فی گوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی گوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله فلسفه آفرینش انسان از دیدگاه قرآن

اختصاصی از فی گوو دانلود مقاله فلسفه آفرینش انسان از دیدگاه قرآن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

  از جمله آیاتی که فلسفه انسان و جن را بیان می‏کند آیه‏کریمه‏۵۶ از سوره‏ذاریات می‏باشد که می‏فرماید: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاِْنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون؛ جن و آدمی را نیافریدیم مگر برای عبادت و پرستش کردن».

از جمله آیاتی که فلسفه انسان و جن را بیان می‏کند آیه‏کریمه‏۵۶ از سوره‏ذاریات می‏باشد که می‏فرماید: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاِْنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون؛ جن و آدمی را نیافریدیم مگر برای عبادت و پرستش کردن».
قرآن مجید کتاب زندگی و نسخه‏تکامل و سعادت آدمی است؛(۱) بنابراین به جا و ضروری است سؤال‏های اساسی زندگی از دیدگاه قرآن بررسی و جواب داده شود. یکی از سؤال‏های مهمی که همواره برای انسان مطرح بوده و هست فلسفه آفرینش است که یک سؤال ریشه‏دار و اساسی است و بشر همواره می‏خواسته بداند برای چه آفریده شده است و هدف از زندگی چیست؟
وقتی به قرآن مجید مراجعه می‏کنیم چند دسته از آیات پاسخ سؤال ما هستند که به طور کلی به سه دسته می‏توانیم تقسیم نماییم.
الف) عبادت‏
از جمله آیاتی که فلسفه انسان و جن را بیان می‏کند آیه‏کریمه‏۵۶ از سوره‏ذاریات می‏باشد که می‏فرماید: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاِْنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون؛ جن و آدمی را نیافریدیم مگر برای عبادت و پرستش کردن». این آیه‏مبارکه به صراحت غرض از آفرینش را عبادت و پرستش حضرت حق جل و علا بیان می‏کند، و عبادت را علت منحصر خلقت جن و انس ذکر می‏کند؛ زیرا جمله در قالب استثناء بعد از نفی می‏باشد که این ساختار در ادبیات عربی مفید حصر است و اختصاص را می‏رساند؛ یعنی علت آفر ینش جن و انس، فقط عبادت می‏باشد. عبادت چیست؟
«یعبدون» از ماده عبادت به معنی اطاعت است؛ در کتب لغت از جمله «قاموس» و «صحاح» عبادت به معنای طاعت معنا شده است؛ مصباح اللغه آن را به معنی خضوع و انقیاد گرفته است؛(۲) در کتاب شریف التحقیق فی کلمات القرآن المجید می‏خوانیم: اصل در ماده‏آن، نهایت تذلل در قبال مولا همراه با اطاعت می‏باشد؛(۳) بنابراین نتیجه می‏گیریم معنای عبادت، اظهار خضوع و ذلّت همراه با فرمانبرداری است.
عبادت به عنوان فلسفه خلقت انسان برای تکامل و نزدیکی به خدای متعال که کمال مطلق است می‏باشد؛ بنابراین عبادت راه و وسیله است. برای رسیدن به کمال نه اینکه هدف نهایی و غایهٔ الغایات باشد بلکه هدف مقدّمی است و چون راه نزدیک شدن به کمال مطلق فقط یکی است و آن ه مان خط مستقیم است لذا فرمود فقط برای عبادت خلق کردم(۴) و در سوره «یس» فرمود صراط مستقیم عبادت خداست؛(۵) راه فقط یکی است و آن هم طریق عبادت و بندگی خداست.
● غفلت اکثریت‏
در سوره‏اعراف می‏فرماید: «وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِّنَ الْجِنِ‏ّ وَالإِْنس» سؤال می‏شود چرا اکثر جن و انس به جهنّم می روند؟ چرا اکثریت دنبال غرض اصلی نیستند؟ مگر نه این است که خداجویی فطری بوده و دین مطابق فطرت آدمی است. کما این‏که می‏فرماید: «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُون؛(۶) پس رو سوی دین حق کن در حالی که ثابت و استوار بر آن هستی این سرشتی است که خدا مردم را بر آن آفریده، دگرگونی در آفرینش الهی‏نیست این است آیین استوار ولی اکثر مردم نمی‏دانند
جواب: حرکت در مسیر کمال و غرض اصلی منوط به شناخت و تصدیق مطلوبیت آن است؛ امّا چون اکثریت کمال حقیقی را نمی‏شناسند و لذت رسیدن به آن را درک نمی‏کنند؛ لذا در صدد آن بر نمی‏آیند. هر چند یک امر فطری است؛ امّا نیاز به بیداری و توجّه دارد و در اکثر مردم نیازم ند راهنمایی و بیدار کردن است کما این‏که یکی از وظایف انبیاء الهی(ع) بیدار کردن فطرت آدمی است: «تا این‏که بخواهند عهد فطری او را ادا کنند و نعمت فراموش شده او را بیادشان آورند.»(۷)
به قول حضرت امام(ره) گرچه نقشِ انسانی مفطور به توحید است امّا در اول و شروع زندگی با تمایلات نفسانیه و شهوات حیوانیه نشو و نمو می‏کند و اگر انسان خود را تربیت نکند غرق در حیوانیت شده و هیچ یک از معارف الهیه در او بروز نمی‏کند و انوار فطری خاموش می‏شود.( ۸)
بنابراین انس بیشتر با مادیات و اعتبارات انسان را از فطرت الهی خود غافل می‏نماید و اثر این غفلت راه جهنّم را می‏پیماید. حال ممکن است این سؤال مطرح شود که چرا خدای متعال این غرایز حیوانی و مادی را در نهاد آدمی قرار داده است، بطوری که اکثریت را از هدف اصلی باز داشته است؟
در جواب به این سؤال توجّه به دو نکته در مورد کمال انسان لازم می‏باشد؛
۱) یکی این‏که ارزش کمال انسان به اختیاری بودن آن است و سرِّ این که می‏تواند از ملائکه سبقت گیرد همین مختار بودن در طی مسیر کمال است و لازمه‏اختیار و انتخاب، وجود راهها، کششها و انگیزه‏ها ی مختلف است و اگر آدمی فقط یک گرایش می‏داشت و آن هم کشش به سوی خدای متعال، دیگر نمی‏توانست انتخابگر باشد و حال آن‏که خصیصه و امتیاز اصلی انسان اختیار اوست؛ بنابراین ضرورت دارد تا کششهایی در جهت مخالف عبادت و بندگی هم در او باشد تا خود یک طرف را انتخاب ن موده و حرکت نماید.
