فی گوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی گوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلودمقاله اسناد تاریخی

اختصاصی از فی گوو دانلودمقاله اسناد تاریخی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 
سخن آغاز
اسناد مهم تاریخی که در این مجموعه به نظرتان می رسد ، بخشی از معاهدات سیاسی ، فرمانهای سلطنتی ، اسناد وقایع تاریخی ، اسناد حقوقی ، و نامه های خصوصی تاریخی خراسان است ، که در طول سالهای تحقیق و تهیه مطالب تألیفات متعدد خود ، درباره ی روی دادهای این استان گرد آوری کرده ام ، با آنکه اغلب این استاد و عکس ها در بعضی از تألیفات منتشر شده بنده به چاپ رسیده است ، با این وصف ، در اثر توصیه و تأکید دوست فاضلم جناب آقای دکتر محمد حسین پاپلی یزدی استاد دانشگاه مشهد ، که مرا به گرد آوری و چاپ اسناد تاریخی خراسان وعکس های مربوطه قشویق و ترغیب فرمودند . به تهیه این مجموعه و شرح های توضیحی اسناد و عکس های مربوطه که تاکنون از اشخاص و منابع مختلف جمع آوری نموده ام و در ارشیو کتابخانه ام داشتم اقدام کردم. تا چاپ و منتشر شد و مورد استفاده محققان و دانشجویان قرار گیرد . لازم به ذکر است ، که این مجموعه اسناد مقدمه ای است بر شناخت کل اسناد مربوط به وقایع و مطالب تاریخی خراسان که در بایگانی های دولتی و شخصی وجود دارد ، امید است باانتشار این اسناد ، دارندگان اسناد تاریخی خراسان که در بایگانی های دولتی و شخصی وجود دارد ، امید است با انتشار این اسناد دارندگان اسناد تاریخی خراسان همت کنند اسناد خود را چاپ و در دسترس پژوهشگران قرار دهند ، یا لطفاً فتوکپی روشن وخوانای آن را برای بنده ارسال فرمایند تا در چاپ بعدی این مجموعه استفاده گردد، و مجموعه کاملتر در اختیار علاقمندان گذارده شود.
جای تردید نیست که هیچ منبعی ، دقیق تر و درست تر از اسناد نمی تواند ، زمان و حقایق روی دادها را برای پژوهش گر روشن نماید.
در قدیم اسناد را به سه نوع با عناوین زیر تفکیک و تقسیم می کردند .
1- سلطانیات ، شامل ، مکاتبات سلطنتی و فرامین و احکام درباری
2- دیوانیات ، شامل ، مکاتبات اداری دولتی
3- اخوانیات ، شامل ، مکاتبات خصوصی
بعضی از منشیان درباری و دبیران قرن های گذشته ، همت به جمع آوری مکاتبات درباری و دیوانی و شخصی به نام ، منشآت ، و ترسل ، نموده اند ، که نام آنها و آثارشان در کتب ادبی و تاریخی ذکر شده است ، و امروز آن اسناد مورد تحقیق و استفاده ی پژوهشگران می باشند .
جای خشنودی است که درسال های اخیر ، سازمان اسناد کشور و سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی ایران و بعضی از محققان دست به انتشار اسناد روی دادهایی تاریخی و مدارک فرهنگی زده اند که فوق العاده برای محققان مفید بوده و از آنها در تحقیقات و تألیفات خود بهره برده اند ، که یکی از آنها نگارنده هستم
از خوانندگان گرامی تقاضا دارم با مطالعه شرح توضیحی مربوط به هر یک از اسناد و عکس های چاپ شده در این مجموعه هر گونه نقص و نارسایی مشاهده فرمایند ، توضیحات لازم را با فتوکپی اسنادی که دارند ، برای تکمیل اسناد منتشر شده دراین مجموعه نشانی پستی نگارنده در سال فرمایند ، تا به نام خودشان در تجدید چاپ اضافه و منتشر گردد ، شهریور 1372 – سید علی میر نیا 1376
مشهد ، صندوق پستی 3839/91375
تلفن – 99،7614
سکه سلطان ارغون
ضرب قوچان
سلطان ارغون پسر اباقاآن نوه هولا کوخان پس از سلطان احمد تکودار عمویش به ایلخانی مغول خراسان رسید ( 683 هـ ، ق) و تا سال 690 هـ ، ق در این سمت بود ، وی سکه هایی در شهر قوچان (خمپوشان ) ضرب زده که نمونه آن در تصویر دیده می شود .
سکه ظهیرالدین سربدار
ضرب اسفراین
ظهیر الدین سربدار بعد از خواجه یحی کروبی سومین حاکم این سلسله بودکه در سال 759 هـ ، ق به این مقام رسید حکومت وی تا سال 760 دوام یافت ، او سکه هایی که در اسفراین ضرب زد که نمونه ای از آن در تصویر دیده می شود .
1- بالا – سکه ارغون خان مغول ضرب خبوشان (قوچان )
2- پایین – سکه ظهیر الدین سربدار ضریب اسفراین
سند تاریخی تفویض سلطنت ایوان
به نادر شاه افشار ، که دریکی از خانه های درگز پیدا شد
وثیقه نامه که سران طبقات مردم ایران و بزرگان و معاریف استان ها و شهرستانهای کشور و امراء و فرماندهان ارتش ،که دردشت مغان در ماه شوال 1148 هـ ، ق ، نوشته و ضمن آن با پذیرفتن شرایط نادر بشرح زیر :
1- ترک هواخواهی از سلطنت اولاد صفویه
2- پیروی از مذهب سنت و جماعت جعفری ، و خودداری از سب ولعن خلفای راشد(عمر و عثمان )
3- تعهد وفاداری به سلطنت او و اولاد او با قید سوگند ، سلطنت ایران را به نادر تفویض کردند ، تصادفاً هنگام تعمیر خانه علی خان درگزی در سال 1331 شمسی ، از میانی که در پوشش سقف و کاربرده بودند پیدا شد.
علی خان درگزی اولاد یکی از سرکردکان سپاه نادرشاه بود ، که در موقع نوشتن آن وثیقه نامه در التزام رکاب نادر و در حضور نادر در دشت مغان بوده است .
این سند مهم و بی نظیر در چند نسخه با خط خوش مستعلیق شکسته شده ، که احتمال دارد خط میرزا مهدی خان استرآبادی منشی مخصوص نادر باشد ، و به وسیله ی چند نفر معتمد که ممکن است یکی از آنها جد همین علی خان درگزی باشد ، به مهر و امضاء حاضران رسیده است ، و یکی از نسخه ها دست او باقی مانده و چنانکه ذکر گردید، در سال 1331 در درگز پیدا شد.
نادر شاه افشار ، اصلاً از طایفه قرقلو یکی از طوایف ایل افشار درگز بود ، افشار یکی از 24 قبیله اوغوز می باشد ، نادر شاه و در روستای دستگرد سال 1100 هـ ، ق متولد شد ، و دوران کودکی ، نوجوانی را در درگز گذرانید ابتدا گوسفندان پدر را می چرانید ، سپس رئیس سواران حکومتی درگز شد ، و بعد به خدمت شاه طهماسب دوم صفوی درآمد مراحل ترقی را تا دست یابی به سلطنت ایران با ارابه و انجام خدمات ارزنده ی خود پیمود . این سند ، پس از کشف به وسیله ی دانش بزرگ نیا نماینده وقت مجلس شورای ملی خریداری شد ، و به موزه ی ایران باستان اهداء گردید ، که امروز در آن جا نگهداری می شود (تصویر شماره 1 ) متن این سند چنین است :
متن وثیقه نامه دشت مغان
در حدود دو قرن است که خاندان صفویه ، تاج و تخت سلطنت را از تصرف سلاطین ترکمانپه که اهل سنت بوده اند گرفته ، و خود براریکه سلطنت نشسته اند ، برای اینکه سلطنت خود را استحکامی بخشند بفکرشان رسید ، فیما بین اهم بنای سب و رفض گذاشته و به دستیابی این تدابیر آتش افروزند ، و مردم را به جان یک دیگر اندازند ، این تفرقه اندازی آنقدر پیش رفت ، تا این که مسلمین دست از مقاتله کفره برداشته مشغول اسر و قتل نفوس و غارت و نهب اموال و برادران دینی خود شدند ، وضع مملکت به آنجا رسید ، که طایفه لزکیه (لکزیه)به شروان ، و افاغبه بر عراق و فارس و اصفهان ، و ملک محمود سیستانی برخراسان و عثمانی بر آذربایجان و کرمانشاهان و همدان ، و روسیه بر مازندران و گیلان دست یافتند و متصرف شدند . اهالی این دیار و بلدان جمیعاً پامال جنود حوادث فتنه اسیر سرپنجه فتور و محسن گشتند ، بعد از این که دست امید ، ما بی کسان و هر سو گسیخته گردید ، دست به دامان پروردگار یکتا دراز کردیم ، و ازدرگاهش خواستیم بعداز عسر یسری ، به عنایت یزدانی و مرحمت صمدانی ، کوکب وجود مسعود همایون و نیر تا بناک ذات فرخنده صفات میمنت اثر طالع و بار کاب برگزیده حضرت خالق ، زحمت کش راه خلایق ، آفتاب اوج سلطنت جهانبانی ، و ستاره برج معدلت و گیتی ستاد ، مظهر قدرت الهی ، دست افشار معدن پادشاهی را از افق خراسان تابان ، مشعل دولت فروزش را برای ظلمت زایی شب تیره روزی سیله بختان ، روشن و فروزان ساخت ، اولاً به نیروی تأیید الهی دارد الملک خراسان را از وجود متغلیه پرداخت ، بعد از آن ، رایت فراز عزیمت به جانب اصفهان گشته ، و اصفهان و ممالکی را که درتصرف افاغنه بود مسخر ساخت ، و همچنین ولایت مازندران و گیلان را از تصرف اروس ، ممالک آذربایجان و کرمانشاهان و همدان و گرجستان را از تصرف عثمانی انتزاع و مسخر کرده ، آثار جور و عدوان را بردند اخت ،در این اوان سعادت غشان ، که یعون عنایت یاری ، و چیره دستی بخت فیروز بر همگی دشمنان و سرکشان ایران و اطراف ممالک محروسه غالب و مظفر ، و رعایاو ضعفای این بلاء که چندین سال بود اسیر انواع مصائب و گرفتار محسن نوائب بودند ، هر یک از مکان و مسقر خودآسوده حال درفاهیت پرور شدند و کارعدل … تمام و امور ممالک نظام یافت ، تمام اهالی ممالک ایران را از اسید و فاضل ، و عالم و جاهل ، و خرد و بزرگ . و تاجیک و ترک ، و صغیر و کبیر ، و برنا و پیر را در صحرای مغان در اردوی ظفر نمون احضار فرمود و خواهشمند اذن کلات و ابیورد (درگز ) گشته مقرر فرمودند ، که از بردی خود از سلسله صفویه با سایر طبقات امم هر کس را که خواهیم ، به سلطنت دریاست قبول کنیم ، چون اهالی ایران آنچه در وتن مدت به روزگار خود دیده ، از گل خیر بوستان دولت صوفیه بود ، که در عهد ایشان ، آتش فتنه و نقاضت افروخته گشت همگی اطراف را به دشمنی و ما را به دست انواع بالا یا و محن داده ، و در این اواخر از عهده ضبط و محافظت ما برنیامدند و در معنی همگی آزاد کرده بندگان اقدس بودیم ، از چنگ اعدا نجات ، و قالب افسرده ما را دوباره حیات دادند ، لهذا همگی در مقام تمنا آمده ، و دست به دامن مرحمتش زده مستدعی فرسخ این عزیمت هستیم ، بندگان اقدس از راه مرحمت استدعا کمترینان را پذیرفته ترک عزیمت مذکور فرمودند ، و کمترینان قلباً و لساناً و متفق اللفظ و الکلمه بندگان اقدس را به سلطنت و ریاست اختیار و ترک تولای سلسله صفویه کرده عهد و شرط و قرار و اعتراف کردیم ، که نسلاً بعد نسل شیوه سب و رفض مبدعه دولت صفویه را که گناهی عظیم بود با لکیه ترک و مذهب و سنت حنیف جعفری که همیشه راهنما و مطبوع امت احمدی بوده قبول و مسلوک نمائیم ، و از سلسله صفویه ذکوراً و اناثاً احدی را تابع و مطیع نشویم ، ودر هر ملک و شهر که باشد ایشان را اعانت و متابعت نکنیم ، و از هر یک از کمترینان که نسلاً بعد نسل خلاف عهد و قول ظاهر شد ، مردود در گاه الهی و مستحق سخط غضب حضرت رسالت پناهی بوده ، خون ماهدر و عرض و نفس ما مستوجب عقوبت و خطر باشد ، تحریراً فی چهارم شهر شوال المکرم سنبه – 1148 هجری قمری
تعدادی از نام و مهر حاضران در مجلس
خراسان
امام قلی بیگ ، قرقلوافشار
امام وردی خان قرقلوافشار
لطف علی بیگ ، کوسه احمد لوافشار
حاج محمد بیک ، مین باشی
طهماسب خان ، جلایر وکیل الدوله
محمد علی بیک ، قرقلو ، نایب ایشیک آقاسی
علی قلی بیک ، قرقلو
باباخان ، چایشلر
اراس (اراض ) سلطان ، قراباشلو
ابراهیم بیک ، استاجلو
شکر سلطان ، باچوانلو
محمد امین بیک ، کلانتر درجز
شیخ عبدالله ، در جزی
شیخ محمد ، درجزی
علی رضا بیگ ، افشار
میرزا جعفر ، کلانتر درون عاشورخان در جزی
میرزا غندم ، کلانتر آشخانه
رضا قلی ، قرقلو
رستم بیک ، قرقلو
امام وردی بیک ، افشار
محمد بیک ، قرقلو
حسن بیک ، وکیل قراچورلو
محمد کریم بیک ، قرقلو
شیر محمد ، در جزی
میرزا رضا قلی ، در جزی
محمد خان عاصل میانکوه
مصطفی بیک ، کیوانلو
احمد بیک ، گرایلی
شعادت خان قوقلو ، کشیک چی باشی
قوچه خان ، شیخوانلو
سلطان علی بیک ابیوردی
محمد رضا خان پساکوهی
محمد ولی ، در جزی
علی قلی بیک ، وکیل قوشخانه
عباس قلی بیک ، قره قوینلو
مرشد علی بیک ، وکیل گرایلی
بهبود خان ، برودنلو
استراباد
محمد قلی خان قاجار ، بیگلربیگی استراباد
جان محمد خان قاجار ، میرآخور باشی صحرا
علی رضا بیک
محمد رضا بیک ، سرکشیک باشی
محمد علی بیک ، شامبیاتی
ابراهیم بیک ، ایروانلو
فارس
امیر خان زند
محمد رضا بیک زنگنه
نام نمایندگان سایر ایالات ایران متأسفانه محو شده و از بین رفته است. (1)
در این جا لازم به ذکر است ، که نادر شاه با تشکیل مجلس مؤسسان در دشت مغان و نظر خواهی درباره سلطنت ایران ، تنظیم وثیقه نامه بر تقویض سلطنت ایران به او که تا آن روز چنین کاری شاید در ایران بی نظیر بود ، دو نظر و هدف داشت :
1- چون مدتی در خدمت شاه طهماسب دوم بود و با ارائه کفایت و لیاقت و فداکاری ارزنده در باز پس گرفتن استان ها و شهرستان های ایران و همچنین تاج و تخت سلطنت ایران از غاطبین بیگانه ، که این خدمات مورد توجه شاه قرار گرفته و بزرگترین مقام نظامی یعنی شبیه سالاری ارتش ایران را اختیارات امور شرق کشور یعنی فرمان فرمایی استان های خراسان و افغانستان و سیستان و گرگان را به او اعطا کرده بود و مهمتر از آن خواهر خود راضیه بیگم را که قبلاً زن محمود افغان بود و بعد ازکشته شدن او بیوه مانده بود به همسری نادر و خواهر کوچکتر خود را به نام فاطمه سلطان بیگم به همسری رضا قلی میرزا پسر نادر داده و بدینوسیله و از این طریق نادر را به خود نزدیکتر ساخته بود ، لذا نادر خواست با انجام این کار مردم ایران ، او را در مقابل آن همه عنایات شاهانه نمک نشاس ندانند و بی وفا نخوانند .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  222  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله اسناد تاریخی

