فی گوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی گوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

مقدمه ای بر بانک اطلاعاتی

اختصاصی از فی گوو مقدمه ای بر بانک اطلاعاتی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقدمه ای بر بانک اطلاعاتی


مقدمه ای بر بانک اطلاعاتی

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 

 

تعداد صفحه:75

بخش3 : تحلیل ساختار بانک اطلاعاتی

بخش 2: معرفی پروژه

 

بخش 1 : مقدمه

مقدمه ای بر بانک اطلاعاتی

دادِگان (پایگاه داده‌ها یا بانک اطلاعاتی) به مجموعه‌ای از اطلاعات با ساختار منظم و سامـانمند گـفته می‌شود. این پایگاه‌های اطلاعاتی معمولاً در قالبی که برای دستگاه‌ها و رایانه‌ها قابل خواندن و قابل دسترسـی باشند ذخیــــره می‌شوند. البته چنین شیوه ذخیره‌سازی اطلاعات تنها روش موجود نیست و شیوه‌هـای دیگری مانند ذخیره‌ســازی ساده در پرونده‌ها نیز استفاده می‌گردد. مسئله‌ای که ذخیره‌سازی داده‌هـا در دادگــان را موثر می‌ســازد وجود یک ساختار مفهومی است برای ذخیره‌سازی و روابط بین داده‌هااست.

پایگاه داده در اصل مجموعه‌ای سازمان یافته از اطلاعات است.این واژه از دانش رایانه سرچشمه می‌‌گیرد ،اما کاربر وسیع و عمومی نیز دارد، این وسعت به اندازه‌ای است که مرکز اروپایی پایگاه داده (که تعاریف خردمندانه‌ای برای پایگاه داده ایجاد می‌‌کند) شامل تعاریف غیر الکترونیکـی برای پایگاه داده می‌‌باشـد. در این نوشـتار به کاربرد های تکنیکی برای این اصطلاح محدود می‌‌شود.

یک تعریف ممکـن این اسـت کـه: پایگـاه داده مجموعـه‌ای از رکورد هـای ذخیره شـده در رایـانه بـا یک روش سیستماتیک (اصولی) مثل یک برنامه رایانه‌ای است که می‌‌تواند به سوالات کاربر پاسخ دهد. برای ذخیره و بازیابی بهتر، هر رکورد معمولا به صـورت مجموعه‌ای از اجـزای داده‌ای یا رویداد هـا سازماندهـی مـی‌‌گردد. بخش های بازیابی شده در هر پرسش به اطلاعاتی تبدیل می‌‌شود که برای اتخاذ یک تصمیـم کاربرد دارد. برنامـه رایانه‌ای که برای مدیریت و پرسش و پاسخ بین پایگاه‌های داده‌ای استفاده می‌‌شود را مدیـر سیستم پایگاه داده‌ای یا به اختصار (DBMS) می‌‌نامیم. خصوصیات و طراحی سیستم های پایگاه داده‌ای در علم اطلاعات مطالعه می‌‌شود.

مفهوم اصلی پایگاه داده این است که پایگاه داده مجموعه‌ای از رکورد ها یا تکه هایی از یک شناخت است.نوعا در یک پایگـاه داده توصیـف ساخـت یافته‌ای برای موجـودیت هـای نگـه داری شده در پایـگاه داده وجود دارد: این توصیف با یک الگو یا مدل شناخته می‌‌شود. مدل توصیفی، اشیا پایگاه‌های داده و ارتباط بین آنها را نشـان می‌‌دهد. روش های متفاوتی برای سازماندهی این مدل ها وجود دارد که به آنها مدل های پایگـاه داده گوییم. پرکاربرد‌ترین مدلی که امروزه بسیار استفاده می‌‌شود، مدل رابطه‌ای است که به طـور عـام به صورت زیر تعریف می‌‌شود: نمایش تمام اطلاعاتی که به فرم جداول مرتبط که هریک از سطـر ها و ستونـها تشکیـل شده است (تعریف حقیقی آن در

 


دانلود با لینک مستقیم


مقدمه ای بر بانک اطلاعاتی

مقاله طرح تفضیلی شهر کازرون

اختصاصی از فی گوو مقاله طرح تفضیلی شهر کازرون دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله طرح تفضیلی شهر کازرون


مقاله طرح تفضیلی شهر کازرون

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

طرح تفضیلی شهر کازرون

مهندس مشاور نقش محیط در سال 1371

کازرون با مسافتی بالغ بر 2000 هکتار و به فاصله 145 کیلومتری غرب شیراز در نیمه غربی استان فارس قرار گرفته است شهر کازرون در مختصات جغرافیایی 29 درجه و 35 دقیقه تا 29 درجه و 40 دقیقه عرض جغرافیایی و 51 درجه و 35 دقیقه تا 51 درجه و 41 دقیقه طول شرقی استقرار یافته است .

