فی گوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی گوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله مبارزه با فساد در حکومت علوی

اختصاصی از فی گوو دانلود مقاله مبارزه با فساد در حکومت علوی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مبارزه با فساد در حکومت علوی
هدف و انگیزه از پذیرش حکومت
شرایط جامعه اسلامی در دوران خلیفه سوم
انواع مفاسد
شیوه های امام(ع) برای مبارزه با فساد موجود
الف) مبارزه با فساد در بعد نظری:
ب) مبارزه با فساد در بعد عملی:
1ـ موضوعات مربوط به خودکنترلی
2ـ موضوعات مربوط به نظارت و کنترل دقیق بر عملکرد کارگزاران
3ـ اقدامات عملی و برنامه اصلاحات
برکناری و عزل کارگزاران دوره عثمانی
دستگاه قضایی و مبارزه با فساد
مبارزه مستمر و پیگیر با فتنه و فساد
مبارزه با مفاسد اقتصادی
مبارزه با تبعیض و بی عدالتی
مبارزه با مفاسد اخلاقی و اجتماعی
مبارزه با تحریفات و انحرافات
مبارزه با خرافات و تحریف
مبارزه با بدعتها
بازرسی و نظارت عالی
دو نوع بازرسی و رسیدگی
پیگیری گزارش بازرسان و مأموران ویژه
شرایط و صفات بازرسان
حفاظت اطلاعات و حفاظت کارگزاران
نظارت عمومی
دولت کارآمد
مبارزه با فساد، اصلی ثابت برای دولتها
________________________________________
از اهداف بلند انبیا(ع) می توان "برقراری قسط و عدل در جامعه" و "حمایت
از محرومان و مبارزه با ستمگران" و "برقراری نظم و انضباط و حاکمیت قانون
عدل و قانون خدا در جامعه" و "برقراری امنیت فردی و اجتماعی" و "برخورد با
عوامل ناامنی و فتنه و فساد" و "ایجاد محیطی سالم و سازنده و پاک و شایسته
برای رشد استعدادها و فضایل" و "ارتقای سطح بینش مادی و معنوی جامعه
بشری" و "فضاسازی برای عزت و کرامت انسانها و تکامل الهی جامعه" را
شمرد.
البته، محدود کردن کارایی ادیان الهی به بُعد حکومت و برقراری اهداف
یادشده، بدون توجه به اهداف معنوی، همان قدر ناروا و ستم است که محدود
کردن مکتب انبیا(ع) به اهداف معنوی و رهبانیت و گوشه گیری و انزوای سیاسی.
هر دو دیدگاه، انحرافی و ناصحیح و نارواست. دیدگاه حق در باره مکتب انبیا(ع)
جامع نگری میان حیات دنیا و سعادت آخرت و ارتباط دنیا با آخرت و دین با
حکومت و برقراری عدالت آمیخته با تقوا و فضیلت و معنویت است.
باید اهداف بلند حکومت علوی(ع) را نیز در همین موارد، جست.

 


|254|
امام علی(ع) انگیزه خود را از پذیرفتن حکومت، برقراری قسط و عدل و
امنیت و دفاع از مظلومان و ستمدیدگان و مقابله با ظالمان و ستمگران و تقسیم
عادلانه بیت المال در میان مسلمانان و ایجاد زمینه های لازم برای رشد و پویایی
و عزت و سربلندی جامعه اسلامی و ... عنوان کرده و شهادتش نیز برای تحقق
چنین اهداف بلندی بوده است.
در این نوشتار، بیشتر، سعی خواهد شد تا گوشه هایی از اهداف بلند حکومت
علوی(ع) و شرایط و وضعیت و نیازها و شیوه های مبارزه آن حضرت با مفاسد
اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، بازگو شود و راهکارها و سیاستهای آن حضرت
در برخورد با مفاسد گوناگون حکومتی، اداری، اجتماعی، سیاسی، ارائه گردد و
شرایط مطلوب و قابل قبول برای حکومت اسلامی تبیین گردد.

 


هدف و انگیزه از پذیرش حکومت

 

با توجه به شرایطی که در بیست و پنج سال بعد از زمان رحلت رسول اکرم(ص) یعنی از سال
11 هجری تا سال 35 هجری در دنیای اسلام به وجود آمده بود و مجموعه اوضاع سیاسی و
اجتماعی و فرهنگی و انحرافات و تحریفهایی که مخصوصاً در ثلث سوم این دوران پدید آمده
بود و عناصر ناباب و ناسالم بر دنیای اسلام حاکم شده بودند و حکومت به جای شایسته سالاری و
لیاقت پروری به دست افراد ناباب و غیر مسؤول افتاده بود و بیت المال به عنوان تیول قشری
خاص از اربابان زر و زور و قدرت تبدیل شده بود و عدالت و مواسات و مساوات و برادری و
وحدت اسلامی از جامعه رخت بر بسته بود و ضعف و سستی و کسالت و تنبلی و تن پروری
جایگزین شجاعت و شهامت و فتوت و مردانگی شده بود و غیرتها و تعصبهای غلط جاهلی
مجدداً در پی احیا شدن بود و روابط جای ضوابط را گرفته بود، امام(ع) با توجه به شرایط موجود
و پیش بینی آینده در آغاز از پذیرفتن ولایت و حکومت سر باز زده و فرمود:
"دعونی و التمسوا غیری فانّا مستقبلون امراً له وجوه و الوان؛ [1]
من را رها کنید و سراغ دیگری بروید، زیرا ما با امری روبه رو هستیم که دارای
چهره ها و شکلها و رنگهای گوناگون است.">
اما آنگاه که پذیرفت این بار سنگین را بر حسب وظیفه و تکلیف و امانت الهی بر دوش

 


|255|

 

گیرد، فرمود:
"وَ اعلموا اِنّی ان اجبتکُم رکبت بکم ما اَعْلم وَ لَم اضغ الی قول القائل وَ عتَب العاتب؛ [2]
اگر مهار مرکب حکومت در اختیار من قرار گیرد من طبق تشخیص و وظیفه خود
عمل خواهم کرد و گوش به حرف این و آن و یا ملامت کسی نخواهم داد و بر طبق
علم و دانایی و توانایی خود اقدام خواهم نمود.">
و آنگاه که حکومت را پذیرفت اهداف خود و فلسفه حکومت و برنامه ها و سیاستها و اصول
کار خود را در مواقع مختلف اعلام داشت که از آن جمله اینهاست:
1ـ مبارزه با سیری ظالم و گرسنگی مظلوم:
"لولا حُضورَ الحاضِر وَ قیامُ الحُجَّة بِوجود النّاصِر وَ ما اَخَذ اللهُ عَلی العُلَماء ان لا یُقارّوا
عَلی کظة ظالِم وَ لا سَغب مَظلوم لالقیت حَبْلها عَلی غاربها وَ لسقیت آخرها بِکأس
اَوَّلِها؛ [3]
اگر گروهی برای یاری من آماده نبودند و حجت خداوند با وجود یاوران بر من تمام
نمی گشت و پیمان الهی با دانایان در باره عدم تحمل پرخوری ستمکاران و گرسنگی
ستمدیدگان نبود، مهار این زمامداری را به دوش می انداختم و انجام آن را مانند
آغازش با پیاله بی اعتنایی سیراب می کردم و در آن هنگام می فهمیدید که این دنیای
شما در نزد من از اخلاط دماغ یک بز ناچیزتر است.">
2ـ احیای دین و اصلاح طلبی:
"اللهُمَّ اِنّک تَعلم اِنَّه لَم یَکُن الذی کان مِنّا مُنافسة فی سُلطان وَ لا التِماس شیء من
فُضول الحُطام ...؛ [4]
پروردگارا تو می دانی که مطالبه و اقدام ما برای به دست آوردن حکومت نه برای
تلاش و رقابت در میدان سلطه گری بوده و نه برای خواستن زیادتی از مال دنیا، بلکه
همه هدف ما ورود به نشانه های دین تو و اظهار اصلاح در شهرهای تو بوده است،
باشد که بندگان ستمدیده تو امن و امان یابند و آن کیفرها و احکام تو که از اجرا باز
ایستاده است به جریان بیفتد و بر پا گردد.">
3ـ اقامه حق و رفع باطل:
"وَ الله لهی احب الیَّ مِن امرَتِکُم الاّ ان اقیم حقّا او ادْفَع باطِلا؛ [5]

 


|256|
به خدا سوگند این کفش بی ارزش، در نزد من بهتر از زمامداری بر شماست مگر اینکه
حقی را بر پا دارم یا باطلی را از بین ببرم.">
4ـ احیای معالم و ارزشهای عصر نبوی(ص):
"وَ اِنّ مَسیری هذا لَمثلُها فَلانقبنَّ الباطِل حَتّی یخرُج الْحَق مِن جنْبه؛ مالی وَ لقُرَیش؛ [6]
و این مسیری که امروز در پیش گرفته ام مانند مسیری است که از روز اول برای
پیروزی اسلام به پیش گرفته بودم؛ قطعاً باطل را خواهم شکافت و حق را از پهلوی
آن بیرون خواهم آورد؛ قریش از من چه می خواهد ...">
5ـ شایسته سالاری و حکومت انسانهای شایسته:
"فَلیسَت تصْلح الرّعیة الا بِصَلاح الولاة وَ لا تَصْلح الولاة الا بِاستقامة الرَّعیة؛ [7]
پس رعیت صالح نمی شود مگر به اصلاح ولات و زمامداران، و زمامداران صالح
نمی شوند مگر با استقامت مردم.">
"قَد علمتُم اِنَّه لا ینبَغی انْ یکُون الوالی علی الفُروج وَ الدماء وَ المَغانم و الاحْکام وَ
امامة المُسلِمین البخیل ...؛ [8]
شما می دانید که نباید والی و زمامدار بر نوامیس و نفوس و خونهای مسلمانان و اموال
و احکام و پیشوایی و زمامداری امت اسلامی، کسانی باشند که نسبت به اموال آنان
حریص باشند و نه جاهل در احکام و امور و نه جفاکار و نه حیف و میل کننده و نه اهل
رشوه و نه تعطیل کننده سنت.">
"لا یُقیم اَمر الله الاّ من لا یُصانِع وَ لا یُضارِع وَ لا یَتّبِع المَطامع؛ [9]
امر خدا را اقامه نمی کند مگر کسی که اهل ساخت و پاخت و تشابه و سازش با دشمنان نباشد و از طمعها نیز پیروی نکند.">
"فَوَ الله اِنی الی لِقاء الله لمُشتاق وَ حسن ثَوابِه لمُنتَظر راجٍ وَ لکنّی آسی أن یَلی اَمر هذه الاُمة سُفهاؤها وَ فجّارها فیتّخذوا مال الله دولا وَ عباده خولا وَ الصَالِحین حَربا وَ الفاسقین حزبا؛ [10]
به خدا قسم من مشتاق ملاقات خدا هستم و به پاداش نیکوی او امیدوار، اما از آن
خوف دارم که امر امت به دست سفیهان و فاسقان بیفتد، آنگاه مال خدا را دست به
دست بگردانند و بندگان او را به خدمت گمارند و با صالحان در جنگ باشند و فاسقان

 


|257|
را حزب و یار گیرند.">
6ـ احقاق حقوق بیت المال:
"وَ الله لو وَجدته قَد تَزوج بِه النّسآء وَ ملک بِه الاماء لرددته الی بِیت المال فَاِنّ فی
العَدْل سعة و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق؛ [11]
به خدا سوگند اگر بیابم که به مهر زنان در آمده یا بهای کنیزکان شده، آن را به
بیت المال بازمی گردانم، همانا در عدالت گشایشی است و کسی که عدالت بر او تنگ
آید پس ستم بر او تنگ تر است.">
7ـ مساوات در امر تقسیم بیت المال:
"لَو کانَ المال لی لسوّیت بینهُم فکَیف وَ المال مالُ الله، اَلا و انّ اعْطاء المال فی غَیْر حقّه
تبذیر وَ اِسراف؛ [12]
اگر مال از آن من بود در میان آنها مساوات را رعایت می کردم چه رسد که مال، مال
خداست و اینان همگی بندگان خدایند و در بیت المال شریک و سهیم. آگاه باشید که
عطا کردن مال در غیر جای خودش تبذیر است و اسراف.">
8ـ مبارزه با خشونت و استبداد:
"اِستعمل العَدل وَ احْذر العَسف وَ الحَیف؛ [13]
عدالت را به کار گیر و از زورگویی و تضییع حق بپرهیز.">
"فلا تکلّمونی بِما تُکلّم بِه الجبابرة ...؛ [14]
همچون سخن گفتن با جباران با من سخن مگویید ...">

 


شرایط جامعه اسلامی در دوران خلیفه سوم

 

