابع تغییر شکل خطی ...........................................................................................................................................
2- تابع تغییر شکل کسینوسی ..................................................................................................... 3- تابع تغییر شکل سینوسی .............................................................................................................
4- تابع تغییرشکل تیر طره با یک بار متمرکز در انتهای آزاد .......................................................... 5- تابع تغییر شکل تیر با بار یکنواخت ........................................................................... 6- تابع تغییر شکل تیر طره با بار خطی با شدت ماکزیمم در سرآزاد ............. 7- تابع تغییر شکل تیر طره با بار خطی با شدت صفر در سر آزاد ............................. البته لازم به توضیح است که توابع فوق طوری تنظیم شده اند که . در این مقاله رفتار این توابع تغییر شکل در تحلیل دینامیکی با استفاده از روش مختصات کلی مورد مطالعه قرار گرفته اند .

 

7- مقایسه دقت توابع تغییر شکل
برای مقایسه دقت توابع تغییر شکل معرفی شده در قسمت (6) ، 18 قاب ساختمانی پرتال شکل فولادی که نسبت به بار قائم طراحی شده اند و پس از مدل کردن بصورت برشی نسبت به خیز جانبی آخرین طبقه کنترل شده اند ، انتخاب میشوند . روند کلی برای چنین مقایسه ای به این صورت است که تمام قابهای مورد نظر بروش تاریخچه زمانی و با استفاده از نرم افزار کامپیوتری SAP 90 تحلیل دینامیکی شده اند . جهت تحلیل دینامیکی بروش مختصات کلی یک برنامه کامپیوتری بنام Mogayese وبا استفاده از نرم افزار کامپیوتری Fortran PowerStation 4.0 نوشته شده است . این برنامه ، برش پایه و اولین زمان پریود اصلاح نشده حاصل از هر هفت تابع تغییر شکل را ارائه میکند که قابل مقایسه با برش پایه و زمان پریود اصلی حاصل از تحلیل دقیق با استفاده از نرم افزار SAP 90 میباشند . در مورد زمان پریود در قسمتهای قبلی توضیحات کافی ارائه شد . از اینجا به بعد تمام توجه خود را بر روی برش پایه ها متمرکز می کنیم . یرای مقایسه برش پایه های حاصل از روش مختصات کلی وروش دقیق از روش مقایسه نموداری استفاده شده است . به این ترتیب که مقادیر حاصل از روش مختصات کلی برای هر تابع تغییر شکل در برابر مقادیر دقیق نسبت به زمان پریود وبا استفاده از نرم افزار Excel رسم شده و سپس نمودارها با هم مقایسه میشوند . به این ترتیب میتوان میزان انحراف برش پایه های حاصل از هر تابع را از نتایج دقیق سنجید واظهار نظر کرد .

مقایسه دقت تابع شماره (1) با نتیجه دقیق حاصل از آنالیز Time Historyبرنامه SAP90


مقایسه دقت تابع شماره (2) با نتیجه دقیق حاصل از آنالیز Time History برنامه SAP 90

مقایسه دقت تابع شماره (3) با نتیجه دقیق حاصل از آنالیزTime History با برنامه SAP 90 مقایسه دقت تابع شماره (4) با نتیجه دقیق حاصل از آنالیزTime History با برنامه SAP 90

مقایسه دقت تابع شماره (5) با نتیجه دقیق حاصل از آنالیزTime History با برنامهSAP 90

مقایسه دقت تابع شماره (6) با نتیجه دقیق حاصل از آنالیزTime History با برنامهSAP 90

مقایسه دقت تابع شماره (7) با نتیجه دقیق حاصل از آنالیزTime History با برنامهSAP 90

 

همانطور که از نمودارهای ارائه شده ملاحظه میشود انطباق نتایج حاصل از توابع شماره (3) و شماره (1) بر نتایج دقیق بسیار مناسبتر از سایر توابع که همگی زیر منحنی دقیق هستند ، میباشد . عالیترین انطباق را تابع شماره (3) یا تابع سینوسی دارد و بعد از آن تابع شماره (1) یا تابع خطی دارای وضعیت مناسبتری نسبت به سایر توابع میباشد . پس میتوان اینطور نتیجه گیری کرد که در تحلیل دینامیکی تقریبی بروش مختصات کلی در بین هفت تابع تغییر شکل مورد مطالعه ایده آلترین شرایط را تابع سینوسی و سپس تابع خطی دارند و دیگر توابع رفتار کما بیش یکسانی از خود بروز میدهند . از طرف دیگر با ملاحظه نمودارهای فوق ملا حظه میشود که نمودارهای تقریبی همان آهنگ تغییرات نمودار دقیق را دارد و اگر همه نتایج ، بسته به نوع تابع ، به یک نسبت افزایش داده شوند همگرائی آنها به نتایج دقیق ، فوق العاده مناسب خواهند بود . این مطلب در واقع بیانگر این حقیقت است که روش مختصات کلی یک روش بسیار مناسب و سریع و آسان برای تحلیل دینامیکی سازه های مدل شده بصورت برشی است که با یک تابع تغییر شکل مناسب قادر به ارائه نتایج بسیار نزدیک به نتایج دقیق ، میباشد .
مطالعه فوق در حد یک مقاله دانشجوئی قابل ارائه میباشد جهت کسب اطلاعات بیشتر به رفرنسهای معرفی شده مراجعه شود .

 

تقدیر و تشکر
بر خود واجب میدانم که از استاد ارجمند و بزرگوارم جناب آقای پروفسور عیسی سلاجقه که با راهنمائیهای پدرانه و دلسوزانه خویش روشنگر راه زندگیم شدند قدردانی نمایم . همچنین از برادر بزرگوارم جناب آقای مهندس حسین غفاری نیز تقدیرو تشکر مینمایم .

 

مراجع
1- کتاب تئوری وروشهای محاسبه دینامیک سازه ، تألیف : ماریو پاز ، ترجمه : دکتر حسن مقدم و مهندس عباس خواجه کرم الدینی.
2- دینامیک سازه ها ، تألیف : ری کلاف و جوزف پنزین ، ترجمه : دکتر علی اکبر گل افشانی و مهندس سهیل مهری
3- دینامیک سازه ها و تعیین نیروهای زلزله (نظریه و کاربرد) ، تألیف : آنیل . کا چوپرا ، ترجمه : شاپور طاحونی
4- جزوه درس دینامیک سازه جناب آقای دکتر عیسی سلاجقه ، دانشگاه شهید با هنر کرمان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 12   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله دینامیک سازه ها