۲) نکته دوم: کمال انسان تدریجی و دارای مراحل است؛ یعنی در طول زمان به تدریج باید کسب نمود مرحله به مرحله پیش رفت و در همه‏مراحل از قدرت اختیار برخوردار است تا انتخاب و طی همه مراحل آزادانه و با اراده و خواست او باشد.(۹)
با توجّه به این دو نکته راز وجود گرایش‏های طبیعی و دنیایی در نهاد آدمی آشکار می‏گردد؛ زیرا فرض این است که انسان انتخابگر باشد و لازمه‏آن وجود کششهای متفاوت است تا راهها متعدد گردد. همچنین رسیدن به کمال تدریجی در اثر گذشت زمان است؛ لذا اول انسان باید بتو اند در این دنیا چند صباحی روزگار بگذراند تا زمینه تکامل او فراهم گردد و زندگی دنیایی نیازمند اسباب، وسایل و شرایط ویژه‏ای است. غرایز و میل‏های طبیعی انگیزه‏هایی هستند برای تهیه و فراهم نمودن این اسباب و وسایل؛ لذا وجود آنها برای ادامه‏حیات ضروری است؛ و ب دون آنها حیاتی نخواهد بود تا انسان در سایه آن راه خود را انتخاب نماید. بعلاوه این میل‏ها زمینه‏ساز امتحان آدمی نیز می‏باشد.
پس گرایش‏های انسان را می‏توان به دو شاخه کلی تقسیم نمود:
۱) یکی برای حفظ موجودیت و زندگی انسان در دنیا،
۲) دومی برای کسب کمال و طیِ مسیرِ اصلی. غایت اولی بقاء انسان در دنیا و غایت دومی رسیدن به کمال و رحمت بی‏کران الهی است.
شاخه‏اول خود به خود به فعلیّت می‏رسد امّا قسم دوم نیازمند توجّه، تقویت و به فعلیت رساندن است. عده‏ای در اثر اشتغال زیاد به قسم اول، از قسم دوم غافل مانده و از کمال و رحمت محروم می‏گردند در نتیجه روانه جهنّم می‏شوند.
ب) امتحان‏
دسته‏دوم از آیات قرآن‏کریم فلسفه خلقت انسان را امتحان و ابتلاء بیان می‏فرماید:
«وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَوَ تِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّهِٔ أَیَّامٍ وَ کَانَ عَرْشُهُ عَلَی الْمَآءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً؛(۱۰) و او کسی است که آسمان‏ها و زمین را در شش روز (شش دوره) آفرید و عرش(و حکومت) او بر آب قرار داشت تا (بخا طر اینکه) شما را بیازماید که کدام‏یک از حیث عمل بهترین هستید».
«الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیَوهَٔ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُور؛(۱۱) کسی که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامین عمل بهتری دارید و او شکست‏ناپذیر و بخشنده است».
در این دو آیه علت آفرینش امتحان انسان‏ها بیان شده است. حتی قرآن‏کریم نعمات و زیبایی‏های زمینی را هم بخاطر امتحان خلق فرموده است کما اینکه می‏فرماید:
«إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَی الْأَرْضِ زِینَهًٔ لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلا؛(۱۲) همانا ما هر آنچه بر روی زمین است آرایش و زینتی برای آن قرار دادیم تا انسان‏ها را بیازماییم که کدام یک بهترین عمل را دارند.»
● منظور از امتحان چیست؟
منظور از ابتلاء و بلاء همان امتحان و آزمون است(۱۳)، و امتحان گاه به خیر است و گاه به شر و مصیبت و هر آنچه خدای متعال با آن بندگان خود را آزمایش کند بلاء خواهد بود و امتحان حضرت حق یعنی همین امتیاز واقعی بشر از یکدیگر است؛ پس نتیجه آزمایش الهی جدا شدن شق ی از سعید است.(۱۴)
غرض از امتحان چند چیز می‏تواند باشد:
یکی اینکه برای کسب علم و رفع جهل باشد؛ یعنی امتحان گیرنده می‏خواهد بوسیله امتحان کسب آگاهی نماید. این غرض در مورد امتحان الهی صادق نیست؛ زیرا عالم به همه چیز است و نیازی به کسب علم ندارد؛ «إِنَّ اللَّهَ عَلِیمُ بِذَا تِ الصُّدُور؛(۱۵) همانا خدا به راز درون سینه‏ها داناست». «یَعْلَمُ خَآنَهَٔ الْأَعْیُنِ وَ مَا تُخْفِی الصُّدُور؛(۱۶) خیانت چشم‏ها و آنچه دل‏ها پنهان می‏دارند، می‏داند». گاهی هم امتحان برای رفع جهل نبوده بلکه برای تقویت و به فعلیت رساندن استعداد است؛ یعنی امتحان گیرنده می‏خواهد به این وسیله قوه و استعدادهای نهفته را به فعلیت رسانده و آشکار نماید؛ بنابراین می‏توان گفت اصل آزمایش، فراهم نمودن زمینه برای افعال اختیاری است تا آن‏چه پنهان است آشکار گردد و استعداد پرورش یابد؛ یعنی امتحان زمینه‏ای می‏شود برای ا ز قوه به فعل رساندن و تکمیل نمودن. خداوند که به وسیله بلاها و سختی‏ها انسان‏ها را امتحان می‏کند برای این است که در پرتو بلایا هر کسی را به کمالی که لایق آن است برساند و هر یک از این مسائل جنبه‏ای از فرد را می‏سازد. ابتلائات الهی تمریناتی برای پرورش و تقو یت روح آدمی است. لذا کسانی که استعداد ظرفیت و توان بیشتری دارند سهم بیشتری از بلایا را دارند.
هر که در این بزم مقرّبتر است‏
جام بلا بیشترش می‏دهند
بنابراین دنیا همچون مدرسه و باشگاهی، گذرگاه آموزشی و پرورشی است نه اقامتگاه ابدی و التذاذی؛ لذا هر اندازه انسان در این سرای به دنبال لذات و خوشگذرانی باشد به همان مقدار از هدف اصلی و کمال حقیقی دور خواهد ماند و در مقابل تحمل سختی‏ها بخاطر خدا سعادت انسا ن را در بر خواهد داشت.
طبق آیات و احادیثی که بیان شد امتحان و آزمایش علت آفرینش می‏باشد؛ امّا همانطور که در فصل اول گذشت علت آفرینش فقط عبادت حضرت حق بیان شد. این آیات و روایات چگونه با حصر آیه‏شریفه«وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُون»(۱۷) قابل جمع است؟
