فی گوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی گوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

بررسی و شناخت عوامل مؤثر بلوغ اجتماعی در بین نوجوانان دختر منطقه 2 تهران

اختصاصی از فی گوو بررسی و شناخت عوامل مؤثر بلوغ اجتماعی در بین نوجوانان دختر منطقه 2 تهران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

بررسی و شناخت عوامل مؤثر بلوغ اجتماعی در بین نوجوانان دختر منطقه 2 تهران


بررسی و شناخت عوامل مؤثر بلوغ اجتماعی در بین نوجوانان دختر منطقه 2 تهران

این فایل در قالب ورد و قابل ویرایش در 150 صفحه است.

 

چکیده
بلوغ اجتماعی مرحله¬ای است که انسان به خودکفایی، استقلال، قدرت تصمیم گیری و هویت می رسد، دیگران را می پذیرد و با آنها تعامل سازگار برقرار می کند.
از آنجا که اکثریت جمعیت کشورمان را جوانان تشکیل داده اند و با توجه به اینکه بیشتر مشکلات جوانان ریشه در جوانی و رشد اجتماعی آنان دارد و استقلال، هویت و شکل گیری آن که اساس رشد اجتماعی را تشکیل می دهند در نوجوانی آغاز می شوند.
اهمیت بلوغ اجتماعی در نوجوانی را بصورت قابل ملاحظه¬ای مطرح می کند. کودکان همزمان با رشد عاطفی از نظر اجتماعی نیز رشد می کنند و قالب ها ، ارزشها، و رفتارهای مورد نظر فرهنگ و جامعه را می آموزند. (اجتماعی شدن) دختران و پسران نوجوان در جوامع مختلف و در خانواده های متفاوت تحمل یکسانی در پذیرش قوانین اجتماعشان ندارند.
اهمیت نوجوانی از طرفی به علت رشد همه جانبه جسمانی نوجوان و از طرفی دیگر به گسترش استعدادهای روانی او مربوط است.
خانواده مهمترین پایگاه در رشد عواطف و رشد اجتماعی نوجوان محسوب می شوند و وضعیتهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، میزان تحصیلات والدین، آداب و رسوم، تعداد اعضای خانواده و آرزوهای والدین بر رشد عواطف و رشد اجتماعی نوجوانان اثرگذار هستند.
نوجوانی با پرسش «من کیستم؟» همراه است پاسخ به این سوال هویت نوجوان را شکل می دهد.
انتخاب حرفه، باور اخلاقی، مجموعه¬ای از نقشهای اجتماعی ، نقش جنسی، صمیمت و ازدواج از ثمرات رشد هویت است. در جامعه پذیری و فرهنگ پذیری افراد و الگو برداری از ارزشها و هنجارهای جامعه و فرهنگ می پردازند و برای ایفای نقشهایی که یا جامعه به آنان محول کرده است و یا خودشان انتخاب می کنند آماده می شوند و درحقیقت شخصیتشان شکل میگیرد.
این پژوهش به بررسی عوامل محیطی اثرگذار (اجتماعی، فرهنگی، روانشناختی) بر بلوغ اجتماعی در حوزه روانشناسی اجتماعی و با استفاده از نظریه یادگیری اجتماعی «بندورا» پرداخته است.
به نظر می رسد بین تحصیلات فرد، تحصیلات پدر و مادر ، سن ، تعداد دوستان، سلامت جسمی، عضویت در گروهها، مطالعه و … و بلوغ اجتماعی رابطه وجود داشته باشد.
پژوهش به طور اسنادی – میدانی انجام شد و جامعه آماری انتخاب شده به تعداد ۱۰۰ نفر به صورت تصادفی خوشه¬ای از میان دختران دبیرستانی و پیش دانشگاهی مجرد منطقه ۲ آموزش و پرورش انتخاب شده است.ابزار اندازه گیری ، پرسشنامه، جداول یک بعدی، جداول دو بعدی و خی دو محاسبه شده است.
قسمتی از اطلاعات جمع آوری شده بصورت کتابخانه¬ای و قسمتی دیگر از طریق پخش پرسشنامه در میان جامعه آماری است؛ سپس داده های آماری توسط برنامه spss استخراج شد .ازمیان فرضیات ارائه شده ۵ فرضیه مورد تأیید قرار گرفت.
بین تحصیلات پدر، شغل پدر، تعداد دوستان صمیمی، ساعات مطالعه وساعات تماشای تلویزیون و بلوغ اجتماعی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد.
واژه های کلیدی: بلوغ اجتماعی، خانواده، تحصیلات، درآمد خانواده،
فهرست مطالب
فصل اول : کلیات پژوهش
مقدمه
بیان مسأله
اهداف پژوهش
ضرورت و اهمیت تحقیق
تعاریف و اصطلاحات
محدودۀ مطالعاتی پژوهش
فصل دوم : شرح برخی مفاهیم مرتبط با بلوغ اجتماعی و نوجوانی
مقدمه
۱- اجتماعی شدن
۲- مفهوم و نشانه های رشد اجتماعی
۱-۳- مفهوم نوجوانی
۲-۳- مراحل نوجوانی
۳-۳- خصایص و ویژگیهای نوجوانی
۴-۳- خصایص اجتماعی دورۀ نوجوانی
۵-۳- روابط نوجوان و خانواده
۶-۳- طبقۀ اقتصادی – اجتماعی خانواده و رشد اجتماعی
۴- مروری بر تحقیقات موجود در مورد اجتماعی شدن و رشد اجتماعی
۵- سازگاری
۱-۶- رشد هویت
۲-۶- عوامل مؤثر بر شکل گیری هویت
۳-۶- نظریۀ اریکسون در مورد رشد اجتماعی
۴-۶- نظریۀ بندورا
۱-۷- جامعه پذیری
۲-۷- موانع جامعه پذیری بهنجار
۱-۸- فرهنگ پذیری
۲-۸- هویت فرهنگی
۳-۸- خصوصیات فرهنگ پذیری
۴-۸- فرهنگ پذیری در عصر حاضر
۱-۹- نقش اجتماعی
۲-۹- انواع نقش ها
۳-۹- نقش و شخصیت اجتماعی
۴-۹- نقش و پایگاه اجتماعی
۵-۹- نقش های انتظاری و نقش های واقعی
۶-۹- تصویب و تأیید اجتماعی نقش ها
۷-۹- نقش کلیدی
۱۰- چارچوب نظری
مدل مطالعاتی ( دیاگرام )
فصل سوم : روش شناسی پژوهش
مقدمه
روش پژوهش
جامعۀ آماری
حجم نمونه و روش نمونه گیری
ابزار اندازه گیری ( ابزار سازی )
روش جمع آوری اطلاعات
روش تجزیه و تحلیل ( آماری ) اطلاعات
فصل چهارم : جداول و داده های آماری
مقدمه
جداول یک بعدی
جداول دو بعدی
نمودارهای دایره ای
فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری
نتیجه گیری
تنگناهای تحقیق
پیشنهادات
خلاصۀ پژوهش
فهرست منابع
ضمائم مآ

 