دانلود مقاله مدیریت آموزش و پرورش

اختصاصی از فی گوو دانلود مقاله مدیریت آموزش و پرورش دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مدیریت آموزشی با پیدایی و تحول نظامهای نوین آموزش و پرورش پدید آمد.
آموزش و پرورش سنتی به دلیل سادگی و محدویت، به مدیریت، به مفهومم امروز، نیازی نداشت. در قرن حاضر، با توسعه آموزش عمومی، تأسیس مدارس و سازمانهای آموزشی بزرگ و متعدد، گوناگون شدن بر نامه های آموزشی، پیچیده تر شدن امر آموزش و پرورش و تخصصی شدن آن، اهمیت و ضرورت سازماندهی و مدیریت فعالیتهای آموزشی به تدریج آشکار گردید.
مدیریت در آموزش و پرورش، در ابتدا، وظیفه نسبتاً ساده ای تلقی می شد که شاید تنها شرط لازم برای ایفای آن داشتن تجربه کار بود. از این رو، ادارة امورآموزشی و مدیریت مدارس، معمولاً به افرادی که از صلاحیت اخلاقی برخوردار بودند و چند سالی سابقه معلمی داشتند، سپرده می شد. به علاوه منظور از مدیریت آموزشی، تفتیش و بازرسی امور، و ایجاد هماهنگی از راه اعمال مقررات، نظارت و کنترل بود.
شاید تا زمانی که نظام آموزشی ساده و کوچک بود و آموزش و پرورش عمدتاً وسیلة حفظ وضع موجود و القای گرایشهای سنتی تلقی می شد، چنین برداشت ساده ای از مدیریت آموزشی تناسب داشت. در عصر حاضر بر اثرات تحولات اجتماعی و فرهنگی، آموزش و پرورش و نهادهای آن از بیخ و بن دگرگون شده و مأموریت خطیر پرورش و آموزش نسلهای نو خاسته از جهات مختلف به نظامهای آموزشی سپرده شده است. امروزه مدیریت آموزشی، به مفهوم رهبری، راهنمایی، اصلاح وتغییر مورد نظر است. از این رو نیل به اهداف عالی آموزش و پرورش در هر جامعه ای مسلتزم تجدید سازمان و نواندیشی در مدیریت نظام آموزشی است.
تعریف مدیریت آموزشی
منظور اصلی مدیریت در هر سازمانی عبارت از هماهنگ سازی کوششهای افراد انسانی و استفاده مؤثر از منابع دیگر برای مربوط است. پس منظور از مدیریت در سازمانهای آموزشی تحقق هدفهای آموزشی و پیشبرد مؤثر آموزش و یادگیری است.
مدیریت آموزشی، گاهی مترادف با مدیریت به معنای اعم تعریف می شود. در این صورت مدیریت آموزشی عبارت است از برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل کلیه امور و فعالیتهای مربوط به آموزش و پرورش. مع هذا، مدیریت آموزشی، غالباً به معنای اخص مور نظر است، یعنی مدیرت آن بخش از فعالیتهای سازمانهای آموزشی که مستقیماً با امر آموزش و پرورش و یادگیری مرتبط است، از جمله فعالیتهای مربوط به برنامه های آموزشی، مواد و محتوای دروس، روشها و وسایل آموزشی، مشاوره وراهنمایی تحصیلی، اقدامات آموزشی و پرورشی مکمل برنامه، امور معلمان و دانش آموزان. در واقع درمعنای اخیر فعالیتهای صف سازمانهای آموزشی مد نظر قرار می گیرد. اگر از مفهوم تصمیم گیری مدد بگیریم مدیریت آموزشی عبارت از تصمیم گیری و اجرای تصمیمات دربارة آموزش و پرورش است.
آموزش و پرورش و اهمیت آن
آموزش و پرورش جریان جامعه پذیری یا اجتماعی کردن اعضای جدید جامعه است.
جریانی که طی آن مجموعه اعتقادات، رسوم و اخلاق، هنجارهاری، ارزشها، رفتارها، دانشها، مهارتها و فنون جامعه به نسلهای جدید منتقل می شود. منظور از این تعریف آموزش و پرورش به معنای اعم است.
در این کتاب، عمدتاً به معنای اخص یا رسمی آموزش و پرورش توجه داریم. آموزش و پرورش رسمی فراگردی است که افراد به واسطة آن در وضعیتهای اجتماعی سازمان یافته، در معرض آموزش منظم دانشها، مهارتها، رفتارها و گرایشهای معینی قرار می گیرند. آموزش و پرورش رسمی از دو لحاظ اهمیت دارد. از یکسو با پرورش قابلیتها و تواناییهای افراد جامعه، به رشد و شکوفایی آنها کمک می کند، و از سوی دیگر در خدمت اهداف گوناگون نظام اجتماعی است. آموزش و پرورش رسمی، ضمن انتفال میراث فرهنگی و اجتماعی، تسهیل و تدارک وسایل رشد و پرورش همه جانبة فردی و ایجاد یگانگی و انسجام اجتماعی به ترتیب نیروی انسانی ماهر در زمینه های حرفه ای و تخصصی می پردازد و موجبات جذب و اشتغال افراد را درسازمانهای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جامعه، فراهم می سازد.
الگوی کلی نهادها، مؤسسات و سازمانهای رسمی جامعه که به واسطة آن انتقال میراث فرهنگی، آموزش علوم و فنون، و رشد و پرورش فردی و اجتماعی میسر می گردد، اصطلاحاً نظام آموزش و پرورش نامیده می شود.
نظام آموزشی پدیده ای عمومی در جهان است. تقریباً در همه جوامع امروز نظام آموزش و پرورش رسمی وجود دارد مع هذا ساختار و ویژگیهای آن از فرهنگی به فرهنگی متفاوت است. همگانی شدن این نظامها را نیاز همة جوامع انسانی به حفظ دستاوردهای فرهنگی و پرورش نسلهای جدید توجیه می کند.
آموزش و پرورش رسمی به مفهومی که امروز می شناسیم برای پاسخگویی به نیازهای جوامع جدید به وجود آمد. در جوامع گذشته آموزش و پرورش امری جدا از زندگی نبود. اغلب مردم نه در مدرسه بلکه طی مراحل زندگی اجتماعی خود (آموزش) می دیدند و (پرورش) پیدا می کردند. دین، خانواده و وظایف اولیه شغلی، همه چیزهایی را که فرد در ارتباط با قرایض دینی رسوم اجتماعی و فرهنگی، پیشه و کار و مسائل زندگی به یادگیری آنها نیاز داشت، به او می آموختند. برای توده مردم، آموزش و پرورش بدین معنا بود که آنچه را که قبلاً معین و مقرر شده بود بیاموزند و عمل کنند. برای هرکس احتمالاً تنها و بهترین معلم، تجربه بود. در این اغلب جوامع سنتی، مدارس دینی، توده مردم را تا حدودی آموزش رسمی می دادند. آموزش در سطح عالیتر در انحصار اشرافیت روحانیت بود. شیوة کار این نوع مدارس در قرون بعد تا مدت زمانی الگوی مدارس رسمی قرار گرفت.
تحولات اجتماعی و علمی در قرون اخیر، به ویژه پدیده تاریخی انقلاب صنعتی دگرگونیهای همه جانبه ای در شرایط زندگی جوامع بشری به وجود آوردند و از جمله فکر ایجاد نهاد ویژه ای برای آموزش همگانی، پرورش حرفه ای و اجتماعی کردن افراد جامعه را تقویت کردند. پیامدهای ناشی از صنعتی شدن کشورها نظیر پیدایی حرفه ها و مشاغل گوناگون تفکیک تخصص مهارتها، رشد کارخانه ها، نظیر پیدایی شهرنشینی و پیدایی شهرهای پر جمعیت و دگرگونی ساختار و روابط اجتماحی موجب توسعة مدارس عمومی و گسترش مسئولیت آنها شدند.