امتحان جزئی از عبادت و اطاعت است؛ معیار سنجش و ملاک ارتقاء و عبور از مراحل مختلف تعبّد و بندگی امتحان و ابتلاء است. با امتحان میزان تعبّد مشخّص و نمایان می‏شود و امتحان‏های کوچکتر انسان را برای امتحان‏های سخت‏تر و مراحل بالاتر طاعت آماده و مستعد می‏کند. همانطور که در فصل قبل بیان شد منظور از عبادت در آیه شریفه‏فرمانبرداری و انقیاد همراه با خضوع است و دارای مراحل و مراتبی است و تسلیم و انقیاد در برابر قضای الهی و امتحانات سخت نشانه مراحل بالای طاعت و بندگی است.
بنابراین امتحان هم نمی‏تواند علت نهایی آفرینش باشد و همچون عبادت وسیله و مقدمه‏کمال می‏باشد.
ج) خلافت و جانشینی‏
از آیات مربوط به خلافت آدم در سوره‏مبارکه‏بقره چنین بدست می‏آید که غرض از خلقت انسان خلافت و جانشینی خدای متعال است و چون خدای سبحان می‏خواست جانشینی در زمین داشته باشد انسان را آفرید «وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلائکَهِٔ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْض ِخَلِیفَهًٔ قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَ یَسْفِکُ الدِّمَآءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُون؛(۱۸) و هنگامی که پروردگارت به ملائکه فرمود همانا من در زمین جانشینی قرار می‏دهم (ق رار دهنده‏ام) گفتند: آیا در زمینی که کسی که در آن فساد می‏کند و خون می‏ریزد قرار می‏دهی؟ و حال آنکه ما تسبیح و حمد و تقدیس تو می‏کنیم. فرمود همانا من چیزی را که شما نمی‏دانید می‏دانم».
بنابراین آیه‏شریفه فلسفه آفرینش انسان جانشینی خداست و چون خدا می‏خواست خلیفه‏ای داشته باشد آدم را خلق فرمود.
این آیات دلالتی بر انحصار خلافت بر حضرت آدم ندارد بلکه جمله «اَتجعل فیها من یفسد فیها...» دلالت می‏کند که خلافت منحصر در آدم علیه‏السلام نیست؛ زیرا او معصوم بود و جا داشت خداوند بفرماید: آدم خونریزی و افساد نمی‏کند در حالی که خداوند افساد انسان را رد نک رد پس خلافت منحصر در حضرت آدم نیست. البته این بدین معنی نیست که همه‏انسان‏ها، بالفعل خلیفه خدا باشند بلکه نوع انسان امکان و استعداد خلافت را دارد و با کسب ملاکات خلافت به چنین مقامی نایل می‏شود واین ملاک آراستگی به علم اسماء است و کسانی که از آن بی‏بهره‏ اند از خلافت الهی محروم و بی‏نصیب هستند.
همچنین بیان مطالب در قالب جمله اسمیه «انّی جاعلٌ» نشانه‏استمرار است و این دلالت می‏کند که خلافت مقطعی و مختص حضرت آدم نبوده است بلکه استمرار دارد و تا وقتی که زمین و نظامی هست خلیفه‏خدا هم وجود دارد.
حال این سؤال مطرح می‏شود که چرا خدا خواست خلیفه‏ای داشته باشد؟ مگر او از زمین غایب است که بخواهد دیگری به جای او در غیاب او جانشینی نماید؟
جواب این است که او بر همه چیز محیط است(۱۹) و همه جا حضور دارد(۲۰) و نزدیکترین چیز است(۲۱) بنابراین غیبتی مطرح نیست بلکه مشیت الهی بر این تعلق گرفته است مخلوقی داشته باشد که با اراده و اختیار خود در سایه علم و تعبّد، اسماء و صفات الهی را در خود پیاده نما ید و اراده و خواست خود را در اراده حضرت حق فانی کند و متصل به دریای بی‏کران الهی گردد و کارهای خدایی کند(۲۲) و خدای سبحان به مقتضای کرم و رحمت خود خواسته است از قدرت و کمال بی‏نهایت خود به دیگران نیز عطا فرماید و خلافت الهی نیز گامی در جهت تکامل است و مرتبه‏برتری از سلوک است.(۲۳)
عبادت و ابتلاء و امتحان انسان را به خلافت الهی سوق می‏دهد و متعبدترین، صابرترین و با ظرافت‏ترین‏ها به مراتب و مراحل بالای خلافت الهی بار می‏یابند همچون انبیاء، اولیاء و اوصیاء(ع).
این که در برخی روایات، حضرات معصومین(ع) علت خلقت بیان شده‏اند به خاطر این است که آن‏ها بهترین امتحان‏ها را می‏دهند و عالی‏ترین و کامل‏ترین عبادت از آن‏ها صادر می‏شود و لذا به معنای واقعی کلمه خلیفهٔاللَّه و جانشینان تام حضرت حق هستند.
خلافت هر چند نتیجه و اثر عبادت و امتحان است امّا نمی‏تواند غایت نهایی باشد چون در مورد غایت نهایی «چرا» جا ندارد؛ امّا در مورد خلافت نمی‏توان سؤال کرد چرا خدا می‏خواست خلیفه داشته باشد؟ جواب این است که رحمت و فیاصیّت الهی که عین ذات اوست اقتضا دارد که خ دا بیشترین لطف و عنایت را داشته باشد و مقام خلافت عنایت رحمانی است. اینکه در سوره‏مبارکه‏هود می‏فرماید: «إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّکَ وَ لِذَلِکَ خَلَقَهُم ...»(۲۴) ،استفاده می‏شود مشمول رحمت الهی شدن علت خلقت است و این را می‏توان غایت‏الغایات گرفت. بنابرا ین رحمانیت حضرت حق علت خلقت انسان است و انسان مادامی که در جهت کسب رحمت الهی قدم بر می‏دارد در راستای فلسفه خلقت گام بر می‏دارد. در غیر این صورت در گمراهی و خسران است.
آفرینش انسان
داستان آدم در قرآن
نکته عجیب این است که در قرآن کریم قضیه و داستان آدم ابوالبشر آمده‏ ولی به عنوان یک تعلیم دیگری نه به عنوان شهادت بر توحید و اینکه به‏ دلیل اینکه زندگی بشر به آنصورت آغاز شده پس به خدائی خدا اعتراف کنید .
البته قرآن کریم خلقت آدم را به کیفیت خاصی بیان فرموده که کم و بیش‏ می‏دانیم و نظریه‏های علم الحیات هم به فرض اینکه به حد تحقیق رسیده‏ باشد و قانون اشتقاق انواع مسلم باشد ، دلیلی در دست نیست که امکان اینکه یک انقلاب دفعی پیش آید و یک جهش عظیم رخ دهد و در مدت کمی‏ یک توده خاک به یک انسان سوی معتدل تبدیل شود ، یعنی مراحلی که باید در طول قرنها و نسلها فراهم شود در تحت یک شرایط دیگر با سرعت فراهم‏ گردد ، و حتی خلاف سنن جاریه تکوین حیات هم نیست .