شرایط جامعه اسلامی، در دوران خلافت خلیفه سوم، از نابسامانیهای فراوان سیاسی و
اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی رنج می برد تا جایی که خود این شرایط ِاسفبار، موجب شورش
مردم مصر و حجاز و عراق شد.
لجام گسیختگی و ضعف و سستی و اسراف و تبذیر و تبعیض و بی عدالتی و فساد و هرج و
مرج دخالتهای بیجای دربار ِخلافت و باند فاسد مروانی و اموی در امور کشور پهناور اسلامی و به
کار گماردن افراد فاسد و نالایق و عیّاش بر مسند امور مسلمانان و حیف و میل وسیع بیت المال و

 


|258|

 

تقسیم ناعادلانه امکانات و منابع و ثروتهای عمومی و انفال و زمینهای عمومی و پرخوری
فراوان تعدادی انگشت شمارِ وابسته به دربار خلافت و محرومیت اکثریت جامعه و تسلّط
سفیهان و فاجران و فرومایگان و دهها موضوع خُرد و کلان دیگر، مسایل و موضوعاتی بود که
آن حضرت در آستانه پذیرش خلافت، با آن مواجه بود.
محیطی که در دوره مروان حکم و معاویه و خلیفه سوم و ایادی آنها و حزب اموی و طرفداران
آنها به وجود آمده بود و سوء استفاده های فراوان مالی و اجتماعی و سیاسی و قدرت طلبی و
تملک اموال و املاک عمومی توسط اشخاص حقیقی و حقوقی و خانواده های هزار فامیل و
باندهای تبهکار که بر اساس تعصبات غلط و تمایلات نابجا و ضعف و همراهی دستگاه حکومت
شکل گرفته بود، تبدیل به یک معضل عظیم سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شده بود که جز با یک
انقلاب پایدار و فراگیر و همه جانبه و جهاد و فداکاری عمیق امکان اصلاح آن نبود و ریشه های
فتنه، آن قدر عمیق و فراگیر و فریبکارانه رشد کرده بود که به سادگی امکان تحول و اصلاح در آن
میسر نمی شد. این موضوع را از دو ناحیه می توان پی گرفت:
الف: از ناحیه بررسیهای تاریخی
ب: از ناحیه سخنان و سیره و عملکرد امیرالمؤمنین(ع)
در بخش اول سخنان مورخان و تاریخ نگاران را می توان در محورهای ذیل خلاصه کرد:
1ـ شکل گیری دو طبقه عامه و خاصه
در زمان خلیفه دوم دیوان عطایا، حقوق و بیت المال بر اساس سوابق اسلامی افراد و ترکیب
قبیله ای و مهاجرت و طبقه بندی امت بر پایه قومیت و نژاد و سابقه گرایش به اسلام و مانند آن
شکل گرفت و در نتیجه اختلاف بین طبقات اجتماعی افزایش یافت و یا پدید آمد و توقعات و
مطالبات شدت یافت و جامعه به طبقه خواصّ و عوام تقسیم شد. (عامّه و خاصّه)
این سنت غلط، آثار شوم و ناپسند خود را در جامعه اسلامی گذاشت. امام(ع) برای اجرای
عدالت و مساوات تلاش فراوانی انجام داد، اما سرانجام به جرم عدالتخواهی به شهادت رسید.
2ـ گرایشهای نژادپرستانه و قوم گرایی
با گسترش فتوحات اسلامی اختلاط نژادهای مختلف عرب و عجم از اقوام گوناگون غیر
عرب به وجود آمد و اشخاص فراوانی به عنوان مهاجرت یا به قصد جنگ به نقاط دیگر رفتند.
اسیران جنگی و بردگان بسیاری به قبایل عربی تعلق گرفتند. مفاهیمی مانند عرب و موالی و

 


|259|

 

شهروندی درجه یک و دو مطرح شد و طبعاً بخش عظیمی از جامعه از حقوق کمتری برخوردار
شدند.
در این رابطه تبعیض و بی عدالتی و عدم مساوات در بسیاری از امور موجب نگرانی و دغدغه
خاطر امام(ع) بود.
3ـ بدعتها و تحریفها
اجتهاد در مقابل نصّ، خودرأیی و خودمحوری، مصلحت گرایی و مصلحت اندیشی، عمل به
سلیقه و اجتهاد شخصی، امری رایج بود.
امام(ع) در نامه به مالک اشتر می فرماید:
"فَاِنّ هذا الدّین کان اسیراً فِی اَیدی الاشرار یُعمَل فیه ِبِالهَوی و تُطلَب بِه الدُّنیا؛ [15]
این دین در دست اشرار اسیر بود که در آن به هوس می راندند و به نام دین دنیا را
می خوردند.">
در جای دیگر می فرماید:
"و لکنّا اِنّما اَصبحنا نقاتِل اِخْوانَنا فِی الاسلام عَلی ما دَخل فیه ِمن الزیغ وَ الاعوجاج و
الشُبهة و التأویل؛ [16]
امروز ما از آن روی با برادران مسلمانمان وارد جنگ شده ایم که انحراف، کجی،
شبهه و تأویل در اسلام وارد شده است.">
4ـ فساد اجتماعی
رفاه زدگی، غنایم فراوان به دست آمده در اثر فتوحات، باندبازی و سلطه قبیله اموی و
مروانی، و حاکمیت عناصر نابکار و ناشایست و فرومایه و بیسواد یا کم سواد، تضعیف آرمانهای
دینی و الهی اسلام را در جامعه آن روز به دنبال داشت. رسوبات جاهلی دوباره غالب بود. نظام
حاکم در ایجاد رشد و تعادل اخلاقی و گسترش عدالت اجتماعی در مانده بود. روابط جای ضوابط
را گرفته، فرومایگان سازشکار و سازشکاران بی بند و بار بر سرنوشت امت اسلام چیره شده
بودند.
"وَ اعْلَموا رَحمکم الله اِنَّکُم فی زَمان القائِل فیه بِالحقّ قَلیل وَ اللسان عَن الصّدق کلیل و
اللازم للحقّ ذَلیل، اَهْله مُعْتکِفون عَلی العصیان، مُصطلحون عَلی الادهان، فتاهُم عارم
و شائِبُهُم آثِم و عالمهُم منافِق، و قارئهم مُماذِق، لا یُعظِّم صَغیرُهُم کَبیرَهُم وَ لا یَعول

 


|260|
غَنیُّهُم فَقیرهُم؛ [17]
بدانید، خدایتان رحمت کند، شما در زمانی به سر می برید، که گوینده به حق در آن
اندک است و زبان از گفتن راست ناتوان، آنان که همراه حق اند خوارند و مردم به
نافرمانی گرفتار و در برقراری مداهنه با یکدیگر سازگار، جوانشان بدخو و پیرشان
گنهکار، عالمشان منافق و قاریشان سودجو، نه خردشان سالمند را حرمت نهد و نه
توانگرشان مستمند را کمک کند.">
حاکمیت دار و دسته بنی امیه و ضعف دستگاه خلافت مرکزی و یا همسازی و هم نوایی با
آنان و انحرافات فراوان این قبیله و تحمیل خواستها و تمایلات سفیهانه و مزورانه خود بر اسلام،
بزرگترین بلایی بود که امت اسلامی آن را لمس و تجربه می کرد و بعد نیز در طول دهها سال و
بلکه تا امروز، آثار تلخ آن را در جان و ذائقه خود احساس می کند. آنان که امام علی(ع) در
باره اشان فرمود:
"ما اَسلَموا وَ لکِن اسْتَسْلَموا و أسرّوا الکفر فَلمّا وَجَدوا اعوانا علیه اظْهَروه؛ [18]
اسلام را از روی طوع و رغبت پذیرا نشدند بلکه به ضرب شمشیر تسلیم شدند و کفر
را مخفی کردند و چون بر آن یارانی یافتند آن را آشکار ساختند.">
آری شرایط حاکم در ربع قرن بعد از وفات رسول اکرم(ص) بر دنیای اسلام چنین بود. [19]
و اکنون این امام(ع) است که باید سیر تاریخ اسلام را از نو متحول نموده و بسازد و اصول و
اخلاق اسلامی را حاکم کند و دست نابخردان و فرومایگان را کوتاه سازد و اصول و ضوابط را به
جای روابط و ظاهرسازی و فریب حاکم نماید و دست نابکاران را از سر امت اسلامی کوتاه سازد
و رشته امامت و ولایت و هدایت و عدالت را برقرار نماید و آداب شریعت را زنده کند و بدعتها
را بمیراند و دست نامحرمان را از سر اهل اسلام کوتاه نماید.

 


انواع مفاسد

 

مفاسد عصر علوی(ع) و هر دوره و زمانی را می توان در دو حوزه بیان کرد:
الف) حوزه حکومت و کارگزاران حکومتی؛
ب) حوزه مردم و جامعه.
باید در حوزه نخست، در دو محور بحث کرد: یکی در رابطه با زمامداران و مدیران عالی و

 


|261|

 

ارشد جامعه، و دیگری، در رابطه با کارگزاران و مدیران میانی و پایینی.
البته، میان فساد حکومت و حاکمان و فساد مردم، رابطه تنگاتنگی وجود دارد. اگر حاکمان،
خود فاسد باشند، بنا بر اصل "الناس علی دین ملوکهم"، مردم نیز به فساد گرایش پیدا می کنند و
اگر مردم فاسد باشند، حاکمان را نیز به سمت و سوی فساد خواهند کشاند و اگر آنان نیز مقاومت
کنند، با شورش و ... حاکمان صالح را از میان برخواهند داشت و رییسانی فاسد را بر سر کار
خواهند نشاند.
این، اصلی است غیر قابل انکار که با اندک تأملی، درستی آن، روشن می شود. در تاریخ،
شواهد فراوانی را برای این اصل می توان یافت.

 


شیوه های امام(ع) برای مبارزه با فساد موجود

 

حضرت علی(ع)، برای مبارزه با فساد موجود، در هر دو جانبش، راه سختی در پیش داشت.
حضرت(ع) لحظه ای برای بازگرداندن جامعه اسلامی به همان جامعه ای که حضرت رسول(ص)
بنیان نهاده بود، کوتاهی نکرد.
مبارزه حضرت(ع) با محو فساد، دو جنبه داشت: نظری و عملی.
ایشان، چه در آغاز حکومتش و در همان هنگامی که مردم با او بیعت کردند، و چه در مدت
خلافتش، با بیان رسا، شیوه صحیح حکومت داری و ویژگیهای یک امت اسلامی را، بارها و
بارها، به مردم گوشزد کرد تا آنان، حق را بدانند و مطابق آن عمل کنند.
حضرت(ع) علاوه بر این روشنگریها و همزمان با آن، اقدامهای عملی اش را نیز آغاز کرد.
اکنون به بررسی شیوه های مبارزه آن حضرت و حکومت علوی(ع) با فساد می پردازیم.

 


الف) مبارزه با فساد در بعد نظری:

 

یکی از بزرگترین اهداف پذیرش حکومت توسط امام(ع) مبارزه با ظلم، فساد و طغیان،
تبعیض، بی عدالتی و احقاق حقوق مردم و حاکمیت اسلام اصیل و ایجاد اصلاحات همه جانبه،
عمیق و گسترده و کارساز و فراگیر در جامعه اسلامی بود.
یک بخش مهم از این اصلاحات به تحولات ساختاری، اداری و مدیریتی، قضایی و اجرایی و
نوع نگرش به بودجه عمومی کشور و بیت المال مسلمانان و نوع بهره برداری و استفاده از آن بوده
است.