یکی از شرایطی که آموزش و پرورش رسمی و توسعه مدارس عمومی را تقویت کرد، استقلال ملتهای اروپایی در قرن نوزهم است. با استقلال آنها ضرورت پرورش سیاسی و ایجاد هویت ملی در افراد جامعه مورد توجه قرار گرفت. اهمیت مدارس عمومی به عنوان القا کنندة آرمانها و ارزشهای مشترک فرهنگی و ملی روزبه روز بالا رفت. شواهد فراوانی در گذشته و حال این تعمیم را موجه می سازد که یکی از علایق اولیه ملتها پس از کسب استقلا ل آموزش و پرورش عمومی است. آموزش و پرورش،عامل اصلی ایجاد و حفظ آگاهی ملی و ابزار مهمی برای رهایی از نفوذ سیاسی و فرهنگی بیگانگان است.
با تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نیاز به سواد کردن مردم تشدید شد و تا اواخر قرن نوزدهم در بعضی کشورها، قوانین آموزش اجباری در حد ابتدایی به تصویب رسید. الگوهای نظام آموزشی دولتی و غیردولتی به مرور شکل گرفتند و با به استقلال رسیدن اغلب کشورهای غیر اروپایی در قرن حاضر نظامهای آموزشی و مدارس عمومی تحت کنترل دولت در این کشورها نیز به وجود می آمدند.
امروزه در اغلب کشورها آموزش و پرورش عمومی به عنوان صنعت رشد قلمداد می شود و پس از امور دفاعی بیشترین بودجه های دولتی را به خود اختصاص می دهد. منزلت اجتماعی آموزش و پرورش روز به روز افزایش یافته عدة کثیری از مردم را به آموزش فراتر جلب می کند. از این رو کوششهای پی گیری برای ریشه کردن بی سوادی به عمل می آید. گسترده تر و پیچیده تر و نظریه های تربیتی و روشهای آموزش و تدریس دستخوش تغییر و دگرگونی می شوند.
بنابراین پذیرفتنی است که در جوامع امروز آموزش و پرورش نقش و مسئولیت خطیری بر عهده دارد. شواهد بسیاری دال بر آناست که این مسئولیت رفته رفته دشوارتر و با اهمیت تر می شود. با رشد وتوسعه اقتصادی و اجتماعی و افزایش جمعیت، تعداد بیشتری از مردم برای برخوداری از حق آموزش و پرورش به مدارس رو می آورند. در نتیجه شمار مؤسسات آموزشی به طور افزون بالا می رود و خدمات آموزشی گسترش و تنوع پیدا می کند. گسترش کمی مستلزم بهبود کیفی است. ازاین رو، سرمایه و بودجه هنگفتی به تأمین و توسعه منابع انسانی، مالی ومادی اختصاص می یابد. دانش و معرفت دربارة جخان هستی و جوامع بشری سریعاً وسعت یافته رشته ها و بر نامه های آموزشی تخصصی تر می شوند. دگرگونی وتحول شرایط زندگی اجتماعی در همة زمینه ها مسائل و مشکلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فنی را پیچیده تر کرده، حل و گشایش آنها را هر چه بیشتر به دانشها و مهارتها و فنون تخصصی وابسته می سازد. این عوامل همراه با عوامل عدیده دیگر وظایف آموزش و پرورش را دشوار تر می سازند.
از سوی دیکر وظیفه و مسئولیت آموزش و پرورش با اهمیت تر میشود زیرا که انتظام اجتماعی و وفاق اخلاقی، رفاه اجتماعی و اقتصادی، و تأمین امکانات کافی برای ارضای نیازهای معنوی و مادی افراد جامعه مستلزم آن است که اولاً افراد جامعه از لحاظ اخلاقی و اجتماعی تر بیت شوند ثانیاً تعداد هرچه بیشتری از مردم به کسب علم آگاهی و مهارت نایل شوند ثالثاً افراد زبده و مستعد با توجه به قابلیت و توانایی شان در زمینه های نوآوری تخصصی و رهبری پرورش یابند و بالاخره اقشار مردم از امکانات بالقوة هشیارسازی و آزاده پروری جریان آموزش و پرورش عملاً بر خوردار شده بتواند آگاهانه و فعالانه در سازماندهی و ادراه جامعه خویش مشارکت کنند. نقش مؤثر آموزش و پرورش در تحقق هدفهای فوق اهمیت روز افزون آن را روشن و اعتقاد و توجه مردم و دولتها را نسبت به امر آموزش و پرورش مدلل می سازد.
ملاحظات فوق به وضوح به امکانات خارق العاده آموزش و پرورش و نتایج و پیامدهای احتمالی آن برای پیشرفت انسان و جامعه اشاره دارند. البته درخور تأمل است از امکانات آموزش و پرورش می توان به انحای مختلف استفاده کرد مثلاً آن را می توان به عنوان عامل تثبیت و حفظ وضع موجود به کار گرفت یاز از آن به عنوان وسیله ای برای تغییر و پیشرفت جامعه سود جست ممکن است آن را چنان طراحی و برنامه ریزی کرد که به روشنگری پیشرفت و رفاه همگان بینجامد یا برعکس به جهل و نادانی و عقب ماندگی منتهی شود تشخیص این که آموزش و پرورش جامعه ای چه جهت و غایتی را دنبال می کند از راه مطالعه و ارزشیابی آرمانها، هدفها، برنامه ها و خط مش های رسمی آموزشی و به ویژه عملکرد های نظام آموزشی آن امکان پذیر است.
هدفهای آموزش و پرورش
آرمانها و هدفهای آموزش و پرورش تحت تأثیر و بر مبنای اصول و اعتقادی که از جامعه ای به جامعه ای متفاوت است معین می شوند. به علاوه این اصول واعتقادات در شکل گیری ون تحول نظام آموزشی سازمان دهی و مدیریت آن و تدوین خط مش ها رویه ها و روشهای اجرایی آموزش و پرورش نیز نقش مؤثری ایفا می کنند.
هددف کلی آموزش و پرورش در هر جامعه ای این است که افراد آن طبق الگوی اعتقادات و از ارزشهای فرهنگی، دینی، اجتماعی و سیاسی جامعه بار آمده به اعضایی مفید و شایسته مبدل شوند. طبعاً همین اعتقادات و ارزشها در تعیین هدفهای آموزش و پرورش ر سمی نیز مؤثر واقع می شوند. در این فصل رئوس کلی هدفهای آموزشی و عوامل تعیین کننده آنها را مورد بحث قرار خواهیم داد.
هدفهای آموزش و پرورش سه نقش مهم در مدیرین آموزشی ایفا می کنند: اولاً به فر اگرد آموزش و پرورش جهت می دهند. در هر تصمیم گیری مهم آموزشی مثل برنامه ریزی تعیین خط مشی ها، تربیت معلم، و تهیه و تنظیم کتابها و برنامه های درسی اولین پرسش مربوط به هدفهاست که با معلوم بودن آنها سمت و سوی تصمیم گیری مشخص می شود. ثانیاً آنها انگیزة حرکت و فعالیت به وجود می آورند زیرا هدفها به منزلة ارزشهای هستند که در صورت مطلوب بودن مدیران، معلمان، و دانش آموزان را در جهت تحقق خود به کوشش و تکاپو وادار می سازند.ثالثاً آنها ملاکهای کنترل و ارزشیابی فعالیتهای آموزشی را به وجود می آورند.