از لحاظ موقعیت طبیعی ، شهر کازرون در دشت کازرون و متناسب  با روند نا همواری های منطقه ( شمال غرب جنوب شرق ) در دامنه غربی ارتفاعات دوان ( مسلط بر دشت ) استقرار یافته که ازشرق به ارتفاعات 1770 متری کمارج ، از شمال به دشت و رودخانه شاپور و از جنوب شرق به دریاچه پریشان محدود می شود . دشت کازرون به ارتفاع متوسط 1017 متری با روند شمال غربی جنوب شرقی در رشته کوههای زاگرس قرار گرفته . شیب عمومی محدوده شهر کازرون عمدتاً دارای جهات جنوبی ، جنوب غربی ، شمال غربی می باشد و از نظر هیدرولوژیکی جزء حوزه بریز خلیج فارس و در سطح پائینتر جزء حوزه های آبریز رودخانه های دالکی و شاپور می باشد .

شهرستان کازرون به مساحت 4062 کیلومتر مربع ، دارای 4 بخش و 11 دهستان و 314 روستا می باشد .

وجه تسمیه :

نام شهر تاریخی کازرون از ( گازران ) و ( گازرون ) گرفته شده است . زیرا در زمان دیلمیان که کارخانه های پارچه بافی در کازرون پارچه های « توزی » و « دبیکی »  را می بافت و صادر می نمود . دوازده هزار گاز یعنی شویندگان الیاف کتان ، در این شهر زندگی می کردند و به همین جهت این شهر به شهر گازران یعنی شهر گازرها معروف معروف شده بود که نام گازران در بعضی متون به صورت « گازران « و « کازران » آمده که تلفظ به صورت گازرون و کازرون تحریف یافته و اکنون به نام کازرون باقی مانده است.

ویژگی های جمعیتی بر اساس سر شماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375 و آخرین تقسیمات کشوری در سال 1377 جمعیت شهرستان 254985 نفر اعلام شد که از این تعداد 129062 نفر مرد و 125923 نفر زن بوده اند بر اساس سر شماری نفوس و مسکن سال 1385 جمعیت شهرستان کازرون 258097 برآورده شده است.

جمعیت کازرون در سال 85-1375

 

جمعیت کل کشور

جمعیت استان  فارس

جمعیت کل شهرستان کازرون

جمعیت شهری کازرون

جمعیت روستایی کازرون

نرخ رشد

سال 1375

...........

..............

254985

125139

135046

50/2

سال 1385

70472864

4336878

266564

134949

128111

16/2

 

 

 

 

 ویژگی اقتصادی شهر کازرون :

انتقال در شهر رو روستا

نرخ مشارکت نیروی کار جمعیت 10 ساله و بیشتر در مناطق شهری در سال 1375 برای مردان 4/50 درصد و برای زنان 4/7 درصد بوده در سال 1380 برای مردان 8/52 و زنان 72/7 درصد بوده

نرخ مشارکت نیروی کار جمعیت 10 ساله و بیشتر در مناطق روستایی در سال 1375 برای مردان 8/54 درصد و زنان 19/7 درصد بوده است در سال 1380 برای مردان و زنان 56 تا 55/7 درصد خواهد بود .

میزان  اشتغال و بیکاری :

میزان اشتغال جمعیت فعال شهر کازرون در سال 1375 در حدود 8/89 درصد و اندازه میزان بیکاری آن 2/10 درصد است .

تراکم های جمعیتی :

تراکم های جمعیتی شهر کازرون به دو صورت تراکم خالص و ناخالص محاسبه گردیده است . در این راستا ، ابتدا تراکم های جمعیتی در سه سطح شهری ، ناحیه ای و محله محاسبه شده است .