طلاق

اختصاصی از فی گوو طلاق دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

طلاق


طلاق

طلاق» شیوه رسمى پایان دادن به زندگى خانوادگى است که قدمت تاریخى آن با قدمت ازدواج برابرى مى‏کند. طلاق با صرف‏نظر از مضمون مشترک آن، شرایط و مقرّرات متفاوتى در ادیان و فرهنگ‏هاى گوناگون داشته است. بر خلاف نظام‏هاى حقوقى گذشته، که معمولاً بر اراده شوهر در طلاق تأکید داشتند، نظام‏هاى حقوقى جدید به دلیل تأثیر اندیشه‏هاى مساوات‏جویانه، حرکتى به سمت پذیرش «طلاق توافقى» و دیگر الگوهاى مستلزم کاهش نقش شوهر را نشان مى‏دهند. اسلام با برخى جرح و تعدیل‏ها در قاعده اولیه طلاق، کوشیده است از یک‏جانبه‏گرایى به نفع مردان، که در بسیارى از موارد منجر به تضییع حقوق زنان مى‏گردد، جلوگیرى کند؛ ثبوت حق طلاق براى زن در فرض ناتوانى یا خوددارى شوهر از پرداخت نفقه، اعتبار قاعده «عسر و حرج» در زندگى زناشویى و نیز قاعده «اشتراط در ضمن عقد» از مهم‏ترین این جرح و تعدیل‏ها هستند با ملاحظه چارچوب جامع" طلاق در دیدگاه اسلام" ، مى‏توان به رویکرد معتدلانه و دور از افراط و تفریط این دیدگاه پى برد: اولاً، بر خلاف مسیحیت کاتولیک، که بجز در مورد ثبوت زناى زن اصولاً مشروعیتى براى طلاق قایل نیست، اسلام ضمن تقبیح طلاق، مشروعیت حقوقى آن را امضا کرده است.