 


|262|

 

امام(ع) وعده این تحولات و اصلاحات را در آغاز مسؤولیت و زمامداری خود داد و فرمود:
"به آنچه می گویم متعهد و پای بند هستم و سر حرف خود ایستاده ام و با کسی ملاحظه و رو در بایستی نخواهم داشت."> [20]
سخن حضرت این بود که جامعه اسلامی در آستانه یک تحول جدید قرار گرفته است و بوی
عطر عصر نبوی(ص) می آید، منتظر بسیاری از دگرگونیها باشید، در حکومت جدید
پیش کسوتان اهل تقوا سبقت خواهند گرفت و پیش افتادگان ناشایسته عقب رانده خواهند شد.
در نظام جدید اصل بر شایسته سالاری، عدالتخواهی، و عدالت گرایی، تقوامحوری و
خدامحوری است و با هر گونه اختلال، بی نظمی، فساد، ناهنجاری، سوء استفاده از قدرت، تضییع
حقوق مردم و بیت المال، اتلاف منابع، باندبازی و رابطه بازی، تقدم روابط بر ضوابط با شدت و
قاطعیت برخورد خواهد شد. اجازه سوء استفاده و فرصت طلبی و خودسری به هیچ کس داده
نمی شود.
نوع نگرش آن حضرت به حکومت و حاکمان و کارگزاران و بیت المال و بودجه و اموال
عمومی و قدرت و اقتدار حکومت و قوای حاکم بر امت و رسالت و مسؤولیت امام و رهبر و شیوه
برخورد و رابطه و ارتباط و تعامل با مردم با مسؤولیت پذیری هر چه بیشتر، امانتداری،
وظیفه شناسی، تکلیف الهی، خدمتگزار مردم بودن، امر به معروف و نهی از منکر، احقاق حقوق
مردم، اجرای عدل و قسط و مبارزه با ظلم و فساد و فتنه و توطئه، ریشه کن کردن فساد در جامعه،
پیشگیری از توسعه فساد، مبارزه با جریان فساد، اصلاح ساختارها و روشها، اصلاح مدیران و
کارگزاران، نظارت و پی گیری همه جانبه امور، اطلاع رسانی و کسب اطلاعات از عملکرد
مسؤولان ذی ربط، شفافیت، مسؤولیت متقابل والی و مردم، اصلاح ساختار قدرت در جامعه
اسلامی، به کارگیری عناصر شایسته و باکفایت برای هر کاری و ایجاد نظامی کارآمد، مؤثر، مفید،
کم هزینه و پرفایده، باکفایت و بالیاقت، منضبط و قانونگرا، ولایت پذیر و باایمان و به دور از
ضعف و جبن و مسامحه و مماشات و سهل انگاری و ضعف نفس و یا به کارگیری افراد متکبر،
متفرعن، خودبزرگ بین و یا خشن و غیر کارآمد و یا متملق و چاپلوس و یا طالب مال و یا
خواهان قدرت را در بیانات نورانی آن حضرت فراوان می توان یافت.
در این راستا بجاست که سنت و سیره و سخنان آن بزرگوار از چند ناحیه مورد توجه و بررسی
قرار گیرد:

 


|263|

 

الف: نقد نسبت به گذشتگان؛
ب: تبیین سیره رسول اکرم(ص)؛
ج: تبیین سیره عملی خود آن بزرگوار؛
د: بر حذر داشتن از صفاتی که حاکمان و امتهای گذشته گرفتار آن بوده اند؛
ه…: بر حذر داشتن از اخلاق رذیله و عوامل سقوط و انحراف و انحطاط که به نوعی تعریض در
آن نهفته است؛
و: بیان مواعظ بالغه و نصایح حکیمانه و دستورات خردمندانه که چراغ محکم راه و
قطب نمای حرکت جامعه است.

 


ب) مبارزه با فساد در بعد عملی:

 

در این بخش، امام(ع) از روشهای فراوانی استفاده فرموده است که می توان آن را
فهرست وار بدین گونه بیان نمود:

 


1ـ موضوعات مربوط به خودکنترلی

 

از قبیل تأکید بر اصل شایسته سالاری؛ تأکید بر اصل تقوا و معنویت، تأکید بر اصل تعهد و
مسؤولیت پذیری، تأکید بر اصل خداگرایی و خدامحوری در کارها، تأکید بر اصل نظارت الهی،
تأکید بر اصل نظارت مردمی، تأکید بر کرامت انسانها، تأکید بر جمع گرایی، تأکید بر
فرهنگ سازی، تأکید بر فضاسازی مناسب و سالم، تأکید بر اصل مراقبه و محاسبه در کارها، تأکید
بر اصل ایمان به قیامت و آثار و نتایج اعمال، تأکید بر تقویت باورها و انگیزه های الهی، تأکید بر
مبارزه با مفاسد اخلاقی، تربیتی و روحی و تأکید بر ارائه الگوهای کارآمد، مؤثر و ثمربخش.

 


2ـ موضوعات مربوط به نظارت و کنترل دقیق بر عملکرد کارگزاران

 

از طریق بازرسی و کنترل به صورت سازمان یافته، بازرسی و کنترل به صورت موردی و با
بازرسان ویژه و مخصوص، بازرسی و کنترل توسط افراد دیگر (اشخاص متعهد) و گزارشهای
مردمی، بازرسی و کنترل توسط مردم، پذیرش نظارت عمومی مردم، تأکید بر اصل شفافیت و
پاسخگویی، تأکید بر اصل مسؤولیت شناسی و مسؤولیت پذیری، تأکید بر اصل نظارت و اقتدار
قضایی، تأکید بر اصل پیشگیری، تأکید بر برخورد با ریشه فساد و تأکید بر اصل الگوسازی و
ارائه اسوه های کارآمد و نقش رهبری شایسته در جامعه اسلامی.

 


|264|

 


3ـ اقدامات عملی و برنامه اصلاحات

 

مانند برکناری و عزل کارگزاران دوره عثمانی، عزم بر استرداد اموال غارت شده از بیت المال،
قاطعیت در اجرای حدود الهی، برنامه جدی برای اجرای عدالت، برنامه جدی برای مساوات در
اجرای قوانین (مساوات همه در برابر قانون)، برنامه جدی در بهره برداری مساوی از بیت المال
(مساوات برای همه در تقسیم بیت المال)، الغای امتیازات نابجای گذشته، مبارزه با بدعتها و
تحریفها و انحرافها، ایجاد فرصتهای برابر و مناسب برای همه، آموزش و هدایت صحیح منابع و
استعدادهای انسانی جهت خیر و صلاح، زمینه سازی برای رشد و پویایی جامعه، و تدبیر حکیمانه
امت در جهت رشد و بالندگی.

 


برکناری و عزل کارگزاران دوره عثمانی

 

بدون تردید، شرط اساسی برای هر گونه تحول و اصلاح، به کارگیری کارگزاران شایسته و
مدیران لایق و خردمند و باکفایت و مسؤولان دردمند و دلسوز و استفاده از نیروهای توانا و دانا و
باتقوا و زجرکشیده و رنج دیده است.
برای ایجاد تحول در هر جامعه و هر حکومت، باید کار را از دست نااهلان و فرومایگان
خارج کرد و به دست اهلان و پاک باختگان سپرد.
امام(ع) نیز در سخنان فراوانی بر این اصل تأکید کرده اند:
"إنَّ شَرّ وزرائک مَن کانَ لِلأشرار قَبلک وزیراً؛
همانا بدترین وزیران و همکاران تو، آنانی هستند که برای اشرار قبل از تو، وزیر
بوده اند و در آثام و گناهان با آنان همکاری داشته اند."> [21]
"یَستَدلُّ عَلی ادبار ِالدُّول بِأَربَع: تَضییع الأُصول ِوَ التَمسُّک بِالفُروع وَ تَقدیم الأراذِل وَ
تأخیر الاَفاضِل [22]؛
چهار چیز، نشانه انحطاط دولتها است: اصول را ضایع کردن؛ به فروع چسبیدن؛ افراد
فرومایه و پست را مقدم داشتن؛ افراد بافضیلت را کنار زدن.">
"ألا وَ إنَّ بلیَّتَکُم قَد عادت کهیئَتِها یَومَ بَعث الله نَبیّیه(ص) [23] ...؛
امتحان سختی در پیش داریم و جامعه در آستانه یک تحول عظیمی قرار گرفته است:
آنان که بی جهت جلو افتاده بودند، باید به عقب برگردند و آنان که به ناحق کنار زده

 


|265|
شده بودند، باید به صحنه آیند.">
"وَ قَدْ عَلمتم إنَّه لا یَنبَغی أن یَکون الوالی [24] ...؛
و برای شما (از سیره رسول اکرم(ص) و قرآن کریم) روشن است که والی جامعه
اسلامی ـ که مسؤولیت اموال و جانها و احکام و اَعراض و غنایم و امامت امت اسلامی
را عهده دار است ـ نباید افراد بخیل باشند ...">
"لا یُقیم أمرُ الله إلاّ مَن لا یُصانِع [25] ...؛
امر خدا را هرگز نمی تواند اقامه کند جز کسی که اهل سازش و کرنش و تشابه به کفار و
فاسقان و پیرو مطامع نباشد.">
"یُستَدِلُّ عَلَی الادبار بِأربَع: سُوء ِالتَّدبیر وَ قبح التَّبذیر وَ قِلَّة الاعتبار وَ کِثرَة
الاِغترار [26]؛
چهار چیز نشانه پشت کردن و انحطاط است: تدبیر بد و ناروا؛ تبذیر زشت و ناپسند؛
کم عبرت گرفتن از حوادث و روزگار؛ بسیار مغرور شدن.">
مغیره، پیش حضرت آمد و درخواست کرد که کارگزاران دوره عثمانی را در جای خود ابقا
کند و حداقل، معاویه را از کار برکنار نکند، اما امام علی(ع) فرمود: به خدا قسم! اگر ساعتی از روز
باشد، در اجرای وظیفه ام تلاش به خرج می دهم، نه آنان را که گفتی والی می کنم و نه امثال آنان را
به ولایت می گمارم. [27]

 


دستگاه قضایی و مبارزه با فساد

 

نقش و جایگاه دستگاه قضایی ِکارآمد و صالح در مبارزه با فساد و تجاوز، بر هیچ کس
پوشیده نیست. چنانچه قوه قضاییه، از استقلال و اقتدار و اعتبار و شایستگی های لازم برخوردار
باشد، به طور قطع، می تواند به عنوان شمشیر برّنده ای در برابر بی عدالتی و ظلم و قلدری بایستد و
از حقوق مردم و محرومان، دفاع و در برابر زورگویان و متجاسران به حقوق عمومی، مقابله و
مقاومت و امنیت و نظم اجتماعی و عدالت عمومی و حمایت از محرومان را تضمین و تأمین کند.
در فرهنگ و میراث علوی(ع) بحث دستگاه قضایی و اعتبار و استقلال و هویت و کفایت
آن، به عنوان یک اصل روشن و کارساز و مؤثر در پیشگیری از جرم و جنایت و در برخورد با
مجرمان و جنایتکاران به حساب آمده است و از این حیث، همه، در برابر قانون، برابرند و قاضی،

 


|266|

 

موظف به اجرای حق و عدل و احقاق حقوق عامه و مبارزه با فساد در اشکال گوناگون آن شده
است.
امیرالمؤمنین(ع) در دوران خلافت و ولایت خود، بر استفاده از قضات شایسته و بایسته،
تأکید فرمود و بر اهمیت قضاوت ارشاد کرد و در جهت تقویت امور قضایی کوشید و راههای
پیچیده قضاوت را با بیان و قضاوتهای حیرت انگیز خود روشن ساخت و بر کار قضات نظارت
کرد و نقاط ضعف آنان را گوشزد کرد و بر عملکرد آنان اشراف داشت و بر شرافت و تأمین
زندگی و رفاه و معیشت قضات عنایت داشت تا دستگاه قضایی، حقیقت را فدای مصلحت نکند و
تحت تأثیر رشوه و تطمیع و تهدید قرار نگیرد و اهل مداهنه نباشد و نیز بداند که بر مسند
پیامبر(ص) و یا وصی او تکیه زده است و منصب قضا امانت است و نه تجارت.
در فرمان حکیمانه امام(ع) به مالک اشتر، این مسایل، به وضوح قابل ملاحظه و استفاده
است:
"ثم اختر للحُکم بَینَ الناس أفضَل رَعیّتک فی نَفْسک مِمَّن لاتَضیق بِه ِالأُمور، وَ لا
تُمْحِکُهُ الخُصُوم، وَ لا یَتَمادی فِی الزَلَّة، وَ لایَحْصَرُ مِن الفیء الی الحَقّ إذا عَرفَه وَ لا
تُشرِفُ نَفْسه عَلی طمعٍ ...؛
برای داوری میان مردم، برترین افراد خود را برگزین! از کسانی که دارای سعه صدر
باشد و امور گوناگون، او را در تنگنا قرار ندهد و مخاصمه و کینه توزی دو طرف
دعوا، او را به خشم و کج خلقی وا ندارد و در اشتباهاتش پافشاری نکند و چون متوجه
اشتباه خود شود، بازگشت ِبه حق و اعتراف به آن، برایش سخت نیاید و نَفْس او،
تمایل به طمع نداشته باشد و در فهم مطالب به اندک تحقیق اکتفا نکند، بلکه مسایل را
تا پایان دنبال کند، کسی که در شبهات از همه محتاط تر باشد و در یافتن حق و استناد
به ادله، جدی تر باشد و از کثرت مراجعه دو طرف دعوا، کمتر خسته شود و در کشف
امور، از همه صابرتر و شکیباتر باشد و در هنگام روشن شدن حکم و حق، از همه
قاطع تر باشد. از کسانی باشد که ستایش ستایشگران، او را فریب ندهد و تمجیدهای
بسیار، او را از حق متمایل نسازد و عوامل تطمیع و تهدید و تملق و چاپلوسی، او را
نفریبد. و البته این چنین نیروهایی، بسیار کم هستند.">
آن گاه امام(ع) به وظایف حساس زمامدار و حکومت اسلامی در برابر قضات می پردازد و

 


|267|

 