 

 

 

 

تراکم شهر کازرون به تفکیک نواحی شهری پیشنهاد طرح تفضیلی موجود شهر ( مصرب 1371 )

شرح

کل شهر

ناحیه یک

ناحیه دو

ناحیه سه

ناحیه چهار

جمعیت

134930

38656

39004

22990

34280

مساحت کل

2996/1978

3357/540

8476/351

5163/440

6/645

تراکم ناخالص ( نفر در هکتار )

20/68

54/71

86/110

19/52

09/53

مساحت مسکونی

30/690

38656

39004

22990

34380

تراکم خالص ( نفر در هکتار )

5/195

47/164

3/217

19318

56/218

 

بررسی ساختار کلی شبکه ارتباطی شهر کازرون :

سیمای اصلی شبکه شهری کازرون در وضع موجود تداعی کننده یک سیستم کاملا؟ً شطرنجی است و بیشتر در امتداد شرقی جنوب غربی توسعه و گسترش یافته است ، اکثر خیابان ها تقریباً با هم موازی بوده و تعداد خیابان های موازی در جهت شرقی غربی به مراتب بیشتر از شمال جنوبی است .

بررسی سطح و سرانه معابر شهر کازرون :

سرانه معابر شهر کازرون برای شریانی درجه یک اصلی برابر 44/1 متر مربع و شریانی درجه دو اصلی و فرعی به ترتیب 73/7 و 75/7 متر مربع و خیابان محلی اصلی 31/10 متر مربع و محل فرعی برابر 07/16 متر مربع سرانه کلی معابر برابر 30/43 می باشد .

 

 

تعداد صفحه:


دانلود با لینک مستقیم


مقاله طرح تفضیلی شهر کازرون

پاورپوینت مسجد مقبره تبریز (پروژه ی واحد مرمت ابنیه) (پروژه درس آشنایی با معماری اسلامی) .ppt

اختصاصی از فی گوو پاورپوینت مسجد مقبره تبریز (پروژه ی واحد مرمت ابنیه) (پروژه درس آشنایی با معماری اسلامی) .ppt دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پاورپوینت مسجد مقبره تبریز (پروژه ی واحد مرمت ابنیه) (پروژه درس آشنایی با معماری اسلامی) .ppt


پاورپوینت مسجد مقبره تبریز (پروژه ی واحد مرمت ابنیه) (پروژه درس آشنایی با معماری اسلامی) .ppt

 

 

 

 

 

 

 

نوع فایل: power point

قابل ویرایش 86 اسلاید

 

توجه: این پاورپوینت دارای اشکال مختلف از مطالب فوق می باشد.

 

مقدمه:

مسجد نیایشگاه و محل گردهمایی مسلمانان است. کعبه طبق آیه قران اولین مسجد روی زمین است. مسجد النبی با ورود محمد، پیامبر اسلام به مدینه در عربستان سعودی پایه‌گذاری شد.

پذیرش این مساله که وجود مساجد گنبدها مناره‌ها در بافت یک شهر نمی‌تواند به معنای اسلامی بودن آن شهر باشد این امر را بدیهی می‌سازد که باید در عناصر و مولفه‌های دیگری که نه تنها کالبد بلکه روح وهویت شهرها را می‌سازند به دنبال نشانه‌هایی از زیست مسلمانان و الگوهای یک شهر اسلامی بود.

 

فهرست مطالب:

مسجد مقبره

عکس ماهواره ای آذربایجان

تبریز

نقشه ی تبریز و قسمت مشخص شده بازار تبریز

بازار تبریز

عکس گوگل ارث از مسجد مقبره

راه دسترسی به مسجد مقبره در بازار تبریز

نمای کلی مسجددر داخل بازار

نمای داخلی مسجد از بیرون

پلان کروکی مسجد

مسجد مقبره

ویژه گیهای معماری مسجد و عکس ها

سردرب ورودی مسجد

نمای پنجره ها

ورودی مسجد

داخل مسجد

عکس پانورما از قسمت شرق مسجد

گنبد های مسجد

گنبد بالای مقبره

محراب مسجد

ستون های مسجد

طاق نما های مسجد

فرش منقص به زیارت عاشورا

گنبد و تزئینات بالای مقبره

تصویر حاج میرزا محسن قاضی طباطبائی

زندگی نامه ی منتسب به حاج میرزا محسن قاضی

منبر قدیمی مسجد در موزه شهرداری تبریز

حیاط ، وضوخانه و حیاط مسجد

آسیب ها و علت و درمان آسیب بنا های مسجد

منابع

 

منابع و مآخذ:

بامشاهدات عینی وعکس برداری شخصی تهیه شده


دانلود با لینک مستقیم


پاورپوینت مسجد مقبره تبریز (پروژه ی واحد مرمت ابنیه) (پروژه درس آشنایی با معماری اسلامی) .ppt

دانلود تحقیق نظریات فلسفی ارسطو

اختصاصی از فی گوو دانلود تحقیق نظریات فلسفی ارسطو دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود تحقیق نظریات فلسفی ارسطو