مقدمه
انسان همانطور که از لحاظ جسمانی کامل می شود از لحاظ روانی و اجتماعی نیز رشد می یابد . افراد در مواجهه با خانواده، جامعه و فرهنگ؛ ارزشها، هنجارها، بایدها و نبایدها را می آموزند و در صورت پذیرش و تکرار آنها را در خود درونی می کند .
این آموخته ها که در ابتدا از خانواده آغاز می شود با رشد کودک افزایش می یابد و به محیط های دیگر بسط داده می شود .
در نوجوانی این الگوبرداری به شکل قابل ملاحظه ای شدّت می یابد و با خطرپذیری از سوی نوجوان همراه است. نوجوانی حالات دوگانه ای را به همراه دارد، غم و شادی، بیم و امید، گاهی نوجوان در کسوت یک عاشق شوریده است و گاهی قهرمانی حماسی و بین آنچه هست و آنچه می خواهد باشد در رفت و آمد است .
خانواده به علت اینکه اولین محیطی است که هر فرد الگوپذیری و هنجارشناسی را در آن می آموزد و نیز از جهت نوع تربیتی که در آن خانواده وجود دارد در مسیر نوجوانی بسیار مهم است؛ همسالان، اجتماع، آموزش و پرورش، آداب و رسوم و … هر یک به نوعی عاملی مهم در نوجوانی محسوب می شود .
رشد اجتماعی در محیطها و فرهنگهای مختلف، در افراد متفاوت است .
استقلال طلبی، خودکفایی و هویت یابی از مسائل مهم نوجوانی است و بلوغ اجتماعی نیز عبارت است از مرحله ای که انسان به استقلال، خودکفایی و هویت رسیده باشد . از آنجا که مسائل اساسی بلوغ اجتماعی در نوجوانی آغاز
می شود می توان به این نتیجه رسید که نوجوانی و بلوغ اجتماعی برهم تأثیر متقابل دارند و عوامل تأثیرگذار بلوغ اجتماعی در نوجوانی حائز اهمیت زیادی است .
در این پژوهش سعی شده است برخی از این عوامل تأثیرگذار مورد بررسی قرار گیرد .
این تحقیق در ۵ فصل تنظیم شده که مباحث زیر را در بردارد :
فصل اول : کلیات پژوهش، فصل دوم : شرح برخی از مفاهیم مرتبط با بلوغ اجتماعی و نوجوانی، فصل سوم : روش پژوهش، فصل چهارم : جداول و
داده های آماری، فصل پنجم : بحث و نتیجه گیری .
البته مباحث و مقولات مربوط به بلوغ اجتماعی را مسلماً نمی توان محدود به این مختصر دانست و هنوز در این موضوعات بسیار جای سخن باقی است، با این امید که این اندک بی فایده نباشد .
بیان مسئله
نوجوانی دورانی حساس، پرتنش و سرشار از فراز و نشیب است؛ گذرگاهی از کودکی به سوی بزرگسالی، مملو از ترس و امید، خوشحالی و غم و پر از تعارض و تناقض می‌باشد. دوره‌ای است که فرد به الگوپذیری از فرهنگ و جامعه می‌پردازد.
پایه‌ها و ریشه‌های بلوغ اجتماعی در نوجوانی کاشته می‌شود و همراه با رشد انسان تکامل می‌یابد. بلوغ اجتماعی مرحله‌ای است که فرد احساس هویت می‌کند و خود را دارای اعتبار و شخصیت می‌داند، می‌تواند با دیگران تعامل سازگار برقرار کند، به استقلال و خودکفایی برسد، وارد داد و ستدهای مالی و دارای شغل شود، هنجارها و ارزش‌های جامعه در او درونی شده باشد و نقش‌های متناسب با این هنجارها و ارزش‌ها را بپذیرد.
در صورتی که تمام عوامل تأثیرگذار بلوغ اجتماعی نظیر: خانواده، اجتماع، آموزش و پرورش فرهنگ، گروه همسالان و… در نوجوانی به طور متعارف و بی‌هیچ خلل و مشکلی برای فرد مهیّا باشد، می‌توان انتظار داشت متقارن با پایان دوره نوجوانی به طور نسبی فرد دارای بلوغ اجتماعی شده باشد.
فرد بالغ سهم خود را در روش و منش زندگی باور و در رفتارهای خود احساس مسئولیت دارد، مفهوم زندگی اجتماعی و نقش اجتماعی را درمی‌یابد و از خودمحوری و «من‌فردی» گذر کرده و «من جمعی» در او شکل می‌گیرد.
فردی که بلوغ یافته باشد از نظر روانشناختی متعادل و سازگار بوده و برای پذیرش و قبول مسئولیت‌ها در جوانی و نیز داشتن شغل آماده خواهد بود.
شخصی که از نظر اجتماعی به بلوغ رسیده باشد توانایی بهتری در حل مسائل خود دارد و انتظار موفقیت‌ در کارهایش بیشتر خواهد بود.
عدم طی شدن موفق بلوغ اجتماعی فرد را دچار احساس سردرگمی، بی‌هویتی، ناسازگاری، نارضایتی از خود، افسردگی و عدم اعتماد به نفس می‌کند.
خانواده عنصری مهم و حیاتی در نوجوانی و بلوغ اجتماعی می‌باشد و می‌تواند پایگاه محکمی برای نوجوان باشد. گروه همسالان نیز به علت همانندسازی‌های نوجوان و اینکه بیشتر وقت وی با همسالان در مدرسه گذرانده می‌شود مهم جلوه می‌کند.
با توجه به اهمیت ویژه‌ای که نوجوانی برای خودکفایی، استقلال و پذیرش مسئولیت در جوانی دارد و با درنظر گرفتن این مطلب که بیشتر مشکلات و معضلات جوانان که به شکل مانع در راه موفقیت آنها ظهور می‌کند ریشه در نوجوانی و بلوغ اجتماعی آنان دارد این موضوع به عنوان موضوع پژوهش انتخاب شود.
محقق درنظر دارد در حوزه روانشناسی اجتماعی و با استفاده از نظریه یادگیری اجتماعی «بندورا» تأثیر عوامل محیطی بلوغ اجتماعی را در نوجوانان مورد تحقیق و پژوهش قرار دهد.
اهداف تحقیق
الف) هدف کلی
بررسی و شناخت عوامل مؤثر بلوغ اجتماعی در بین نوجوانان دختر منطقه ۲ به منظور تقویت عوامل مؤثر بلوغ اجتماعی در نوجوانی.
ب) اهداف جزیی
۱ ـ بررسی و شناخت عوامل اجتماعی مرتبط با بلوغ اجتماعی.
۲ ـ بررسی و شناخت عوامل فرهنگی مرتبط با بلوغ اجتماعی.
۳ ـ بررسی و شناخت عوامل روانشناختی مرتبط با بلوغ اجتماعی.

ضرورت و اهمیت تحقیق
با توجه به اینکه ایران کشوری دارای بافت اجتماعی جوان است و اکثریت هرم سنی را جوانان و نوجوانان تشکیل داده‌اند و با عنایت به این مطلب که مشکلات جوانی اغلب ریشه در خوب طی نشدن مسیر نوجوانی دارد اهمیت بلوغ اجتماعی مطرح می‌شود زیرا شکل‌گیری هویت و انسجام شخصیت فرد که از موضوعات اساسی و مهم بلوغ اجتماعی است در نوجوانی آغاز می‌شود.
انتظار می‌رود یک فرد بالغ بعد از اتمام نوجوانی از نظر اجتماعی تا حدودی به استقلال و خودکفایی رسیده باشد که بتواند امور مربوط به خود را سرپرستی و اداره نماید.
بلوغ اجتماعی یک روند و فرآیند است که اگرچه در طول حیات آدمی وجود دارد و با رشد انسان تکامل می‌یابد دارای فراز و فرودهایی است که در نوجوانی اهمیت بسیاری دارد.
نوجوان در این دوران به دنبال تجربه کردن و فراگیری محیط اطرافش است و کمک والدین را خیلی پذیرا نیست می‌خواهد بیاموزد، تجربه کند و احساس کند که می‌تواند، از آنجا که خانواده اولین نهادی است که فردالگوپذیری را در آن آغاز می‌کند رکن مهمی در بلوغ اجتماعی محسوب می‌شود. خانواده در بلوغ اجتماعی و در دوران حساس نوجوانی می‌تواند با درایت، آگاهی صبر و آرامش کوره‌راه‌های این مسیر پرتعارض را هدایت کند و از این طریق عزت‌نفس، تحمل، شهامت رویارویی با مسائل و اعتماد به نفس را در آنها تقویت کند.
عوامل دیگری نظیر گروه همسالان، رسانه‌ها، آموزش و پرورش و….در بلوغ اجتماعی حائز اهمیت است و با توجه کردن به آنها از طریق فرهنگ‌سازی و اشاعه آن می‌توان درگذار از نوجوانی به جوانی و بلوغ اجتماعی مؤثر بود.


