
تعداد اسلایدها : 75 اسلاید
دانلود پاورپوینت اوراق قرضه

تعداد اسلایدها : 75 اسلاید

مشخصات این فایل
عنوان: عفت، فضیلت بزرگ اخلاقی
فرمت فایل : word( قابل ویرایش)
تعداد صفحات: 18
این مقاله درمورد عفت، فضیلت بزرگ اخلاقی می باشد.
نیازمندان آبرومند
در آیه نخست، درباره بهترین مورد انفاق،میفرماید:انفاق شما(مخصوصا)بایدبرای نیازمندانی باشد که در راه خدا محصور شده(و از خانه و کاشانه خود آوارهگشتهاند و شرکت در میدان جهاد به آنها اجازه نمیدهد برای تامین زندگی خود تلاشکنند)و نمیتوانند سفری کنند(و سرمایهای به دست آورند)، «للفقراء الذین احصروافی سبیل الله لا یستطیعون ضربا فی الارض...» (1)
سپس به ویژگی مهم دیگری از آنها اشاره میکند:«از شدت خویشتنداری و عفاف،افراد بیاطلاع،آنها را غنی میپندارند، در حالی که آنها را از چهرههایشان میشناسی، ...یحسبهم الجاهل اغنیاء من التعفف تعرفهم بسیماهم... » (2)
آری!آنها رنجهای درونی خود را کاملا حفظ میکنند و زبان به شکوه نمیگشایندو در عین نیازمندی شدید،همچون بینیازان گام بر میدارند،ولی برای آگاهان رنگرخساره آنها از سر درونشان خبر میدهد.
باز به بیان ویژگی دیگری پرداخته،میافزاید:«هرگز با اصرار چیزی را از مردمنمیخواهند، ...لا یسئلون الناس الحافا... » (3)
تا حد امکان،از کسی تقاضا نمیکنند و اگر کارد به استخوانشان رسد و ناچار شوندوامی از کسی بگیرند یا کمکی بخواهند،هیچ گونه اصرار به فرد مقابل نمیکنند.
در پایان آیه میفرماید:«و هر چیزی خوبی در راه خدا انفاق کنید،خداوند به آن آگاهاست، ...و ما تنفقوا من خیر فان الله به علیم ». (4) آری!انفاق بسیار خوب است،خصوصابرای کسانی که عزت نفس و طبع بلند دارند و خویشتندار و عفیفند.
بدیهی است که«عفت»در این آیه به معنی خویشتنداری در مسایل مالی است،نهامور جنسی.جمعی از مفسران،شان نزول آن را«اصحاب صفه»دانستهاند.آنها یکگروه چهار صد نفری از مسلمانان مکه و اطراف مدینه بودند که نه خانهای در مدینهداشتند و نه خویشاوندانی که به منزل آنها بروند و نه کسب و کار،ولی در عین حال،در نهایت تعفف در محلی که به صورت سکوی بزرگ (5) در کنار مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله بود،زندگی میکردند.آنها مجاهدانی بودند که به فرمان رسول الله صلی الله علیه و اله به میدانهای جنگحرکت میکردند و در عین گرسنگی و نیازمندی شدید،عزت نفس و خویشتنداری وعفتخویش را حفظ میکردند.
به هر حال،قرآن مجید این گروه از عفیفان را در آیه فوق با تعبیرات مختلف ستودهاست و آنها را به عنوان الگو برای سایر مسلمانان معرفی نموده است.
در آیه دوم و سوم،سخن از«عفت»و پاکدامنی یوسف علیه السلام است که در سختترینشرایطی که تمام اسباب گناه در آن آماده بود،خود را حفظ کرد.به خداوند خویشپناهنده شد و از کوره یک امتحان بزرگ الهی،آبرومندانه بیرون آمد.
طبق بیان قرآن کریم:«آن زن که یوسف علیه السلام در خانه او بود،از وی تمنای کامجویی کرد وتمام درها را بست و گفت: بشتاب به سوی آنچه که برای تو مهیاست.