در چارچوب هدفهای کلی آموزشی است که هدفهای ویژه و اولویتهای تدریس و یادگیری معین می شوند. هدفها به منزله انتظارات جامعه دربارة تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان است. کلی بودن هدفها اجازه می دهد که در صورت ضرورت ایجاد تغییر در برنامه های آموزشی آنها را مورد تفسیر قرار داد. هدفها نقش مؤثری در تهیه و تنظیم برنامه ها و هدایت امور آموزشی ایفا می کنند. هدفهای کلی آموزش و پرورش غالباً در قالب ایده آل و آرمانی بیان می شوند و چشم اندازی از نتایج احتمالی آموزش و پرورش فراهم می سازند.
مفروضات مربوط به هدفها
چنان که اشاره کردیم هدفهای آموزش پرورش بر مبنای اعتقادات و ارزشهایی که خاستگاه فرهنگی، دینی، فلسفی، اقتصادی و اجتماعی دارند، معین می شوند. بر اساس این اعتقادات و ارزشها هر جامعه ای از انسان مطلوب خود تصور ی دارد و معنا و غایت معینی برای آموزش و پرورش قایل است و از این رو می کوشد افراد خود را به موجب این تصور و معنا تربیت کند. بنابراینتعیین هدفها مستلزم ملاحظات فلسفی، دینی، فرهنگی، سیاسی، افتصادی و اجتماعی است که بحث دربارة این جوانب مهم خارج از قلمرو موضوعی این کتاب است.
اعتقادات (یا مفروضاتی) که مبنای تعیین هدفهای آموزش و پرورش قرار می گیرند از کشوری به کشوری متفاوت اند. این مفروضات گاهی وضوح و صراحت داشته در طراحی و سازماندهی و مدیریت آموزش و پرورش مد نظر قرار می گیرند و گاهی صریح قابل تشخیص نبوده مشکلات و مسائلی برای نظام آموزشی به وجود می آورند. ولی به هر حال آنها اهمیت دارند زیرا که در عمل، ماهیت و نوع آموزش و پرورش جهت آن را مشخص می کنند.
بر ای اینکه موضوع روشنتر شود به دو نوع نمونه از این مفرضات که در نقطة مقابل هم قرار دارند اشاره می کنیم.
رلرو مورفت (1962) پاره ای از مفروضاتی را که در گذشته و حال تعیین کنندة هدفها و ماهیت آموزش و پرورش بوده اند به شرح زیربیان کرده اند:
1- فقط افراد جنس، نژاد، دین، گروه سیاسی یا اقتصادی برگزیده ای باید از آموزش و پرورش برخوردار باشند.
2- هدف آموزش و پرورش باید این باشد که سنن و نظم موجود ر استمرار بخشنده بدین وسیله پایداری آنها و همنوایی با آنها را تضمین نماید.
3- مدارس باید سعی کنند که دانش آموزان، دانش و معلومات را صرفنظر از اینکه قابل کاربرد هستند یا نه، کسب نمایند.
4- دانش آموزان باید طوری نربیت شوند که دربارة روابط اقتصادی، سیاسی، انسانی جامعه ای که در آن زندگی می کنند، اعتقادات معینی را بپذیرند آنها را تأیید کنند بدانها عمل نمایند و آنها را پایدار نگهدارندو
1- تا آنجا که ممکن است هر فردی باید فرصت یابد تا فراخور حداکثر قابلیت خود از آموزش و پرورش برخوردار شود.
2- هدف آموزش و پرورش باید این باشد که حداکثر افراد مردم را برای به توسعه و پیشرفت جامعه تربیت کند.
3- مدارس باید سعی کنند که دانش آموزان از دانش و معلوماتی که کسب می کنند به عنوان وسیله ای برای تشخیص مطالعه و حل مسائل و مشکلات استفاده نموده از این طریق به پیشرفت جامعه خود کمک کنندو
4- دانش آموزان باید طوری تربیت شوند که با دانش و معلومات اکتسابی خود مفروضات را مورد پرس و جو قرار دهند فرضیه ها را بیازمایند و راه حلهای موجه و عملی برای مسائل اجتماعی پیدا کنند.
دو گروه مفروضات فوق دو حالت یا گرایش افراطی را نشان می دهند. گرایش به هر گروه از این مفرضات موجب می شود که هدفها خط مشی ها و رروشهای آموزشی اشکال متفاوتی پیدا کنند. بای توجه داشت که مفروضات آموزش و پرورش در این عصر به ندرت در چنین وضعیتهای افراطی قرار دارند. اگر دو گرایش افراطی فوق را دو انتهای یک زنجیره یا پیوستار فرض کنیم گرایشهای واقعی در کشورها میان این دو حالت نوسان خواهند داشت. ولی به هر حال سؤال مهم این است آیا اعتقادات یا مفروضات معینی وجود دارند که بر پایه آن بتوان آموزش و پرورش مؤثر و رضایت بخشی فراهم ساخت؟ اگر چنین مفروضاتی موجود باشدند و بتوان بدانها جامه عمل پوشاند، احتمالاً ابهام و سر در گمی در نظامهای آموزشی به طور قابل ملاحظه ای کاهش پیدا خواهد کرد.
امروزه چون اداره نظامهای آموزشی در اغلب کشورها بر عهده دولتهاست از این رو ایدئولوژی و خط مشی های سیاسی در تعیین هدفها و جریانات آموزش و پرورش نقش مهمی ایفا می کنند. در غالب کشورها، دولتها برای نیل به مقاصد سیاسی و اجتماعی از آموزش و پرورش به عنوان وسیله ای برای پرورش سیاسی و کنترل اجتماعی استفاده می کنند.
هدفها
گرچه هدفهای آموزش و پرورش از لحاظ اولویت و درجه اهمیت از زمانی به رمانی و از جامعه ای به جامعه ای تفاوت دارند درمجموع چهار وظیفه یا کاردکرد اساسی برای نظام آموزشی معین می کنند. آموزش و پرورش رسمی حداقل باید بهشی از این وظایف را انجام دهد تا موجودیت پیدا کند.
1- رشد فردی: جسمی، شخصی عاطفی و ذوقی.
2- انضباط ذهنی: روشهای تفکر و استدلال و فنون پژوهش.
3- انتقال میراث فرهنگی: ارزشهای اخلاقی و مدنی.
4- ارتقای نیازهای حیاتی جامعه به منظور رفاه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی قلمرو علوم و فنون
جوانب چهارگانه فوق را به ترتیب هدفهای شخصی، فکری، احلاقی و فنی می نامیم. نیازهای اساسی هرجامعه ای در زمینة آموزش و پرورش تقریباً همیشه بر حول چهار محور فوق قرار می گیرند. با وجود این در هر عصری با توجه به شرایط تأکید بر این جوانب ممکن است تغییر پیدا کند و در نتیجه اولویت هدفها و محتوای برنامه ها مورد تجدید نظر قرار گیرند مثلاً هرگاه که سازمانهای آموزشی در تفسیرمناسب هدفها و انجام دادن مؤثر وظایف خود در می مانند نظام آموزشی درصد بازسازی هدفها برمی آید یا هر گاه که هدفها و تأکیدات آن پاسخگوی نیازهای جدید جامعه نیستند به تجدید نظر اساسی در هدفها و تغییر اولویت آنها مبادرت می ورزد تا مانع بروز بحرانهای جدی فرهنگی شود. مکتبهای سنتی پاسخگوی جامعه جدید نبودند مدارس دولتی جایگزین آنها شدند و آموزش معارف سنتی در نظامهای آموزشی جای خود را به آموزش علوم و فنون جدید دارند.
به نظر مردم شناسان فرهنگی (والاس 1961) انتظارات جامعه از نظام آموزشی را می توان بر حسب فراگردهای تغییر فرهنگی بررسی کرد. از نظر آنان مراحل عمدة تغییر و تحول فرهنگی عبارتند از: انقلاب، محافظه کاری، و واپس گرایی. طبق این نظریه اولویت وظایف اساسی چهارگانه آموزش و پرورش با توجه به مراحل تغییر فرهنگی تغییر می کند.