دانلود با لینک مستقیم


بررسی و شناخت عوامل مؤثر بلوغ اجتماعی در بین نوجوانان دختر منطقه 2 تهران

دانلود مقاله مودب

اختصاصی از فی گوو دانلود مقاله مودب دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 والدین آرزو دارند فرزندانی مودب، موفق، سالم و آراسته به اصول اخلاقی و انسانی و مورد احترام جامعه داشته باشند.اما...!
شرح کلمه مودب:
آنکه به مهمانی می خواند. مُوْدِب .
ادب کننده و سرزنش کننده . (ناظم الاطباء). ادب دهنده . (آنندراج ) (غیاث. ادب آموزنده . (منتهی الارب ). آن که علم و هنر وفضل می آموزاند. (ناظم الاطباء فرهنگآموز. ج ، مودبون . (مهذب الاسماء). معلم . علم آموز. آداب آموز. (یادداشت مولف ). آن که نیک می پروراند و تربیت می کند. استاد و معلم و مدرس . (ناظم الاطباء): رستم این پسر را برگرفت و ببرد و همی پروردش تا بزرگ شده پس مودب بنشاند تا او را ادب آموخت . (ترجمه تاریخ طبری بلعمی ). فرمان عالی چنان است که فرزند تو، پسرت اینجا ماند... کار این پسر بساز تا با مودبی و وکیلی به سرای تو باشد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 271). نماز دیگر مودب چون بازگشتی نخست آن دو تن بازگشتندی و برفتندی پس امیرمسعود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 107). چون عدد او به دوازده رسید پادشاه او را به مودب فرستاد تا فرهنگ و آداب ملوک بیاموزد. (سندبادنامه(.
مودب شدن ; معلم شدن . مربی گشتن . پیشه تادیب و تربیت کس یا کسان به عهده گرفتن:
مودب شدم یا فقیه و محدث
کاحادیث مسند کنم استماعی
یکی از مسائل بسیار مهمی که افکار زوج‌های جوان و پدر و مادرها را به خود مشغول می‌کند، ادب‌آموزی و تربیت فرزندان است. البته این موضوع اختصاص به ایران ندارد بلکه همه جوامعی که فرهنگ غنی و سابقه تمدن دارند به تربیت نسل آینده و ادب کودکان اهمیت ویژه‌ای می‌دهند. در این بین به دلیل تاکیدفراوانی که در احادیث امامان شیعه به تربیت و تادیب فرزندان شده و همچنین پیوندهای عاطفی محکمی که در ایران بین اعضای خانواده وجود دارد، ما ایرانیان اهمیت خاص و ویژه‌ای برای این موضوع قائلیم و پدر و مادرها حتی وقتی فرزندانشان بزرگ شده و ازدواج می‌کنند و صاحب خانواده می‌شوند، باز هم در مورد نحوه اعمال و رفتار فرزندان و نوه‌ها و حتی آسایش و رفاه آنها فداکاری کرده و خود را مسئول می‌دانند.
پدر و مادرها به خاطر حساسیت ویژه‌ای که درباره فرزندان دلبنندشان دارند گاهی با نصیحت، دعوا، قهر و تنبیه و گاهی با تشویق و ترغیب و یا مداخله‌های به‌جا و نابه‌جا و اظهار نظرها تلاش می‌کنند راه درست زندگی و رفتار مناسب را به فرزندانشان بیاموزند و خوشبختی و آسایش آنها را تضمین کنند.
از طرف دیگر والدین خود را تا حدی سبب وجودی فرزند دانسته و او را از خون و ریشه ی خود می‌دانند و به‌همین دلیل فرزندان را امتداد و دنباله و بخشی از وجود خودشان می‌دانند و این امر باعث می‌شود سبک موفقیت‌ها و رسیدن به مراتب بالای علمی و اجتماعی و مادی از طرف فرزندان عامل غرور و مباهات والدین و نشانه موفقیت آنها در تربیت فرزندان بشود و بالعکس ، شکست‌ها و ناکامی‌های فرزند باعث سرشکستگی پدر و مادر خواهد بود.
امام سجاد(ع) می‏فرمایند: «با فرزندت آن‏چنان رفتار کن که اثر نیکوی تربیت تو مایه زیبایی و جمال اجتماعی او شود. چنان بار بیاور که بتواند در شؤون مختلف، دنیای خود را با عزّت و آبرومندی زندگی کند و مایه زیبایی و جمال تو باشد.»
همه انسان‌ها آرزو دارند فرزندانی مودب، موفق، سالم و آراسته به اصول اخلاقی و انسانی و مورد احترام جامعه داشته باشند. قاعدتاً هر پدر و مادری با اعمال شیوه‌های تربیتی مخصوص به خود تلاش می‌کند به فرزندانش بیاموزد که دروغ نگویند، خیانت نکنند، تنبل و تن‌پرور، بداخلاق و زودرنج و خسیس و طماع، ولخرج و بی مبالات، بی‌لیاقت و ضعیف النفس و بی‌اراده نباشند و هرگز دنبال دوستان ناباب و ولگردی و هرزگی نروند.
با همه این تلاش‌‌ها و حساسیت‌ها، و امیدها و آرزوهای والدین برای تادیب و تربیت و آینده درخشان فرزندان، چطور می‌شود که بسیاری از آنها دارای رفتارهای زشت و ناپسند شده و در صحنه زندگی شکست خورده و ناکام می‌شوند. برای بررسی این موضوع لازم است به چند نکته توجه کنیم:
هر پدر و مادری مثل همه ی انسان‌های دیگر، مجموعه‌ای از صفات و خصوصیات خوب و پسندیده و صفات و خصوصیات بد و ناپسند است. همان مردی که به نظر ما دارای چند صفت زشت اخلاقی است ، در خانه خودش پدر چند فرزند است و همین‌طورخانمی که در نظر اطرافیانش دارای بعضی صفات مذموم و ناپسند است، مادر چند فرزند می باشد. و همین پدر و مادر هم مثل همه ی پدر و مادرها از فرزندانشان توقع دارند انسان‌هایی مودب و زرنگ و فرهیخته و تحصیل‌کرده و بطور خلاصه افرادی موفق و مورد قبول جامعه باشند.
نکته طلایی و کلید این معما این است که فرزندان ما آن چیزی می‌شوند که خود ما هستیم و آن چیزی نمی‌شوند که ما آرزو داریم.
آنها کمابیش همان خصوصیات و صفاتی را پیدا می‌کنند که ما داریم البته جلوه این صفات و خصوصیات در شرایط و زمان‌های مختلف، با هم فرق می‌کند.
به این مثال توجه کنید، مادری که صبح‌ها به صبحانه خوردن فرزندان بی توجهی می کند ونظارتی بر نحوه ی آماده شدن فرزندان برای رفتن به مدرسه نمی کند و در طول روز هیچ برنامه ریزی برای وقت خود ندارد و زمان زیادی را صرف صحبت با تلفن و.. می کند نباید توقع داشته باشد با نصیحت و قهر و دعوا، فرزندانش افرادی مسئولیت پذیر شوند .
به یک مثال دیگر توجه کنید: پدر یا مادری وقتی متوجه کار زشتی از فرزندشان می‌شوند، چنان او را سرزنش و دعوا می کنند و شخصیت و غرورش را جریحه‌دار کرده و یا با قهرهای طولانی مدت او را عذاب می‌کنند، که باعث می شود اگر دفعه بعد این بچه کار بدی انجام داد، با راه‌های مختلف در پی مخفی کردن آن برآید.
اگر چنین پدر و مادرهایی هزار بار هم بچه را نصیحت کنند که مسئولیت‌پدیز باشد، دروغ نگوید و یا با اراده و تصمیم قاطع برای رسیدن به موفقیت از خواب و استراحت و تفریحاتش کم کند، هیچ اثری نخواهد داشت.