فرمان می دهد که نسبت به قضات یادشده، چگونه باید مراقبت صورت گیرد و احسان و سخاوت
به خرج داده شود و اعتبار و منزلت و اقتدار و موقعیت داده شود تا از هر گونه سخن چینی و
بداندیشی و طمع دیگران در امان باشند و دیگران نیز در آنان طمع نکنند و دشمنان، نسبت به
آنان، مکر نکنند و بداندیشان، مجال تفتین و توطئه و سخن چینی نسبت به آنان را نیابند و ... .
شرایط و ویژگیهای قضات، آن چنان که از بیان نورانی امام(ع) استفاده می شود، به قرار زیر
است:
1ـ از بهترین و برترین افراد باشند؛
2ـ با حوصله و دارای شرح صدر باشند؛
3ـ اطلاعات لازم را برای یک قضاوت عادلانه، از زوایای مختلف به دست آورند؛
4ـ با شهامت اخلاقی، اشتباهات خود را بپذیرند و آن را جبران کنند؛
5ـ زود به خشم نیایند و در مقابل پافشاری دو طرف دعوا، برای احقاق حق، کنترل خود را از دست ندهند؛
6ـ روح قدرتمند داشته باشند و از قدرتمندان نترسند؛
7ـ عزت نفس و همت عالی داشته باشند و اسیر آز و طمع نگردند؛
8ـ ثروتمندان و زورمداران، نتوانند آنان را تطمیع و یا تهدید کنند؛
9ـ اهل تحقیق باشند و با سهل انگاری و آسان گیری، از مسایل نگذرند و بدون کسب اطلاعات کافی، به قضا نپردازند و با برخورد سطحی و بر اساس نخستین شنیده ها، حکم صادر نکنند؛
10ـ در مواجهه با امور مشتبه و مسایل گنگ و پیچیده، احتیاط و تأمل را از دست ندهند و در کشف واقعیات بر اساس دلایل و براهین قطعی، کنجکاو و مصرّ باشند؛
11ـ با دو طرف دعوا، گشاده رو باشند و بدون ِابراز خستگی و ناراحتی، به هر کدام از آنان، فرصت سخن گفتن بدهند؛
12ـ گرفتار حیله و مکر فریبکاران نشوند و در مقابل تملق و چاپلوسی، اراده خود را از دست ندهند؛
13ـ از قاطعیت تمام، برخوردار باشند و چون حقیقت بر آنان مکشوف شد، اجازه ندهند که هیچ عاملی، مانع از صدور حکم قطعی و عادلانه ایشان گردد.

 


|268|

 


مبارزه مستمر و پیگیر با فتنه و فساد

 

دوران حکومت چهار سال و نه ماه ِامیرالمؤمنین(ع) و حساسیتها و شرایط و نگرانیهایی که
برای آن حضرت پدید آمد، خود، از حساسترین دوره های تاریخ اسلام است. امام(ع) برای
برقراری عدالت و امنیت و حاکمیت اسلام و استقلال جامعه اسلامی و حمایت از محرومان و
مبارزه بی امان با ظالمان، فتنه گران و توطئه گران، به جهاد عمیق و مستمر با ناکثین و قاسطین و
مارقین مبادرت ورزید.
جهاد مستمر امیرالمؤمنین(ع) در طول قریب پنج سال حکومت آن بزرگوار با ناکثین و
قاسطین و مارقین در ابعاد گوناگون نظامی و سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و اخلاقی و اعتقادی و
تربیتی و اقتصادی، جزء درخشان ترین و آموزنده ترین ابعاد زندگانی و سیره و سنت آن حضرت
است، هر چند تبعات تلخ و دردناکی نیز برای جامعه اسلامی به همراه داشت.
بیان امام(ع) در نهج البلاغه و تاریخ جنگها و مجاهدتهای آن حضرت برای تحقق عدالت
علوی و نفی سلطه طاغوتیان و یاغیان و ناکثان و قاسطان و مارقان و مفسدان و ابعاد این رسالت
بزرگ، از حوصله این نوشته بیرون است و در جای دیگر باید آن را پیگیری کرد.

 


مبارزه با مفاسد اقتصادی

 

یکی از رسالتها و مسؤولیتهای مهم هر حکومت صالحی، جمع آوری بیت المال و بودجه
عمومی و تقسیم آن، و مدیریت منابع مالی و هدایت امکانات در راه خیر و صلاح و بهره برداری
صحیح از امکانات و برنامه ریزی دقیق برای توزیع و تقسیم آن، و جلوگیری از اسراف و تبذیر و
سوء استفاده و غارت و اختلاس، و تأمین نیازهای عمومی و عدالت اجتماعی و رفاه مردم و
حمایت از حقوق محرومان و مستضعفان و ... است.
تداوم و پایداری و اقتدار هر دولت و حکومتی، وابسته به سیاستهای مالیاتی و بودجه ای و
اقتصادی و کارایی و کفایت لازم در امور اقتصادی و هدایت و مدیریت بهینه منابع و امکانات و
ساماندهی حیات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جامعه بر اساس آن است.
امیرالمؤمنین(ع) یکی از اهداف اساسی حکومت خود را موضوع بیت المال و مسایل حیاتی
مربوط به آن می داند، تا جایی که در نامه به مالک اشتر می فرماید:

 


|269|
"الناس کُلَّهُم عَیال علی الخَراج وَ أهلُه [28]؛
مردم همه وظیفه خور و تحت کفایت بیت المال و اهل آنند.">
و در همان فرمان نورانی اهداف کلان حکومت اسلامی را بدین قرار بیان می کند:
"جِبایَة ِخَراجِها و جِهاد ِعَدوّها و اِسْتصلاح ِأهلِها وَ عِمارَة بِلادِها [29]؛
جمع آوری خراج و مالیات و جهاد با دشمنان و اصلاح مردم جامعه و آباد کردن
سرزمینها و شهرها، از اهداف کلان حکومت اسلامی است.">
به نظر نویسنده، این ترتیب، بدون دلیل نبوده و تأییدی است بر همان جمله قبلی که مردم،
همه، عیال بر خراج و اهل آن هستند و برای تحقق اهداف یادشده، راهی جز جبایه و جمع آوری
خراج و مالیات و جهاد با دشمنان و اصلاح امور مردم و جامعه و آباد کردن کشور و شهرها
نیست.
امام(ع) یکی از اهداف اصلی خود را، مبارزه با اسراف و تبذیر و تکاثر و اتراف و غلول و
غشّ در امر بیت المال قرار داد و در بیان سیره و سنت انبیا(ع) و سیره رسول اکرم(ص) و در ارائه
الگویی الهی و رفتاری بزرگوارانه و کریمانه، اعلام کرد و بر آن پای فشرد.
خطبه صد و شصت در بیان و توضیح زندگی انبیای سلف(ع) و زندگی نبیّ اکرم(ص) و
زندگی آن حضرت، نقش و رسالت امام(ع) را بهتر آشکار می کند.
در جای جای نهج البلاغه، مبارزه حضرت(ع) با فساد اقتصادی، رخ نمایانده است. این
مبارزه، گاهی با توبیخ کارگزاری است که دعوت ثروتمندان را پذیرفته، و گاهی با توبیخ
کارگزاری است که از بیت المال سوء استفاده کرده و گاهی با اعتراض به فردی است که از
بیت المال بیشتر طلب کرده و گاهی ... و گاهی ... .
امام(ع) با تمام وجود، در این صحنه و میدان قدم برداشت و گرچه توطئه های فراوانی در این
رابطه علیه آن حضرت شکل گرفت، اما بدون ملاحظه روشهای معمول، با قاطعیت و صراحت،
جلوی تمام آن توطئه ها ایستاد و عدالت را تحقق بخشید. از باب نمونه، قطایع و اقطاعات و ...
عثمان را، آن حضرت، لغو فرمود و کلیه زمینهایی که به ناحق، به صورت اقطاع، به افراد و
مخصوصاً افراد وابسته به بنی امیه واگذار شده بود، همه را به بیت المال بازگرداند.
موضوع مفاسد اقتصادی در سیستم اداری و در جوامع گوناگون، در طول تاریخ، همواره
مسأله ای اسفبار و دردناک و عامل بسیاری از نابسامانیها و دردها و رنجها و اختلافهای فاحش

 


|270|

 

طبقاتی و بی عدالتیها و تبعیضها و شورشها و چالشها و گسترش فساد و انحراف در جوامع بوده
است.
شرایط لازم رشد و توسعه و امنیت اقتصادی و امنیت سرمایه گذاری و اعتماد متقابل دولت و
ملت و بالعکس و اعتماد کارفرما و کارگر و کلیه اقشار جامعه نسبت به هم، با سلامت ِجریان
اقتصادی کشور و پرهیز از فرصت طلبی و احتکار و انحصار و تمرکز ثروت و تکاثر و کنز و
رشوه خواری و اختلاس و پورسانت و غارت و غصب بیت المال و ربا و فساد و تخریب اموال
عمومی و ... فراهم می آید.
رشد و توسعه و سرمایه گذاری و اشتغال کامل و سالم و مولّد، نیاز به ثبات و امنیت و آرامش
اجتماعی و عدالت و اطمینان عمومی دارد و در صورتی که جامعه، از روند حرکتهای اجتماعی و
سیاسی، مطمئن باشد و احساس آرامش کند و به نتیجه دسترنج و زحمات خود امیدوار باشد،
قطعاً، فعالتر و بانشاط تر عمل خواهد کرد.

 


مبارزه با تبعیض و بی عدالتی

 

اساس و هدف متعالی حکومت امیرالمؤمنین(ع) را برقراری قسط و عدالت در جامعه
تشکیل می داد. آن حضرت عدالت را به عنوان هدف بزرگ و الهی و انسانی و اسلامی خود
می دانست و در راه تحقق آن از هر نوع کوششی دریغ نمی داشت. تاریخ بشریت سراغ ندارد
رهبری این همه نسبت به تحقق و اجرای عدالت پافشاری و سخت گیری نموده باشد. حضرت
برای برقراری آن رنجهای فراوان برد و جنگهای قدرت طلبانه و خودسرانه ای بر وی تحمیل شد
و سرانجام نیز در همین مسیر به شهادت رسید.
سخنان حکیمانه آن بزرگوار، در زمینه عدل و قسط، کتابی گویا و مکتبی نورانی برای همه
عدالتخواهان و آزادیخواهان عالم تا قیامت است. از آن میان اینهاست که بازگو می شود:
"اَلْعَدلُ افضل سجیّة؛ [30]
عدالت برترین خصلت است.">
"اَلعَدلُ حَیاة الاحکام؛ [31]
عدالت موجب حیات احکام الهی است.">
"یومُ العدل ِعَلی الظّالِم ِاَشَدُّ مِنْ یوم ِالْجَور ِعَلی الْمَظلوم؛ [32]

 


|271|
روز عدالت بر ستمگر سخت تر است از روز ستم بر مظلوم.">
"کُونا لِلظّالِم ِخَصما و لِلمَظْلُوم ِعَوْناً؛ [33]
دشمن ظالم باشید و یاور مظلوم.">
"بئسَ الزّاد الی الْمَعاد ِالْعُدْوانُ عَلَی الْعِبادِ؛ [34]
بد زاد و توشه ای برای قیامت تجاوز و دشمنی نسبت به حقوق بندگان خداست.">
"اَلعدلُ فَضیلَةُ السُلطانِ؛ [35]
عدالت فضیلت زمامدار است.">
"اَلعدلُ فَوزٌ وَ کِرامَةِ؛ [36]
عدالت پیروزی و کرامت است.">
"اَلعدلُ قَوام الرَّعیَةِ؛ [37]
عدالت مایه قوام جامعه است.">
"اَلعدلُ اَقْوَی اساسٍ؛ [38]
عدالت قویترین پایه و اساس است.">
"اَلعدلُ رَأسُ الایمان ِوَ جِماعُ الاِحْسان ِو اعلی مراتب الایمان؛ [39]
عدالت سر ایمان و جامع احسان و نیکی و بالاترین مراتب ایمان است.">
"أ تأْمرونی أَنْ اَطلُبَ النَّصرَ بِالجَور ِفیمَنْ ولّیتُ عَلیه ِ...؛ [40]
آیا شما من را امر می کنید که در قلمرو زمامداری خود با ستمکاری پیروز شوم.
سوگند به خدا هرگز چنین کاری نمی کنم، مادامی که شب و روز پشت سر هم می آیند
و می روند و مادامی که ستاره ای به دنبال ستاره ای حرکت می کند. اگر مال از آن من
بود همه مردم را در تقسیم آن مساوی می گرفتم چه رسد به اینکه مال قطعاً مال
خداست. آری اعطای مال در غیر موردش و نابجا تبذیر و اسراف است و صاحبش را
در دنیا بالا می برد و در آخرت زمین می زند و در نزد مردم او را عزیز می کند و در نزد
خداوند پست و خوارش می سازد.">
"و اَیمُ الله لَاُنصِفَنَّ الْمَظلومَ مِنْ ظالم و لأقودَنَّ الظّالمَ بِخُزامته حتی اوردَهُ منهل الحَقّ و
ان کانَ کارِها؛ [41]
سوگند به خدا، داد مظلوم رااز ظالمش می ستانم وافسار ستمکارش رامی گیرم واورا