 


از دیدگاه مردم شناسی فرهنگی نیروی محرکه تغییر فرهنگی، در درجه اول انقلاب علمی – فنی و دردرجه دوم انقلاب اجتماعی است. جدول فوق نشان می دهد که مثلاً اکر جامعه ای از لحاظ تغییر فرهنگی در مرحلة محافظه کاری است به اقتضای روحیه محافظه کاری حاکم بر جامعه حفظ وضع موجود مد نظر قرار گرفته هر تغییری با احتیاط پذیرفته می شود. از این رو در هدفهای آموزش و پرورش به ترتیب به وظایف فنی، شخصی، اخلاقی، و فکری اولویت داده می شود. یا اگر روحیه واپس گرایی بر فرهنگ جامعه حاکم باشد، گرایش به گذشته و پاسداری سنن و اعتقادات دیرین رایج می شود و اولویتهای آموزش و پرورش بر جنبه های اخلاقی، فنی، شخصی، و فکری قرار می گیرد. در صورتی که فرهنگ جامعه در مرحلة دگرگونی ژرف انقلابی باشد آفرینش ارزشها و اخلاقیات جدید و نواندیشی رواج پیدا کرده درهدفهای آموزش و پرورش بر وظایف اخلاقی، فکری قرار می گیرد. در صورتی که فرهنگ جامعه در مرحلة دگرگونی ژرف انقلابی باشد آفرینش ارزشها و اخلاقیات جدید و نو اندیشی رواج پیدا کرده در هدفهای آموزش و پرورش بر و وظایف اخلاقی، فکری، فنی و شخصی تأکید می شود. تأکید بر ارزشهای کهن را ارج می نهد و تداوم می بخشد دومی در صدد آفرین ارزشهای نو و اشاعه آنهاست.
تغییرات دامنه دار جهت تمرکز یافتن امور دولتی، تجاری و صنعتی، تضعیف الگوهای سنتی تحرک فرایندة جمعیت و گسترش شهرنشینی در جوامع مختلف دلایلی هستند که تا اندازه ای ترتیب و اولویت وظایف آموزش و پرورش به شرح فوق را تأیید می کنند. ضمناً ملاحظه شده است که در کشورهای پیشرفته صنعتی بر اثر تغییر و دگرگونی سریع اجتماعی و فنی ترتیب اولویت هدفهای آموزش و پرورش چندان پایدار نمی ماند و با مراحل الگوی فوق تطبیق نمی کند. در این کشورها تأکید بر اولویت هدفها به اقتضای ضرورتهای تغییر یابندة اجتماعی و اقتصادی از یک وظیفه به وظیفه دیگر انتقال می یابد.

سازمان و مدیریت نظام آموزشی
تحقق هدفهای آموزش و پرورش مستلزم سازماندهی و مدیریت است. از این رو در هر نظام آموزشی طرح مشخصی برای سازمان و مدیریت امور آموزش و پرورش پیش بینی و تهیه می شود. طرح سازمان و تشکیلات نظام آموزشی و شیوة مدیریت آن غالباً تحت تأثیر سیاستهای دولتی است.
در طراحی و ایجاد نظام آموزشی و اتخاذ تدابیر کنترل و مدیریت آن هر جامعه ای خواه ناخواه با چهار مسئلة مهم مرتبط به هم روبه رو می شود. شیوة مدیریت و برنامه های آن تأثیر می گذارد (مورفت و همکاران، 1967). این مسائل عبارتند از:
1- رابطة آموزش و پرورش با دین چه باید باشد؟
2- رابطة آموزش و پرورش با دولت چه باید باشد؟
3- ر ابطة آموزش و پرورش با فرد چه باید باشد؟
4- رابطة دولت با فرد و رشد او چه باید باشد؟

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  33  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مدیریت آموزش و پرورش

دانلودمقاله نجوم و اختر فیزیک

اختصاصی از فی گوو دانلودمقاله نجوم و اختر فیزیک دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

 

 

آشنایی با کیهان شناسی
کیهانشناسی علم بررسی تاریخ کیهان به عنوان یک کل است و هم ساختار و هم تکامل آن را بررسی می کند. در کیهانشناسی فرض می شود که در فاصله های بسیار زیاد، کیهان از هر مکانی که به آن نگاه شود یک شکل و متقارن به نظر می رسد، و در هر جهتی که به آن نگاه شود هم به یک شکل می باشد ( به بیان ریاضی تر، کیهان ایزوتروپیک است.) این فرضیات، اصول کیهانشناسی نامیده شده اند

جست‌وجوی اجرامی شگفت انگیزتر از سیاهچاله‌ها

 


دانشمندان وجود دسته‌ای جدید از سیاهچاله‌ها را پیش بینی کرده‌اند که به دلیل سرعت بسیار زیاد چرخش به دور خود افق رویداد ندارند.

 

 

 


به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، سیاهچاله‌ها هم پیش از این در دسته اجرامی بسیار ناشناخته و رازآمیز قرار داشتند. تصوری که از این اجرام وجود دارد، این گونه است که جسمی بسیار کوچک جرمی معادل جرم چندین خورشید را در نقطه‌ای فشرده کرده است.

 


اما موضوع این خبر کشف جرمی شگفت انگیزتر از سیاهچاله‌ها است.

 


نظریه «تکینگی بدون پوشش» (naked singularity) حاکی از آن است که سیاهچاله آنقدر سریع به دور خود می‌گردد که در نهایت با فقدان افق رویداد مواجه می‌شود.