 

این فایل دارای 20 صفحه می باشد.


دانلود با لینک مستقیم


طلاق

دانلود مقاله قران شناسی

اختصاصی از فی گوو دانلود مقاله قران شناسی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

بـنـام خـدا
هر پیامبری برای اثبات پیامبری خود معجزه یا معجزاتی داشته است. واژه «معجزه» به معنی: "ناتوان کننده" است. و به معجزات انبیاء به این خاطر معجزه اطلاق شده که "دیگران نمی توانسته اند مانند آن انجام بدهند و شکست می خورده اند. نوع معجزه یا معجزات هر پیامبری به شرایط دوران وی بستگی داشته است. مثلاً دوران حضرت صالح مردم کوه می تراشیده اند و در آن ساختمان می ساخته اند. به این خاطر معجزه وی شکافتن کوه و درآوردن شترِ زنده از آن بوده است. دوران حضرت سـلـیـمـان عصر آهنگری و ریخته گری بوده است. به این خاطر یکی از معجزات حضرت سلیمان کار با آهـن بوده است. وی آهن را بدون اینکه حرارت بدهـد ذوب می کرده و بدون اینکه قالب ریزی کند اسباب و وسایل و قطعات ظریف و پیچیده می ساخته است (یعنی با دست آنها را شکل می داده است). موسی در دوران سحر زندگی می کرده است. و معجزات وی متناسب با کار ساحران بوده است. مثلاً چوب را اژدها می کرده یا از زمین چشمه جاری می کرده است. دوران حضرت عیسی عصر پزشکی بوده است. به این خاطر معجزات وی در کادر مسائل پزشکی بوده است. وی نابینا را با یک لمس بینا می کرده، و بیماری پیسی مادرزادی را با یک لمس شفا می داده، و مرده را زنده می کرده است. دوران حضرت محمد (کـه بعد از وی نیز شامل می شود) عصر علم و ادبیات بوده است. به این خاطر معجزه وی در زمینه علم و ادبیات بـوده است. و اولین واژه ای که بر محمد نازل شده نیز واژه «اِقرأ» بوده است که فعل امر از قرائت است. قرائت در اصل بمعنی: "بترتیب چیدن و پیش رفتن" است. در معنی دوم خود از جمله بمعـنی: "خواندن" بکار رفته است (که در خواندن حروف و واژه ها بترتیب چیده می شوند). و قرائت نیز بطور ضمنی و تلـویحی و توضیحی به معنی: " آموختن، مطالعه کن، با سواد شدن"، و مفاهیمی از این قبیل بکار رفته است (چنانکه در زبان فارسی نیز چنین است. یعنی وقتی می خواهیم به کسی بگوئیم: با سواد شو، با فرهنگ شو، بیاموز، تحصیل کن، و مواردی از این قبیل، می گوئیم بخوان!). بنابر این اولین واژه ای کـه به محمد وحی شده نیز مربوط به علم و ادبیات بوده است.
و "معجزه" بودن قرآن به این معنی است که کسی نمی تواند کتابـی مانند آن بنویسد. یعنی علومی که در قرآن آمده ارتباطی به سواد خواندن و نوشتن داشتن یا نابغه بودنِ ندارد، که یک یا چند نفر باسواد یا نابغه بتوانند بنشینند و مانند آن بنویسند، بلکه علوم آن یا تلسکوپی است یا میکـروسکوپی، یا برای رسیدن به آنها نیاز به فرستادن زیر دریائی دراعماق چند کیلومتری اقیانوسها است، یا نیاز به داشتن هواپیما و پرواز نمودن است، و یا سایر دستگاههای دیگرِ امروزی، و یا نیاز به داشتن انبوهی از اطلاعات علمی امروزی که غالباً با دستگاه و در آزمایشگاهها بدست آمده اند می باشد.
البته کمی از علومی که در رده نظریه پردازیهای بشر است نیز در قرآن وجود دارد که برای تصحیح اندیشه های مسلمانان و دور کردن آنها از نظریه های نادرست آن روز بوده است. ولی باز هم گفته شدن آنها از طرف قرآن و از طرف انسان دقیقاً یکی نیست. مثلاً کسی که گـفـت زمین به دور خورشید می گردد بر این مبنی این حرف را زد کـه با تلسکوپ دید که سیاره زهره بدور خورشید می گردد نه بدور زمین. و یا کسی که گفت خشکی های زمین از هم جدا و دور شده بر این مبنی این نظر را داد که نقشه زمین را در دست داشت و دید که قاره ها تقریباً به هم منطبق هستند. ولی قرآن که در سوره زُمر گفته زمین حرکت می کند یا خشکی های زمین از هم دور برده شده، هیچ زمینه ای برای گفتن آن در 1400 سال پیش وجود نداشته است.
به طور خلاصه ما در این تحقیق قصد داریم که به شما دوستان عزیز نشان دهیم که حرف هایی که در قرآن آمده است حقیقت دارد. و ما انسانها حال به این نتیجه رسیده ایم ، پس بیایید که به قرآن توجه کنیم . امیدوارم این تحقیق برای شما دوستان عزیز مفید باشد.
سـتـارگـان
فـاصـلـه سـتـارگان

«به فواصل ستارگان سوگند یاد می کنم ــ سوگندی که وقتی فواصل را دانستید سوگند بسیار بسیار بزرگی خواهد بود ــ که این قرآن قرآنِ پرباری است».
(اگر «لا» بر سر فعل اُقـسِمُ برای نفی باشد شاید به این خاطر باشد کـه ستارگان در آن جائی که ما آنها را می بینیم نیستند بلکه بر اثر کج شدن مسیر نور تحت تأثیر نیروی جاذبه، ما آنها را در جای دیگری می بینیم. و هـمینطور به این خاطر که برخی از ستارگانی که آنها را می بینیم فعلاً وجود ندارند بلکه هزاران و میلیونها سال پیش مرده اند و ما فقط نور آنـهـا را می بینیم. ولی «لا» ظاهـرا حرف تأکید است).
نکات آیات: 1ــ فواصل میان ستارگان سرسام آور است. 2ــ روزی انسان فواصل ستارگان را اندازه خواهد گرفت و آنها را خواهد دانست. 3ــ قرآن کتاب پرباری است.
1ــ فواصل میان ستارگان سرسام آور است:
در زمان محمد انسان می دانسته که ستارگان خیلی از ما دور هستند. ولی اینکه فـاصله آنها بسیار بسیار زیاد است (یعنی سرسام آور است) طبعاً کسی چیزی نمی دانسته است. (بسیار بسیار بزرگ بودن سوگند در آیه، بمعنی: بسیار بسیار دور بودن ستاره ها است).
ـــــ فاصله خورشـید تا نزدیکترین ستاره تقـریباً 4 سال و 4 ماه نوری است. یعنی نور که 300000 کیلو متر در ثانیه می رود، 4 سال و4 ماه طول می کشد تا به آن ستاره برسد.
ـــــ سیروس کـه یکـی از نزدیکترین ستاره ها به خورشید است 8،7 سال نوری دور است. نوری که ما از آن می بینیم تقریباً 9 سال پیش آن ستاره را ترک کرده است.
مواقع نجوم بمعنی فاصله ستاره ها نسبت به همدیگر نیز هست. چنانکه در تصویر میبینیم ما آنها را نزدیک بهم می بینیم، در حالیکه اینطور نیستند. بلکه فاصله های سرسام آوری از هم دارند.
2ــ روزی انسان فواصل ستارگان را اندازه خواهد گرفت و آنها را خواهد دانست:
فعلاً انسان فواصل ستارگان را اندازه گیری می کند و آنها را می داند.
شلیک شدن یا شلیک کردن ستاره

« وآسمان نزدیک (نزدیکترین آسمان) را با ستارگان آراسته نمودیم و همینطور آنها را شلیکی به شیطانها قرار دادیم».
نکات آیه:
1ـــ آسمانی که می بینیم آسمان نزدیک به ما است:
در عـلـم نـجـوم زمان محمد سـتـارگـانی کـه بـا چـشـم دیـده می شدند نهایت مرز هستی بودند. در حالیکه قرآن ستارگانی که می بینیم را در آسمان نزدیک به ما قرار می دهد. و این به معنی است که هـسـتی خـیلی فـراتـر از آنچه کـه ما آنـرا با چشم می بینیم هست. و این نیز چیزی است که امروزه در عصر تـلـسکـوپ درستی آن به اثبات رسیده است.
2ـــ ستارگان به شیطانها شلیک می شوند:
در رابـطـه با شیطانهای مورد نظر آیه ما فعلاً چیزی نمی دانیم ولی در رابطه با اینکه آیـه می گوید: ستارگان شلیک می شوند" درست است. انسان فعلاً با تلسکوپ عکسهائی از ستارگان گرفـته که: منفجر و شلیک می شوند، یا در بخشی از آنها انفجاری رخ می دهد و توده های گاز و مواد مذاب دیگر از آنها شلیک می شوند.