یوسف علیه السلام گفت:به خدا پناه میبرم،او(عزیز مصر)صاحب نعمت من است،مقام مراگرامی داشته(آیا ممکن استبه او ظلم و خیانت کنم؟)،به یقین ظالمان(و خائنان)رستگارنمیشوند، و روادته التی هو فی بیتها عن نفسه و غلقت الابواب و قالت هیت لک،قالمعاذ الله انه ربی احسن مثوای انه لا یفلح الظالمون » (6)
چهره زیبا و ملکوتی حضرت یوسف علیه السلام،نه تنها عزیز مصر را مجذوب کرده بود،بلکه همسر عزیز مصر نیز به او علاقهمند شده بود.این عشق و علاقه همسر عزیز مصر،پنجه در اعماق جانش داشت که با گذشت زمان داغتر و سوزانتر میشد،اما حضرتیوسف علیه السلام عفیف و پاکدامن و پرهیزکار،قلبش تنها در گرو عشق به خدا بود.
همسر فریبای جوان و زیبای عزیز مصر،از تمام وسایل و روشها،برای رسیدن بهمقصد خود استفاده کرد،وسایلی که تنها بخشی از آنها برای تحریک یک جوان مجردهم سن و سال حضرت یوسف علیه السلام کافی بود،ولی حضرت یوسف علیه السلام در برابر امواجشدید شهوت ایستادگی نمود و خود را به کشتی لطف پروردگار سپرد که اگر نمیسپرد،غرق شده بود،همان گونه که آیه بعد میفرماید:«آن زن قصد کامجویی را از او(حضرت یوسف علیه السلام)کرد و او نیز-اگر برهان پروردگار را نمیدید-قصد وی مینمود،این چنین کردیم.
و یوسف را در برابر این طوفان شدید تنها نگذاشتیم)تا بدی و فحشاء را از او دور سازیم،زیرااو از بندگان مخلص ما بود، و لقد همتبه و هم بها لو لا ان رءا برهان ربه کذلک لنصرفعنه السوء و الفحشاء انه من عبادنا المخلصین ». (7)
«من عبادنا»(از بندگان ما)و«مخلصین»(خالص شدگان)،تعبیرات بسیار پرمعناییاست که در این آیه به عنوان نشان افتخار بر سینه حضرت یوسف علیه السلام نصب شده است.
گر چه حضرت یوسف علیه السلام با وجود عفت و پاکدامنی از سوی همسر عزیز مصر متهمبه خیانتی شد که ممکن بود به قیمت جان او تمام شود،ولی خداوندی که وعده حمایتاز مؤمنان پاکدامن را داده است توسط گواهی کودک شیرخواری که در گهواره بود،بهصورت معجزه آسایی،او را نجات داد.
آنچه بعضی از افراد نادان و بیخبر،در شرح این آیات نوشتهاند که منظور از «هم بها» این است که حضرت یوسف علیه السلام نیز آماده کامجویی از زلیخا شد،نه با مقامعصمت انبیاء سازگار است و نه با لحن آیات فوق،بلکه قرآن میگوید: «برهان پروردگاربه یاری حضرت یوسف علیه السلام آمد که اگر نیامده بود،آماده میشد،ولی چون به سراغش امد،قصد گناه نکرد.»