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  6  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مودب

دانلودمقاله آیا دیانت بهائی دینی ایرانی است

اختصاصی از فی گوو دانلودمقاله آیا دیانت بهائی دینی ایرانی است دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 


بهائیان بر این باور استوارند که دیانت بهائی از ایران برخاسته و دینی ایرانی است ولی جهان شمول است، تعالیمش مردم و گروه خاصی را در نظر ندارد، هدفش برتری یک نژاد و کشور نیست بلکه خواستار دنیائی است که همهء انسان‌ها، با هر دین و باوری، در آن با بهروزی و خوشبختی زیست نمایند.
با این تفکّر باید به بی خبری برخی از هم‌وطنان اندوه خورد وقتی می‌گویند دین بهائی به خاطر سابقهء اسلامی بنیان‌گزارانش و داشتن آثاری به زبان عربی، دینی ایرانی نیست بلکه دنبالهء دین اسلام و در ردیف دیگر ادیان سامی است.
این ادعا یکی دو ماه پیش در یک برنامه‌ء تلویزیونی که از امریکا پخش می‌شد و شامل مناظره‌ای بین نمایندگان سه دیانت اسلام، بهائی و زردشتی بود تکرار گردید. در این برنامه آقای هومر آبرامیان، شخصی که از جامعهء زردشتی دعوت داشت، گفته بود که دین بهائی را یک دین ایرانی نمی‌داند زیرا بنیان‌گزارانش از آیین اسلام بوده‌اند و بخشی از آثار ایشان به زبان عربی است.
من این برنامه را ندیدم و نمی‌دانم پاسخ دکتر افنانی - که معمولا میهمان چنین برنامه‌هایی است - به این ادعا چه بوده. ولی با بردباری و ملایمتی که از او سراغ دارم بعید می‌دانم در پاسخ گفته باشد اگر بنیان‌گزاران دین بهائی، که یکی شیرازی و دیگری از مازندران بودند نتوانند دینی ایرانی بیاورند آیا باید منتظر باشیم یک چینی یا کلمبیایی به آوردن دینی از ایران برخیزد؟
بر اساس استدلال آقای آبرامیان، که از قوم کهن آشوریان ایران، و ظاهراً از مسیحیت به دیانت زردشتی گرائیده‌اند، می‌توان تصور نمود که ایشان هفتاد میلیون مردم ایران را نیز ایرانی نمی‌دانند زیرا مسلمانند، به آداب اسلام عربی پای‌بندند، بسیاری از ایشان هر روزه پنج بار نماز به زبان عربی می‌خوانند و قانون و روش زندگانیشان بر اساس قرآن عربی است که در عربستان سعودی توسط پیامبری عرب تبار آن هم چهارده قرن پیش نازل شده است.
به دیگر اقلیت‌های قومی و دینی ایران که هر یک به باوری پای‌بند هستند و برخی لهجه و زبان مخصوص خود را دارند نمی‌پردازیم و تصمیم اینکه آنان ایرانی هستند یا نه، به آقای آبرامیان و هم‌فکرانشان وا‌می‌گذاریم.