 


سیاهچاله‌ها زمانی شکل می‌گیرند که ماده‌ ستاره‌ای بزرگ بر روی خود فرو بریزد و در این حین، فشار لازم به طرف خارج برای خنثی کردن نیروی گرانشی که به طرف داخل وارد می‌شود، وجود نداشته باشد. از این رو فشار گرانش به سایر نیروهای داخلی غلبه می‌کند و سیاهچاله تا بینهایت در خود فرو می‌ریزد.

 


در این صورت نیروی گرانشی به قدری زیاد می‌شود که حتی نور نیز نمی‌تواند از آن بگریزد. در نهایت سیاهچاله در پوششی تاریک از خودش احاطه می‌شود که ما آن را افق رویداد می‌نامیم. اجرام و تابش‌ها هنگام رد شدن از افق رویداد ناگزیر به سمت سیاهچاله کشیده می‌شوند. به همین دلیل ما آن ها را نمی‌بینیم و سیاه می‌نامیم.

 


به نوشته نجوم، تمام سیاهچاله‌های کشف شده تا‌کنون، دارای چرخش به دور خود بوده‌اند. گاهی آنقدر زیاد که به بیش از هزار دور در ثانیه می‌رسید؛ اما در این نظریه جدید، اگر سیاهچاله‌ای را بیابید که سرعت گردش به دور خودش بسیار زیاد باشد، در آن صورت مقدار حرکت زاویه‌یی چرخشش بر نیروی گرانش حاصل از جرمش غلبه می‌کند و می تواند افق رویداد را کاهش دهد و یا از بین ببرد و سیاهچاله را بدون پوشش کند؛ اما سیاهچاله‌ای با 10 برابر جرم خورشید، به سرعت چرخشی بیش از چند هزار دور بر ثانیه نیاز دارد.

 


مطابق با نتایج تحقیقات دانشگاه‌های «دوک»(Duke) و «کمبریج»(Cambridge)، جرمی با چنین مشخصاتی را می‌توان در لنزهای گرانشی کشف کرد.

 


به گزارش ایسنا، لنز گرانشی قسمتی از فضا است که در آن جسمی با جرم زیاد مانند سیاهچاله وجود دارد و با توجه به نیروی گرانشی که دارد مانند یک عدسی طبیعی عمل می‌کند و نورهای رسیده از فواصل دور را خمیده و در نهایت کانونی می‌کند.

 


اگر نتایج این تحقیقات درست باشد، اخترشناسان می‌توانند چنین اجرامی را که در نظریه جدید پیش بینی شده ثبت و شناسایی کنند.

 

پیچنده فضایی (1)

 


تصور کنید اگر راندن در یک جاده کوهستانی برای شخصی مثلاً هشت ساعت طول بکشد، شاید یافتن یک تونل در آنجا، زمان لازم برای پیمودن این مسیر را به ده دقیقه کاهش دهد. پس اگر کسی با دوستانش قرار بگذارد که این مسیر را برود و سپس به آنها اطلاع دهد که به مقصد رسیده و آنها هم از داستان آن تونل فرضی آگاهی نداشته باشند، شاید بتواند برای دوستانش چنین وانمود کند که راه هشت ساعته را چنان تند پیموده که ده دقیقه ای رسیده!

 


اما مگر میشود که در هر شرایطی فاصله فیزیکی را چنان کوتاه کرد که زودتر به مقصد برسیم؟ مگر میشود در هر شرایطی میانبر پیدا کرد؟ پاسخ دانش فیزیک به این پرسش آری است.

 


برای شکافتن بهتر موضوع بهتر است کمی درباره نیروی گرانش (جاذبه) بگوییم. در افسانه ها میگویند که نیوتن با افتادن سیبی به سرش قانون گرانش را کشف کرد. او فکر کرد که چرا سیب بالا نمیرود و پایین میاید؟ او پی برد که اگر هر جسمی را با سرعت به اندازه کافی به هوا پرتاب کنیم، با شتاب ثابتی و در یک مسیر راست به زمین برمیگردد. پس میتوان گفت که کشش زمین و جسم دلیل این رویداد است. از آن پس دانش فیزیک پیشرفت کرد و دانشمندان فهمیدند که حرکت سیارات به دور خورشید هم از همین گونه است. گرچه به خاطر جرم زیاد سیارات و خورشید و مسافت زیاد میان آنها، خورشید نمیتواند آنها را در یک مسیر راست به سوی خود بکشد و آنها روی خورشید نمی افتند. پس با اینکه گرانش همان گرانش است و نیروی تازه ای در کار نیست، اما در اینجا کمی پیچیده تر خود را نشان میدهد و اثر گذاری آن از حرکت ساده و سقوط راست اجسام بر روی زمین، به حرکت پیچیده و چرخشی سیارات گرد خورشید با سرعتها و دوره های تناوب و ... متفاوت تبدیل شده. پس میتوان اینگونه نتیجه گیری کرد که در شرایط پیچیده تر، گرانش میتواند اثر گذاریهای پیچیده تری را به بار دهد.

 


در اینجای داستان لازم است نگاه خود را از دستاورد نیوتن به دستاورد انیشتین تغییر دهیم. نظریه نسبیت عام انیشتین گرانش نیوتن را کامل کرد و یک برداشت متفاوت از آنرا به دست داد. نظریه انیشتین گفت که هنگام سخن از نیروی گرانش، چیزی چیزی را به سوی خود نمیکشد، بلکه جرم ها فضا را به گونه ای خم میکنند که حرکت اجسام ناشی از نیروی گرانش (آن گونه که ما می بینیم) در واقع سقوط آزاد آنها در یک فضای خمیده است. پس زمین سیب را به سوی خود نمیکشد، بلکه نیروی گرانش کره زمین فضای پیرامون این سیاره را جوری خم کرده که هر جسمی بسته به ویژگی هایش (جرم، سرعت، ...) در این فضای خمیده حرکت میکند. خورشید هم طوری فضای منظومه شمسی را خم کرده که هر سیاره ناگزیر باید گرد آن بچرخد. برای تجسم بهتر به سوراخ چاه حمام نگاه کنید که چطور آب و کفها را به سوی خودش میکشد، طوری که اگر هر چیزی همراه آنها باشد (مثلاً یک سوسک!) به گرد سوراخ چاه میچرخد و میچرخد و سرانجام به درون سوراخ میریزد. خورشید نیز چنین میکند، اما خوشبختانه سیارات به این زودیها به آن نزدیک نمیشوند و تنها پس از میلیاردها سال است که ما هم مانند کفهای درون حمام به درون خورشید کشیده میشویم.
به هر حال، میخواستم این را بگویم که نیروی گرانش میتواند حرکتهای پیچیده ای را نتیجه دهد، حرکت راست و حرکت چرخشی. همه چیز به سیستم مورد مطالعه بستگی دارد؛ اینکه جرمها چه اندازه اند و چه ویژگیهایی دارند (سرعت، شتاب، اندازه حرکت، اندازه حرکت زاویه ای، ...) و چه مسافتی از هم دارند و مانند اینها. بر پایه نسبیت عام انیشتین، هر چه سیستم مورد مطالعه پیچیده تر باشد، میتواند فضای پیرامونش را پیچیده تر خم کند. اما آیا میتوان طوری پیچیدگی را بالا برد که خمیدگی فضای اطراف به کم شدن فاصله میان دو مکان بیانجامد؟ در مثال جاده کوهستانی با زدن تونل از دل کوه، میشد که بگوییم مسیر (بهتر بگوییم: مسیر موثر و نه مسیر واقعی) را کوتاه کرده ایم؛ انگار که جاده کوهستانی جوری خم شده که آغاز و پایانش همان آغاز و پایان تونل شده است. پس برای زودتر رسیدن باید مسیر دلخواه را طوری خم کنیم که ابتدا و انتهایش در یک مسیر فشرده شده و کوتاه شده قرار بگیرد. اگر بتوانیم تا این اندازه پیچیده کار کنیم و فضا را خمیده در بیاوریم، خواهیم توانست مسیر را کوتاه کنیم و سرعت موثر پیمودن در آنرا افزایش دهیم.