دانلود تحقیق نظریات فلسفی ارسطو

فرمت فایل: ورد قابل ویرایش

تعداد صفحات: 176

زندگی ارسطو

ارسطو در 384 پ.م ، در شهر کوچک استاگیرا ، استاوروی جدید، در ساحل شمال شرقی شبه جزیره ی خاکیده یک متولد شد. گاهی کوشیده اند رگه ای غیر یونانی در منش او بیابند، و آن را به شمالی بودنش نسبت دهند. اما استاگیرا کاملا شهری یونانی بود، که از آندروس و خالکیس به آن جا کوچ کرده بودند و دارای گونه ای از گویش ایونی بودند پدرش ، نیکوماخوس ، به فرقه یا صنف آسکلیپاد تعلق داشت و محتمل است که خانواده ی او در سهده هشتم یا هفتم از مسنیا مهاجرت کرده  باشند. خانواده ی مادرش، فایستیس ، به خالکیس متعلق بود، جایی که ارسطو در روزهای آخر عمرش، از دست دشمنانش به آن جا پناه برد. پدرش طبیب، و با آمونتاس دوم پادشاه مقدونی، دوست بود، و ممکن است که بخشی از کودکی ارسطو در دربار سلطنتی سپری شده باشد. معقول است که علاقه ی ارسطو به علوم طبیعی و بیش از همه به زیست شناسی را حاصل تعلقش به نسل خانواده ی پزشکی بدانیم. گالینوس ( جالینوس) به ما می گوید که خانواده های اسکلپیاد به پسران تشریح را می آموختند، و محتمل است که ارسطو بعضی از اینگونه تعلیمات را دیده باشد، علاوه بر آن، ممکن است او پدرش را در اعمال جراحی کمک کرده باشد، و احتمالاً منشا داستانی که او را پزشکی قلابی معرفی می کند همین موضوع است. خانواده اش، زمانی که او پسر کوچکی بود، در گذشتند، و او تحت قیمومت خویشاوندی به نام پروکسنوس درآمد، که ارسطو بعدها پسر او نیکانور را به فرزندی پذیرفت.

او در هیجده سالگی وارد مدرسه ی افلاطون در آتن شد، و نوزده سال ، تامرگ افلاطون، در آن جا بود. لازم نیست که فرض کنیم کشش خاصی به زندگی فلسفی وجود داشته است که او را به آکادمی کشانده است، او صرفاً در صدد دیدن بهترین تعلیمی بود که یونان می توانست در اختیار او بگذارد. انگیزه ی او در پیوستن به مدرسه هر چه باشد، روشن است که در فلسفه ی افلاطون مهم ترین تاثیر زندگی اش را یافت. غیر ممکن بود که ذهنی این چنین قدرتمند مستلزمات همه ی آموزه های افلاطون را بپذیرد. اختلافات بزرگی در باب موضوعات مهم به تدریج برای ارسطو اشکارتر شدند. اما بر خلاف آثار علمی اش، هیچ برگی از آثار فلسفی اش نیست که اثری از افلاطون گرایی نداشته باشد .

 حتی هنگامی که با برخی آموزه های افلاطونی برخورد می کند خودش را در جرگه ی کسانی قرار می دهد که به نقد آنها مشغول است و اصول مشترک شان را خاطر نشان می کند. او نیز مانند هر مرد بزرگی در قدیم، افترا زنندگانی داشت او بعدها به گستاخی نسبت به افلاطون متهم شد. زمانی به شدت طرفدار افلاطون بود، و افلاطون او را « دانشجو» ئی تمام عیار و « مغز مدرسه» می نامید . بعدها زمانی که دیدگاه های خود را متمایز تر شد، روابط آنها صمیمیت قبل را نداشت. اما تا زمانی که افلاطون زنده بود، ارسطو عنصر وفادار مدرسه باقی ماند. او در فقره ی معروفی از وظیفه ی ناخوشایند نقد کسانی سخن می گوید که به عنوان مدرسه ی افلاطونی برایش عزیزند.