زبان پیامبر ایرانی چه باید باشد؟

ادعای آقای آبرامیان و جمعی دیگر که دربارهء دیانت بهائی به چنین داوری می‌پردازند پرسشی پیش می‌آورد و آن اینکه پیامبری که از ایران بر می‌خیزد باید به فارسی سخن گوید یا به زبان اوستایی که زبان آثار مقدس زردشتی دین کهن ایران است.
فارسی امروز دارای انبوهی از لغات عربی است و اگر بخواهیم به آن زبان دربارهء دین و مفاهیم ماوراءالطبیعه چیزی بنویسیم ناچار نوشتهء ما با زبان روزنامه‌ای فرق خواهد داشت. و واژه‌های عربی آن به ضرورت افزونی خواهد گرفت. زیرا دین و فلسفه و علم هر یک زبان و لحن گفتار مخصوص خود را می‌طلبد. اگر هم بخواهیم فارسی را از واژه‌های عربی بپیراییم آنگاه باید مثل کسروی و دیگران به اختراع واژه‌های تازه بپردازیم و زبانی مصنوعی ارائه داریم که آن نیز برای همگان قابل فهم نیست.
فارسی از زبان پهلوی رایج در دوران ساسانیان می‌آید، و پهلوی با زبان اوستایی که زبان آثار زردشتی است ارتباطی ندارد. اما در زبان پهلوی نیز با مقادیری لغات آرامی، از شاخهء زبان‌های سامی روبرو هستیم که با عربی از یک ریشه‌اند. یعنی آنجا نیز دوستان ناسیونالیست ضد عرب ما همین مشکل فارسی امروز را خواهند داشت.
حال اگر به زبان اوستایی که از شاخهء شرقی زبان‌های ایرانی و ظاهرا زبان زردشت بوده بیاویزیم باید از این نکته غافل نباشیم که زبان اوستایی امروزه حتی مفهوم زردشتیان نیست. زبان اوستائی همان هنگام که در دورترین اعصار تاریخی همراه با قوم آریایی از نواحی جنوب شرقی روسیه کنونی و حدود دریاچه آرال به جنوب آمد زبانی مرده بود و فقط موبدان و مغان زردشتی آن را درک می‌کردند. امروز جز نیایش‌های زردشتی که در آتشکده‌ها، و یا در مراسم مخصوص، توسط موبدان خوانده می‌شود تصور نمی‌رود دیگر زردشتیان با متون اوستایی انس و الفتی داشته باشند. از یک قرن پیش با کوشش دانشمندان زبان شناس غرب و دانشمندان پارسی هند، و با بهره‌‌گیری از زبان سانسکریت (خواهر زبان اوستایی)، متون اوستا و گات‌ها (سروده‌های منتسب به خود زردشت) به زبان‌های گوناگون برگردانده‌ شد. ولی هیچ یک از مترجمین این آثار نمی‌توانند ادعا نمایند مفهوم صحیحی از آن به دست داده‌اند. سوای افتادگی‌های فراوان در متون اصلی، معنای بسیاری از واژه‌ها شناخته نیست (به ویژه در گات‌ها، که لهجه‌ای کهن‌تر از اوستائی است)، و نمی‌توان دو ترجمه یافت که با هم تا حدّی یکسان باشند. ترجمه‌های فارسی این متون توسط ایرانیان بیش از آنکه حاصل دانش اوستایی ایشان باشد بر ترجمه‌های آنچنانی انگلیسی یا فرانسه، و اغلب همراه با تصورات آرمانی مترجم از آیین زردشت تکیه دارد.
حتی اگر فرض را بر این نهیم که پیامبر ایرانی با یک معجزه بتواند به اوستایی سخن گوید مشکل بعدی ما مخاطبان او یعنی مردم ایران هستند که به هیچ وجه به معنای سخنان پیامبر پی نخواهند برد. آیا هدف پیامبر زنده کردن زبانی مرده است یا آوردن رهنمودهایی برای بشریّت؟ چه حاصل که بهترین درس‌های زندگی مانند رازی سر به مُهر، تا ابد در متون زبانی که قابل فهم نیست مدفون بماند و ما دلخوش باشیم که پیامبرمان به زبان اصیلی از شاخهء ایرانی زبان‌های هندواروپایی سخن گفته است.
هدف ما از بیان این مطالب بحثی جدلی با هم‌میهنانی که با این دستاویزها (یا بهانه‌ها) با دیانت بهائی مخالفت می‌کنند نیست. بلکه با دادن این زمینهء تاریخی می‌خواهیم توجه ایشان را به این نکته جلب نماییم که در موضوع دین آنچه سزاوار توجه است زبان آثارش نیست بلکه مفهوم و معنای پیامی است که آن دین با خود دارد.
اما آثاری که از قلم بنیان‌گزاران دیانت بهائی صادر شده هم فارسی است (حتی برخی نزدیک به فارسی سره)، هم عربی است، و هم فارسی همراه با جملات و استعارات عربی که به اعتقاد بهائیان هر یک از زیبائی کلام و معنی هر دو بهره‌مند است.
از صدها اثر بهائی به زبان فارسی که بگذریم، باید بدانیم در زمانی که این دیانت ظهور نمود، یعنی قرن نوزدهم، آشنایی طبقهء کتاب‌خوان و با سواد ایران با زبان عربی بیش از آن بود که امروز هست. فارسی و عربی قرن‌ها چنان در هم جوش خورده بود که در خواندن یک متن کسی توجه نمی‌کرد کجا زبان عوض شد و از فارسی به عربی و یا بر عکس از عربی به فارسی گرایید. بسیاری از آثار ادبی مشهور ایران از جمله شاهکار سعدی گلستان، زیبائیش در بکار بردن استادانه همین سبک است: "خطیبی کریه‌الصوت خود را خوش آواز پنداشتی و فریاد بیهده برداشتی گفتی نغیب غراب البیّن در پردهء الحان اوست یا آیت انّ انکرالاصوات در شان او." و یا در جای دیگر می‌فرماید: "عالِم ناپرهیزگار کوریست مشعله‌دار. یهدی به و هو لایهتدی." و از حافظ یاد کنیم:
"الا یا ایّهاالساقی ادر کأساً و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها"1
نه تنها زبان ادبی چنین بود بلکه زبان دینی ایران فقط عربی بود و اگر مطلبی دینی به فارسی نگاشته می‌شد از سندیّت و ارزش می‌افتاد.2 بسیاری از مخاطبان دیانت بهائی در ایران و عراق این دو زبان را به طور یکسان می‌دانستند. علماء و روحانیونی که در ابتدای ظهور دیانت بهائی به آن ایمان آوردند و به نوبهء خود آن را در میان تودهء مردم ایران رواج دادند، به زبان عربی و مفاهیم و مضامین دینی آن آشنائی کامل داشتند و برخی خود به آن زبان کتاب تالیف می‌نمودند. بنا بر این عجبی نیست که برای انتقال رهنمودها و تعالیم این دیانت به آن گروه، زبان مانوس دینی ایشان یعنی عربی به کار رفته باشد.
اما آنچه در این دیانت انقلابی و نو بشمار می‌آید آنست که بنیان‌گزارانش با نگارش آثاری دینی به زبان فارسی و بیان اندیشه‌های خود به این زبان، دین را از انحصار ملّایان و عربی دانان در آوردند و برای توده‌های مردم قابل فهم ساختند. نه تنها به فارسی آثاری آوردند بلکه به ترجمهء آثار عربی خود به فارسی پرداختند مانند کتاب بیان فارسی از قلم حضرت باب، و برخی آثار که حضرت بهاءالله شارع دیانت بهائی آن را به فارسی نیز ترجمه فرموده‌اند.
در یک مطالعهء تطبیقی در آثار بهائی به عربی و فارسی می‌بینیم مهم آن نبوده که این آثار به چه زبانی گفته و نوشته شود، بلکه هدف آن بوده که پیام جدید هر چه زودتر و راحت‌تر به وسیلهء زبانی که با آن آشناتر هستند به آگاهی همهء مردم برسد. صدور بسیاری الواح از ساحت حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء به زبانی نزدیک به فارسی سره، و یا با واژه‌های اندک عربی، که گیرندگان آن زردشتیان و پارسیان بوده‌اند، نشان این مدعا است. زبان در آثار بهائی چنین نقشی دارد نه آن که بخواهد نشان گرایش به سمت یا جهتی و یا طرفداری از یک زبان یا زبان دیگر باشد. حضرت عبدالبهاء در این مورد می‌فرمایند:
"فارسی و عربی و ترکی هر سه لسان عاشقان جمال جانان است. عشق را خود صد زبان دیگر است. مقصد معانی است نه الفاظ حقیقت است نه مجاز، صهبای حقایق و معانی در هر کأس گوارا، خواه جام زرّین باشد خواه کاسه گلین. ولی البته جام بلور و مرصّع لطیف‌تر است." (مائده آسمانی جلد 9 ص 35).3
این ساده لوحانه است که بپنداریم چون زبانِ نوشته‌ای جز زبان مادری ما است بنا بر این محتوای متن و پیامش نیز برای ما بیگانه و از ما جداست. ما آن را بد می‌شماریم زیرا آن زبان عربی است و ما از عربان و هر چه عربی است بیزاریم.

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   47 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله آیا دیانت بهائی دینی ایرانی است