 


معادلات نسبیت عام انیشتین میگویند که چنین کاری شدنی است و اگر شما مسیر مورد نظر و ویژگی های خمش آنرا به معادلات بدهید، معادلات به شما ویژگی های آن سامانه از جرمها را میدهند.

 


دانشمندان سالها روی این موضوع کار کرده اند و به پاسخ هایی از معادلات میدان گرانش نسبیت عام دست یافته اند که میتوانند کوتاه کردن مسیر را برای ما به بار دهند.

 


دو دسته از پاسخها که بیشترین کار روی آنها انجام پذیرفته، متریکهای کرمچاله گذرپذیر و حامل پیچشی میباشند. در مدل یک کرمچاله گذرپذیر استاتیک و کروی-متقارن، میتوان با گذر از گلوگاه کرمچاله، از یک دهانه در یک فضای مجانبی-تخت، به یک فضای مجانبی-تخت دیگر رفت که در فاصله ی به اندازه بسنده دوری قرار دارد. اینگونه که بر میاید، محدودیتی در برد این سامانه نیست! پس هر دو جا در یک جهان یا دو جهان را میتوان به هم پیوند داد. اما بررسیهای بیشتر نشان داده اند که چنین هندسه زمختی، نیاز به مقادیر زمختی از ماده شگفت یا به زبان فنی تر: ماده ناقض شرط انرژی میانگین پوچ، را به همراه میاورد.

 

پیوستگی مولفه های متریک چنان است که گریزی برای رسیدن به یک ساختار خوشرفتار نیست. چنانکه اگر اندازه انرژی کاهش یابد، کاهش شعاع گلوگاه را به بار میدهد؛ یا اندازه فاصله میان دهانه تا گلوگاه را به مقادیر حدی میل میدهد. پس باید رهیافت رقیق سازی هندسه را برگزید. یعنی روی هر مولفه از متریک خام نخستین چنان کار میکنیم که - در دامنه ی توانش - به تمرکززدایی چگالی انرژی در فضازمان پیرامونش کمک کند.

 


یکی از بهترین گزینه ها رفتن به سوی بی تقارنی در اسکلت متریک است، به هدف آنکه به جز مولفه های قطر تانسور ماده-انرژی (که چهار تا هستند)، هر شانزده مولفه این تانسور باری از ماده شگفت همبسته را به دوش بگیرند و فشار ضریب کلان اندازه انرژی بجای چهار مولفه، در پشت شانزده مولفه پخش شود. پیچیدگی ریاضی چنین رهیافتی بسیار بالاست و بی تردید نیرومندترین راهکار پرداختن به آن، به کار بردن تقریبهای عددی و مانند سازیهای رایانه ای است. بزرگترین گامی که در این راه تاکنون برداشته شده، رفتن از هندسه متقارن-کروی به هندسه متقارن-محوری بوده است.

 


دیگر گزینه دینامیک سازی هندسه است. یعنی بگذاریم هندسه در زمان جریان بیابد و تمرکز زمخت ماده شگفت "جاری" شود. گرچه در جهان واقعی هم رودخانه زمان همیشه به جلو در پیش میرود.

 


گزینه دیگر افزودن چرخش به توابع ریخت و جابجایی به سرخ در متریک است که بخشی از انرژی همبسته را به خود جذب میکند و آنرا کاهش میدهد.

 


و همچنین گزینه دیگر افزودن بار الکتریکی به متریک است که با برپایی بر هم کنش میان میدانهای الکترومغناطیسی و گرانشی میتواند بر هندسه اثرگذار باشد. با فناوری کنونی، این کاراترین راهکار رقیق سازی هندسه کرمچاله است.

 


همه گزینه های بالا در جبهه ای به نام کار روی سمت چپ معادلات میدان نسبیت عام و کار روی هندسه ی بهتر جای میگیرند. اما جبهه دومی هم در کار است که همان کار روی سمت راست معادلات میدان و کار روی انرژی بیشتر نام دارد.

 


پیچنده فضایی (2)

اینجاست که اهمیت مهندسی فضازمان (Spacetime Engineering) روشن میشود که در شرایطی که فیزیک قضیه به مرزهای خود رسیده و توان پیش رفتن بیشتر را در آینده ای نزدیک برای خود نمیبیند، مهندسی دانسته ها و داشته های کنونی، میتواند رهیافتهایی در چهارچوب دانش را باز کند که نوید این را میدهند که میتوان با تردستی، بازده تولید ماده شگفت را از سطح کوانتمی به سطح کلاسیکی برساند

 


بر پایه عدم قطعیت مکانیک کوانتمی، نمیتوان گفت که در خلا کامل انرژی پایه فضازمان هیچ است، بلکه پس از کوانتیده کردن تابع انرژی، در می یابیم که نوسانگر مربوطه در خلا بر شمرده شده که آنرا نقطه صفر هم مینامند، دارای مقدار است. پس قرارداد میکنیم که انرژی کمتر از این مقدار را انرژی منفی بنامیم.

 


اما این انرژی دارای سرشتی کوانتمی میباشد، و مهار آن کاری دشوار است. همچنین تا رسیدن به یک نظریه گرانش کوانتمی فراگیر، توضیح درخوری از رفتار کف کوانتمی فضازمان را نداریم. نمیدانیم که فضازمان ماهیتی پیوسته دارد (نسبیت کلاسیک) یا از واحدهای گسسته ساخته شده (نظریه میدان کوانتمی) یا از واحدهایی یک بعدی و مرتعش (نظریه ریسمان) و یا سنگ بناهایی دوبعدی و رویه گونه که مانند لوله کشی و غشابندی می مانند (نظریه های ابرریسمان). بنابراین بهتر است که به آزمایشها بسنده کرد که رفتارهایی سرراست را گزارش میدهند و بررسی فضازمان را بسیار ساده تر میکنند؛ گرچه باید پذیرفت که دقت رهیافت نظری را در این شیوه نداریم، اما در بیشتر پیشرفتها راهبرد نظریه را گزارشات تجربی رفتار طبیعت در اندازه های کوانتمی و کهکشانی به دست داده اند و فیزیک کار را پی ریخته اند. پس رهیافت بررسی آزمایشها بیشتر مهندسی و در سطح است تا فیزیکی و در عمق، و حتی برخی آنرا "مهندسی کوانتمی" نامیده اند، اما در پایه ی داستان تفاوتی را نمیسازند، گرچه هر رهیافت جایگاه خود را دارد و پیشرفتهای نظریه بسیار مهم هستند.