فخر رازی در تفسیر این آیه،تعبیر جالبی دارد.او مینویسد:«همه،حتی شیطانشهادت به پاکی حضرت یوسف علیه السلام دادند،زیرا شیطان در همان زمانی که رانده درگاه خداشد،گفت:من برای گمراه ساختن همه فرزندان آدم تلاش میکنم،جز بندگان مخلص تو، قال فبعزتک لاغوینهم اجمعین×الا عبادک منهم المخلصین » (8)
سپس فخر رازی میافزاید:«اگر گویندگان این سخنان بی اساس و خرافی،تابع خداوندهستند،خداوند شهادت به پاکی حضرت یوسف علیه السلام داد و اگر پیرو شیطانند،شیطان نیزشهادت به پاکی او داده است. (9)
در چهارمین آیه که ادامه شرح زندگی پرماجرای حضرت یوسف علیه السلام و بیان مقام والای عفت و پارسایی اوست، ضمن اشاره به آزمون دیگری که مانند طوفانی سخت دربرابر او پدیدار شده بود،میفرماید:«هنگامی که آوازه عشق سوزان عزیز مصر به غلامکنعانیش حضرت یوسف علیه السلام،در شهر پیچید و زنان مصر،زبان به ملامت و سرزنش اوگشودند،او برای اثبات بیگناهی خود،مجلس میهمانی عظیمی ترتیب داد و از زنانسرشناس مصر دعوت کرد و در یک لحظه حساس،حضرت یوسف علیه السلام را وادار کرد که واردآن مجلس شود.
هنگامی که آنها چشمشان به جمال دل آرای حضرت یوسف علیه السلام افتاد،زمام اختیار را ازدست دادند و با کاردهایی که برای خوردن میوه در دست داشتند،بیاختیار دستهایشان رابریدند و همگی گفتند:این جوان،یک انسان نیست که یک فرشته زیبا و عجیب است!»
در آن هنگام که همسر عزیز مصر خودش را پیروز میدید،رو به آنها کرد و گفت:
«این همان کسی است که مرا به خاطر(عشق)به او سرزنش کردید.(آری!)من او را بهخویشتن دعوت کردم و او خودداری کرد.اگر آنچه را که من دستور میدهم،انجام ندهد،بهزندان خواهد افتاد و به یقین خوار و ذلیل خواهد شد، قالت فذالکن الذی لمتننی فیه و لقدراودته عن نفسه فاستعصم و لئن لم یفعل ما آمره لیسجنن و لیکونا من الصاغرین
عشق و عفت
عفت، فضیلت بزرگ اخلاقی
اشاره
نیازمندان آبرومند
پینوشتها:

تعداد اسلایدها : 30 اسلاید

مشخصات این فایل
عنوان: عوامل دین گریزی و گرایش جوانان به فرهنگ غرب
فرمت فایل : word( قابل ویرایش)
تعداد صفحات: 30
این مقاله درمورد عوامل دین گریزی و گرایش جوانان به فرهنگ غرب می باشد.
ج. زدودن فقر اقتصادی و اشتغال سازنده و مفید
تنگدستی را شاید بتوان از پلیدترین پدیده های جامعه به شمار آورد. بی تردید، بسیاری از ناهنجاری های اجتماعی همچون سرقت، ولگردی، گدایی، خودفروشی، و اعتیاد به علت تنگدستی و بی چیزی به وجود می آید. نگاهی گذرا به بزهکاران و ساکنان ندامتگاه ها ما را به این حقیقت دردآور رهنمون می نماید که شمار بسیاری از آنان در اثر تهیدستی، پای در این راه شوم و بدفرجام نهاده اند.
پدیده فقر در هر جامعه ای که چهره کریه خود را به نمایش بگذارد، مانند سیلی بنیان کن زیربنای تمامی ارزش های انسانی را از بن ویران می سازد و کاخ های کرامت و شرافت آدمی را به بیغوله های ننگ و بدنامی تبدیل می کند.32
یکی از عوامل مهم در سلامت فرد و جامعه، اشتغال سازنده و کار مفید است. اشتغال سازنده زمینه شکوفایی استعدادها و بروز خلاقیت ها و ابتکارات را فراهم می آورد و کار و تلاش، شرایط را برای رشد و پیشرفت جامعه مساعد می سازد.
بی کاری موجبات تنبلی، سستی، افسردگی و قساوت قلب را فراهم می آورد. گسترش بی کاری در جامعه سبب افزایش فقر و ناتوانی و در نتیجه، ازدیاد فساد و فحشا شده و به کفر می انجامد.