 

سال 1987 ستاره شناسان انفجار یک ستاره در یکی از کهکشانها را مشاهده کردند (تصویر). این ستاره 170000سال پیش منفجر شده. تصویری که می بینیم نیز مربوط به وضعیت آن در چند سال پس از انفجار آن است.
مخفی های پاک کننده فضا

«سوگند یاد می کنم به آنکه در هم شکسته و پنهان می شود ـــ آنکه سطح را پاک میکند».
«خُنُوس» بمعنی: پنهان شدن (ناپدید شدن) ناشی از خواری یا شکست یا در هم شکستن یا احساس کوچکی در برابر کسی است. («اِختفاء» بمعنی: پنهان شدن بمعنی ناشناخته بودن جای چیزی است ـ «غَیب» بمعنی: پنهان شدن از دسترس دیدِ چشم ـ «غُرُوب» بمعنی: پنهان شدن از دید در دوردست است ـ « تواری (توارا)» بمعنی: پنهان شدن ناشی از شرم نمودن است ـ و «اُفُول» بمعنی: آغاز به پنهان شدن نمودن است).
«کَنس»: بمعنی رُفتن و جارو نمودن است، و کُنَّس بمعنی چیزی است زیاد می روبد و جارو می کند.

«خُنّس» چیزی است که درهم شکسته و پنهان می شود. و آنچه در هم شکسته و پنهان می شود و پیرامون خود را جارو میکند (می مکد) ستاره هائی هستند که در هم شکسته می شوند و به سیاه چاله تبدیل می شوند و پیش از این نیز به آنها پرداختیم. این چاله ها با بلعیدن یا مکیدن هر آنچه از نزدیکیهای آنها رد بشود (چنانکه در آیه مطرح شده) با جارو نمودن آنها، سطح فضا را پاک می کنند.
(در زبان علمی هم پاک کننده نامیده میشوند. Super giant vacuum cleanes )
ستارگان نیز تابع قانون هستند

«همینطور ستارگان نیز به فرمان او تابع قوانین هستند».
در زمان محمد کسی نمی دانست که ستارگان نیز تابع قوانین طبیعت هستند. ستارگان نیز مدار دارند، نیروی جاذبه دارند، متولد می شوند و می میرند. و این از علوم عصر ما است.

 

مـنـظـومـه شـمـسـی
آفرینش منظومه شمسی

«آیا آفرینش شما مشکل تر است یا منظومه شمسی؟ جوانب آن را بهم آورده غلظت آنرا بالا برد و آنرا ساخت ـــ و شب و روز را برای آن درست کرد»! « زمین و سیارات را نوآوری نمود».
(واژه «سَـمْـک» به معنی: غـلظت و تراکم و کـلـفــتیِ بهـم برآمده است. یعنی جمع و جور و کلفـت و متراکم شده. و واژه «رَفع» در آیه نیز به معنی: "بالا بردن و افزایش دادن" است که از معانی آن است).

نکات آیات: 1ــ بالا بردن غلظت منظومه شمسی و درست کردن آن.2ــ مرده بودن و دوباره پا گرفتن منظومه شمسی. 3ـــ درست کردن شب و روز برای منظومه شمسی.
1ــ بالا بردن غلظت منظومه شمسی و درست کردن آن:
مـنـظـومـه شمسی ما که حدوداً 5 میلیارد سال عمر دارد در ابـتدا ابر بوده که شامل دود و گاز و خاکستر و غبار و برخی عناصر بوده، و در فضای منظومه شمسی پراکنده بوده است. بعد بادی که ظاهراً مـوج ناشی از انـفـجار سـتـاره ای بـوده ابعاد و جوانب آن را بهم آورده و مـنـظـومـه شـمـسی بصورت یک دیسک در آمده بوده که بدور خود می چرخیده است. بعد در قـسـمـت مرکزی آن ابر که کلفـت تر بوده، نـیروی جاذبه مـواد بیشتری را جـذب نـمـوده و در آن ناحیه متراکم گرمای لازم برای ایجاد واکنشهای هسته ای فراهم گشته و خـورشـیـد شکـل گرفـتـه است. و در اطراف آن حـلـقـه هـای دیگری از گاز و غـیره به چرخش در آمده که رفـته رفـته به کره های بزرگتری تبدیل شده اند که همان سیارات فعلی منظومه شمسی باشند. (در رابطه با پیدایش منظومه شمسی چندین نظریه وجود دارد و ما طبعاً آنکه با آیات قرآن می خواند را می گیریم).
در سوره انبیاء آیه 56 می خوانیم: «رَبُّـکُـمْ رَبُّ السَّـمـواتِ وَ الْاَرْضِ الـَّـذی فـَطـَرهُـنَّ = آفریدگار شـما آفریدگار سیارات و زمین است که آنها را از درون (از مرکز) درست کرد»! « فـطـر» از جمله به معنی: "از درون و مرکزیت خود برآمدن، شکل گرفـتن، و درست شدن" است. هر کره ای نیز وقتی می خواهد درست بشود، در ابتدا در مرکز آن نیروی جاذبه آغاز به جذب مواد بدور خود می کند و رفته رفته بزرگ و بزرگ تر مـی شود و به این شکـل کره شکل می گیرد.
2ــ مرده بودن و پا گرفتن منظومه شمسی:
کسانی که به خدا معتقد نبوده و نیستند از جمله می گفـته اند و می گویند که: وقـتی مـا می میرویم دیگر زنده نمی شویم. خدا زنده نمودن موارد گوناگونی را در قرآن برای آنها مـثال زده است. در ایـنجا زنده نـمـودن مـنظـومه شمسی را مثال زده و گـفـته: آیا آفـرینش شما مشکـل تر است یا منظومه شمسی؟ این به این معنی است که مـنـظـومـه شمسی مرده بوده و دوباره به حیات و زندگی برگردانده شده است.
و در آیه 101 سوره انعام نیز گفته که خدا بدیع زمین و سیارات است. بدیع بمعنی: نوساز، نوآور، نوین پرداز و مواردی از این قبیل است (هم خانواده واژه «ابداع» است). و این موضوع از جنبه ضمنی و تلویحی به این معنی است که زمین و سیارات پیش از این چیزِ دیگری بوده اند و وضعیت فعلی آنها، شکل نوآوری شده آنست.
مـنـظـومـه شمسی در واقـع در اصـل جـرم و انرژی مربوط به لاشه یک ستاره بسیار بزرگ غول آسائی بوده که مرده و لاشه آن بصورت ابر در فضای مـنظومه شمسی پراکنده شده بوده است. و منظومه شمسی فعلی نوآوری آن است.
3ـــ درست کردن شب و روز برای منظومه شمسی:
منظور از شب و روز درست کردن برای منظومه شمسی شب و روز درست کردن برای سیارات آنست. و شب و روز در سیارات ناشی از گردش آنها بدور خود و وضعیت محور آن نسبت به خورشید است. وقتی محور سیاره به موازات خورشید قرار می گیرد با چرخش سیاره بدور خود باعث ایجاد شب و روز می شود. ولی در صورتی که محور زمین یا هر سیاره دیگری عمود بر خورشید قرار می گرفت شب و روز ایجاد نمی شد هر چند سیاره بدور خود نیز می چـرخید. مثلاً اگر قطب شمال زمین رو به خورشید می بود قطب شمال همیشه روز می بود و قطب جنوب همیشه شب، هر چند زمـیـن بدور خود نیز می چرخید.
مطرح کردنِ "درسـت کـردن" شب و روز برای منظومه شمسی برای استدلال به حساب و کتاب داشتن و برنامه ریزی شده بودنِ ایجاد "شب و روز" در آنست. و این چیزی است که با عـلـم نجوم عـصر محمد کـه در آن زمین مرکز عالم بود و خورشید بـدور آن می چرخید نمی خواند. چون در صورت گردش خورشید بدور زمین ایجاد شب و روز امری طبیعی می نمود، ولی در صورت گردش زمین بدور خود و بدور خورشید است که در صورت قرار نگرفـتن درست محور زمین و سیارات نسبت به خورشید شب و روز در آنها ایجاد نخواهد شد.
فـاصـلـه گـرفـتـن سـیـارات و زمـیـن از هـمـدیـگـر