با این حال ، نباید فرض کنیم که او در خلال این بیست سال صرفا شاگرد بوده است. مکاتعب قدیم فلسفه از مردانی تشکیل شده بودند که رویه ی مشترک و دیدگاه های بنیادین واحدی به آنها وحدت بخشیده بود، اما هر کدام به طور مستقل به پژوهش های خویش مشغول بود. به ویژه، میتوان فرض کرد که ارسطو در خلال این سال ها مطالعاتش را در علم طبیعی به جایی رساند که افلاطون یا هیچ کدام از اعضای مدرسه نمی توانست بدان دست یابد. به نظر می رسد که او تدریس نیز می کرده است، اما شاید فقط درباره ی خطابه، و در مخالفت  باایسوکراتس، به نظر می رسد که تحت نظر ایسوکراتس درس نخوانده است، اما حتی سبک اسان و دقیق و بی حشو و زوایدش، و استعدادش برای صعود به مقامی موثر، بیشتر  مدیون « این مرد فصیح قدیم » است که تاثیرش در سبک یونانی و لاتین بسیار بزرگ است. در خطابه از هیچ نویسنده ای ( به جز هومر) تا این اندازه نقل نمی کند. اما در سرزنش فقر اندیشه ی ایسوکراتس، و ستایش موفقیت های خطیبانه ی او با افلاطون هم عقیده است، و این امر موجب است که ارسطو در روزهای جوانی اش خطابه را، آن چنان که مکتب ایسوکراتی حفظ کرده بود، به نقد کشد. احتمالاً چند اثر مفقود شده اش به این دوره متعلق هستند، اثاری که وی در آن ها کم و بیش به صورت عامیانه بحث کرده است نه به صورت فلسفی اصیل. همچنین به نظر می رسد که بعضی از اثار موجودش در این دوره شروع شده باشند.

هنگامی که در 7-348 پ. م اسپوسیپوس جانشین افلاطون شد و گرایش های افلاطون گرایی ای را که ارسطو آن ناراضی بود- به ویژه تمایل به « برگرداندن فلسفه به ریاضیات» عرضه کرد، ارسطو نسبت به ماندن در مدرسه بی میل شد اما ظاهراً قصد نداشت که مدرسه ای از آن خودش تاسیس کند. هم چنین این نیز ممکن است که طغیان احساس ضد مقدونی در آتن در نتیجه ی شکست الینتوس و نابودی اتحاد یونانی اتن را برای اقامت بیگانه ای دارای ارتباط های مقدومی ناامن ساخته باشد اما این دلیل به سختی می توانست کسنو کراتس را تحت تاثیر قرار دهد کسی که عضو اکادمی بود وارسطو را در مهاجرت از اتن همراهی کرد دلایل ارسطو هر چه باشد به هر حال او دعوت یکی از شاگردان قدیمی آکادمی یعنی هرمیاس  را کسی که از بردگی به رهبری اتارنئوس و آسوس در موسیا رسیده پذیرفت و حلقه ی افلاطونی کوچکی در اطراف خویش به وجود اورده بود او با پوتیاس ازدواج کرد، که زیبا و دختر خوانده ی هرمیاس بود، و او دختری به همین نام به دنیا آورد و ظاهراً در خلال اقامت بعدی ارسطو در اتن در گذشت. پس از درگذشت او، ارسطو با زنی از استاگیرا با نام هرپولیس پیوند دائمی و عاشقانه، هر چند غیر قانونی ، بست و از او پسری داشت به نان نیکوماخوس، که اخلاق نیوکاخوسی به نام اوست.

در پایان این سه سال، ارسطو به میتولنه در جزیره ی مجاور لسبوس رفت. نمی دانیم چه چیزی او را به آن جا کشاند، اما محتمل است که تئوفراستوس ، بومی جزره و کسی که ارسطو قبلا با او به عنوان عضو اکادمی آشنایی داشت، آن جا را در نظر ارسطو برای اقامت، مناسب ساخته باشد. بسیاری از پژوهش های او در زیست شناسی به اقامتش در اسوس و بیشتر از آن به اقامتش در میتولنه متعلق است در این اثار غالبا به پدیده های مربوط به تاریخ طبیعی مشاهده شد و در آن حول و حوش، و به ویژه در تالاب پورها اشاراتی شده است.

اشاره ی ایستوکراتس ، تقریباً در این تاریخ ، به فیلسوفان تازه کاری را که در لوکیوم گرد آمدند و او را چند محترم نداشتند، عموماً اشاره به ارسطو و دیگران دانسته اند، اگر چنین باشد، پس  ارسطو باید دوره از آتن دیدار کره باشد، زندگی نامه نویسان قدیم درباره ی این دیدار چیزی نمی دانند اما به نظر می رسد که این حدس بی مبناست .