 


|272|
تا چشمه سار حق می کشانم اگر چه او نخواهد.">
"وَ اِیّاکَ وَ الاسْتِئثارَ بِما النّاسُ فیه ِاُسْوَة؛ [42]
و بپرهیز از آنکه چیزی را به خود مخصوص گردانی در حالی که همه مردم در آن
یکسان و سهیم و شریک باشند.">
"وَ آس ِبَیْنَهُم فِی الَّلحظَة ِو النَّظْرَة ِ...؛ [43]
و در میان آنان در همه حال به مساوات رفتار کن و با یک چشم بنگر تا بزرگان در تو
طمع ستم بر ناتوانان نبندند و ناتوانان از عدالتت مأیوس نشوند.">
همان طور که اشاره شد سخن در این زمینه فراوان است و نمی توان علی(ع) را بدون عدالت و
عدالت را بدون علی(ع) شناخت و یا معرفی کرد. گرچه علی(ع) جامع همه کمالات است لیکن
برجستگی عدل در مکتب آن حضرت و نیاز به عدالت در جامعه بشریت و در عصر آن بزرگوار
و همه عصرها به این موضوع جلوه خاصی داده است.
با توجه به اهمیت و حساسیت این موضوع، سیره و شیوه ها و سیاستهای آن بزرگوار را در راه
تحقق عدالت و مبارزه با بی عدالتی، تبعیض، پرخوری، ظلم، تجاوز، خودسری، خیانت، رشوه،
زورگویی و دهها عمل خلاف دیگر، پی می گیریم و راههای روشن آن حضرت را

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مبارزه با فساد در حکومت علوی

دانلود مقاله رابطه بین فرهنگ سازمانی و عملکرد

اختصاصی از فی گوو دانلود مقاله رابطه بین فرهنگ سازمانی و عملکرد دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 تعیین فرهنگ سازمانی به منظور بهبود عملکرد سازمانی
چکیده :
درسال 1999 شورایی بنام شورای سلامت خانواده درپنسیلواینا ، برای تعیین نقاط ضعف ضمعف وقت سازمانی به بررسی فرهنگ پرداختن و آن را به معیارهای خاص عملکرد نسبت دادند .
این شورا 600 سازمان را بررسی کرد ومتوجه شد 25 درصد سازمانها تنها برروی سه خصوصیت توسعه قابلیت ، توانا سازی وسازمانهای یادگیرنده تمرکز دارند . وتنها 3 درصد ازانها روی خصوصیتات مهمی مثل مدیریت استراتژیک وتمرکز به مشتری کارمی کند .
واژگان کلیدی
هدف یا رسالت ، پیچیدگی ، سازگاری ، هماهنگی
مقدمه :
بسیاری ازصاحب نظران دراین مورد اتفاق نظر دارند که مقصود ازفرهنگ سازمانی سیستمی ازاستنباط است که اعضا نسبت به یک سازمان دارند وهمین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان ازیکدیگر می شود . پدیده فرهنگ می تواند نقش مهمی درصحنه زندگی اعضای سازمان داشته باشد .
به بیان دیگر ، فرهنگ سازمانی چارچوبی است که برای کارکنان ومدیران رفتار، شیوه تصمیم گیری روزانه مشخص می نماید وآنها باید با تکیه براین رهنمودها درصدد تائین هدفهای سازمان برآیند .
به عنوان هیئت مدیره ارشد سازمان غیرسود آور شما باید نظریه ها وچشم اندازی برای دستیاببی به سازمان داشته باشید .
o آیا کارمندان وهیئت مدیره به موازات هم پیش می روند ؟
o آیا سازمان قادراست تغییر لازم را برای رسیدن به اهداف به وجود آورد ؟
o عادت های قدیمی ، رفتار ها ورسم ورسوم ها توانایی شما رابرای ایجاد کردن تعیین است حمایت می کنند یا مانع می شوند ؟
o سازمان باید درمسیر های جدید حرکت کند وهمه را دراین فرایند استخدام نماید وشما ابتدا می بایست فرهنگ رابع سازمان را درک کنید که آیا :
o نگرش تیمی درمحل کار وجوددارد ؟
o آیا همه افراد درک روشنی را چشم انداز ، ارزش ها واستراتژی های سازمان دارند ؟
o آیا برای موفقیت سازمان درآیند ه مهارت های جدید توسعه می یابند ؟
ارتباط بین فرهنگ وعملکرد :
درسال 1999 ، درآینده ای نزدیک پس ازخوشامد گویی هیئت مدیره ارشد جدید ، شورای سلامت خانواده درپنسیلوالنیا مرکزی درلن کستر بررسی فرهنگ Deninson رابرای تعیین نقاط ضعف وقوت سازمانی بکارگمارند وبه ویژه ویژگی های فرهنگ را ارزیابی کردند وآن را معیارهای خاص عملکرد نسبت دادند .
این بررسی 4 ویژگی فرهنگ یعنی هدف یا رسالت ، پیچیدگی ،‌ُسازگاری وهماهنگی را هریک با سه خصوصیت قابل اندازه گیری نشان می دهند :
1- هدف عمده رسالت یا Mission:
هدف درجه ای است که نشان می دهد سازمان واعضای ان به چه حرکتی می روند ، چگونه به اینجا می رسند وچگونه هرکدام می توانند درموفقیت شرکت ، سهم داشته باشند .
خصوصیات : چشم انداز – مدیریت استراتژیک – اهداف
2- پیچیدگی ودرگیری :
پیچیدگی درجه ای است برای هرکدام ازافراد درتمام سطوح سازمان که به دنبال پیچیدگی هدف ، دریک روش مشارکتی درگیر باشند برای اینکه هدفهای سازمان را به اتمام برسانند .
خصوصیات : توسعه قابلیت ها – لگرش تیمی – توانا سازی
3- سازگاری :
سازگاری توانایی است که شرکت به طور اجمالی محیط خارجی را بررسی می کند وبه هرگونه تغییر درمشتریان وذینفعان واکنش نشان می دهد .
خصوصیات :تغییر خلاق – تمرکز برمشتری – سازمانی یا دگیرنده
4- هماهنگی :
هماهنگی شامل ارزش های هسته ای سازمانی وسیستم های داخلی است که راه مشکل ، کارآیی واثر بخشی را درهرسطح ، درمقابل مرزهای سازمانی حمایت می کند .
خصوصیات : ارزش های هسته ای – توافق – هماهنگی ویکپارچگی .
هدف وهماهنگی با عملکرد مالی درارتباط هستند ودرهمین راستا درگیری وسازگاری می توانند برای رضایت ونواوری مشتری درارتباط باشند . این مدل ، تضادی پایه وبحرانی پویا را توسط سازمان ومدیرانشان به تسخیر می گیرد .
سازمانهایی با بالا ترین عملکرد درهرچهاره حفره برتر بودند چنین سازمانهائی دارای فرهنگ های توسعه یافته هستند یعنی هم برمحیط داخل وهم برمحیط خارجی تمرکز دارند .
شورای بررسی مجددا پایگاه داده ها را دربیشتر از600 سازمان مقایسه کردند که عملکرد بالا ؛ متوسط وپائین سازمانها را نشا ن دهند .
شورا ارزش های هسته ای را 12 درصد امتیاز بندی کرد این سعی که به 88 درصد سازمانها برروی ویژگی فرهنگ با بالاترین امتیاز هستند . 25% سازمانها برسه تا ازدازده ویژگی ازجمله توسعه قابلیت ، توانا سازی وسازمانها یادگیرنده تمرکز کردند برروی ویژگی های مهم مثل مدیریت استراتژیک وکانون مشتری تنها 3% ازآنها تمرکز کردند .
تغییر فرهنگ : Shifting The CuIture
وقتی که نتایج با کارکنان شورا ، تیم رهبری وهیئت مدیره درمیان گذاشته شد تصیمات زیراتخاذ شد :
1- روشن کردن چشم انداز انجمن
2- انتخاب یکسری ازارزشهای هسته ای
3- برپا کردن اهداف استراتژیک وتوسعه برنامه کاری سالیانه که کار هرشخص را به سمت استراتژیک وچشم انداز سازمان هدایت کند .
به علاوه سازمانها 3 سطح را برای معنکس کردن خدمت به مشتریان مطرح کردند .
یک سیستم بازنگری عملکرد که شامل استاندارد سازی شغل ومسئولیت ها بود توسعه پیدا کرد . وهر کارمندی اهداف سالیانه مخصوص خود را که با هدف سازمان مرتبط بود توسعه داد .
ارتباطات با مدیریت سازمان درهرفرصتی پیش بینی شده بود : گردهمایی کارمند ، گردهمایی شورا ، گردهمای تیمی وبحث ومذاکره یک به یک کارمند .
کارگروهی درابتدا برانجام شدن کارتاکید می کرد . برای گرفتن تصمیمات کارمندان تشویق می شوند که از توصیه همتایان ودیگرانی که درباره چنین موقعیت های بصیرت دارند نظرجویی کنند .
علاوه براین برنامه بهبود کیفیت مستمر اتخاذ کردند ویک سیستم وسیع معیار رضایت مشتری را ازپیش بردند .
Making Progress:
درسال 2001 ، بررسی دوباره درمورد میزان پیشرفت شورا به اجرا درآمد واین سوال مطرح گردید که ایا اصلا شورا بهبودی یافته است یا خیر ؟
درسال 2001 شورا به سمت کاهش خدمت به مشتریان برگشت بودجه 25% افزایش یافت . رضایت مشتری درتمام حالات بالا بود وکارگزینی نیز 30% افزایش یافت .
افراد درسازمان فهمیدند که هیئت مدیره به کجا می هواهد برود ؟
چگونه قصد دارند به آنجا برسند ؟
چگونه افراد خود را با استراتژی سازمان متناسب می کنند ۀ
درنتیجه فرههنگ سازمان تغییر یافت .
با به یاد آوردن اینکه ویژگی های هدف وسازگاری بارشد سازمانی ارتباط دارند این نتایج با برگشت به مدل ارتباط می یابند .
درسال 1999 شورا تنها یک جنبه ازسازگاری درمد نظر داشت که با 25% امتیاز ثبت شده بود .
درسال 2001 هرجنبه ازهدف وسازگاری بالای 50% امتیاز ارزی شد .
درهمان زمان چهارچوب شورا بودجه ،خدمات وتعداد کارکنان ومشتریا نش را رشد داد .
این مدل رابطه بین درگیری وسازگاری با رضایت مشتری ونوآوری را بیان کرد .
اهمیت ساختارفرهنگ :
فرهنک ایجاد مشکل می کند وفرهنگ استوار وموثرمی تواند به دورازعملکرد یک فرهنگ ضعیف درهرلحظه باشد .
پرسش های زیررا از خودتان سوال کنید ؟
- چگونه سازمان شما ارزیابی می شود ؟
- برای دستیابی به چه هدفی درسازمان خودتالن تلاش می کنید ؟
- چطور امید دارید به انجا برسید ؟
- چگونه نقاط قوت بره سرمایه تبدیل می شوند ؟

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  12  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله رابطه بین فرهنگ سازمانی و عملکرد

دانلودمقاله بسیج

اختصاصی از فی گوو دانلودمقاله بسیج دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

 


بسیج :
تشکیل بسیج مستضعفین، ارتش بیست میلیونی به فرمان امام خمینی (ره) هوشیاری و درایت بی نظیر حضرت امام خمینی (ره) از جمله اساسی ترین عوامل در جهت خنثی سازی توطئه ها به حساب می آید که به برکت این دوراندیشی و هدایت انقلاب در مسیر اصلی خود، زمینه انقلاب دوم فراهم آمد و با سقوط لانه جاسوسی امریکا در تهران و برملاشدن ماهیت سلطه جو و تجاوزکارانه امریکا، شیطان بزرگ با ضربه ای سخت و جبران ناپذیر روبرو شد.

 

اسناد بدست آمده از لانه جاسوسی و اظهارات صریح حکام امریکایی مردم و رهبران کشور و بویژه حضرت امام را با این حقیقت آشکار مواجه ساخت که احتمال مداخله نظامی امریکا و هجوم وی به جمهوری اسلامی، امری بعید و غیرممکن نبوده و با توجه به سوابق این کشور در جهان لزوم آمادگی مردم جهت مقابله و رویارویی را در کوتاهترین زمان ممکن آشکار می ساخت.
بر این اساس امام امت در پنجم آذرماه سال 58، یعنی در مدتی کمتر از یک ماه بعد از انقلاب دوم، فرمان تاریخی تشکیل بسیج را صادر فرمودند:

 

یک مملکت بعد از چند سالی که بیست میلیون جوان دارد باید بیست میلیون تفنگدار داشته باشد و بیست میلیون ارتش داشته باشد و یک چنین مملکتی آسیب پذیر نیست و مردم دلسوخته و مسلمان پاکباخته که دل در گرو عشق به انقلاب و هدفهای والای آن داشتند، با آمادگی و قصد و اراده خلل ناپذیر جهت پاسداری از دستاوردهای انقلاب گروههای مقاومت مردمی را درپایگاههای بسیج و در آن زمان در مساجد سراسر کشور تشکیل دادند.