دانلودمقاله واقعه غدیر خم

اختصاصی از فی گوو دانلودمقاله واقعه غدیر خم دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 
پیامبر گرامى (ص ) در سال دهم هجرت براى انجام فریضه و تعلیم مراسم حج به مکه عزیمت کرد. این بار انجام این فریضه با آخرین سال عمر پیامبر عزیز مصادف شد و از این جهت آن را <حجة الوداع > نامیدند. افرادى که به شوق همسفرى و یا آموختن مراسم حج همراه آن حضرت بودند تا صد و بیست هزار تخمین زده شده اند.
مراسم حج به پایان رسید و پیامبر اکرم (ص ) راه مدینه را, در حالى که گروهى انبوه او را بدرقه مى کردند و جزکسانى که در مکه به او پیوسته بودند همگى در رکاب او بودند, در پیش گرفت . چون کاروان به پهنهء بى آبى به نام <غدیرخم > رسید که در سه میلى <جحفه >() قرار دارد, پیک وحى فرود آمد و به پیامبر فرمان توقف داد.پیامبر نیز دستور داد که همه از حرکت باز ایستند و بازماندگان فرا رسند.
کاروانیان از توقف ناگهانى و به ظاهر بى موقع پیامبر در این منطقهء بى آب , آن هم در نیمروزى گرم که حرارت آفتاب بسیار سوزنده و زمین تفتیده بود, درشگفت ماندند. مردم با خود مى گفتند: فرمان بزرگى از جانب خدا رسیده است ودر اهمیت فرمان همین بس که به پیامبر مأموریت داده است که در این موقع نامساعد همه را از حرکت باز دارد و فرمان خدا را ابلاغ کند.
فرمان خدا به رسول گرامى طى آیهء زیر نازل شد:
<یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس > (مائده : 67
<اى پیامبر, آنچه را از پروردگارت بر تو فرود آمده است به مردم برسان و اگر نرسانى رسالت خداى را بجانیاورده اى ; و خداوند تو را از گزند مردم حفظ مى کند>.
دقت در مضمون آیه ما را به نکات زیر هدایت مى کند:
اولاً: فرمانى که پیامبر (ص ) براى ابلاغ آن مأمور شده بود آنچنان خطیر و عظیم بود که هرگاه پیامبر (بر فرض محال )در رساندن آن ترسى به خود راه مى داد و آن را ابلاغ نمى کرد رسالت الهى خود را انجام نداده بود, بلکه با انجام این مأموریت رسالت وى تکمیل مى شد.
به عبارتى دیگر, هرگز مقصود از <ما انزل الیک > مجموع آیات قرآن و دستورهاى اسلامى نیست . زیر ناگفته پیداست که هرگاه پیامبر (ص ) مجموع دستورهاى الهى را ابلاغ نکند رسالت خود را انجام نداده است و یک چنین امربدیهى نیاز به نزول آیه ندارد. بلکه مقصود از آن , ابلاغ امر خاصى است که ابلاغ آن مکمل رسالت شمرده مى شود و تاابلاغ نشود وظیفهء خطیر رسالت رنگ کمال به خود نمى گیرد. ینابراین , باید مورد مأموریت یکى از اصول مهم اسلامى باشد که با دیگر اصول و فروع اسلامى پیوستگى داشته پس از یگانگى خدا و رسالت پیامبر مهمترین مسئله شمرده شود.
ثانیاً: از نظر محاسبات اجتماعى , پیامبر (ص ) احتمال مى داد که در طریق انجام این مأموریت ممکن است از جانب مردم آسیبى به او برسد و خداوند براى تقویت ارادهء او مى فرماید: <و الله یعصمک من الناس >.
اکنون باید دید از میان احتمالاتى که مفسران اسلامى در تعیین موضوع مأموریت داده اند کدام به مضمون آن نزدیکتر است .
محدثان شیعه و همچنین سى تن از محدثان بزرگ اهل تسنن () بر آنند که آیه در غدیر خم نازل شده است و طى آن خدا به پیامبر (ص ) مأموریت داده که حضرت على (ع ) را به عنوان <مولاى مؤمنان > معرفى کند.
ولایت و جانشینى امام پس از پیامبر از موضوعات خطیر و پر اهمیتى بود که جا داشت ابلاغ آن مکمل رسالت باشد و خوددارى از بیان آن , مایهء نقص در امر رسالت شمرده شود.
همچنین جا داشت که پیامبر گرامى , از نظر محاسبات اجتماعى و سیاسى , به خود خوف و رعبى راه دهد, زیراوصایت و جانشینى شخصى مانند حضرت على (ع ) که بیش از سى و سه سال از عمر او نگذشته بود بر گروهى که ازنظر سن و سال از او به مراتب بالاتر بودند بسیار گران بود. () گذشته از این , خود بسیار از بستگان همین افراد که دور پیامبر (ص ) را گرفته بودند در صحنه هاى نبرد به دست حضرت على (ع ) ریخته شده بود و حکومت چنین فردى برمردمى کینه توز بسیار سخت خواهد بود.
به علاوه , حضرت على (ع ) پسر عمو و داماد پیامبر (ص ) بود و تعیین چنین فردى براى خلافت در نظر افراد کوته بین به یک نوع تعصب فامیلى حمل مى شده است .
ولى به رغم این زمینه هاى نامساعد, ارادهء حکیمانهء خداوند بر این تعلق گرفت که پایدارى نهضت را با نصب حضرت على (ع ) تضمین کند و رسالت جهانى پیامبر خویش را با تعیین رهبر و راهنماى پس از او تکمیل سازد.
اکنون شرح واقعهء غدیر را پى مى گیریم :
آفتاب داغ نیمروز هجدهم ماه ذى الحجه بر سرزمین غدیر خم به شدت مى تابید و گروه انبوهى که تاریخ تعداد آنهارا از هفتاد هزار تا صد و بیست هزار ضبط کرده است در آن محل به فرمان پیامبر خدا فرود آمده بودند و در انتظارحادثهء تاریخى آن روز به سر مى بردند, در حالى که از شدت گرما رداها را به دو نیم کرده , نیمى بر سر و نیم دیگر را زیرپا انداخته بودند.
در آن لحظات حساس , طنین اذان ظهر سارسر بیابان را فرا گرفت و نداى تکبیر مؤذن بلند شد. مردم خود را براى اداى نماز ظهر آماده کردند و پیامبر نماز ظهر را با آن اجتماع پرشکوه , که سرزمین غدیر نظیر آن را هرگز به خاطرنداشت , بجا آورد و سپس به میان جمعیت آمد و بر منبر بلندى که از جهاز شتران ترتیب یافته بود قرار گرفت و باصداى بلند خطبه اى به شرح زیر ایراد کرد:
<ستایش از آن خداست . از او یارى مى خواهیم و به او ایمان داریم و بر او توکل مى کنیم و از شر نفسهاى خویش وبدى کردارهایمان به خدایى پناه مى بریم که جز او براى گمراهان هادى و راهنمایى نیست ; خدایى که هر کس راهدایت کرد براى او گمراه کننده اى نیست . گواهى مى دهیم که خدایى جز او نیست و محمد بندهء خدا و فرستاده ءاوست .
هان اى مردم , نزدیک است که من دعوت حق را لبیک گویم و از میان شما بروم . و من مسئولم و شما نیز مسئول هستید. دربارهء من چه فکر مى کنید؟
یاران پیامبر گفتند: گواهى مى دهیم که تو آیین خدا را تبلیغ کردى و نسبت به ما خیر خواهى و نصیحت کردى و دراین راه بسیار کوشیدى خداوند به تو پاداش نیک بدهد.
پیامبر اکرم (ص ), وقتى مجدداً آرامش بر جمعیت حکمفرما شد, فرمود:
آیا شما گواهى نمى دهید که جز خدا, خدایى نیست و محمد بندهء خدا و پیامبر اوست ؟ بهشت و دوزخ و مرگ حق است و روز رستاخیر بدون شک فرا خواهد رسید و خداوند کسانى را که در خاک پنهان شده اند زنده خواهد کرد؟
یاران پیامبر گفتند: آرى , آرى , گواهى مى دهیم .
پیامبر (ص ) ادامه داد:
من در میان شما دو چیز گرانبها به یادگار مى گذارم ; چگونه با آنها معامله خواهید کرد؟ ناشناسى پرسید: مقصود ازاین دو چیز گرانبها چیست ؟
پیامبر (ص ) فرمود:
ثقل اکبر کتاب خداست که یک طرف آن در دست خدا و طرف دیگرش در دست شماست . به کتاب او چنگ بزنیدتا گمراه نشوید. و ثقل اصغر عترت و اهل بیت من است . خدایم به من خبر داده که دو یادگار من تا روز رستاخیر از هم جدا نمى شوند.
هان اى مردم , بر کتاب خدا و عترت من پیشى نگیرید و از آن دو عقب نمانید تا نابود نشوید.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   14 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله واقعه غدیر خم