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   23 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله فلسفه آفرینش انسان از دیدگاه قرآن

دانلود پاورپوینت نوزادان آسیب پذیر - 44 اسلاید

اختصاصی از فی گوو دانلود پاورپوینت نوزادان آسیب پذیر - 44 اسلاید دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود پاورپوینت نوزادان آسیب پذیر - 44 اسلاید


دانلود پاورپوینت نوزادان آسیب پذیر - 44 اسلاید

 

 

 

کم وزن،
پف آلودگی
دوسر کمتر از حد طبیعی ولی نسبت به بدن بزگ است
دست وپای کوتاه وباریک بدن لاغر،وجود لانگو روی بدن
پوست شفاف وشکننده با چین وچروک کم، چربی پوست کم است
غضروف گوش نرم وانعطلاف پذیر
شکم کوچک ، دستگاه تناسلی کوچک، عدم نزول بیضه
رفلکس مکیدن وبلع  وجود ندارد

برای دانلود کل پاپورپوینت از لینک زیر استفاده کنید:


دانلود با لینک مستقیم


دانلود پاورپوینت نوزادان آسیب پذیر - 44 اسلاید

دانلودمقاله هنر معماری اشکانی

اختصاصی از فی گوو دانلودمقاله هنر معماری اشکانی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 


هنر معماری اشکانی

 

مقدمه
پارت دربرگیرنده خراسان امروزی بود. در کتیبه بیستون که به داریوش بزرگ تعلق دارد از این ناحیه بعنوان یکی از ساتراپیهای ایران یاد می شود. در مورد نژاد مردم ساکن این سرزمین که پارت ها نامیده می شوند بین پژوهندگان و مورخان اختلاف نظر وجود دارد. بعضی این اقوام را از نژاد آریائی و گروهی از نژاد زرد چینی و مغولی دانسته و بالاخره عده ای نیز آنها را آمیزه ای از دو نژاد آریائی و زرد نوشته اند. اما امروز بیشتر خاورشناسان بر این باورند که پارتها آریائی بودند و به سبب اختلاف و آمیزش با سک ها بعضی از آداب واخلاق و رسوم آن اقوام را اخذ کرده اند یکی از طوایف مختلف یک بنام «دها» در منطقه بین گرگان کنونی و بخشهای شمالی دریای خزر سکونت گزیده . آنجا را به اعتبار نام خود دهستان نامیدند. هنوز چیزی از این ماجرا نگذشته بود که پارتهای آریایی با قبیله مزبور درآمیختند و طایفه دها قدرت و نیروی بیشتری بدست آورد. در نتیجه این پژوهش ها هیچ شکی باقی نمی ماند که پارت ها و یا بنا بر گفته مورخان ایرانی «اشکانیان» از نژاد آریائی بودند. اشکانیان نسبت به پارتها می رساندند. در خصوص نام اشکانیان نیز دو عقیده مختلف وجود دارد. گروهی معتقدند که چون نیاکان این دودمان در «آساک» می زیستند پادشاهان اشکانی نام سلسله خویش را از اقامتگاه اصلی پدرانشان گرفته اند. عده ای دیگر می گویند سلاطین اشکانی به اعتبار آنکه خود را از عقاب اردشیر دوم(اشک) می دانستند به ارشکانیان و اشکانیان معروف شده اند و تصور می رود که نظر اخیر به حقیقت نزدیکتر باشد.

 

هنر معماری اشکانی
با بر افتادن هخامنشیان و پیروزی اسکندر مقدونی هنر ملی ایران نخست دچار گسستگی شد سپس به هنری که آن را می توان هنر یونانی ایرانی خواند،‌انجامید. این هنر نسبت به هنر هخامنشی نشان از پس ماندگی بزرگی دارد. این وضع تا روی کار آمدن مهرداد دوم اشکانی (123 ق م) که امپراتوری اشکانی را به صورت یک قدرت بزرگ جهانی بر پا داشت،‌ محسوس است. در این فاصله زمانی با 3 شیوه هنری در ایران روبه رو هستیم؛‌ 1- هنر تقلید شده از یونان 2- هنر یونانی 3- هنر ایرانی. اما تمایل به تجدد ملی در همه شئون فرهنگی وسیاسی از جمله در هنر که هرگز شعله های آن در ایران فرو ننشسته بود با پادشاهی مهرداد بار دیگر فزونی گرفت و راه بازگشت و رسیدن به هنر «ایرانی نو» هموار شد. دراین شیوه نوین هنر ایران هر چند به روش‌های ابتدایی تر بازگشت داشت،‌اما با کوشش و تحولی همراه بود و هنر ملی ایرانی بدون آمیختگی با عناصر بیگانه بار زنده شد. بازگشت به چهره سازی تمام رخ که دوباره کاربر گسترده وهمه گیر در هنر اشکانی یافت،‌ نمونه روشن این جنبش هنری است که در هنر پیش از تاریخ ایران دیشه داشت و به هیچ روی نمی توان آن را به هنر یونانی نسبت داد. با این دیدگاه‌،‌تمامی شاخه های هنر اشکانی را می توان بررسی کرد. در شهر سازی ساختن شهرها با طرح دایره ای شکل به طرح رسمی شهرسازی اشکانی تبدیل شد. دراین طرح ملاحظات دفاعی نقشی اساسی داشت. همین طرح درقرون وسطی درغرب با گستردگی تقلید شد و رواج یافت.
نخستین جلوه های هنر معماری پارتی را در نسا اولین پایتخت پارتیان (یا «اشک آباد» در چند کیلومتری شهر جدید «عشق آباد» پایتخت کنونی جمهوری ترکمنستان ) که کاوش های باستان شناسی آن به دست باستان شناسان روسی انجام گرفته است،‌ می یابیم.