«آیا کسانیکه بخدا ایمان ندارند نمی توانند ببینند کـه زمین و سیارات منظومه شمسی در آغاز "بهم چسبیده" بـودند بعد آنها را با نیرو از هم باز کردیم»؟
«خدا آنست که سیارات منظومه شمسی را با ستونهائی که آنها را نمی بینید بلند کرد».
«و سیارات منظومه شمسی را بلند کرد و در آن ( در منظومه شمسی) تعادل ایجاد نمود».
نکات آیات: 1ـــ زمین و سیارات در ابتدا به هم متصل بوده اند، بعد از هم باز کرده شده و بلند کرده شده اند. 2ـــ میان سیارات ستونهای نامرئی وجود دارد. 3ـــ میان سیارات تعادل وجود داد.
1ـــ زمین و سیارات در ابتدا به هم متصل بوده اند و بعد از هم باز کرده شده و بلند کرده شده اند:
چنانکه پیش از این آمد خورشید و سایر سیارات منظومه شمسی در ابتدا در کـنـار هـم شکـل گرفته بوده اند و بعدها از هم فاصله گرفته اند. علت اینکه قرآن دور شدن آنها را "بلند کردنِ" آنها توصیف نموده این است که بالای ما قـرار دارنـد و دور شـدن آنها نسبت به ما حالتِ "بلند شدن و بالا رفـتنِ آنها" دارد.
2ـــ میان سیارات ستونهای نامرئی وجود دارد:
سیارات منظومه شمسی با نیروی جاذبه که انسان آنرا بصورت ستونهای از موج تصور می کند و به شکـل سـتـون آنـرا رسم می کند با هم نگـهـداشته شده اند.

3ـــ میان سیارات تعادل وجود دارد:
عـلـتِ کشیده نشدن سیارات بطرف همدیگر و یا هل ندادن همدیگر وجود نیروی جذب و دفع متعادل میان آنها است. مثلاً خورشید زمین را بـطرف خود می کشد و زمین در حرکت خود دور خورشید که رو به دور شدن از از خورشـیـد است خود را از خورشید دفع می کند (که به آن نیروی گریز از مرکز گفته می شود). نیروی کشش خورشید و دفع زمین به یک اندازه است، به این خاطر نه خورشید می تواند زمین را بطرف خود بکشد و نه زمین از مدار خود دور خورشید خارج شده و به بیرون از منظومه شمسی برود. از آنجا که زمین در مداری شبه بیضی دور خورشید می گردد هنگامی که به خورشید نزدیک می شود سرعت آن بیشتر می شود، در نتیجه نیروی دفع (نیروی گریز از مرکز) آن نیز بیشتر می شود که برابر می شود با نیروی جاذبه بیشتر شده خورشید، و هنگامیکه از خورشید دور می شود و نیروی جاذبه خورشید کمتر می شود سرعت حرکت آن نیز کمتر می شود، و به این شکل همیشه نیروی جذب و دفع (نیروی گریز از مرکز) برابر است. این وضع در رابطه با همه اجرامی که در مرکز هستند و اجرامی که در مداری دور آنها می گردند صادق است، مانند زمین و ماه.
خـورشـیـد

« سوگند به خورشید و پرتو آن ــ و به ماه وقتیکه آنرا بازتاب می دهد ــ و به روز وقتیکه آنرا متجلی می کند ــ و به شب وقتیکه آنرا می پوشاند»
نکته آیات: روز پرتو خورشید را متجلی می کند و شب آنرا می پوشاند:
تصویری که می بینیم تصویر کره زمین است که از فضا گرفته شده است. چنانکه می بینیم فضا در اصل سیاه و تاریک است، هر چند نور و پرتو خورشید در فضا وجود دارد اما متجلی نیست، ولی آن بخشی از زمین که روبروی خورشید قرار دارد و روز نامیده می شود آن را متجلی می کند. که ارتفاع آن حدوداً 100 کیلومتر از جـو است. و با چرخش زمین و رفتن روز بجای شب، شب آن بخش متجلی پرتو خورشید را می پوشاند.
نور خورشید نور اصلی و نور ماه نور بازتابی است

«اوست که خورشید را نور اصلی و ماه را نور بازتابی قرار داد».
«ضیاء و ضوء» درخشش و تابشی است که از خود شئ ساطع می شود، مانند تابش و درخشش چراغ و شمع. و «نور» روشـنـائی و تابـشی است که از خـود شئ ساطع نمی شود بلکه بازتاب تابش ضیاء است. و اینکه آیه می گوید: خـورشـیـد «ضیاء» است و ماه «نور»، به این معنی است که تابش خورشید از خود آن است ولی تابـش ماه از خـود آن نیست بـلـکه بازتاب تابش خورشید است. (این موضوع در سوره نوح و به نقـل از حضرت نوح آمـده. یعـنی وی چند هـزار سال پـیش از میلاد حضرت مسیح به مـردم گـفـتـه بـوده که: تـابـش خـورشید از خود آن و تابش ماه بازتاب تابش خورشید است. ولی مردم طـبـق معـمـول بوی می خندیده اند).

 

 

 

 

 

زمـیـن
دور بردن زمین و درآوردن آب و گیاه آن

« و زمین را پس از آن ضمن چرخش دور برد. آب و گیاهِ آن را هر دو از خود آن درآورد».
نکات آیه:
1ـــ زمین ضمن چرخش دور برده شده است:
در آیات پیش از این آیات می گوید: «اَ اَنـْـتـُمْ اَشَـدُّ خـَلْـقـاً اَمِ السَّـماءُ بَـنـیـها ــ رَفـَعَ سَـمْکَـهـا فـَسَـوّیـهـا»!
«آیا آفـرینش شـمـا مـشکـل تر است یا ساختن مـنـظومـه شمسی؟ که نواحی و جوانب آنرا بهم آورده غلظت آنرا بالا برد و آنرا ساخت». راجع به این آیات در آغاز مـنـظـومه شمسی صحبت شد. پـس از آن، آیات مزبور مطرح می کند کـه: زمـین را ضمن چرخاندن (غـلـتاندن) دور برده است. این موضوع نیز در مطالب مربوط به منظومه شـمـسی دیـدیـم کـه در ابـتـدا سیارات در کنار خورشید درست شدند و بعد فاصله گرفـتند. موضوع جدید در آیه چـرخـش زمـیـن است.

 

2ـــ آب و گیاه زمین از خود آن در آورده شده است:
آب موجود روی زمین گاز و بخاری بوده که با آتـشـفـشـانـهـای اولیه زمین از درون آن درآمده و به جو رفته و بعد باریدن گرفته. گیاهان نیز ناشی از وجود دی اکسید کربن بوده که ضمن فعالیت آتشفشانها از درون زمین درآمده بوده است.
حـرکـت زمین

«او زمین و سیارات منظومه شمسی را هر کدام بجا و بمورد آفرید. شب را بر روز می پیچاند در حالیکه روز را بر شب می پیچاند. و خورشید و ماه را مناسب نمود. هـمه آنها تا زمان مشخصی در حرکت هستند».
نکـتـه آیه: سیارات، زمین، خورشید و ماه تا زمان تعیین شده ای در حرکت خواهند بود:

عـلـم نـجـوم عـصـر پیامبر می گفـت: زمین ثابت و مرکز جهـان است. ایـن تـئوری تا سال 1543 بقوت خود باقی بود. در آن تئوری (یعنی وقتی زمین ثابت و مرکز جهان باشد و خورشید و سیارات بدور زمین بچرخند)، ما می بایست سیاره زهره را همیشه به شکلی که در تصویر سمت چپ می بینیم، بصورت هلالهای ماه ببینیم. ولی وقتی انسان تلسکوپ بکار گرفت دید که سیاره زهره به شکل ماه کامل (ماه شب چهارده) پیدا است (تصویر سمت راست). نتیجه این شد که زهره می بایست به آن طرف خورشید رفته باشد و آن طرف خورشید باشد تا بتواند به این شکل نور خورشید را بازتاب بدهد. و نتیجه این شد که زهره در واقع دور خورشید می گردد نه به دور زمین. و از اینجا بود که انسان نتیجه گرفت که خورشید در مرکز است و سیارات به دور آن می گردند.
از آنجا که مسلمانان معمولاً چیزهای خارجی را دوست دارند و می پسندند، دنبال اندیشه های علمی آن دوران رفته بوده اند و مانند بقیه نوشته اند که زمین به دور خورشید می گردد، در حالیکه آیه خیلی صریح و واضح پس از اینکه از سیارات و زمین و ماه و خورشید صحبت می کند می گوید: همه آنها (یعنی هر یک از سیارات و زمین و خورشید و ماه) تا زمان تعیین شده ای در جریان هستند (یعنی حرکت می کنند). یکی از حرکتهای خورشید حرکت آن در مداری در کهکشان راه شیری با سرعت 900000 کـیـلـومتر در ساعت است، که 225 میلیون سـال طـول می کشد تا آن را طی کند. و حرکت ماه نیز اینست که بدور زمین در حرکت است.
مدت زمان حرکـت آنها نیز چنانکه آیــه مطرح کرده جاودانه نیست بلکه مدت زمان مشخصی دارند.