دانلود مقاله حجاب مصونیت است نه محدودیت

اختصاصی از فی گوو دانلود مقاله حجاب مصونیت است نه محدودیت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مقدمه :
حجاب در لغت به معنای : حایل شدن ‍، پوشاندن ، مانع شدن است 0 الحجاب مفرد کلمة حجب به معنای : پرده ، پوشش ، لباس ، پارچه وهر چیزی که چیز دیگر را بپوشاند یا هر مانع وحایل وفاصله میان دو یا چند چیز 0 (1)
حال که به معنای لغوی حجاب پی بردیم ، معلوم می شود که حجاب مصونیت واطمینان بخش است نه محــدودیت آور! چرا که گوهر وجودی انسان ارزشمندترین و گرانمایه ترین چیزی است که ازجانب خداوند باریتعالی ، آن مهربانترین مهربانـــان به ودیعه گذارده شده است 0 وهر چیز ارزشمند نیازمند مراقبت ، محافظت ، نگهبانی وممانعت از مفقود شـدن ودسـت درازی و سرقت است و گوهر ارزشمند وجود آدمی به مراتب اولی نیازمند چنیین مراقبتی است 0 حجاب صدفی است که از این گوهــر گرانمایه محافظت می نماید ، پس با چنین تعبیری نیز حجاب ، ارزش آفرین است وپاسبان ارزش نه محدودیت و از بین برندة ارزش وکم کننده ی بهای ذی قیمت آدمی !
اگر فرض کنیم که انسانی کالای بسیار ارزشمند مانند : ماشین گران قیمت یا شمش طلا ویا میلیونها تومان پول دارد ، تحقیقاً برای نگهداری ومحافظـت آن از چشم ودسـت متجاوزین در اندیشه ی چاره ای می افتد. بطور مثال : برای محافظت ماشینش ، قفل الکترونیکی و زنجیر و… وبرای نگهداری از شمش طلا وپول از سیستم بانکی استفاده می کند ، چراکه از حفظ وصیانت اموال خود مطمئن گردد 0 آیا چنین عملی محدود کردن ویا محروم کردن از دارایی است ؟ آیاگوهر وجودی انســـان بعنوان ارزشمند ترین وکامل ترین موجودات نیازمند چنین مرا قبتی نیست ؟ تقوای الهی به همین منظـور در قرآن وروایات بطور متواتربیان شده است وتذکرات فراوانی در نگهداری چشم ودست از خیانت به مال وناموس افراد شده است 0 « اللهمّ احفظ عیوننا من الحرام والخیانه » خدایا چشمان مارا از نگاه به حرام وخیانت محفوظ بدار !
بعضی افراد بد حجابی ویا بی حجابی را آزادی دانسته وآن را لازمه ی پیشرفت وترقّی می دانند وحجاب رامانع این پیشرفت!
در حالیکه غربیها برای مبارزه با اسلام اصیل وپویا چنین الغائاتی را ایجاد می کنند تا ارزشها وکرامات والای آدمی را از بین برده وانسان را موجودی صرفا مادی قلمداد نمایند . همانگونه که نقل شد : امروزه اشیاء ومواد قیمتی نیز برای جلوگیری از سرقت وخیانت در بهترین ومطمئن ترین شکل نگهدلری می شوند ، اما با عناوین مختلف همچون : حقوق بشر، آزادی و… به دنبال از بین بردن کرامت های انسانی هستند 0 البته هر جایی که آزادی ، امنیت سیاسی واجتماعی و… آنان را به خطر اندازد با آن به بدتــرین شکل وشدیدتــرین راه مقابله می کنند . بعنوان مثال : در فرانسه که مهد آزادی وتمدن است ، وقتی دختر مسلمان فرانسوی می خواهـــــد آزادانه بر مبنای تعالیم دینی خود روسری بر سر کرده ودر محافل آموزشی واجتماعی حضور پیدا کند ، مواجه با برخورد می شود تاجایی که دولت ومجلس آن نیز برای مقابله با آن فعال می شوند !!!
در ترکیه وقتی خانم مریم کاواکچی بعنوان نماینده انتخاب شده ومیخواهد با پوشش اسـلامی وارد مجـــلس بشود از ورود او ممانعت می شود وآن رامخالف با روح آزادی می دانند ، اما در کشور جمهوری اسلامی که مهد تمدن اسلامی ودینی است آن هم پویاترین ادیان الهی ! وقتی می خواهندبا بدحجابی وبی حجابی یا به تعبیر ارزشمند مقــام معظم رهبری شبیــهه خــــون فرهنـــگی مقابله کنند ! دشمنان بشریت وقدرتهای جنایتکار وایادی مزدور داخلی آنان با بوق های تبلیغاتی خود چنان وانمود
می کنند که در ایران آزادی نیست ! حقوق بشر پایمال می شودو…
حکیمی چه زیبا گفته است : اگر بی حجابی تمدن است پس حیوانات متمدن ترند .!!!
انسان از آنجایی که مخلوق برتر خداوند است ودروجود او روح ونفخه الهی دمیده شده است ووجه تمایز او با سایر موجودات ـ بخصوص حیوانات ـ در عقل وقدرت تفکراست وبه تبع آن خلیفه اللهی اوست دارای مسئولیت ومأ موریتی است وآن رسیــدن به خداوند وملکوتی شدن است ، چرا که آدمی همچون حیوانات صرفا برای ارضای غریزیات خلق نشده اســـت ودارای دو بعــد انسانی ،ملکوتی وحیوانی است 0 گرایش بیش از حد به هر سو در حقیقت کمرنگ کردن ویاحتی بیرنگ کردن طرف دیگر است 0 بعد معنوی انسان در عبادت وتقوای الهی خلاصه می شود که از کرامات انسانی سرچشمه می گیرد0
« وماخلقت الجنّ والانس الاّ لیعبدون » ( سوره الذاریات آیه 56 )
وبه قول شاعر که می فرماید :
خور وخواب وخشم وشهوت شغب است وجهل وظلمت حیـــــــــــوان خبـــــــر ندارند ز مکان آدمیــــت
ویا لسان الغیب خواجه حافظ شیرازی در جای دیگر می فرماید:
من ملک بودم وفردوس برین جایم بود آدم آورد در این دیر خـــــراب آبادم (2)
وسعدی شیرین سخن هم چنین سروده است :
خفتگان را خبر از زمزمه ی مرغ سحر حیوان را خبر از عالم انسانی نیست (3)
امیر مؤمنان علی ابن ابی طالب (ع) می فرمایند :
« رحم الله امراء من عرف نفسه وعلم من این وفی این والی این »
خداوند رحمت کند کسی را که خود را شناخت ودانست در کجاست ودر کجاست وبسوی کجاست 0
چه زیبا سعدی این فرمایش علی (ع) را به تصویر کشیده است :
از کـجا آمـده ام ، آمدنم بهــر چه بود به کجا می روم آخر ننمایی وطنـــــم (4)
من به خود نامده ام تاکه زخود باز روم آنکــــه آورد مــــرا ، باز برد در وطنم

 

 

 

 

 

 

 