کاخ شاهی نسا هر چند از دیدگاه تزئینات حدی تحت تأثیر هنر یونانی است (مثلاً پیکره های اجداد شاهان پارتی که از گل ورزیده ساخته شده و به شیوه یونانی مقام ایزدی یافته اند)،‌ اما خود بنا با شگفتی بسیار دارای طرحی 4 ایوانی برگرد یک حیاط است؛ طرحی که از نسای اشکانی آغاز شده است و همچنان به صورت طرح رسمی و سنتی ایران شناخته می شود و تا خارج از ایران و در بین النهرین گسترش یافته است.
پراکندگی آثار معماری اشکانی که در شرق از آی خانم وسرخ کتل و نسا آغاز می شود درداخل ایران امروز شامل باز مانده شهر صد دروازه (دامغان)،‌ کوه خواجه (سیستان)،‌ برده نشانده( خوزستان) و معبد آناهیتا(کنگاور) می گردد و تا کاخ آشور (عراق) و پالمیر(سوریه) ادامه می یابد از سویی،‌ و محدود ماندن کاوش های باستان شناسی در شهرهای اشکانی از سوی دیگر،‌ آگاهی های ما را در پیرامون دوران نزدیک به 500 ساله اشکانی به حد مطلوب نمی‌رساند. مصالح ساختمانی در این دوره بیش تر شامل خشت ،‌آجر،‌ سنگ نتراشیده و تراشیده است. ملاط گچ و رواج طاق هلالی وایران به ویژه ایوان های سه گانه ای که در آن قوس ایران مرکزی از ایوان های جانبی بزرگ تر است،‌ از ویژگی های این دوره به شمارمی رود.
کوه خواجه درسیستان
در شرق ایران بنای معظم دیگری که به اشکانیان نسبت میدهند کاخ شاهی کوه خواجه درسیستان است که از قرن اول میلادی به جای مانده است این کاخ بر روی جزیره ای در دریاچه هامون یعنی مشرف به این دریاچه بنا شده ، ورودی بنا در سمت جنوب است. هنگامی که به حیاط مرکزی وارد می شویم دو ایوان بزرگ درسمت راست و چپ حیاط وجود دارد که آثار آنها هنوز برجای مانده است. مصالح معماری کوه خواجه خشت خام است و در دالان طویل این مکان بقایای نقاشی رنگین که نفوذ غرب درآن محسوس است به چشم می خورد. در نقوشی که در این کاخ نقاشی شده است سعی شده در یک طرح چند نفری برای نشان دادن عمق اشکال در پشت یکدیگر قرار گیرند،‌ در این نقاشی های الوان سر اشخاص به صورت نیم‌رخ و تنه آنها تمام رخ است یعنی شیوه شرقی بیشتر رعایت شده است.آثار کوه خواجه آن طوری که باید و شاید تا کنون شناخته نشده و بعضی این آثار را مربوط به دوره ساسانی می‌دانند.
معبد آناهیتا در کنگاور
کاخ کنگاور در فاصله بین همدان و کرمانشاه را بعضی متعلق بهدوره سلوکی و برخی متعلق به دوره پارت و عده ای هم مربوط به اواخر دوره ساسانی می دانند. در اینجا یک حیاط بزرگ چهارگوش با دیواره بلند وجود داشت که در روی آن ستونهایی قرار داشتند، می نویسند در وسط آن معبدی به سبک یونانی با ردیف هایی از ستونها وجود داشته است. آقای مالکوم کالج نویسنده می نویسد:‌ انحرافی که معماران طراح شکلهای یونانی در ساختن این مکان مقدس پدید آورده اند مایه تعجب باستان شناسان آثار یونان و روم شده است و آقای فلاندن هم در حدود 150 سال پیش این مکان را با معبد خورشید در پالمیر مقایسه کرده است. از کنگاور که بگذریم در؟؟؟؟ ایران آثاری که بتوان آن را شاخصی از هنر و معماری دوره پارت دانست به دست نیامده ،‌ اخیراً درغرب ایران درباره زرده(بابا یادگار) مشرف به جلگه ذهاب(سر پل ذهاب) حفاریهایی صورت گرفته و آثاری از دوره پارت ها نمایان شده که مخلوطی از هنر یونانی و ایرانی است و آن را بیشتر متعلق به اواخر دوره پارت می دانند. آثار بدست آمده بیشتر شامل گچ‌بریهای شاخص دوره پارت،‌ سر ستون های نوع کرنتی با نقوش هلنی وسرهای تزئینی بنا از کارهای هنری دوره پارت که کاوشهای آن هنوز کامل نشده است می باشند اما در بین النهرین از دوره پارت آثار زیادی بدست آمده است که اهم آنها عبارتند از معبد خورشید،‌ درهاترا، حفاریهای سلوکیه، آثار بدست آمده از نمرود داغ، کاوشهای دورا اروپا در حد مرزی متصرفات پارت،‌ نیپور ،‌ و کاخ آشور،‌ و ؟؟؟؟ در اوروک.
پرستشگاه خورشید در الحضر (هاترا)
در حاشیه رودخانه فرات معبد الحضر که فرانسویان آن را هاترا می گویند. یکی از بناهای بسیار باارزش دوره پارت می باشد که برخلاف سایر ابنیه بین النهرین که به علت کمبود سنگ و چوب با آجر ساخته می شد دراینجا با سنگهای حجاری شده بنا گردیده است. بخش عمده معبد با دو ایوان قرنیه شروع شده ،‌ در آغاز بنا با آجر بوده ولی بعداً تغییر عقیده دادند و سنگ آهک جای مصالح آجری را گرفته است و ایوان های آجری مبدل به تالارهایی با طاق ضربی شدند. سبک معماری در هاترا به گونه ای است که هر ایوان محور اصلی بنا است اگر لازم باشد می توان ایوانهای دیگری را به آن اضافه کرد. به این ترتیب کاخ هاترا از دو ایوان با اطاقهای جنبی تشکیل شده که نمای آن را چون تک تک بنا بهم پیوسته نشان می داده است و بعدها دو ایوان دیگر نیز در کنار آنها اضافه شده است.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  20  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله هنر معماری اشکانی