در 2- 343  فیلیپ مقدونی که احتمالا ارسطو را آنگاه که نوجوانی هم سن او بوده است می شناخت و قطعا از هر میاس درباره ی  او چیزهایی شنیده بود از او دعوت کرد که آموزش و پرورش اسکندر را که در ان زمان سیزده سال داشت بر عهده بگیرد ارسطو که مایل بود پیوند قدیم با دربار مقدونیه را تجدید کند و چنانکه از سیاست بر می اید به تربیت قرمانروایان آینده اهمیت بسیار قایل بود این دعوت را پذیرفت  این موقعیت به نقوذ ارسطو در درباره منتهی شد و او راقادر ساخت تا به نفع استاگیرا و آتن و ارسوس شهر آبا و اجدادی تئوفراستوس که همراه ارسطو به پلا رفت با موفقیت پادرمیانی کند درباره ی آنچه او به این شاگرد برجسته یاد داد چیز اندکی می دانند یا اصلا چیزی نمی دانند احتمالا موضوع اصلی تعلیم او هومر و درام نویسان بوده است که رشته ی اصلی آموزش و پرورش یونانی بوده است می گویند ارسطو متن ایلیاد را برای اسکندر تجدید نظر کرده است اما شاگردان او به سنی رسیده بود که بتواند از آموزش پیش رفته تر ببیند به ویژه مسلم است که ارسطو باید با او درباب وظایف رهبران و هنر فرمانروایی بحث کرده باشد ارسطو برای او کتابی در باب مونارشی و کتابی درباب مستعمرات تصنیف کرد، که موصوع هر دو برای کسی که بزرگ ترین پادشاه یونانی و بزرگ ترین استعمارگر جالب بود.

می توان فرض کرد که در خلال اقامت وی با اسکندر نخست در پلا و سپس در قصر سلطنتی میزا در حومه ی آن شهر بود که توجه ارسطو  مخصوصا به موضوعات سیاسی جلب  شد و ایده اش در باب مجموعه ی بزرگ قوانین اساسی را شکل داد نبوغ و هوش اسکندر او را به زندگی عملی سوق داد نه به زندگی علمی – به استیلا بر آسیا که ارسطو بر ضد این اندیشه ی اسکندر فیلیپ را در جریان گذاشت و به کوشش برای ادغام تمدن شرقی با یونانی کاری که البته با عقیده ی ارسطو در باب برتری بی چون و چرای یونانی بر غیر یونانی ناسازگار بود به نظر می رسد که رابطه ی این  دو مرد هرگز به کلی گسسته نشده است اما نشانی از صمیمیت واقعی بین آن دو پس از پایان یافتن دوره ی شاگردی اسکندر با انتخاب شدن اش به مقام ولیعهدی پدرش در 340 در دست نیست احتمالا ارسطو از این پس در استاگیرا مستقر شد تردید نیست ارسطو در دوره ای که با اسکندر بود پایدارترین دوستان مقدونی اش را پیدا کرد و از جمله با آنتیپاتر دوست شد کسی که به زودی در طول غیبت اسکندر در آسیا گمارده ی او شد  و به این ترتیب مهم ترین یونان گردید .

ارسطو در 4-335 اندکی پس از مرگ فیلیپ به آتن بازگشت و پر ثمرترین دوره ی حیات او از این جا آغاز می شود در شمال شرقی خارج شهر احتمالا بین کوه لوکابتوس و ایلیسوس باغی قرار داشت که به آپولون و لوکئیوس و موساها وقف شده بود و قبلا پاتوق دلخواه سقراط بود ارسطو در این جا چند  ساختمان اجاره کرد او چون غریبه و بیگانه بود حق خریدن آنها را نداشت و مدرسه اش را بنیاد گذاشت او در این جا هر بامداد با شاگردانش در لوگیه یا میان درختان قدم می زد و درباره ی انتزاعی ترین مسایل فلسفه بحث می کرد و هر شامگاه مسایل کمتر مشکل را برای تعداد زیادتری از شنوندگان تبیین می کرد از این روی روایتی کهن بین گفتارهای آکرواماتیک یا پیشرفته و گفتارهای عمومی فرق می گذارد بی تردید این تمایز درست است اما برخلاف تصور بعضی ها هیچ نکته ی مرموزی در گفتارهای آکرواماتیک نیست یا در گفتارهای عمومی به هیچ وجه در گفتن حقایق مضایقه نشده است موضوعات انتزاعی تر منطق طبیعات مابعد الطبیعه مستلزم بررسی دقیق و برای تعداد اندکی جالب است در حالی که موضوعاتی مانند خطابه مغلطه یا سیاست به خواسته ها و نیازهای وسیع تری پاسخ می دهند و می توان آنها را برای عموم توضیح داد.