حال با این مقدمه می پردازیم به عوامل ایجاد کننده بدحجابی که زمینه ساز بی حجابی خواهد شد :
الف : عوامل بیرونی :
عوامل بیرونی ترویج بدحجابی وبی حجابی در جامعه اسلامی ایران عبارتند از :
1- بیم دشمنان انقلاب اسلامی از اصولگرایی ورشد روز افزون معنویت در مقابل ماتریالیسم غربی ودر نتیجه مقابله با پیشرفت چنین آموزه ای در ایران وجلوگیری از ورود وصدور آن به دیگر کشورها وبه خطر افتادن منافع آنان !
2- تبلیغات گسترده فرهنگی ( تهاجم فرهنگی ) دشمنان علی الخصوص آمریکای جنایتکار واسرائیل و… از طریق ماهواره ، اینترنت و… به منظور جلوگیری از ترویج اسلامگرایی در جهان خصوصا کشورهای غرب !
3- بی هویت کردن نسلهای آینده جمهوری اسلامی وبی تفاوت کردن نسل فعلی وتخریب آموزه های نسل اول ودوم انقلاب اسلامی!
4- فشارهای سیاسی بر نظام بین الملل وسازمانهای وابسته به آن در برخورد با جمهوری اسلامی ایران ازقبیل : سازمــــان حقوق بشر ، کنوانسیون برابری حقوق زن ومرد ، یونسکو و… با توجیهات کاذبانه ی : عدم وجودآزادی ، وجود زندانیــان سیاسی ، پایمال کردن حقوق زنان و… !
5- ارئه ی مُدهای غربی که منطبق بانوع حکومت ماتریالیستی آنهاست به عنوان الگو وسنبل پیشرفت وپرستیزومقابله با الگوهای برتراسلامی وایرانی !
6- ایجادجو ناخرسندی عمومی ازحکومت جمهوری اسلامی وبزرگ نمایی مشکلات احتمالی با تبلیغات گسترده وایجاد جو بد بینی نسبت به نهادهای نظارت وهدایت کننده مانند : سپاه وبسیج وقوه ی قضائیه و… !
ب :عوامل درونی:
1-بی تفاوتی حکومت ومردم نسبت به شیوع منکر وکم توجهی ویا بی توجهی نسبت به انجام فریضه امر به معروف ونهی از منکر !
2-تبدیل شدن ناهنجاریها به هنجارها به دلیل بی توجهی ویا کم توجهی مردم وحکومت به ناهنجاریها !
3-برخورد سیاسی وجناحی وحتی احساسی با مقوله ی فرهنگ وترویج بعضی ناهنجاریهابرای جلب افکاروآرای عمومی به منظور غلبه بر رقیب وسلطه بر اریکه ی قدرت !
4-تولید الگوها ومحصولات فرهنگی والبسه های غیر متعارف با مد های غربی وعرضه ارزان قیمت آن به بازار خرید!
5-برخوردهای غیراصولی وغیر کارشناسانه با پدیده ی بدحجابی در بین جوانان ومردم وجَری کردن آنان در برخوردها!
6-منفی نگری به پدیده ارزشمندحجاب وعدم توجه به نقاط مثبت حجاب وتبلیغ آن از طریق رسانه های گروهی بخصوص صداوسیما ، تئاتروسینما و... !
7-عدم ارائه ی الگوی مناسب ودرخور شأن نظام مقدس جمهوری اسلامی !
8- بی تفاوتی وبی توجهی دستگاههای فرهنگی جامعه دربرخوردبا پدیده ی حجاب در مواجهه با مردم بخصوص جوانان از قبیل : وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی – وزارت آوزش وتحقیقات وفن آوری – وزارت آموزش وپرورش – صدا وسیما –
سازمان تبلیغات اسلامی . مؤسسات آموزشی وفرهنگی !
9-خصوصی سازی مراکز ومؤسسـات فرهنگی وارائـه ی محصـــولات آن بدون توجه به نظارت کامل به کیفیت ونحوه ی فعالیت آنان از قبیل: کلوپ های فرهنگی ، مؤسـسات آموزشی وفرهنگی غیــر انتفاعی ( مدارس ودانشکاه و… ) که
مع الأسف به دنبال سودبیشتر وتوسعه ی فراتر به هر شکل ممکن !!!
10- فاصله گرفتن جوانان ازآموزه های دینی وفرهنگ غنی اسلام به دلیل تبلیغ غلط آن وعدم توجه به خواستهای منطقی آنان
11- رفاه زدگی مسئولین حکومت وجامعه وگاهی رفتارهای عملی وغلط فرزندان وبستگان مسئولین در جامعه !
12- برخورد غیر اصولی وغیر منطقی با پدیده های تکنولوژی ،مانند: ماهواره واینترنت وعدم توانایی در ارائه ی تکنولوژی برتر برای جایگزینی !
13- عدم تعیین حدود مشخص عملی واجرایی در قانون برای مقابله ی دستگاه های قضایی وانتظامی در برخورد با بی حجابی
وناهنجاری های اجتماع بادر نظر گرفتن شرایط زمانی ومکانی وبهره مندی از مطالعات کارشناسانه وارائه ی راهکارهای
نظارتی دقیق واصولی !
14-عدم توجه والدین به رعایت اصول اخلاقی ونوع پوشش لازم در منزل ودر حضور فرزندان بخصوص فرزندان جوان !
) که این موضوع خود می تواند به عنوان یکی ازعوامل مهم دربروز ناهنجاریها درجامعه بوده وزمینه ساز بعضی از انحرافات وگرایشات به جنس مخالف باشد ! )
15- استفاده از فیلمهای نامناسب وگاهی مستهجن توسط والدین در منزل ودر حضور فرزندان !
16- وجود دوگانگی وحتی چندگانگی درجامعه از قبیل : خانواده ، مدرسه ، محیط اجتماعی و… در برخوردها ، رفتارها ، کنشها وواکنشها !
17- ازدیادموالید در دهة اول انقلاب بدون درنظرگرفتن امکانات وخدمات و… بدون برنامه ریزی که امروزه اینچنین گریبان گیر کشور شده است !
18- افراط وتفریط در برخوردبا پدیده حجاب وحتی با معضل بدحجابی از طرف خانواده ها ، جامعه ، محیط های آموزشی و ... !
19- عدم نظارت ویا بی توجهی والدین نسبت به خروج وورود فرزندان از منزل ویا عدم کنترل رفت وآمدها ونوع شرکت آنان در مجالس ومحافل دوستانه وجشنها !
راههای مقابله با بد حجابی وبی حجابی در جامعه :
1- رعایت اصل تقوای الهی در عمل از طرف آمرین به معروف وناهین از منکر . ( عامل بودن آمر )
2- ارائة الگوی صحیح پوشش متناسب با اسلام وانقلاب برای دختران وپسران 0
3- ارائة الگوهای امروزی که برای نسل جوان ملموس باشد 0 ( مانند : دعوت از کسانیکه در زمینه های علمی ، اجتـماعی و… در بین نسل جوان موفق بوده وپوشش برتر دارند 0)
4- ترویج فرهنگ اصیل اسلامی وقرآنی در صدا وسیما وسینما وحتی میادین شهرها( بصورت تابلوهای بیل برد ) با ساخت فیــلم ، سریال ، پخش مراسم عزاداری وهیئات مذهبی و000
5- بیان محسنـات حجاب اسلامی وتبلیغ خوبیهای حجـاب وبیان مضرات بدحجــابی وبی حجابی از طریق : همایش ، کنفرانس ، میزگردو000 با بهره گیری از نسل جوان وبا پوششهای مناسب 0
6- در نظر گرفتن شرایط زمانی ومکانی در امر به معروف ونهی از منکر بخاطراثر گذاری واثر پذیری وفرهنگ سازی از طریق مثبت نگری به مقوله حجاب وعدم بزرگنمایی بدحجابی 0
7- مجاب نمودن مسئولین بین خود وخانواده وزیر مجموعه ی اداری آنان ( مانند : منشی ها وغیره )
8- جلوگیری از تولید وفروش محصولات غیر فرهنگی والبسه های نا مناسب 0
9- توسعه وگسترش هیئات مذهبی وپخش از صدا وسیما وهمچنین در بعضی مناسبات کشاندن آنان به خیابانها ومیادین شهر 0
10- برگزاری میز گردهای تخصصی با بهره گیری از متخصصین جوان در زمینه های مختلف علمی ، سیاسی . اجتماعی و…
11- تعیین حدود وثغور قانونی حجاب اسلامی با عنایت به فرهنگ غنی اسلامی وایرانی برای دختران وپسران در جامعه ومدرسه ودانشگاه با بهره مندی از نظر کارشناسان علوم اجتماعی وروانشناسان 0
12- برخورد قاطع با متخلفین بصورت هماهنگ ومتحد الشکل از طرف تمامی دستگاه های مسئول از قبیل : قوة قضائیه ، نیروی انتظامی و ضابطین آنان در بسیج و000 با پدیده ی بدحجابی و… ( ارائه ی راه حل واحد در برخورد با بد حجابی وبی حجابی وپرهیز از تکرویها وکج سلیقگی ها در برخوردها 0

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  18  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله حجاب مصونیت است نه محدودیت