 

 

 

زمـیـن مانند جـو هـفـت طبقه است

«خـدا آن است که هـفـت جـو را آفـریـد و از زمـیـن نـیـز چیزی مانـنـد آنهـا».
همانطور که قـرآن مطرح کرده زمین در واقع از 7 قشر (7 لایه) تشکیل می شود:
1ـــ قشر خارجی زمین. این قشر اساساً از سنگ خارا و کوههای آن تشکیل شده.دما در عمق یازده کیلومتری به 1100 در جه می رسد.
2ـــ قشر زیر قشر خارجی. این قشر از مگنزیم و سلیکات آهن تشکیل شده و در 400 کیلو متری دما تقریباً 1400 در جه است.
3ـــ سومین قشر زمین در عمق میان 400 تا 700 کیلومتری قرار دارد. و از همان عناصر قشر بالائی تشکیل شده است. دما در آن بالای 1400 درجه است.
4ـــ چهارمین قشر تا 2900 کیلومتری عمق امتداد دارد. پائین آن آهن و سلیکات منزیم تقریباً 3800 درجه گرم است.
5ـــ دمای آن بالای 3800 درجه است و فعل و انفعالات خشونت باری در آن صورت می گیرد.
6ـــ ششمین قشر از آهن و آلیاژ فلز نیکل و مقادیر کمی سولفید آهن تشکیل شده.گفته میشود که جریانهای این قشر باعث نیروی آهن ربائی زمین میشود. دمای آن میان 3800 تا 4200 درجه است.
7ـــ از همان آهن و نیکل قشر بالائی خود تشکیل شده و در مرکز آن دما به 6000 درجه می رسد.
ابـر ــ بـاران ــ تگـرگ - آب
مراحل شکل گیری ابر و بارش باران و تگرگ

«آیا نمی بینی خدا ابرها را برای جمع و مرتب شدن می چرخاند، بعد آنها را با هم مألوف می کند، بعد آنها را روی هم انباشته می کند، و بعد می بینی که از میان امتداد آنها قطره بیرون می آید. و از ابرهای کوه مانند که ریزه های یخ دارند نیز با چرخاندن آنها تگرگ نازل میکند و آنها را بر سر هر که بخواهد می ریزد و هر که را نخواهد نمی ریزد. برق آن نزدیک است دیدگانها را بگیرد».
نکات آیه: 1ــ ابرها برای برای جمع و مرتب شدن چرخانده می شوند. 2ـــ ابرها مألوف می شوند. 3ـــ ابرها روی هم متراکم می شوند. 4ـــ قطره از خلال امتداد ابـر (از امتداد تراکم ابر) می ریزد. 5ـــ ابرهای کوه مانند وجـود دارد. 6ـــ در ابرهای کوه مانند ریزه های یخ وجود دارد که با چرخش آنها تگرگ تشکیل می شود. 7ـــ برق تگرگ نزدیک به گرفتن چشم است.
1ــ ابرها برای جمع و مرتب شدن چرخانده می شوند:

این تصاویر با ماهواره در طی 11 روز گرفـتـه شده. چنانکه در تصویرها می بـیـنـیـم گـردبـادها ابرها را می چرخانند و گرداب ابری شکل می گیرد و ابرها را جمع می کند. قطر این ابر حدوداً 200 کیلومتر است و سوراخ مرکز آن کـه مـانند چـشـم می ماند حـدوداً 10 کـیـلـومـتـر است. («زجو» از جمله به معنی: هـل دادن یا پیچاندن یا گرداندن چیزی برای مرتب شدن یا شکل گرفـتن است).
2ــ ابرها مألوف می شوند:
به شکلی که در تصویر می بینیم ابرها با هم مألوف می شوند. چرا قرآن از واژه تآلیف استفاده کرده است؟ تآلیف بمعنی سازگار نمودن و آشتی دادن دو یا چند چیز مختلف و متفاوت است. علت اینکه قرآن واژه تآلیف بکار برده اینست که پاره ابرها از نظر دما و غلظت بخار آب و ترکیبات و غیره با هم فرق میکنند.

3ـــ ابرها روی هم مـتـراکم می شوند:
ابرها روی هم انباشته و متراکم می شوند. گاهی تراکم آنها به چند صد متر هم می رسد.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  35  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله قران شناسی

دانلود مقاله جامعه شناسی گروه های سیاسی

اختصاصی از فی گوو دانلود مقاله جامعه شناسی گروه های سیاسی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

مقدمه
• انسانها بیشتر عمرشان را در گروهها زندگی می کنند؛آنها به عنوان اعضای خانواده، ساکنان یک محله یا شهر، اعضای یک گروه خاص اجتماعی یا اقتصادی و یا مذهبی و قومی نیز به عنوان شهروندان یک ملت با یکدیگر رابطه دارند. انسانها حتی اگر خودشان هم آگاه نباشند که اعضای یک گرو هند ، باز به شیوه هایی فکر و عمل می کنند که دست کم بخشی ازآنها را عضویت در گروه تعیین می کند. نوع لباسی که آدمها می پوشند، نوع خوراک و نحوه خوردن آنها، عقاید و ارزشهایشان و رسومی که رعایت می کنند، همگی تحت تأثیر عضویت آنان در گروههای گوناگون می باشند.
• جامعه شناسی را می توان به عنوان بررسی علمی زندگی گروهی انسانها تعریف کرد.جامعه شناسان در واقع می کوشند تا آنجا که ممکن است این نکته را به دقت و به گونه ای عینی توصیف و تبیین کنند که انسانها چرا و چگونه در گروهها با یکدیگر رابطه دارند.
• یکی از اهداف عمده جامعه شناسی پیش بینی رفتار اجتماعی و نظارت بر آن است. این هدف در جامعه نوین بصورتهای گوناگونی تحقق می یابد. همچنین جامعه شناسی به تخفیف تعصبها و پیشداوریهایی که مانع انعطاف پذیری بیشتر انسانها در برخورد با موقعیتهای تازه می شوند، کمک می کنند.
• سرانجام باید گفت که بررسی جامعه شناختی شیوه های نگرش و واکنش نوینی را در برخورد با سیمای پیوسته متغیر واقعیت اجتماعی، برایمان فراهم می آورد.

 

جامعه شناسی مطالعه قوانین و فرایندهای اجتماعی است که مردم را نه تنها به عنوان افراد و اشخاص بلکه به عنوان اعضاء انجمنها ،گروهها و نهادهای اجتماعی شناسانده و مورد بررسی قرار می دهد .جامعه شناسی مطالعه زندگی اجتماعی گروهها و جوامع انسانی است.مطالعه ای هیجان انگیز و مجذوب کننده که موضوع اصلی آن رفتار خود ما به عنوان موجودات اجتماعی است .دامنه جامعه شناسی بینهایت وسیع است و از تحلیل برخوردهای گذرا بین افراد در خیابان تا بررسی فرایندهای اجتماعی جهانی را در بر می گیرد.

 

تاریخچه

 


• جامعه شناسی جوان ترین رشته علوم اجتماعی است. واژه جامعه شناسی را در سال 1838 اگوست کنت فرانسوی در کتاب فلسفه اثباتی اش بدعت گذاشت .کنت را عموما بنیانگذار جامعه شناسی می دانند. او معتقد بود که علم جامعه شناسی باید بر پایه مشاهده منتظم و طبقه بندی استوار گردد.
• هربرت اسپنسر انگلیسی در سال 1876 نظریه تکامل اجتماعی را تحول بخشید که پس از پذیرش و رد اولیه ، اکنون بصورت تعدیل شده دوباره پذیرفته شده است. اسپنسر نظریه تکاملی داروین را در مورد جوامع بشری به کار بسته بود. او معتقد بود که جوامع انسانی، از طریق یک تکامل تدریجی، از ابتدایی به صنعتی تکامل می یابند. او در نوشته هایش یادآور شده بود که این جریان یک فراگرد تکاملی طبیعی استکه انسانها نباید در آن دخالت کنند.
• لستر وارد آمریکایی کتاب جامعه شناسی پویا را در سال 1883 منتشر کرد. او در این کتاب از پیشرفت اجتماعی از طریق کنش اجتماعی با هدایت جامعه شناسان ، هواداری کرد.
• امیل دورکیم در 1895 کتاب قواعد روش جامعه شناسی را منتشر کرد و در آن ، روشی را که در بررسی ماندگارش از خودکشی در گروههای گوناگون به عمل آورده بود، به روشنی شرح داد. دورکیم یکی از پیش گامان تحول جامعه شناسی است. او سخت بر این باور بود که جوامع بشری با باور داشتها و ارزشهای مشترک اعضایشان انسجام می یابند.
• ماکس وِبِر (1920-1864)معتقد بود که روشهای علوم طبیعی را نمی توان درباره مسائل مورد بررسی در علوم اجتماعی بکار بست. وبر استدلال می کرد که چون دانشمندان اجتماعی جهان اجتماعی محیط زندگی خودشان را بررسی می کنند، همیشه قدری برداشت ذهنی در بررسیهایشان دخالت دارد. او معتقد بود که جامعه شناسان باید فارغ از ارزشهایشان کار کنند و هرگز نباید اجازه دهند که تمایلات شخصی شان در پژوهشها و نتیجه گیریهایشان دخالت کنند.
• درس جامعه شناسی در دهه 1890 در بسیاری از دانشگاهها ارائه شد. در 1895، مجله آمریکایی جامعه شناسی انتشارش را آغاز کرد و در 1905 انجمن جامعه شناسی آمریکا بنیان گذاشته شد.
شاخه های اصلی جامعه شناسی
• مکتب کارکردگرایی
• مکتب تضاد
• مکتب کنش متقابل نمادین