همچنین احتمالاً ارسطو در این جا صدها نسخه های دست نویس جمع آوری کرد یعنی اولین کتابخانه ی بزرگ را بنا نهاد که الگوی کتاب خانه های اسکندریه و پرگامون گردید نیز تعدادی نقشه و همچنین موزه ای از اشیا برای وضوح بخشیدن به سخنرانی هایش ، به ویژه سخنرانی های تاریخ طبیعی، تهیه کرد. می گویند اسکندر 800 قنطار به او داد تا بتواند این مجموعه را درست کند،  و به همه ی شکارچیان و شکار کنندگان پرندگان و صیادان ماهیان امپراتوری مقدونیه دستور داد که همه ی موضوعات جالبی را که در می یابند به ارسطو گزارش کنند. بی تردید همه ی این سخنان اغراق آمیز است و دانش ارسطو در باب نقاط دور دست  امپراتوری به گونه ای نیست که بتوان از اینگونه دستورات انتظار داشت اما در این داستان شاید حقیقتی وجود داشته باشد. می گویند ارسطو در مدرسه قانونی وضع کرده بود که بر اساس آن، فی المثل، اعضا موظف بودند مدرسه را به نوبت ده روز  « اداره کنند» که ممکن است از جمله  به این معنا باشد که شخص در خلال این مدت با ذکر کردن بر نهادها در برابر همه ی تازه  واردها سهمی در مدیریت داشته باشد، و این شیوه ای بود که در دانگشاه های قرون وسطایی متعارف شد. همچنین در باب غذا خوردن های دسته جمعی و مهمانی های ماهانه، که ارسطو  بر آن قواعدی وضع کرده بود، سخنانی گفته اند. اما اطلاعات ما در مورد کار مدرسه و تقسیم وظایف در اندرون ان بسیار ناچیز است . درس هایی که آثار موجود ارسطو یادداشت های انهاست، احتملاً به دوازده یا سیزده سال اصلی ریاست او بر لوکیوم متعلق هستند. واندیشه و پژوهشی که این درس ها  در خود گنجانده اند، حتی اگر فرض کنیم که بعضی از آثار را شاگردانش برایش فراهم آورده اند، متضمن نیروی ذهنی ای است که شاید بی همتا باشد ارسطو در خلال این مدت طرح های اصلی طبقه بندی علوم را به صورتی که هنوز هم باقی می مانند وضع کرده، و بعضی از علوم را به نقطه ای بسیار فراتر از آنچه  تا آن زمان رسیده بودند رساند در بعضی از آنها، مانند منطق، به درستی می تواند ادعا کند که هیچ سلفی نداشته است، و سده ها هیچ خلف ارزش مندی نیز نداشت . و در عین حال مدرسه، به سبب علاقه ی او به موضوعات عملی مانند اخلاق و سیاست، تاثیری در زندگی عملی گذاشت که با تاثیر سقراط و افلاطون سنجیدنی است و بیشتر است از تاثیر شاگردان گوشه نشین اکادمی آن عصر.

به هنگام مرگ اسکندر در 323 آتن دوباره مرکز احساسات ضد مقدونی گردید و ارتباطات ارسطو با مقدونیه او را در مظان اتهام قرار داد. ممکن است. خصومت مکاتب افلاطونی و ایسوکراتی احساسات سیاسی بر ضد او را افزوده باشد. در هر حال، بر اساس سرود و سنگ نوشته ای که او درباره ی هرمیاس نوشته بود، او را به اتهام پوچ بی دینی متهم کردند. برای آنکه اجازه ندهد آتنیان « دوباره بر ضد فلسفه گناه کنند» ، مدرسه را به تئوفراستوس سپرد، و خودش به خالکیس، پایگاه محکم مقدونی ، رفت. او در این جا به سال 322 در اثر بیماری ای که مدت ها به آن مبتلا بود در گذشت. دیوگنس وصتی نامه اش را برای ما حفظ کرده است که در ان برای خویشانس به دقت آینده نگری می کند، و بردگانش را از افروخته شدن ایمن می سازد و یکی از مستلزمات سیاست را با آزاد کردن چند تن از آنان عملی می سازد. ما گاهی می خواهیم او را فقط تجسم عقل بدانیم، اما وصیت نامه اش شاهدی گویا بر طبیعیت مهربان و قدر دان اوست.