 

اولین تجربه آنها به صورت عملی یاری رساندن به سپاه و کمیته در قالب رویارویی با ضدانقلاب و خنثی سازی توطئه های آنها بود و از این راه نقش موثری در خدمت به انقلاب و اهداف الهی آن هم نشان دادند.
با هجوم و تجاوز ارتش عراق به کشور اسلامیمان در شهریور 59 این اعتقاد که یک سازماندهی جهت تشکیل بهتر نیروهای مردمی بوجود آید، قوت گرفت و از آن پس نیروهای مردمی صاحبان اصلی انقلاب اسلامی جهت حضور گسترده در جبهه گروه گروه به بسیج ملحق گردیدند و عملیاتهایی چون طریق القدس، حصر آبادان، فتح المبین، ثامن الائمه و الفجر 8 ، کربلای 5 و .... از دستاوردهای عظیم این تشکل الهی بود.
اگر امروز توفیق این را داشته ایم که کشور اسلامیمان و ملت سلحشور آن را از گزند نابکاران و نااهلان تاریخ حفظ کنیم به یمن حضور گسترده بسیج بوده و لاغیر. چنان که رهبر فقید انقلاب اسلامی حضرت امام (قدس سره) فرمودند:

 

رحمت و برکات خداوند بر بسیج مستضعفان که بحق پشتوانه انقلاب است.
آری رزمنده بسیجی، ضمن توان رزمی بسیار بالا در نبرد نامنظم، جنگجوی قابلی دردفاع منظم بحساب می آید تا حدی که سلاحهای سنگینی چون توپ و تانکهای پیش رفته را به حرکت در آورده و روبروی دشمن قرار داده.
هدف از تشکیل واحد بسیج مستضعفین ایجاد توانایی های لازم در کلیه افراد معتقد به قانون اساسی و اهداف انقلاب اسلامی به منظور دفاع از کشور، نظام جمهوری اسلامی و همچنین کمک به مردم به هنگام بروز بلایا و حوادث غیرمترقبه یا هماهنگی مراجع ذیربط می باشد.
بسیج جایگاهی ملکوتی است. مکانی برای درس چگونه زیستن انسانها، جایگاه عشق و صفا و صمیمت و در یک کلام، شهید جبهه ها و قهرمان یا مظلوم پشت جبهه هاست.
بیش از یکسال از صدور فرمان امام خمینی (رحمة الله علیه) مبنی بر تشکیل بسیج نگذشته بود که رژیم بعثی عراق در تحقق اهداف پلید نظام سلطه جهانی، هجوم همه جانبه خود را به میهن اسلامی ما آغاز کرد.
انقلاب اسلامی در آن اوضاع بحرانی ناشی از دگرگونی ها و تغییر و تحولات آن زمان، هیچ گونه، آمادگی لازم را برای مقابله با متجاوزان بعثی نداشت. ارتش جمهوری اسلامی ایران که با حمایت امام خمینی (رحمة الله علیه) توانسته بود جایگاه خود را پیدا نماید، در حال خودسازی و تثبیت نظم و انظباط بود. سپاه پاسداران هم که نهادی نوپا و برای حفظ امنیت شهرها به وجود آمده بود، فاقد هرگونه تجهیزات لازم و تجربه کافی برای مقابله با تجاوز خارجی بود.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   18 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله بسیج

دانلودمقاله پرواز بسوی پروردگار یکتا - اعمال صالح- احکام-اخلاق-دعا

اختصاصی از فی گوو دانلودمقاله پرواز بسوی پروردگار یکتا - اعمال صالح- احکام-اخلاق-دعا دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

اخلاق-دعا

 

از دعاهای امام سجاد علیه السلام در حمد و سپاس خدای تعالی، سپاس خدایی را که اوّل است و پیش از او اوّلی نبوده و آخر است و پس از او آخری نباشد. خدایی که دیده های بینندگان از دیدنش ناتوانند و اندیشه های وصف کنندگان از عهده وصفش بر نیایند رسول اکرم فرمودند مرا توانایی مدح و ثنای تو نیست، تو خود باید ثنا گوی ذات اقدس خویش باشی، و سپاس خدایی را که با آفرینش آسمان ها و زمین و آنچه در آنهاست و فرستادن کتابها و پیغمبران و ائمه معصومین علهیم السلام خویشتن را وجود، علم، قدرت و حکمتش را بما شناساند.
و شکر و سپاس از نعمت های خود را به ما الهام نمود.
چنان سپاسی که با آن زندگی کنیم، بین کسانی از خلقش که او را سپاسگزارند، و با آن پیش افتیم بر هر که به رضا و خشنودی پاداش او و عفو و گذشتش پیش افتاده سپاسی که تاریکی های برزخ قبر را بر ما روشن سازد.
و سپاس خدای را که به محمّد پیغمبرش صلی الله علیه و آله بر ما منّت نهاد منتّی که امّتهای گذشته و مردم پیش از ما از آن بی بهره بودند. و سپاس خدای را که ائمه معصومین علیهم السلام را راهنمایان ما گردانید تا به وسیله آنان به شهر علم رسیده خدا را بشناسیم.

احکام رساله امام خمینی رحمه الله علیه
حدیث سخنان گهربار مولای متقیان حضرت علی علیه السلام
دعا از صحیفه سجادیه
ضمناً از درگاه پروردگار یکتا برای استاد ارجمند جناب آقای اوزار که احادیث را به ما تعلیم دادند خیز دنیا و آخرت را مسئلت می نمائیم.
تقدیم به پیشگاه چهارده معصوم پاک و مؤمنین و مومنان بالاخص پدرم- مادرم و همسرم
گردآورنده معصومه علی اصغر
بسم الله الرحمن الرحیم
ما لطف پروردگار جهان و خالق یکتا در روز جمعه اول ماه رجب تولد مولانا امام محمد باقر علیه السلام زبان روزه با وضو و غسل روز جمعه رو به قبله شروع نمودم احادیثی را به نیت با قیات الصالحات انشاء الله تعالی الأحقر معصومه علی‌اصغر بنام خداییکه هم رحتمی عام دارد و هم رحمتی خاص به نیکان.
ستایش مر خدا را که مالک و مدّبر همه عوالم است تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می طلبیم.

مسئله
مسلمان باید به اصول دین یقین داشته باشد و در احکام دین یا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روی دلیل بدست آورد. یا از مجتهد تقلید کند یعنی به دستور او عمل نماید. یا از را احتیاط طوری به وظیفه خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده.
حدیث قال علی علیه السلام. من عرف نفسه فقد عرف ربه
خواهی که خدای خویش را بشناسی قبل از همه ذات خویشتن را بشناس
پس هر کس به خلقت خود توجه کند و خود را بشناسد خداوند متعال را شناخته و ایمان آورده است.
دعا پروردگارا ما را به راه راست هدایت بفرما راه کسانیکه به آنها نعمت دادی نه غضب شده ها و گمراهان آمین یا رب العالمین.

مسئله- مسائلی را که انسان غالباً به آنها احتیاج دارد واجب است یاد بگیرد.
حدیث- قال علی علیه السلام: آخه العلم ترک العمل به و آنه العمل ترک الاخلاص فیه
فرمود علی علیه السلام آفت دانش عمل نکردن به آنست و آفت عمل خالص نبودن آن میباشد:
آن گفته که شد بری ز کردار هوای است و آن کار که خالی ز خلوص است هبا است
صد حیث از آن علم که عاری ز عمل افسوس از ‌آن علم که توام به ریاست
العلم بلا عمل کا الشجر بلا ثمر علم بدون عمل مثل درخت بدون میوه و فایده میباشد
پروردگارا ما را به طریق هدایت خویش از رستگاران قرار بده آمین یا رب العالمین .

مسئله- اگر برای انسان مساله ای پیش آید که حکم آنرا نمی داند می تواند صبر کند تا فتوای مجتهد اعلم را بدست آورد. یا اگر ممکن است به احتیاط عمل کند یا اگر احتیاط ممکن نباشد می تواند عمل را بجا آوردن پس اگر معلوم شد که مخالف واقع یا گفتار مجتهد بوده دوباره باید انجام دهد:
حدیث قال علی علیه السلام
آفه العامه العالم الفاجر، آفه العدل السلطان الجائر دانشمند تباهکار آفت مردم و پادشاه ستمکار آفت دادگری است.
آن دانایی که اهل فسق است و فساد
و ان پادشهی که اهل جور است و عناد
زین هر دو تباهکار ظالم فریاد
کان آفت خلق باشد این آفت داد
دعا- پروردگارا ما را به پنج صفت هدایت بفرما 1 ایمان به غیب 2 اقامه نماز 3 انفاق از آنچه روزی ما کرده ای 4 ایمان به آنچه بر ابنیاء خود نازل فرموده ای 5 یقین به آخرت
آمین یا رب العالمین

مسئله - اگر مکلف مدتی اعمال خود را بدون تقلید انجام داد در صورتی آن اعمال صحیح است که بفهمد به وظیفه واقعی خود رفتار کرده است یا عمل او با فتوای مجتهدی که وظیفه اش تقلید از او بوده یا فعلاً باید از او تقلید کند مطابق باشد.
حدیث قال علی علیه السلام:
ابدء السائل بالنوال قبل السئوال. فانک ان احوجنه الی سوالک اخذت من حر وجهه اکثر مما اعطیته
بیش از آنکه سائل از تو پرسش کند نیاز او را برآور زیرا اگر او را محتاج به سوال از خود گردانی بیشتر از آنچه به او داده ای آبرویش را برده ای
خواهی که دهی بسائلی نعمت و مال مگذار که او دهان گشاید به سوال
و رنه چو کند سوال چندانکه دهیش زان بیشتر آبروش گردد پا مال
دعا-خداوند متعال در سوره نساء اولین آیه فرموده که نعمت آفرینش بزرگترین موهبت الهی است. تا انسان با ادراک در برابر این عطای بزرگ وظیفه خویش بداند که از دستورات صاحب نعمت اطاعت نماید پروردگارا ما را به انجام وظیفه خویش که اطاعت از دستوراتت میباشد.
با معرفت کامل موفق بدار آمین یا رب العالمین

مسئله-آب یا مطلق است یا مضاف.
آب مضاف آبیست که از چیزی بگیرند مثل آب هندوانه و گلاب و یا با چیزی مخلوط شود مثل آبی که به قدری با گل و مانند آن مخلوط شود که دیگر به ‌آن آب نگوئید و غیر اینها آب مطلق است و آن بر پنج قسم است اول آب کر دوم آب قلیل سوم آب جاری چهارم ‌آب باران پنجم آب چاه.
قال علی علیه السلام. فرمود حضرت علی علیه السلام
ابذل لصدیفک کل الموده و لا تبذل له الطمانینه
نسبت به دوستت دوستی را تمام کن. ولی تمام اطمینان را به او ببخش.
ای صاحب راز، راز خود را زنهار مسپار به هیچکس چه اغیار چه یار
جز راز که ‌آن سیردنی نیست به کس بر دوست هر آنچه می سپاری بسپار
دعا- پروردگارا می دانیم که در هر حال نو پشتیبان ما هستی و اعتقاد ما اینست.
پروردگارا ما را از منافقین قرار نده.
آمین یا رب العالمین

مسئله- آب مضاف چیز نجس را پاک نمی کند. وضو، و غسل هم با آن باطل است.
حدیث- قال علی علیه السلام فرمود حضرت علی علیله السلام
ابلغ ناصح لک الدنیا لواننصحت.
بهترین و رساننده ترین پند دهنده تو دنیا میباشد. به شرط آنکه پذیرا باشی
دوران زمانه پند چون قند دهد وان پند به مردم خردمند دهد
آنکس که بود به جان و دل پند پذیر هر لحظه بدو زمانه صد پند دهد
پروردگارا عبادت ما را عامل تقوا قرار بده که به عبادت خود مغرور نشویم که هر عبادتی تقوا ساز نیست.