 


حوزه های تخصصی جامعه شناسی
• جامعه شناسی فرهنگ
• روان شناسی اجتماعی
• جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی
• جامعه شناسی توسعه
• جامعه شناسی دین
• جامعه شناسی هنر
• جامعه شناسی ادبیات
• جامعه شناسی صنعتی
• جامعه شناسی شهری
• جامعه شناسی پزشکی
• جامعه شناسی قشرها و نابرابریها
• جامعه شناسی روستایی
• جامعه شناسی سازمانها
• جامعه شناسی کار
• جامعه شناسی خانواده
• جامعه شناسی آموزش و پرورش
• جامعه شناسی بررسی مسائل اجتماعی
• جامعه شناسی تغییرات اجتماعی
• جامعه شناسی انحرافات
• جامعه شناسی ارتباطات
• جامعه شناسی انقلاب
• و رشته های دیگر
بررسی چند تعبیر در نامگذاری جناحهای سیاسی
در طی سالهای 61 تا 67،‌ جناحهای سیاسی با عناوین و تعابیر مختلفی نامیده می‌شدند و هر کدام، دیگری را با لقبی وصف می‌کرد. برخی از این تعابیر از محتوای منفی برخوردار بودند و به همین دلیل، هیچ گروهی از نامیدن آنها به خود بهره نمی‌گرفت بلکه این عناوین بیشتر از سوی جناح رقیب علیه آنها بکار می‌رفت. در میان این تعابیر و اصطلاحات، برخی رایج‌تر بوده‌اند که آنها را مورد توجه قرار می‌دهیم و درباره آنها به ارزیابی می‌نشینیم.
الف ـ چپ، راست و میانه
تعابیر چپ، راست و میانه، ریشه در فرهنگ سیاسی ما ندارند بلکه تعابیر به عاریت گرفته شده از فرهنگ سیاسی غرب و شرق محسوب می‌شوند. پس از انقلاب کبیر فرانسه، موافقان دولتها در مجلس این کشور در سمت راست می‌نشستند و مخالفان در سمت چپ و لذا چپها کسانی بودند که با وضع و کارکرد دولت، مخالفت می‌کردند. این تمایز در جایگاه نشستن، بتدریج محتوای خاصی را به همراه آورد و تعابیر چپ و راست را به مفهوم دو گونه موضع‌گیری و عملکرد تبدیل کرد. پس از ظهور کمونیسم در دنیا، تعابیر چپ و راست هم رنگ ایدئولوژیک و اقتصادی مورد نظر کمونیستها را به خود گرفتند. بدین صورت که چپ، به جریان مخالف نظام سرمایه داری و راست، به نیروهای هوادار یا متمایل به سرمایه داری اطلاق شد. براین اساس، دولتها و جریانهای چپ در دنیا به ضدیت و مخالفت با سرمایه داری جهانی یا اقتصاد آزاد شناخته می‌شدند و در مقابل، دولتها و گروههای مدافع نظام سرمایه داری و اقتصاد کاپیتالیستی به عنوان راست معرفی می‌شدند. از نظر روش و شیوه مبارزه هم گروههای چپ از طیف راست متمایز می‌شدند زیرا گروههای چپ به روشهای انقلابی، قهرآمیز و رادیکال متوسل می‌شدند اما گروههای راست به شیوه های گام به گام، اصلاح طلبانه و رفرمیستی تمایل نشان می‌دادند. در سیاست خارجی نیز دولتها و گروههای چپ، به نفع بلوک شرق و دولتهای سوسیالیستی موضع می‌گرفتند اما گروههای راست، به غرب تمایل نشان می‌دادند.
از مشروطه به بعد در ایران هم فضای سیاسی کشور تحت تأثیر جنبشهای کمونیستی قرار گرفت و تعابیر چپ و راست با مضامین و محتوای مورد نظر آنان بکار رفت. در طی سالهای 1320 تا 1357 «چپ» عموماً مارکسیستها و کمونیستها را به اذهان متبادر می‌ساخت و حتی گروههای انقلابی مسلمان هم خود را «چپ» می‌نامیدند. جنبش چپ در این سالها یکی از سه جریان فکری جامعه ـ در کنار جریان مذهبی و جریان ملی ـ محسوب می‌شد و عموماً محتوای ایدئولوژیک کمونیستی داشت. در سالهای پس از انقلاب و بویژه در فاصله سالهای 61 تا 67،‌ تعبیر چپ برای نامیدن بخشی از نیروهای خط امام هم بکار رفت و مراد از آن، نیروهای سیاسی و گروههایی بودند که در شاخصه های فکری و سیاسی و مواضع اقتصادی، زیر را داشتند:
1- نظام سرمایه داری را یک نظام استثمارگر تلقی کرده و مخالفت با آن را برای ایجاد عدالت اجتماعی و برابری اقتصادی، ضروری می دانستند.
2- بر همین اساس، در داخل کشور به اقتصاد کنترل شده دولتی تمایل نشان داده و تقویت بخش خصوصی و سرمایه داری داخلی را به زیان مردم و جامعه ارزیابی می‌کردند.
3- در سیاست خارجی، دولتهای سرمایه داری غرب و متحدان آنها را در مجموع، دشمن تلقی کرده و گرایش به گسترش رابطه با دولتهای انقلابی و سوسیالیستی جهان داشتند.
4- در داخل کشور با محور قرار دادن مواضع اقتصادی، روابط خود را با گروههای سیاسی دیگر تنظیم می‌کردند و با گروههای غرب گرا و متمایل به دولتهای غربی و طرفدار اقتصاد بازار و سرمایه داری، همکاری نداشتند.
5- راهکارهای اجرایی آنان، عمدتاً انقلابی، رادیکال و مبتنی بر مداخله دولت بود و لذا کمتر برای رفع مشکلات اقتصادی، راه حلهای اقتصادی ارائه می‌کردند بلکه از طریق وضع قوانین محدود کننده و اجرای آن توسط دولت و نهادهای انقلابی، برای رفع مشکلات اقتصادی وارد عمل می‌شدند.
در مقابل جریان چپ اسلامی، نیروهای مخالفی قرار داشتند که بتدریج به «راست» مشهور شدند. اینان عمدتاً در حوزه مسائل اقتصادی و سیاسی، در مقابل طیف چپ قرار داشتند و به حداقل دخالت دولت در مسائل اقتصادی معتقد بودند. در واقع جناح «راست» نیروهای خط امام، با «راست» رایج در جهان، تنها در حوزه مسائل اقتصادی، همسویی داشت و در دیگر زمینه‌ها ازجمله مسائل اعتقادی و فرهنگی و سیاسی، دارای نظراتی بود که کنترل دولت و محدودیت آزادیهای فردی را تجویز می‌کرد. جریان راست و راست جدید در دنیا، بر کمترین دخالت دولت و گسترش آزادیهای فردی در حوزه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تأکید داشته و دارد اما راست موجود در کشور ما فقط درحوزه مسائل اقتصادی به آزادی عمل بخش خصوصی و عدم مداخله دولت معتقد بوده و در دیگر حوزه ها، نه تنها اصراری بر آزادی فردی نداشته و ندارد بلکه دخالت نهادهای حکومتی برای محدودکردن آزادیهای فردی را در بسیاری اوقات، یک ضرورت تلقی کرده و می‌کند این نکته را نیز باید در نظر گرفت که در مسائل اساسی انقلاب مانند مخالفت با آمریکا و سیاستهای تجاوزکارانه این کشور، «راست» و «چپ» نظریات واحدی داشتند اما بخشی از مخالفت طیف چپ با آمریکا را خصلت ضد سرمایه‌داری آنان رقم می‌زد و این در حالی بود که طیف راست تنها از منظر اعتقادی و سیاسی به مخالفت با آمریکا و سیاستهایش می‌پرداخت و مبارزه با اقتصاد سرمایه داری را اصل نمی‌دانست.
تعبیر «خط میانه» در سالهای اول انقلاب مطرح شد و منظور از آن نیروهای غیرمذهبی،‌ ملی یا ملی- مذهبی جامعه بود که به یک انقلاب همه جانبه و ضد امپریالیستی اعتقاد نداشتند و در نبود رژیم وابسته به آمریکا می‌توانستند منافع کاخ سفید را در مقابل مبارزان ضد امپریالیست و انقلابیون واقعی، حفظ کنند.