دانلود مقاله هوش و عوامل موثر در کم هوشی

اختصاصی از فی گوو دانلود مقاله هوش و عوامل موثر در کم هوشی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 


مقدمه:
فرهنگ ، مانترین وجه زندگی بشر توصیف شده است. در تعریف این منشور چندوجهی، دیدگاههای گوناگون متفکران و اندیشندان، دست یابی به یک فصلمشترک را دشوار می سازد. اما در تعریفی نسبتاً عام فرهنگ را می توان مجموعه ای از معارف، اعتقادات، اخلاق و آداب و رسوم و نیز جهت گیری هایی برشمرد که در ابعاد مختلف، مسائل عمده ی هستی و حیات رابرای بشر وجوامع بشری معنا و مفهوم می بخشند.
فرهنگ را میتوان روح بالنده ی بشر توصیف کرد. روح بی تابی که در تقابل مستمر جوامع انسانی، تاثیر می پذیرد و با خلق هویت واقعی انسان جوهره ی او را عینیت می بخشند. فرهنگ، دژ حیات یک ملت است که برفراز قله ی هستی یک ملت بنا می شود. فرهنگ صحیح، شخصیت فردی و اجتماعی بشر را شکل می دهد در سایه ی روشن هجوم اندیشه ها، رازهای سربه مهرزندگی را برای اوفاش می سازد و در تاریکی اوهام شمع پرفروغ چگونه بودن رابر می افزود. فرهنگ مبنایی است برای توجیه رفتار انسان، انسان ها برای توجیه کردن اعمالش در کارها باید به فرهنگ رجوع کنند. فرهنگ افعال انسان را تک به تک شکل می دهد. فرهنگ هر جامعه را ثقل معنوی ان اجتماع در مجموعه هستی نیز تعریف کرده است انقلاب اسلامی در متن و جوهره ی اصلی خویش انقلابی فرهنگی است. با توجه به واقعیات موجود، تشکیل در وجود تهاجم فرهنگی نشان دهندهی نوعی ضعف خصلتی و یا بینشی است.
مخاطبان تهاجم فرهنگی
تهاجم فرهنگی واقعیتی است که وجوه پنهان آن بسیار فراتر از تابعاد آشکار آن است به همین دلیل درک آن نیاز ضد دقت نظر و حساسیت ک امل به ارزش های انقلابی- اسلامی است. تهاجم فرهنگی مخاطبان خاص و عامی دارد که به دقت انتخاب شده اند و در قبلا هر یک از آنها روش های خاصی به کار گرفته می شود. در طیف اول انی مخاطبان، قشرهای تحصیل کرده و دانشگاهی و بهتعبیر دیگر کسانی قرار دارد که از دیدگاه سازمان دهندگان تهاجم فرهنگی، کادرهای آینده نظام محسوب می شوند. در گوره دوم مخاطبان هجوم فرهنگی غرب، توده های مردم به عنوان حامیان اصلی و بدنه ی نظام قرار دارند. تاسیس دانشگاه در کشور اگر چه می توانست در روند رشد و توسعه گام بلند ی باشد اما به دلیل خود باختگی طراحان آموزش عالی در برابر فرهنگ غرب و ضدیّت رژیم پهلوی با دین و مذهب، پایه گذار انحافی عمیق در کشور به ویژه در نسل دانشگاهی شد. تحلیل ها و واقعیاتی که بخشی از آنها بازگو شد، کارگزاران تهاجم فرهنگی ا به ااین جمع بندی رسانده است که انرژی عمده ی خود را بر روی قشرهای جوان و دانشگاهی یا مدیران آینده ی نظام را تحت تاثیر معیارهای مورد نظر غرب قرار دهند و از این طریق منافع خود را تامین کنند. برای تغذیه فکری غیردانشگاهی قشرهای تحصیل کرده و تکنوکرات ها نیز در چهارچوب سناریوی کلی تهاجم فرهنگی، ورشهایی پیش بینی شده است. در مجموعه ی این روشها نشریات تبلیغ کننده یا ررزش های لیبرالیستی جایگاه ویژه ای دارند. برای طیف دوم ماطبان تهاجم فرهنگی یعنی توده های مردم نیز، مبلغّان و مروّجان فرهنگ واحد جهانی سرمایه گذاری هنگفتی کرده اند. مردم مسلمان در واقع عقبه ی انقلاب اسلامی به شمار می آیند و دشمن درصدد است با بمباراه فرهنگی- تبلیغاتی این عقبه و تغییر ارزش های اسلامی- انقلابی آن، تکیه گاه استراتژیک را از بین ببرد.
اهداف تهاجم فرهنگی
تهاجم فرهنگی در کلیت خود اهداف متعددی را دنبال می کند که هریک از آنها بر مبنای در جه ای اهمیت و اولویت، بخشی از سناریوی هجوم فرهنگی غرب را به خود اختصاص داده اند. اما آنچه در جوهره ی تمامی این اهداف جاری است ضریب با دین و مذهب است. خمینی کبیر به عنوان رهبر ملّت مسلمان ایران در تمامی مراحل شکل گیری، پیروزی و استمرار نهضت، کلیه ی مواضع، تاکتیک ها و استراتژیک انقلاب را از متن و جوهره ی دین استخراج می کرد و این وقعیت از همان آغاز، سلطه گران را سخت در اندیشه رو برد. صلابت امام خمینی در پایداری و استقامت در برابر تمامیت کفر و شرک و نفاق، د رحقیقت تجلّی قدرت دین و هدایت زندگی بشر و جلوه ای از نفوذ فوق العاده ی علمای بیدار اسلام در توده های ملّت بود که معاندان با نهضت اسلامی را نیز وادا به اعتراف کرده است. نظریه پردازان ه جوم فرهنگی قطب های قدرت، به ترویج جدایی دین از سیاست به عنوان زمینه ساز تحقق اهداف ضد اسلامی- ایران خود به ویژه از راه های غیرمستقمی، امید فراوان بسته اند.
از دیگر اهداف تهاجم فرهنگی غرب و روشنفکران وابسته به مبانی انقلاب اسلامی ترویج جدایی دین از سیاست است. تاریخ نشان می دهد که هرگاه ملت های مسلمان با درک عیمق از اصول اسلامی، حضور در صحنه ی سیاست را بر خود ؟؟؟ دانسته اند و د رپرتو اسلام به حل مشکلات خود اندیشیده اند، ارتقای کیفی و رند پیشرفت واقعی آن جامعه نیز شتاب محسوس یافته است. سلطه گران تاریخی نیز بر همین مبنا، همواره تلاش کرده اند از توجه مسلمانان به مسائل سیاسی جلوگیری کنند و دین اسلام را در محدودة احکام و عبادات فردی محصور سازند؛ اما تجربه ی اساسی ملت مسلمانان ایران در اعتقاد به یگانگی دین و سیاست که سرنگونی رژیم ستمشاهی و تاسیس حکومت اسلامی را به دنبال آورد، نظریة یگانگی دین و سیاست را در ساله های پس از پیرورزی انقلاب به تدریج در افکار عمومی ملّت های مسلمان نفوذ داده و منشأ بیداری و تحرّک و قیام شده است. نظریه پردازان هجوم فرهنگی قطب های قدرت، به ترویج جدایی دین از سیاست به عنوان زمینه ساز تحقق اهداف ضد اسلامی – ایرا خود به ویژه از راه های یغرمستقیم، امید فاوان بسته اند.