عدم اشتغال ذهنی، تخیّل گرایی منفی، آلودگی فکری، آسیب پذیری سلامت روانی و عاطفی را به همراه دارد و عدم اشتغال جسمی رکود و سستی و تنبلی و بیماری جسمی و بدنی را دامن می زند و خمودی و ناتوانایی را دنبال می کند. به همین دلیل، «کار به عنوان یک عامل سازنده بسیار مهم در تربیت اسلامی قلمداد گشته و بی کاری و فقر به شدت نفی شده است.»33
د. پیش گیری از نفوذ عوامل فرهنگی دشمن
نگاهبانی از ارزش های الهی، بینشی ژرف می طلبد; بینشی که در سایه آن همه عوامل فرهنگی غرب را شناسایی و کنترل نموده و در صورت لزوم طرد و منزوی می سازد. از این رو، بر همه مسئولان امر وظیفه است که به هر شکل ممکن جلوی نفوذ فرهنگی دشمن را بگیرند. چنانچه این کار انجام نشود، همه مسئول می باشند.
امام خمینی(قدس سره) در این باره می فرمایند:
اکنون وصیت من... آن است که نگذارند این دستگاه های خبری و مطبوعات و مجله ها، از اسلام و مصالح کشور منحرف شوند و باید بدانیم که آزادی به شکل غربی آن که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می شود از نظر اسلام و عقل محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانی ها و کتاب ها و مجلات بر خلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور، حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگیری از آنها واجب است. و از آزادی های مخرّب باید جلوگیری شود، از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه بر خلاف مسیر ملت و کشورهای اسلامی و مخالف با حیثیت جمهوری اسلامی است، به طور قاطع اگر جلوگیری نشود، همه مسئول می باشند.34
هـ . استفاده از امکانات تربیت بدنی
تربیت بدنی و سلامت جسمی، نیاز طبیعی فرد سالم و جامعه سالم است که می تواند زمینه ساز سلامت روانی و عاطفی آنان شود. میزان سلامت جوانان در چگونگی پیشرفت تحصیلی آنها مؤثر است. هر چه جوان سالم تر، بانشاط تر و شاداب تر باشد فراگیری و رشد، سریع تر و متعادل تر صورت می گیرد و زحمات صورت گرفته از سوی والدین و مسئولان بیشتر به نتیجه می رسد و متقابلا این گروه هر چه از سلامت کمتری برخوردار باشند کسالت و خمودی بیشتر می شود و در نتیجه، افت تحصیلی و مشکلات رفتاری فزون تر می شود.
از سوی دیگر، نوجوان و جوان سرشار از انرژی فزاینده است که باید به صورت صحیح و منطقی تخلیه شود. تراکم این انرژی و عدم تخلیه معقول آن می تواند زمینه ناهنجاری های فردی و اجتماعی را به همراه داشته باشد. چنانچه معمولا کودکان در ممنوعیت بیش از حد، برای محیط خانه و اجتماع مسئله آفرین هستند و اغلب بزهکاران امکان و شرایط لازم و هدایت شده برای تخلیه انرژی خویش را نداشته اند.
اگر محتوای آموزه های تربیتی مجموعه ای از سلب ها و ممنوعیت ها، بدون جایگزینی مناسب باشد به تدریج متربی را از میدان به در می کند، زیرا:
اولا، تربیت در پرتو احساس اشتیاق متربی حاصل می شود و غالب جوانان اشتیاقی به نهی و منع ندارند. ارائه جایگزین های دلنشین می تواند رغبت آفرین باشد.
ثانیاً، بسیاری از ممنوعیت های دینی، لذایذ مادی است که جوان به طور غریزی در پی آنهاست; ارتکاب آنها راهی به سوی ارضای نیازهای غریزی و ترک آنها به منزله نبرد با گرایش های درونی است. بدین روی، هدایت جوان نمی تواند چکّشی انجام گیرد و امیال درونی وی به فراموشی سپرده شود; بلکه باید با ارائه طریق مناسب و جایگزین مشروع برای ارضا همراه شود.