 


از میان پدیده های به آزمایش درآمده که در برخی حالتها برخوردن به انرژی منفی را در سیستم مورد بررسی دارند، دو پدیده اثر کازیمیر و خلا فشرده بیشترین احتمال دستیابی به اندازه های ماکروسکوپیکی ماده شگفت را در خود دارند. جالب آنکه از این دو پدیده در نخستین مقاله های پدید آورندگان فیزیک کرمچاله در سال 1988 نیز نام برده شده است.
اثر کازیمیر را ده ها سال است که فیزیکدانها میشناختند، اما تا تایید آزمایشگاهی آن در دهه نود، چیزی بیش از یک حالت ویژه از نوسانگر های کوانتمی نگریسته نمیشد. در این باره از شما میخواهم که به یک مقاله بسیار خوب نگاهی بیاندازید:

 


هنوز نیز با اینکه این بارزترین گزینه دیدن اثرات انرژی نقطه صفر خلا میباشد، بسیاری نمیپذیرند بتوان با یک اثر ذاتاً کوانتمی به ساختارهایی ماکروسکوپیکی از فضازمان پیچانده شده (کرمچاله، حامل پیچشی، لوله کراسنیکف، و هر گونه پیچنده فضایی) رسید.

 

اکنون پرسش اینست که چگونه میتوان یک کرمچاله گذرپذیر را در آزمایشگاه ساخت؟ و پاسخ آنست که باید انرژی بایسته آنرا فراهم کرد. یعنی باید ماده شگفت را تولید کرد که دارای چگالی انرژی کمتر از چگالی انرژی خلا در فضازمان تخت در دمای صفر مطلق و در شرایط خلا ایده آل (= شمار ذرات محیط آزمایش برابر صفر) میباشد.
دو فاجعه در یک کهکشان

 

 

 


ابرنواخترها پدیده هایی نادر اند که در هر 25 تا 100 سال یکبار در کهکشان رخ می دهند. به همبن دلیل سازمان فضایی ناسا از کشف چنین پدیده ای بسیار حیرت انگیز شد، این واقعه در حالی رخ داد که ماهواره سوئیفت توانست دو ابرنواختر با فاصله 16 روز از انفجار را در یک کهکشان ردیابی کند.

تاکنون اخترشناسان ابرنواختری به اینگونه؛ در کهکشان MCG +05-43-16 مشاهده نکرده بودند، که ناگهان انفجاری مهیب رخ می دهد. این دو ابر نواختر با نام های SN 2007ck و SN 2007co شناخته می شوند. این انفجارها شش هفته گذشته در این کهکشان کم نور واقع در صورت فلکی جاثی و با فاصله ای معادل 380 میلیون سال نوری از ما رخ دادند.

اخترشناسان بر این باورند که این پدیده بسیار نادر و متمایز است، SN 2007ck ابرنواختری نوع II است و هنگامی رخ می دهد که ستاره بسیار پرجرم تر از خورشید است در این هنگام ستاره شروع به بیرون ریزی شدید ماده و در نهایت انفجاری مهیب را به وجود می آورد و واقعه ای عظیم پدیدار می شود سیاهچاله، ستاره نوترونی یا دمیدن پوسته های گازی ستاره به دیگر نواحی فضا.

ابرنواختر بعدی، یعنی، SN 2007ck از نوع Ia است و در حالی رخ داده که ماده کوتوله ای سفید توسط همدمی غیر قابل دید ربوده شده است تا جایی که ستاره توانایی نگهداری هیچ ماده ای را بر خود نداشته سپس انفجاری مهیب و پرصدا و حجیم رخ داده است.
در حقیقت این پدیده تصادفی و نادر در دو بازه زمانی کم سبب پر نور تر شدن کهکشان به اندازه دهها هزار بار بیشتر از آنچه بوده شده است.

 


روشی نوین برای اندازه گیری جرم سیاه چاله ها

 

نیکولای شاپوشنیکو و لو تیتار چوک،دو اختر فیزیک دان مرکز پرواز های فضایی گدارد ناسا به ابتکاری نوین در زمینه اندازه گیری جرم سیه چاله ها نائل آمدند.


شاید در ابتدا عجیب به نظر آید، اما یکی از مهم ترین و مشکل ترین مسائلی که دانشمندان همواره با آن روبرو هستند تعیین جرم اجرام آسمانی است.نمونه های فراوانی از سیستم هایی دوتایی که در آن دو ستاره به دور یکدیگر در گردشند مورد بررسی قرار گرفته و جرم دقیق آنها محاسبه می گردد.در این بین تعیین جرم سیاه چاله ها فرایندی بسیار پیچیده است زیرا این اجرام غیر قابل مشاهده هستند.

اما اختر فیزیکدانان کار آزموده در ابتکاری بی سابقه، روش نوینی برای حل این مسئله ابداع نمودند. در این روش با سنجش میزان وسعت قرص بر افزایشی در سیاه چاله جرم دقیق آن تعیین می گردد. (قرص بر افزایشی یک صفحه دایره ای گردان است که از مواد به دور سیاه چاله تشکیل می شود. این مواد که در اطراف سیاه چاله قرار دارند به مرور وارد آن شده و به عبارت دیگر بلعیده می شوند.)

از آنجا که این مواد می توانند بسیار سریعتر از بلعیده شدن توسط سیاه چاله متراکم گردند ،به هم فشرده شده و فوق العاده گرم می شوند.علاوه بر این، در طی فرایند گرم شدن امواجی را در طیف اشعه ایکش گسیل می کنند که توسط اخترشناسان در زمین دریافت می شود.
دانشمندان به این نکته پی برده اند که رابطه مستقیمی بین سیاه چاله و اندازه قرص بر افزایشی اطراف آن وجود دارد.به عقیده اخترشناسان، متراکم شدن گاز های داغ قرص بر افزایشی با افزایش جرم سیاه چاله همراه خواهد بود. .بدین ترتیب هرچه قدر که سیاه چاله پرجرم تر باشد، میزان تراکم مواد اطراف آن و در نتیجه اندازه قرص برافزایشی وسیع تر خواهد بود.




نمایی خیالی از یک سیاه چاله در حال بلعیدن همدم ستاره ای خود

این ایده که برای نخستین بار توسط تیتار چوک در سال 1998 میلادی مطرح گردید، نشان داد سیاه چاله موجود در سیستم دوتایی کیگنس ایکس – 1 (Cygnus X-1) بیش از 8.7 برابر خورشید جرم دارد.شایان ذکر است که میزان خطای احتمالی در این محاسبه فقط 0.8 جرم خورشید بود.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   24 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله نجوم و اختر فیزیک