« خط نفوذ» عنوانی استکه صاحب نظران برای تبیین خط مشی اجرایی تهاجم هنگی غرب برگزیده اند. بر اساس این خط مشی، عناصری که ناخودآگاه یا خودآگاه به دام ترویج اندیشه های غربی لغزیده اند، در مراکز مختلف علمی، فرهنگی، ا جتماعی، اقتصادی و سیاسی شناسایی می شوند و مورد حمایت مستقیم یا غیرمستقیم قرار می گیرند. هم زمان عناصر مورد نظر در حرکتی بعلی و نامحسوس تلاش می کنند به این گونه مراکز نفوذ یا بندو بدون ایجاد حساسیت، به طور غیرمستقیم به ترویج روش هایی بپردازند که در نهایت، ارزش ای اسلامی و انقلابی را کم رنگ می سازد. به موازات این اقدامات، نشریات و مطبوعات روشنفکری وابتسه در داخل کشور نیز فعال هستند و پدیده هایی را که در عمق تفکرات خود و امدار لیبرالیسم و اومانیسم هستند تقویت می کنند این روش اجرایی به طور عمده تحقق اهدافی را دنبال می کند که در این مجموعه مورد بررسی قرار می گیرد. غفلت و تسامح در برابر آثار رو به افزایش خط نفوذ در برخی سازمان ها و دستگاه ها و نیز در عرصه مطبوعات کشور بی شک به طراحان هجوم فرهنگی غرب فرصتی پیش از گذشته می دهد.
مجدیان تهاجم فرهنگی
تهاجم فرهنگی غرب به مبانی ارزشی ملت مسلمان ایران سناریویی چند وجهی است که در دو شاخه عمده تهاجم به باورهای عقیدتی و هجوم به مبانی و ارزش های اخلاقی دنبال می شود برخی تحصیگران اجتماعی تاریخی معتقدند هدف استراتژیک این سناریونسل دوم انقلاب اسلامی است نسلی که به مقتضای سن خود معضلات اخلاقی – فرهنگی رژیم نوجوانی و جوان زمینه بالقوه ای را برای پذیرش معیارهای هنارای بیگانه داراست این نظریه پردازان تاکید می کند نسل دوم هر انقلاب در انتقال ارزش ها و باورهای جدید به سل های بعد اهمینت خاصی دارد.
در وند پیچیده تحقق اهداف تهاجم فرهنگی غرب روشنفکران وابسته نقش عمده و اساسی بر عهده گرفته اند بهایی که طراحان هجوم فرهنگی برای روشنفکران غرب زده قائل هستند در تحلیل محتوای جریان روشنفکری در تاریخ معاصر ایران ریشه دارد.
بر اساس مدارک تاریخی می توان تاکید کرد که روشنفکری از همان ابتدا در ایران بیمار متولد شد و با خود کم بینی در برابر پیشرفته های ظاهری غرب از ادای رسالت خویش بازماند در مقابل روشنفکران شرق زده دسته دیگری از نویسندگان خطیبان شاعران و تحصیل کرده ای وابسته قرار داشتند که غب را قبله آمال بشریت می پنداشتند این افراد در برابر پیشرفت های مادی و تکنولوژیک غرب چنان دچار خواباختگی و استحاله شده بودند که با فراموش کردن فرهنگ و تمدّن دیرین ایران غرب را تمدن برتر تاریخ بر می شمردند و تنها راه بخای را در تسلیم و تمکین به معیارها و شیوه های زندگی غربی جستجو می کردند. روشنفکری وابسته اکنون نیز درصدد برآمده است بار دیگر در خدمتی بزرگ به قطب های قدرت پرچم بیگانه را بر بام بلند فرهنگ مذهبی- ملی این سرزمین علم سازد و با ایفای نقش ویژه خود ارسناریوی تهاجم فرهنگی غرب ارزش ها و باورهای ملت ایران ا از هز طریق ممکن مورد تهاجم قرار دهد و مبارزه با نظم اسلامی را با شیوه های پیچیده فرهنگی دنبال کند خود باختگی در برابر بیگانگان از جمله خصوصیاتی است که از اولین روز تولد روشنفکری وابتسه در ایران تاکنون به نحو کاملا آشکاری در ذهنیات روشنفکران استمرار یافته است خودباختگی در براب غرب توان کلامی یا قلمی خود را در خدمت اهداف دشمنان این ملت به کار گرفته ند. وابستگی روشنفکران وابتسه به دشمنان اسلام و ایران به ویژه آمریکا و صهیونیست ها نیزا به تحلیل ندارد و بر منبای اطلاعات موجود به راحتی قابل لمس و درک است از دیگر ویژگی های روشنفکران وابسته ضدیت با مذهب است این خصوصیات باعث شده است در کلیه تحولات و رویدادهای سده های اخیر روشنفکران وابسته رو در روی ملت مسلمان قرار گیرند روشنفکر وابتسه عنصری است که معمولا از لحاظ روحی دچار مشکلات خاصی است و نداشتن تاثیر در جامعه غالبا او را به این ج مع بندی می رساند که توده های مردم قدرت فهم ودرک ادیشه های روشنفکران را ندارند به همین دلیل به تدریج دچار عقدة خود بزرگ بینی می شود و به خود اجازه می دهد به راحتی به مردم توهین کندو فرهنگ مذهبی آنها را عقب افتاده بداند فساد اخلاقی از دیگر ویژگی های روشنفکران وابسته به شمر می رود تاملی در زندگی شخصی این گونه افراد به روشنی نشان می دهد که روشنفکری وابتسه از آغاز تا امروز غالبا به هیچ مبنا و معیار اخلاقی مورد احترام مردم پایبند نبوده است.
تدوین دایره المعاعرف ایرانیکا
تهاجم فرهنگی در کلیت خود اهداف مقطعی یا دراز مدتی دارد که به تناسب اهمیت هر یک از این اهداف مخاطبان حقیقی ای حقوقی آنها و دیگر پارامترهای عینی و ذهنی این مقوله با تاکتیک های متفاوت و در اشکال گوناگون دنبال می شوند. کارگزاران تهاجم فرهنگی هدف های خاصّی را نیز دنبال می کنند که دارای پیچیدگی فراوان است و درک ان جز با هوشیاری و سلامت فطری و فکری و تحلیل و تاویل عمیق ابعاد مختلف تقابل تاریخی حق و باطل باه ویژه در عرصه های فرهنگی امکان پذیر نیست این گونه اهداف استراتژیک که غالبا در چهارچوب شبکه فراماسونری جهانی تعقیب می شود عمدتا گسترده تاریخ و فرهنگ یک ملت را نشانه می رود و مخاطبان بسیار فراتر از یک ملت و حتی یک نسل بشری را مد نظر دارد این اهداف که در زمره لایه های بسیار پنهان سناریوی تهاجم فرهنگی است طبعاً نیازمند تحقیقی در خور بینشی وسیع و تحلیلی واقع بینانه است.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  48  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله هوش و عوامل موثر در کم هوشی