ثالثاً، جوانی که به محرّماتی عادت کرده است، ترک عادت او را به تنش شدید روانی دچار می کند. در صورتی می توان از این تنش های طاقت فرسا جلوگیری کرد که عادات جایگزین حاصل شود.
رابعاً، منع ها غالباً وقت آفرین است. اگر با ترک رفتارهای مضرّ اوقات فرد خالی می شود لازم است که به وجهی نیکو پر شود، وگرنه فرصت اضافی ممکن است برای فرد مشکلات جدیدی بیافریند.
بر این اساس، اگر تفریحات ناسالم از متربی گرفته می شود، لازم است که امکان تفریحات سالم فراهم شود، که استفاده از امکانات تربیت بدنی یکی از این جایگزین ها می باشد.35
نتیجه گیری
با توجه به مباحث ارائه شده، چنین می توان نتیجه گرفت که از عوامل اصلی دین گریزی جوانان ناسازگاری میان قول و عمل کسانی است که به طرف دین دعوت می کنند. عوامل دیگری از جمله غفلت، جهل و عدم تفکر جوانان درباره دین، و یا تهاجم فرهنگی نیز تأثیر اساسی و فراوانی در این فرایند دارند. به هر حال، از بهترین و اصلی ترین راه ها برای جلوگیری از دین گریزی جوانان نشان دادن یک الگوی مناسب برای جوان می باشد و منادیان دین و کسانی که به طرف دین دعوت می کنند باید پیش از اینکه جامعه را تبلیغ کنند به فکر تزکیه و تهذیب نفس خود باشند تا مشمول آیه شریفه (لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ) (صف: 2) نگردند. البته نباید از عوامل دیگر نیز غفلت کرد که هر یک به نوبه خود عامل مهمی برای دین گریزی جوانان می باشد.
در مسئله گرایش به فرهنگ غرب نیز عدم شناخت صحیح از فرهنگ غرب به عنوان عامل اصلی بیان شده است و مشکلات اقتصادی در داخل و آزادی ابتذال موجود در غرب در رتبه های بعدی قرار دارند.
بنابراین، با توجه به این عوامل، راه کارهایی که برای جلوگیری از این دو می توان بیان کرد، تقویت بینش دینی و سیاسی جوانان و زدودن فقر اقتصادی و ارائه الگوهای مناسب به جوانان می باشد و علت های دیگر در اولویت ها و رتبه های بعدی قرار دارند.
کلیدواژه ها:
ویژگی های دوره جوانی
عوامل دین گریزی نسل جوان
الف. غفلت، جهل و عدم تفکر جوانان درباره دین
ب. تهاجم سازمان یافته فرهنگی دشمن
هـ . محدودیت های اعمال شده از سوی خانواده
و. وجود شبهات دینی در بین جوانان و عدم پاسخ صحیح به آنها
عوامل گرایش جوانان به فرهنگ بیگانه
الف. عدم شناخت صحیح فرهنگ غرب
ب. مشکلات اقتصادی موجود در داخل کشور
ج. آزادی ابتذال و فساد و بی بندباری در غرب
هـ . تعمیم های بی جا
الف. ارائه الگوهای مناسب
ج. زدودن فقر اقتصادی و اشتغال سازنده و مفید
هـ . استفاده از امکانات تربیت بدنی
نتیجه گیری
پى نوشت ها

مشخصات این فایل
عنوان: زندگانی حضرت امام حسن (ع )
فرمت فایل : word( قابل ویرایش)
تعداد صفحات: 27
این مقاله درمورد زندگانی حضرت امام حسن (ع ) می باشد.
انعکاس شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام
شهادت مظلومانه سبط اکبر رسول خدا (ص) پرده نفاق را از چهرۀ کریه معاویه کنار زد؛ پردۀ نفاقی که ذوالفقار امیر مؤمنان علیه السلام در صحرای صفین قادر بر دریدن آن نگردید. شهادت امام مجتبی علیه السلام کاری کرد که عمروبن نعجة گفت : رحلت حسن بن علی علیهما السلام اولین خاک ذلت و خواری بود که بر سر عرب پاشید وسیاه بخش گردانید .