مسئله- نجاسات یازده چیز است بول-غائط-منی- مردار-خون- سگ و خوک- کافر-شراب- فقاع آبجو ولی آبیکه بدستور طبیب از جو می‌گیرند و به آن ماءالشعیر میگوئید پاک است یازدهم عرق شتر نجاستخوار
حدیث- قال علی علیه السلام فرمود حضرت علی علیه السلام
افه الکلام الاطاله آفت سخن پرگوئی است
ای آنکه کلامت چو گل از خوشبویی است
و ندر سخنت نهایت نیکوئی است
خواهی که نباشد سخنت بی تاثیر
کم گوی که آفت سخن پر گوئی است
دعا
ایمان قلبی باید توام با اعمال صالح باشد. پروردگارا اعمال ما را صالح و شایسته و کارساز و مقبول درگاهست قرار بده.
آمین یا رب العالمین

مسئله- مطهرات. ده چیز نجاست را پاک می کند. و آنها را مطهرات گویند اول آب، دوم زمین، سوم آفتاب، چهارم استحاله، پنجم انتقال، ششم اسلام، هفتم تبعیت، هشتم برطرف شدن عین نجاست، نهم استبراء حیوان نجاستخوار- دهم غائب شدن مسلمان،‌احکام اینها را بطور مفصل در رساله های عملیه مراجع تقلید خود بخوانید.
حدیث- قال علی علیه السلام فرمود حضرت علی علیه السلام
و اتقوالله الذی ان قلتم سمع و ان اضمرتم علم
از مخالفت و نا فرمانی خداوندی بترسید که هر چه بگوئید می شنود و هر چه پنهان دارید می داند.
مومن ز خدا جدا شدن نتواند هم ترس کند از او هم او را خواند
هر ذکر که می کنی خدا می شنود هر فکر که می کنی خدا می داند
دعا- عهد دو گونه است عهد و پیمانی که مردم با یکدیگر می بندند و باید به آن وفادار باشند. و هر گونه تعهدی که انسان بین خود و خدا داشته باشد عهد الهی است پروردگارا ما را از عهد شکنان قرار نده. آمین یا رب العالمین

مسئله- ظرفی که از پوست سگ یا خوک یا مردار ساخته شده خوردن و آشامیدن از آن طرف حرام است وضو گرفتن و غسل کردن با آن چه ظرف باطل است احتیاط واجب آنست که چرم سگ و خوک و مردار را اگر چه ظرف هم نباشد استعمال نکنند.
حدیث- قال علی علیه السلام فرمود حضرت علی علیه السلام
اجتناب السیات اولی من اکتساب الحسنات.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  89  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله پرواز بسوی پروردگار یکتا - اعمال صالح- احکام-اخلاق-دعا

دانلودمقاله تأسیس علم نحو توسط امام علی علیه السلام

اختصاصی از فی گوو دانلودمقاله تأسیس علم نحو توسط امام علی علیه السلام دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

آغاز علم نحو
تأسیس علم نحو توسط امام علی علیه السلام
زبان عربی مانند هر زبان دیگر قواعدی دارد که آن را علم نحو می‌نامند علم نحو در حفظ لغت از آشفتگی و تحریف و نیز در معنای کلام اهمیت زیادی دارد تا آنجا که گاهی با تبدیل کسره به فتحه معنای یک کلمه تغییر می‌کند که در بعضی موارد مستلزم کفر است قواعد زبان عرب تا عصر خلافت امام علی علیه‌السلام کشف و تنظیم نشده بود و نوشتن کلام عربی بدون اعراب گذاری انجام می‌گرفت. قرآن کریم و سایر نوشته‌ها و نامه‌ها بدون اعراب بود مردم قانون اعراب گذاری را نمی‌دانستند اما کار آموختن قواعد زبان عرب برای ساکنین جزیره‌العرب که با غیر عرب آمیزش نداشتند بطور طبیعی انجام می‌گرفت یعنی یک طفل عرب با آموختن سخن گفتن آن قواعد ساده را به آسانی می‌آموخت بخصوص آنکه فرهنگ عرب قبل از اسلام بسیار بسیط و حول یک زندگانی ساده دور می‌زد که عبارت بود از آب، نان، گوشت، شتر صحرا، شمشیر، نسب، جنگ قبیله‌ای و مانند آن. پس از نزول قرآن کریم فرهنگ عرب به فرهنگ اسلام با ابعاد گوناگون آن صفات ربوبی و شناخت انبیاء و احوال قیامت و اخلاق و احکام تبدیل یافت و لغت عرب آن را فرا گرفت. لیکن پس از فتوحات مسلمانان و آمیزش آنان با افراد غیرعرب زبان مانند ایرانیان ساکن شهر کوفه که ایشان را حمراء می‌خواندند و اهل سند و هند و در بصره که ایشان را سبابجه و زط می‌نامیدند و اقباط در اسکندریه و هجرت مسلمان‌های عرب به کشورهای آفریقا و هند و سند و بلخ و بخارا لغت عرب آشفتگی پیدا نمود به طوری که کودکان عرب به واسطه معاشرت با همسالان غیرعرب بجای اینکه زبان فصیح عرب را از قوم و قبیله عرب خود بیاموزند از کودکان و معاشرین غیرعرب می‌آموختند علاوه بر اینکه گاهی مادران این اطفال زنانی بودند که در فتوحات از اقوام قبط و فوس و روم اسیر شده بودند و این کودکان سخن گفتن را از مادر غیرعرب یا کلفت و نوکر غیر عرب در خانه می‌آموختند در نتیجه این عومل چنان آشفتگی در زبان نسل جدید عرب پدید آمدکه نزدیک بود به تدریج لغت عرب مانند زبان بعضی ملل قدیم از بین برود تا آنجا که جز معدودی متخصصین در هر عصر نتواند آن زبان را بفهماند و در نتیجه باعث می‌شد که خواندن و فهمیدن قرآن و سنت پیامبر جز برای معدودی امکان نداشته باشد. این آشفتگی زبان عربی نیمه اول قرن اول هجری بود. ابوالاسود دئلی که یکی از اصحاب و شاگردان حصرت علی بود داستان تأسیس علم نحو یا قانون اعراب گذاری در زبان عربی را چنین حکایت می‌کند؛ روزی بر حضرت امیر وارد شدم. دیدم آن حضرت در حال فکر و اندیشه است به من فرمود: در شهر شما کوفه قرآن را غلط می‌کنند. می‌خواهم کاری کنم تا لغت عرب از این آشفتگی بیرون آید گفتم یا امیرالمومنین اگر این کار را بکنید لغت عرب را زنده کرده‌اید بعد از چند روز خدمت آن حضرت رسیدم نوشته‌ای به من داد که در آن زیربنای علم نحو را نوشته بود و از تقسیم کلمه به اسم و فعل و حرف و تعریف آنها شروع می‌شد. بعد حضرت به من فرمود: انح نحوه؛ به این نحو پیش برو. ابوالاسود می‌گوید: آن را گرفته و به منزل رفتم و یک دوره قواعد نحو را بر طبق راهنمایی و طرح حضرت نگاشتم و بعد آن را به حضرت نشان دادم و حضرت اشکالاتش را رفع کرد. مثلاً در مورد اسماء مشبهه بالفعل فرمود: چراکانّ را ننوشتی، گفتم: نمی‌دانستم از آنهاست. فرمودند: از جمله آنها است.
آغاز بسط علم نحو در صدر اسلام
علوم ادبی از دستور زبان عربی یعنی نحو آغاز می‌شود. مورخین اسلام اجماع و اتفان دارند که مبتکر علم نحو امیرالمومنین علی علیه‌السلام است. علامه جلیل مرحوم سید حسن صدر در کتاب نفیس تأسیس الشیعه دلائل و شواهد غیرقابل انکار این مطلب را ذکر کرده است (تأسیس الشیعه لعلوم السلام صفحات 40-61)
علی علیه‌السلام به ابوالاسود دئلی که مردی شیعی و فوق‌العاده با استعداد بوده است اصول نحو را آموخت و دستور دارد که بر این اساس تأمل کند و بر آن بیفزاید، ابوالاسود طبق دستور عمل کرد و چیزهایی افزود و آنچه می‌دانست به عده‌ای و از جمله دو پسرش عطاءبن ابی‌الاسود و اباحرب بن ابی‌الاسود و یحی‌بن یعمر و میمون اقرن و یحی بن نمان و عنبه‌الفیل آموخت. گویند اصمعی عرب و ابوعبیده ایرانی دو ادیب معروف اسلامی، شاگردان عطاء پسر ابوالاسود بوده‌اند در طبقه بعد از این طبقه افراد دیگری از قبیل ابواسحاق و عیسی ثقفی و ابوعمروبن العلاء که مردی شیعی و از قراء سبعه است و بسیار جلیل‌القدر است قرار گرفته‌اند. ابوعمروبن العلاء مردی لغوی و عارف به زبان و ادبیات و مخصوصاً اشعار عرب بود از کمال تقوا در ماه مبارک رمضان هرگز شعر نمی‌خواند در سفر نوشته‌های خود را از آن رو که متضمن اشعار عرب جاحلی بود از بین برد.
اصمعی، یونس بن حبیب، ابوعبیده، سعدان بن مبارک نزد وی شاگردی کرده‌اند.
خلیل بن احمد عروضی که از مجتمعدان و صاحب نظران درجه اول علم نحو استاد مردی شیعی است و از نوابغ به شمار می‌رود در طبقه بعد از این طبقه قرار گرفته است. سیبویه معروف صاحب الکتاب شاگرد خلیل بوده است و اخفش معروف نزد سیبویه و خلیل تحصیل کرده است از این به بعد نحویین به 2 نحله کوفیین و بصریین تقسیم می‌شوند. کسانی معروف و شاگردش فراء و ابوالعباس ثعلب شاگرد فراء و ابن الاخباری شاگرد ابوالعباس ثعلب از نحله کوفی بوده‌اند و اما سیبویه و اخفش مازنی و مبرد و زجاج و ابوعلی فارسی و ابن جنی و عبدالقادر جرجانی که به ترتیب استاد و شاگرد بوده‌اند از نحله بصره به شمار می‌روند.

اللهم انی اسئلک من علمک بانفذه.
سپاس خدایا را در برابر عطا و احسانش، احسانی که به ما و قبل ازما و بعد از ما به بندگانش عطا فرمود. سپاس به اندازه آنچه هست و در آینه علمش می‌نماید، سپاس چند برابر آنچه هست، جاویدان و همیشگی، تا روز رستاخیز سپاسی بی‌کران.
در آغاز لازم می‌دانم که از زحمات مادرم و برادر عزیزم حسین که همواره پشتیبان من در زندگیم بودند تشکر نمایم.
و همچنین از استاد فرزانه و ارجمندم جناب آقای دکتر دیباجی که مشوق و راهگشایم بوده و هستند کمال تشکر و قدردانی را دارم.
و از استادان محترم آقای دکتر زندی استاد راهنما و آقایان دکتر صدقی فیروزحریرچی و دکتر حریرچی که از راهنمایی‌های ایشان در طول تحصیل بهره‌مند گردیدم و از آقای دکتر شکیب که الگوی اخلاق شایسته هستند تشکر نمایم.