«دانشجویان مسلمان پیرو خط امام با بهره گیری از همین عنوان چندین جلد از اسناد لانه جاسوسی را تحت نام «خط میانه» منتشر کردند تا از منظر آمریکائیان، چهره‌های شاخص و خصوصیات مطلوب نیروهای خط میانه را برملا کنند. از سال 60 به بعد، نیروهای ملی و ملی- مذهبی و همه کسانی که تمایل به غرب داشتند، در حاشیه قرار گرفتند و تا سالها منزوی شدند و لذا تعبیر «خط میانه» هم کاربرد خود را از دست داد. بعدها در سالهای 67 به بعد در ادبیات خبری و تحلیلی رسانه‌های غربی، «خط میانه» درباره کسانی به کار رفت که در دولت آقای هاشمی رفسنجانی متمرکز و به جناح سومی ـ در مقابل راست و چپ ـ تبدیل شده بودند. در این دوره، واژه میانه‌روی با مفهوم واقع‌گرایی، برخورد پراگماتیستی و کمرنگ کردن آرمانها و ارزشها، تنش زدایی در سیاست خارجی، اولویت دادن به مسائل اقتصادی، ‌اصل قرار دادن توسعه و فرعی پنداشتن عدالت و امثال آن پیوند خورده بود و رسانه‌های غربی با میانه‌رو نامیدن دولت هاشمی، درصدد تقویت جریانهایی بودند که دست از آرمانهای انقلاب کشیده و به غرب نزدیک می‌شدند. بنابراین در سالهای قبل از 61 و بعد از 67، تعبیر خط میانه رایج بود ولی در فاصله سالهای 61 تا 67 در درون نیروهای انقلاب هیچ نیروی سیاسی و فکری خاصی به عنوان خط میانه معرفی می‌شد.
ب ـ طرفداران فقه سنتی و فقه پویا
یکی از مقولاتی که در صف‌بندی فکری و سیاسی سالهای 61 تا 67 ملاک مرزبندی شده بود، طرفداری از فقه سنتی یا فقه پویا بود. در این سالها مسئله تدوین قوانین بر اساس فقه، بحث روز بود ولی با مراجعه به فقه موجود ضعفها و نارساییهایی مشاهده می‌شد و اصل توانایی فقه موجود در پاسخگویی به نیازهای متحول جامعه را به زیر سوال می‌برد. به تدریج عده‌ای از سر علاقه به نوآوری و حل نارساییها و بن‌بست‌شکنی و از ضرورت ایجاد تحول در فقه، ‌سخن گفتند. این افراد را به دو دسته می‌توان تقسیم کرد:
اول: گروهی که فقه موجود در حوزه های علمیه را با توجه به مقتضیات زمان، ناقص و غیرقابل اجرا دانسته و خواستار در انداختن طرحی نو در سیستم فقهی ـ ‌به معنای ایجاد دگرگونی اساسی و ماهوی در معیارها و مبانی فقه موجود ـ بودند و به یک معنا با کنار گذاشتن ضمنی کتاب و سنت بر عنصر عقل ـ‌ به معنای دستاوردهای علمی و فکری بشر ـ ‌و اجماع ـ به معنای رای اکثریت ـ‌ تأکید می‌کردند که نتیجه آن تبدیل فقه به ملعبه افراد و خواسته‌های نفسانی آنها می‌شد بی‌اطلاعی از توانایی ذاتی دین و غنای فقه شیعه، اصلی ترین عامل این رویکرد به فقه بوده و هنوز هم ممکن است طرفدارانی داشته باشد.
دوم: گروهی که فقه موجود را بنا به دلایل تاریخی و اجتماعی، ‌نارسا و غیر پاسخگو می‌دانستند و درصدد ایجاد تحول و تغییر در آن بودند اما همچنان بر متد و شیوه اجتهادی متداول در حوزه‌های علمیه پای می‌فشردند و همگام با زمان و تحول موضوعات و نیازهای جدید، پاسخ فقهی را طلب می‌کردند اینان نیز اجتهاد مصطلح در حوزه‌های علمیه را ناکافی و نارسا دانسته و ایجاد تحول در فقه موجود را پی می‌گرفتند اما درصدد شکوفا ساختن فقه در حوزه‌های گوناگون اجتماعی (مانند دولت در اسلام، ‌روابط بین الملل جوامع اسلامی و غیر اسلامی، مسائل مربوط به انفال، زمین و ثروت و . . . ) بودند زیرا اعتقاد داشتند که مبانی آنها در کتاب و سنت و کتب فقهی ما موجود است و کافی است تطور و تحول صحیح فقهی را متناسب با نیازهای تطور یافته اجتماعی پدید آورد.
در مقابل دو جریان، جریان فکری سومی نیز قرار داشت که در مقابل اجتهادهای تازه، مصلحت اندیشه‌های حکومتی و پاسخگویی به نیازهای متحول از منظر نوآوری در فقه می‌ایستاد و داشته‌های موجود در رساله‌های عملیه را برای حل معضلات گسترده اجتماعی، کافی می‌دانست و معتقد بود که امروزه نیازی به استنباط احکام جدید و بسط و گسترش فقه نیست. اینان قبول نداشتند که امروز به دلیل تشکیل حکومت اسلامی به بعضی از احکام نیازمندیم که در گذشته به دلیل عدم تشکیل حکومت، استنباط نشده یا بحث کافی روی آن صورت نگرفته است،‌ و لذا مدعی طرفداری از فقه سنتی بودند و اساساً فقه پویا را به معنای یک انحراف جدی از فقه شیعه تلقی می‌کردند. این عده که در واقع همان نیروهای موسوم به راست بودند،‌ پس از مطرح شدن برخی سخنان از سوی حضرت امام خمینی (ره) در دفاع فقه سنتی بر برداشت خود راسختر شدند و به مرزبندی نیروهای سیاسی جامعه حول فقه سنتی و فقه پویا پرداختند در همان ایام امام راحل در دفاع از فقه سنتی فرموده بودند اگر از فقه سنتی منحرف بشویم فقه از بین می‌رود. باید به همان صورت و قدرتی که مشایخ ما از ابتدا تا به حال فقه را حفظ کرده‌اند حفظ کنید همچنین در نقد جریان اول، تأکید کرده بودند: «همه همتها باید معطوف این بشود که فقه با همان وصفی که بوده است محفوظ باشد ممکن است اشخاصی بگویند باید فقه تازه‌ای درست کرد که این‌آغاز هلاکت حوزهاست.»
این سخنان دستمایه جناح راست برای مخالفت با رقیب شد اما بهره گیری از آنها در مخالفت با دیگران چندان دوام نیاورد چون بلافاصله حضرت امام در چندین موضع‌گیری صریح خود اعلام کرد که فقه سنتی ما پویاست از آن پس مرزبندی حول این مفاهیم، فراموش شد و کمتر کسی با تکیه بر تحریر الوسیله امام یا فقه سنتی و فقه جواهری به رد و انکار دیگران پرداخت. گفتنی است که تأکید امام خمینی(ره) بر فقه سنتی، اصرار بر این نکته بود که فقه و اجتهاد از لحاظ اسلوب و روشهای استنباط ـ و نه محتوا، قلمرو و دیدگاه اجتهادی ـ باید در همان چارچوبی باشد که فقهای گذشته پی ریخته‌اند ولی از نظر محتوا، پویایی فقه مورد نظر امام راحل بود و وصف ذاتی اجتهاد در فقه سنتی را پویایی آن می‌دانستند و بر عنصر زمان و مکان در اجتهاد تأکید می‌کردند.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 27   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله جامعه شناسی گروه های سیاسی

تکنولوژِ ی وایمکس

اختصاصی از فی گوو تکنولوژِ ی وایمکس دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تکنولوژِ ی وایمکس


تکنولوژِ ی وایمکس

وایمکس (WiMAX) یک روش بدون سیم فوق العاده سودمند در زمینه دسترسى تمامى کاربران به اینترنت و ارائه خدمات الکترونیکی شهری می‌باشد. برای این‌که بهتر به نقشی که فناوری وایمکس در تغیر و تحولات سیستم ارتباطی ایفا می‌کند، پی ببرید، تصور کنید که در هر کجا و هر زمان خواهید توانست با استفاده از لپ تاپ خود به دنیای اینترنت دسترسی داشته باشید. وایمکس فناوری قدرتمندی است که می‌تواند تحرک واقعی را برای شبکه به ارمغان آورد.


دانلود با لینک مستقیم


تکنولوژِ ی وایمکس