درباره ی قیافه یا شیوه ی زندگی اش چیز اندکی می دانیم. روایتی معتبر اوراتاس نازک اندام، با چشمانی کوچک، و دچار لکنت زبان، و خوش پوش توصیف می کند. دشمنان بدخواه او را این گونه معرفی می کنند که فردی تن آسای بود و در زندگی حالت زنانگی داشت آنچه بر اساس آراء موجودش، می توانیم به آن باور داشته باشیم این است که او عادات زاهدانه نداشت. دیگر اینکه گفته اند طبع استهزاء داشت که خود را در نوشته های او نشان می دهد و سخنانی هست که نشان سرعت انتقال اوست که دیگونس لائرتیوس آنها را نقل کرده است.


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق نظریات فلسفی ارسطو

مقاله امام موسی ابن جعفر(علیه السلام) عبد صالح خدا

اختصاصی از فی گوو مقاله امام موسی ابن جعفر(علیه السلام) عبد صالح خدا دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله امام موسی ابن جعفر(علیه السلام) عبد صالح خدا


مقاله امام موسی ابن جعفر(علیه السلام) عبد صالح خدا

هفتمین ستاره درخشان برج امامت و نهمین در گرانمایه عترت و عصمت در دودمان پاک و رفیع امام صادق(علیه السلام) در روز یک شنبه هفتم ماه صفر128 هجری در «ابواء» آرامگاه مادر بزرگش «آمنه» هنگام مراجعت از سفر حج امام صادق(علیه السلام) دیده به جهان گشود و در بغداد ششم رجب سال183 هجری در سن پنجاه و پنج سالگی در زندان سندی بن شاهک رحلت فرمود.1

 

تولد او در حالی که حکومت اموی آخرین لحظه های خود را می گذراند نوید تازه ای به جهان علم و معنویت بخشید و نور امید و سعادت را در دلها روشن ساخت. مادرش بانو «حمیده» اندلسی است که در فضیلت و تقوا و شایستگی و لیاقت کم نظیر بود.

 

این بانوی بزرگوار در خانه با نهایت بزرگواری رفتار می کرد و در نزد همه بانوان علویه مورد توجه و احترام بود. همان طور که امام صادق(علیه السلام) نیز توجه خاصی به آن بزرگوار داشت زیرا که در این بانو عقل و کمال فراوان و ایمان استوار می دید.

 

امام صادق(علیه السلام) او را از علوم خود به حدی بهره مند ساخت که از نظر دانش، پرهیزگاری و ایمان بر همه زنان عصر خود پیشی گرفت و امام از او خواستند تا زنان مسلمان را فقه و احکام شرعی بیاموزد.2

 

ابوالحسن موسی بن جعفر مشهور به عبد صالح، امام پس از حضرت صادق(علیه السلام) است که همه صفات فضل و کمال را داشته و پدرش او را به عنوان امام پس از خود برگزیده و به مقام ولایت و خلافت وی تصریح فرموده است.

 

یعقوب سراج نقل می کند خدمت حضرت صادق(علیه السلام) شرفیاب شده بودم آن حضرت کنار گهواره حضرت ابوالحسن موسی(علیه السلام) ایستاده و مدتی با کودک صحبت کرد. من نشستم تا حضرت فارغ شده آنگاه با احترام از جا برخاستم. به من فرمود: نزدیک مولای خود بیا و بر او سلام کن. من بر حسب امر امام نزدیک رفته عرض سلام کردم. کودک سلام مرا به زبان فصیح پاسخ داد و فرمود به خانه برو و نام دخترت را که دیروز نامگذاری کرده ای تغییر بده زیرا آن نامی است که خدا دوست ندارد. آری چنان بود دختری داشتم و او را حمیرا نامیده بودم.

 

حضرت صادق(علیه السلام) فرمودند: فرمان فرزندم را بکار بند که نجات در آن است.3 (در ضمن روایت علاوه بر تصریح امامت موسی بن جعفر از طرف پدر بزرگوارش می توان پی به علم لدنی امام نیز برد.)

 

این مولود مسعود تحت تربیتها و مرقبتهای خاص پدر و با نوازش ها و مهربانی های مادر مراحل کمال را پیمود و مدت بیست سال از دوران زندگی پدرعالی مقام خود را دریافت و از محضر پرفیضش بهره ها جست.

 

 

 

 

 

این مقاله به صورت  ورد (docx ) می باشد و تعداد صفحات آن 26صفحه  آماده پرینت می باشد

چیزی که این مقالات را متمایز کرده است آماده پرینت بودن مقالات می باشد تا خریدار از خرید خود راضی باشد

مقالات را با ورژن  office2010  به بالا بازکنید


دانلود با لینک مستقیم


مقاله امام موسی ابن جعفر(علیه السلام) عبد صالح خدا