دانلودمقاله وجدان کاری در نهج البلاغه

اختصاصی از فی گوو دانلودمقاله وجدان کاری در نهج البلاغه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 


یک احساس عمومی درباره وجدان

 

ای وجدان، ای شگفت‌انگیزترین آشنای روح انسانی، ما دیگر به جستجوی کلمه‌ای که بعنوان یک کالبد شایسته روح ترا دربرگیرد تلاش بیهوده نخواهیم کرد، مگر می‌توان اقیانوس پرتلاطم و بی‌ساحل را که هیچ کرانه و ژرفایش پیدا نیست در یک پیمانه کوچک جای داد؟
ای خورشید روح‌افزا ما، پرتو خود را از ما دریغ مدار، اگر هم برای چند لحظه چشم بهم گذاشته و مانند شب پرگان وصل ترا نخواهیم، بالاخره دیدگان خود را از دست نمی‌دهیم، زیرا به خوبی می‌دانیم که چشم بهم گذاشتن و خود را بنابینایی زدن با کوری همان فاصله را دارد که هستی با نیستی، ای مشعل شبهای تاریک ما، چرا ستایشت نکنیم؟ در آن هنگام که گردبادهای طوفانی تمایلات ما به لرزه‌ات درمی‌آورد، چه مقاومتهای آهنینی که از خود نشان نمی‌دهی؟ و چه اندازه نیرو در دفاع مخلصانه از شخصیت انسانی که صرف نمی کنی؟ آری تا آب زلال روح خشتک نشده است ای ماه وش در آن آب زلال می‌لرزی و می‌لرزی و تمام وجود ما را می‌شورانی، آه چه کوششها که برای ادامه درخشندگی شعله‌های ملکوتی خود انجام می‌دهی؟
تا آنگاه که ظلمات متراکم تمایلات و تبهکاریها تلاش بی‌نهایت ترا خنثی نموده و هنگام خاموشیت فرا رسد در آن موقع با صدای ضعیف زیرپنجه حیوانی هوسهای بنیان کوه ما که با آخرین نفسهای تو همراهست پایان انسانیت را اعلام داشته و به راه خود می‌روی و از افق روح ناپدید می‌گردی، پس از تو دیگر برای انسان جز مشتی رگ و پوست و استخوان و یک عده غزایز کورکورانه چه خواهد ماند؟
در تاریکی شبهای ظلمانی آنجه که همه دادگران و دادپروران و دادرسان به خواب عمیق فرو رفته‌اند. تو ای همیشه بیدار در بستر کاخهای مجلل که انسانهای نیرومندی سربه بالش پر نیایش نهاده و به دریای خویشتن خم شده است و با دربیغوله ای از کوخهای محقر که انسان ضعیفی جسد آزرده خود را بر روی آن فرش نموده و به صدای جویبار خویشتن گوش فرا می‌دهد در هر دو صحنه بساط محاکمه را می‌گسترانی و شرافت توأم با خرسندی یا رذالت توأم با ندامت در چهره درونی هر دو انسان برای تو نمودار می‌گردد، در آن هنگام که می‌خواهیم از قضاوت عادلانه و انعطاف‌ناپذیر تو روگردان می‌شویم و ترا ندیده بگیریم به هرطرف که برمی‌گردیم مانند نورافکن دوار با ما می‌گردی و نور خود را به قیافه تاریک و در هم پیچیده ما می‌افکنی، مگر انسان راه فراری از خویشتن سراغ دارد راستی آدمی کدامین روی خود را نشان می‌دهد آن موقع که می‌خواهد از خویشتن طفره بزند؟
این کبوتر ضعیف و این همای سعادت در مبارزه با کرکس تمایلات تا زنده است بیدار و کوشش می‌کند و دمی از مقاومت نمی‌ایستد تا آنگاه که بال و پر او شکسته شود و موجودیت خود را از دست بدهد.
تعریف وجدان در معنای عام
کلمه وجدان در لغت نامه دهخدا در ردیف کلمات وجد، وجود، اجدان آمده است که به معنای یافتن، مستغنی شدن، دوست داشتن، اندوهگین شدن، شیفتگی، آشفتگی، ذوق و شوق، شور، حالت، خوشحالی و فرح، توانایی و قدرت است و در بین این کلمات وجد ارتباط نزدیکی با وجدان دارد که در اصطلاح در تعریف وجد آمده است آنچه بر قلب بدون تصنع و تکلیف وارد شود وجد نامیده می‌شود و گویند وجد برقهایی است که می‌درخشد و سپس بزودی خاموش می‌گردد. حالت ذوق و شوق صوفیان سماع پسند را وجد می‌گویند. محمدبن محمود آملی می‌گوید وجد واردی است که از حق سبحانه و تعالی برون آید و باطن را از هیبت خود بگرداند بواسطه احداث وصفی همچون حزن یا فرح.
جنید رحمه الله فرمود وجد انقطاع اوصاف است در هنگامیکه ذات به سرور موسوم شود.
در وجد و حال بین چو کبوتر زنند چرخ
بازان کز آشیان طریقت پریده اند «خاقانی»
پس آنانکه در وجد مستغرقند
شب و روز در عین حفظ حقند «سعدی»
گر مطرب حریفان این پارسی بخواند
در وجد و حالت آرد پیران پارسا را «حافظ»
در عرف بعضی، وجدان عبارت است از نفس و نیروها یا قوای باطنه وجدان در مقابل فقدان است که دلالت بر حضور کیفیت حالتی می‌کند برخی دانشمندان گفته‌اند: وجدان نیروی فطری است وجدان به دو دسته تقسیم می‌شود 1- وجدان توحیدی 2- وجدان اخلاقی تعریف وجدان به دو قسمت تقسیم می‌شود 1- تعریف عمومی 2- تعریف خصوصی
تعریف عمومی تعاریفاتی هستند که جنبه کلی و عمومی داشته و نمود مشخصی را بیان نمی‌کند هر پدیده‌ای که در درون ما استقرا پیدا می‌کند ما با آن حقیقت وجدان داریم یعنی آن را دریافته‌ایم خواه این حقیقت به صورت واحدهای مفرد یا بصورت قضایای مرکب و خواه مورد آگاهی روشن یا تاریک یا نیمه روشن قرار بگیرد، وجدانیات نامیده می‌شود. در تعریفات عمومی وجدان قضایایی مطرح هستند که ما واقعیت آنها را در درون انسانی مشاهده می‌کنیم. وجدان از نظر اخلاقی عبارت از آگاهی به بعضی از شئوون «شخصیت» وجدان به معنای فلسفی دریافت درونیست و همچنین شخصیت را می‌توان به دو قسمت اساسی تقسیم کرد: یکی شخصیت خارجی این قسم عبارتست از انعکاس وضع روانی یک فرد در اجتماع مثلاً‌ می‌گوییم شخصیت فلان فرد چنین است . دوم شخصیت واقعی فرد: شخصیت واقعی هر فرد عبارتست از آنکه انسان در سازمان روانی خود به توسط غرایز یا امور اکتسابی ایجاد نموده است.
وجدان از دیدگاههای مختلف:
نویسندگان بزرگ و ادبا چه شرقی و چه غربی آنانکه انسان را از نزدیک و از جهات مختلفی مورد مطالعه قرار داده‌اند درباره قلمرو درونی انسانها هنوز پدیده‌ها را از همدیگر مانند نمودهای فیزیکی مشخص تفکیک ننموده‌اند به همین جهت است گه گاهی دل می‌گویند و مقصودشان وجدان است و گاهی وجدان می‌گویند مرادشان پدیده مخصوصی از دل است. وجدان دارای سه پدیده است: 1- شعور روشن 2- شعور نیمه روشن (شعور نیمه تاریک) 3- شعور تاریک یا وجدان مخفی لذا ممکن است واحدی در شعور کاملاً‌ تاریک ما بطور ناخودآگاه تحریکاتی ایجاد کند که نه تنها قابل اهمیت بوده باشد بلکه ممکن است سرنوشت روانی ما را کاملاً رهبری نماید به قول مولوی:
چون کسی را خار دریا پیش خلد
پای خود را بر سر زانو نهد
با سر سوزن همی جوید سرش
ور نیابد می کند با لب ترش
خد در پا شد چنین دشواریاب
خار در دل چو بواد واده جواب
خار دل را اگر بدیدی هر خسی
کی غمان را راه بودی بر کسی
از نظر ویکتور هوگو وجدان مرکز اختلاط اوهام و علایق و ابتلات، کوره احلام و کنام افکاریست که انسان از آن شرم دارد.
ابن سینا می‌گوید: اهل معرفت که دارای درون منزه هستند هنگامیکه کثافتهای مادی از خود دور نمودند و از اشتغالات پست رها شدند رو به عالم قدس و سعادت بوده و با کمال اعلی به هیجان درمی‌آیند و برای آنان لذت عالیه‌ای رو می‌دهد.
امیرالمومنین علی علیه‌السلام می‌فرماید: همین خواص و پیشتازان حرفه‌ایی و بی‌وجدانند که تاریخ بشریت را به روز سیاه نشانده اند.
بررسی تاریخ در موضوع وجدان به تاریخ پیدایش بشریت برمی‌گردد و روش وجدان اخلاقی یکی از ارکان تبلیغی پیامبران بوده است.
بزرگترین عامل برقراری عدالت اجتماعی همان وجدان است و بس. در قرآن کریم نمود ماورای طبیعی وجدان در قالب سه مورد آمده است: 1- سرزنش وجدان 2- نظارت وجدان 3- آرامش وجدان.
1- سرزنش وجدان: « لااقسم بیوم القیامه و الااقسم بالنفس اللوامه.» سوگند به روز رستاخیز خورم و به نفس سرزنش کننده سوگند نمی‌خورم از اینجا نمود سرزنش وجدان بسیار حائز اهمیت که در معرض سوگند و معادل روز رستاخیز قرار گرفته است.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   13 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله وجدان کاری در نهج البلاغه