شرح حال سیوطی
جلال‌الدین ابوالفضل عبدالرحمن سیوطی مورخ و محقق و ادیب از نویسندگان مصری در عصر مملوکی از خانواده‌ای ایرانی که در ابتدای امر در بغداد می‌زیستند در سال 894 ه در قاهره متولد شد.
خاندانش ده نسل قبل از او به سیوط آمده بودند نسبش به امام شیخ همام‌الدین خضیری که عالم و محقق و متصوف بود برمی‌گردد. شیخ همام‌الدین خضیری و نسبت به محله خضیریه در بغداد به اسیوط بغداد آمد در زمان دولت ایوبی ترجیحاً در آنجا زندگی کرد و خانواده‌اش نسل به نسل آنجا اقامت گزیدند و مردان بزرگ و شریفی از آنها در اسیوط در دوره وسطی ظهور پیدا کردند و از بین آنها قاضی و تاجر و مأمور دولت و افراد با نفوذ زیاد بودند. عبدالرحمن سیوطی یکی از افراد همان خانواده‌ای که در اسیوط سکونت داشتند می‌باشد که به جستجوی علم پرداخت و به خاطر علم آموختن در جوانی عازم قاهره شد و از رابطه گذشتگانش با امیر شیوخ استفاده کردو تدریس فقه را در مدرسه شیوخی به عهده گرفت و آثار فراوانی در فقه و نحو تألیف کرد و در 510 سالگی در حالی که پسرش عبدالرحمن حدوداً 6 ساله بود در سال 1451 میلادی وفات کرد سیوطی شرح حال خود را در کتاب «حسن‌المحاضره فی اخبار مصر و قاهره» و همچنین در کتاب «بغیه الوعاه» و کتاب دیگرش «التحدث بنعمه الله» آورده است.
پدرش هنگام وفات سرپرستی او را به یکی از دوستانش، کمال‌بن همام واگذار کرد. سیوطی توانست در سن کمتر از 8 سالگی کل قرن کریم را حفظ نماید سپس کتاب عمده الاحکام و منهاج نووی و الفیه ابن مالک و منهاج بیضاوی را حفظ نمود.
سیوطی خود در مقدمه کتاب بغیه الوعاه می‌نویسد:
«خضیریه از محله‌های بغداد بوده است. از پدرم شنیدم که می‌گفت جد بزرگوارش فارس بوده یا از مشرق. ابتدا در بغداد زندگی کرده سپس در سیوط مستقر شده و چند نسل آنجا بوده‌اند پدر در سال 855 فوت کرد و من قبل از 8 سالگی حافظ قرآن بودم سپس کتاب العمده و منهاج الفقه و الفیه ابن مالک را حفظ نمودم و به علم اشتغال یافتم در سال 866 فقه و نحو را از جماعتی از شیوخ فرا گرفتم و اولین چیزی که نوشتم شرح استعاذه و بسمله بود. در سال 876 اجازه تدریس یافتم در حجی که مشرف شدم آب زمزم نوشیدم و آرزو کردم که در درجه فقه به شیخ سراج‌الدین بلقینی و در حدیث به الحافظ بن حجر برسم. خداوند نعمت 7 علم را به من ارزانی داشت: تفسیر- حدیث- فقه- نحو- معانی- بیان- بدیع. البته آن را به روش عرب بلغاء یاد گرفتم نه به روش عجم و فلاسفه. علم حساب در ذهن من سخت‌تر بود و وقتی ریاضی حل می‌کردم کوهی را حمل می‌نمودم. علم منطق را شروع کردم ولی از آن خوشم نیامد و خداوند کراهت آن را در قلبم انداخت و از ابن صلاح شنیدم که آن را تحریم کرد و شروع به یادگیری علم حدیث که اشرف علوم است نمودم.
استادانم 51 نقر بودند.»
سیوطی در سال 866 درسش را شروع کرد سپس در شهرهای متعدد مصر اقامت گزید و درسش را تکمیل نمود و در سال 869 به قاهره بازگشت. ابتدای امر به مشاوره در مسائل فقهی پرداخت و با توصیه بلقینی که با پدرش از مدرسه شیوخیه آشنایی داشت به مقام استادی دست یافت سپس به مدرسه بیبرسه منتقل شد که از اهم مدارس شیوخیه محسوب می‌شد در طلب علم به کشورهای شام- حجاز- یمن- هند- مغرب مسافرت کرد سپس به قاهره برگشت.
از هفده سالگی کار تألیف را شروع کرد پیوسته تلاش می‌کرد تا در علم نبوغ یافت.
سیوطی از بزرگترین علماء عصرش بود و از نظر همت و آثار و علم از همه نویسندگان برتر بود. به علوم عصرش واقف بود هوش و حافظه قوی داشت در کتابش «حسن المحاضره» درباره خودش نوشته و اسم معلم‌هایش را در هر علم و فنی نام برده که تعداد آنها به 150 نفر می‌رسد و پیوسته تا آخر عمرش تلاش میکرد و 300 کتاب و رساله نوشت.
هنگامی که سیوطی به 40 سالگی رسید دوری از مردم را انتخاب کرد و برای عبادت به سوی خداوند در روضه‌المقیاس سکنی گزید و خلوت اختیار کرد و از تمام اصحاب و دوستانش دوری گزید گویی که هیچ یک از آنها را نمی‌شناخت.
ثروتمندان و امیران به دیدار او می‌آمدند اموال و هدایا بر او عرضه می‌کردند اما او نمی‌پذیرفت.
سیوطی عالم اهل سنت بود از سیدعلی خان شیرازی نقل است که گفته همانا سیوطی شافعی بود اما از تسنن برگشت و امامت ائمه اثنی عشری را قبول کرد و شیعه شد و خداوند به او عاقبت به خیری عطاء کرد. در همین زمینه نیز کتابی نگارش دارد که در آن رجوعش به حق را ذکر کرد.
سیوطی همچنان در روضه المقیاس ماند تا اینکه در سحرگاه شب جمعه 19 جمادی الاولی سال 911 هجری در منزلش بعد ا 7 روز بیماری که ورم شدید در بازوی دست چپش داشت در سن 61 سالگی که ده ماه و 18 روز هم از آن گذشته بود وفات یافت. و در جوار خانقاه قوصون باب القرافه دفن گردید.
آثار سیوطی
جرجی زیدان فهرست برخی از آثار سیوطی را چنین یاد می کند:
در زمینه تاریخ ادب:
1- طبقات الحفاظ
2- طبقات المفسرین
3- طبقات النحویین
4- تاریخ الخلفاء
5- حسن المحاضره فی اخبار مصر و القاهره
در علوم لغوی:
1- المزهر فی علوم اللغه: که جزء اول آن در الفاظ لغت و اصل و صحت و تواتر و مرسل و منقطع و جزء دوم در اوزان کلام و ساختمان افعال است.
2- اشباه و النظائر النحویه: که 7 فن را با مقدمه‌های مستقل مرتب نموده است.
3- جمع‌الجوامع فی‌النحو
4- الاقتراح فی اصول النحو
5- جناس الجناس
در علوم دینی و شرعی:
1- الاتقان فی علوم القرآن: علوم متعلق به قرآن- نزول-سند- الفاظ- معانی متعلق به الفاظ و احکام.
2- ترجمان القران فی تفسیرالمسند
3- تفسیر جلالین که جلال‌الدین استادش شروع نمود و جلال‌الدین سیوطی آن را به پایان برد.
4- جمع‌الجوامع کبیر در حدیث
5- الدّر المنثور فی التفسیر با لمأثور
6- الاشباه و النظائر فی الفقه
7- النقایه: دائره المعار فی که در 14 علم نگاشته شده که مجموعه‌اش المهمّه فی علوم الجمه نام دارد که در علوم: تفسیر- اصول دین- تشریح- بدیع- بیان- معانی- خط- تصریف- نحو- فرائض- اصول فقه- حدیث تصوف- طب- تدوین یافت و شرحی بر آن نوشت که اتمام الدرایه نام نهاد.
در کتاب دائره المعارف اسلامیه ج 13 ص 27 کتابهای دیگری از او نام برده شده از قبیل:
1- الخصائص النبویه- الخصائص الکبری درباره صفات پیامبر
2- بغیه الوعاه فی طبقات اللغویّین و النحویّین
3- الاحادیث المرویّه فی سبب وضع العربیّه
4- شرح بر الفیه ابن مالک بنام البهجه المرضیّه
5- شرح مغنی ابن هشام
6- الفریده فی النحو و التعریف و الخط
7- در زمینه تاریخ: الف) بدائع الزهور فی وقایع الدهور
8- ب) تاریخ الخلفاء
در زمینه شعر و ادب با اینکه شاعر نبود در قالب شعر منثور کتابی به نام مقامات نگاشته و دائره المعارفی دارد که 14 نوع از فرع معرفت در آن نوشته شده است. عنوانش اصول الجمه است و مختصر شده و النقایه گفته می‌شود که با شرحی موسوم به اتمام الداریه در کتاب مفتاح العلوم سکاکی در قاهره در سال 1800 م چاپ شده است.

کتاب اثمام الداریه
سیوطی خود در مقدمه کتاب به روشی که در کتاب به کار برده اشاره کرده و می‌گوید «این کتاب را نقایه نام گذاردم و 14 علم را با ایجاز و اختصار برای استفاده مردم و دانشجویان بیان کردم».
مؤلف کتاب را با نام خداوند متعال و درود بر فرستاده‌اش حضرت محمد (صلوات‌الله علیه و آله) و خاندان و اصحابش شروع کرده و سپس علوم مختلف را شرح داده است.
این کتاب به دلیل روش دائره‌المعارفی که به کار گرفته مجموعه‌ای از علوم را برای طالبان آن یکجا در دسترس قرار داده که با توجه به زمان زندگی مؤلف کاری درخور توجه می‌باشد. در این کتاب سیوطی کمتر به طور مستقیم نظری از خود ارائه می‌دهد و کسانی که فقط به طور مختصر مطالب صرف و نحو را می‌خواهند می‌توانند از این کتاب استفاده کنند.

علم نحو
(علم یبحث فیه عن اواخر الکلم اعرباً [و بناء]) و بناء هما بالنصب علی التمییز لیخرج بهما و ما قبلهما علم التصریف و الخط اذیبحث فیهما عن جمله الکلم و منها الآخر لکن من حیث تصحیح و الاعلال لفظا و الابقاء و الحذف رسمأ.
شرح: علم نحو: «علم یبحث فیه عن اواخر الکلم اعرابأ و بناءا»
سیوطی در متن «النقایه» تعریف علم نحو را با عبارت یاد شده فوق آورده، ولیکن در چاپی که از «اتمام الداریه» در دسترس نگارنده است کلمه «بناء» را از متن «النفایه» بیرون نوشته و همین امر باعث نابسامانی متن «النقایه» و متن «اتمام الداریه» گردیده است، اکنون متن «النقایه» و متن «اتمام الدرایه» با تصحیح قیاسی بهم پیوند می‌دهیم و سپس به توضیح و تفسیر آن می‌پردازیم: «علم یبحث فیه عن اواخر الکلم اعرابا و بناءأ» و هما باالنصب علی التمییز لیخرج بهما و ما قبلهما علم التصریف و الخط اذیبحث فیهما عن جمله الکلم- و منهما الآخر- لکن من حیث التصحیح و الاعلال لفظا و الابقاء و الحذف خطا»
سیوطی هم چون بسیاری دیگر از مؤلفان نحو عربی این دانش را بدین گونه می‌شناساند:
دانش نحو دانشی است که اعراب و بنای آخر کلمه‌ها را بررسی و بحث و نظر می‌نماید. نصب دو کلمه «اعراب» و «بنا» در تعریف یاد شده بنابر تمییز است و می‌دانیم که تمییزی را که برای نسبت می‌آوریم در راستای رفع ابهام نسبت است و از آنجا که بحث از اواخر کلمات جهات گوناگون دارد مانند ناقص و مهموز و مضاعف و شیوه نگارش آخر و غیره از این رو دو کلمه اعراب و بناء نصب داده تا دلالت نماید که بحث از اواخر کلمات از جهت اعراب و بناء منظور است و جهات و ابعاد دیگری که در علم صرف و علم خط ازباب مثل آمده مورد توجه نیست و با نصب این 2 قید علم صرف و علم خط از تعریف بیرون شدند زیرا که در علم صرف از همه حروف کلمه در راستای صحیح و معتل و غیره و در علم خط نیز از همه حروف کلمه در چگونگی شکل و صورت پیوند به یکدیگر و حذف یا ذکر آنها بحث می‌شود و این امور ارتباطی به علم نحو ندارد و فایده ذکر و قید در تعریف یاد شده بر همین اساس است.
پس از آنکه به تفسیر عبارت «اتمام...» سیوطی پرداختیم مناسب می‌نماید مصطلحاتی که در این عبارت بکار رفته تحلیل و تفسیر لغوی و اصطلاحی شود:
در تعریف یاد شده مصطلحاتی همچون: «کلم»، «اعراب»، «بناء»، و نحو آمده است.

معانی لغوی و اصطلاحی
کلم: در مصطح نحوی اسم جنس جمعی است و واحد آن کلمه است. کلمه بر سه قسم است: اسم، فعل و حرف. کلم مرکب از سه کلمه و بیش از آن است مانند اِن قام زید (اگر زیر برخیزد). واحد کلم کلمه است و قول، کلام و کلم و کلمه را شامل می‌شود. کلمه لفظی است که برای معنی مفردی وضع شده است. گاهی از کلمه، کلام قصد می‌شود، همانند کلام «لااله‌الاالله» که از آن به «کلمه اخلاص» تعبیر می‌کنند. کلام با کلم در یک جا می‌تواند صدق پیدا کند، همچنانکه هر یک نیز می‌تواند از دیگری جدا شودو نمونه «قدقام زید: زید برخاسته است» هم کلام است چون مفید معنایی است که سکوت در پایان آن درست می‌باشد و هم کلم است زیرا از 3 کلمه ترکیب یافته است. اما نمونه «ان قام زید: اگر زید برخاست» فقط کلم و نمونه «زید قائم: زید ایستاده است» فقط کلام است.
(علم نحو)
و علم نحو همان طور که گفته شد:
نحو دانشی است که در آن از اعراب و بنای آخر کلمات بحث و بررسی می‌شود. در عبارتی که در «نقایه» آمده، نصب اعراب و بناء در راستای تمییز آمده تابه سبب ممیِز و ممیَز دانشهای تصریف و خط از تعریف نحو بیرون رود و تعریف یاد شده ویژه نحو باشدو فراگیر آن دو نباشد زیرا در آن 2 علم از همه شکل و صورت کلمات از اول تا به آخر سخن می‌رودو آخر کلمات نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد ولیکن بحث و بررسی این 2 علم در راستای صحیح و معتل بودن کلمات از جهت اشتمال بر حروف صحیح یا عله و نیز حذف و ذکر حروف و چگونگی ترکیب و پیوند حروف در رسم الخط و امور دیگری که مناسب شکل و صورت ظاهری و رسم الخط کلمات است.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 141   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله تأسیس علم نحو توسط امام علی علیه السلام