امام باقر علیه السلام نسبت به انعکاس شهادت آن بزرگوار فرمودند :
به هنگام شهادت امام مجتبی علیه السلام مردم گریه و زاری داشتند ، حزن آنان را فرا گرفت و عزاداری نمودند و بازارها را تعطیل کردند .
تهذیب الکمال ...6/255
وقتی خبر رحلت امام حسن مجتبی علیه السلام به معاویه ملعون رسید ، او و بعضی از همراهانش سجدۀ شکر به جا آوردند و تکبیر گفتند ، ولیکن فاخته همسر معاویه سخت ناراحت گردید و معاویه را بر شادمانی اش نکوهش نمود و فریادش به « انالله و انا الیه راجعون » بلند شد
در آن زمان عبد الله بن عباس در شام به سر می برد چون خبر خوشحالی معاویه را در رحلت امام مجتبی علیه السلام شنید بر او داخل شد و چون بر زمین نشست ، معاویه گفت :
حسن بن علی علیه السلام مرد و هلاک گردید! عبدلله گفت : بلی آن گاه چند مرتبه تکرار کرد : « انالله و انا الیه راجعون » سپس گفت : معاویه ! شنیدم اظهار خوشحالی و شادمانی کرده ای ! آگاه باش ! قسم به خدا با مرگ حسن بن علی هرگز قبر تو پر نمی گردد و کوتاهی عمر با برکت او بر عمر تو نمی افزاید . او رحلت نمود و حال آنکه وجودش بهتر از تو بود . اگر امروز ما گرفتار فقدان آن وجود مبارک شده ایم ، قبلاً به چنین مصیبتی در رحلت رسول خدا (ص) مبتلا گشته بودیم ، ولیکن خداوند سبحان با تعیین جانشین نیکو ، آن را جبران نمود. در این هنگام عبدالله فریادی بر آورد و گریه زیادی کرد به طوری که هرکس در آن جا بود تحت تأثیر قرار گرفت و اشکش جاری گشت ، حتی معاویه خبیث هم گریان شد.
محمد مسلم گفت : از حضرت باقر علیه السلام شنیدم می فرماید : وقتی حسن بن علی علیه السلام به حال احتضار در آمد، به حسین علیه السلام گفت : برادرم تو را به وصیتی سفارش می کنم . پس آن را حفظ کن وقتی مردم مرا [برای دفن ] آماده کن ، سپس به سوی رسول خدا – درود خدا بر او وبرخاندانش – ببر تا عهدی را با ایشان تازه کنم. سپس مرا به سوی مادرم فاطمه علیها السلام برگردان آنگاه باز گرد و در بقیع دفنم کن . و بدان که از حمیرا ( عایشه ) رنجی به من می رسد . آنچه مردم از کردارش و دشمنی اش با خدا و رسول خدا – درود خدا بر او و بر خاندانش – و دشمنی اش با ما اهل بیت آگاهند . چون حسن علیه السلام در گذشت [و ] بر تابوتش نهاده شد ، او را به نمازگاه رسول خدا – درود خدا بر او و بر خاندانش – که در آنجا بر مردگان نماز میخواند بردند . پس بر حسن علیه السلام نماز خواند . چون نماز تمام شد به داخل مسجد برده شد وقتی کنار مرقد رسول خدا (ص) ایستادند ، خبر به عایشه رسید و به او گفتند : آنان حسن علی علیهما السلام را آورده اند تا کنار رسول خدا (ص) دفن شود . پس به شتاب بر استری زین شده بیرون آمد – و او نخستین زن در اسلام بود که بر زین سوار شد – آنگاه ایستاد و گفت : فرزندتان را از خانه ام دور کنید . که نباید کسی در آنجا دفن شود و نباید حریم رسول خدا (ص) دریده شود پس حسین بن علی علیه السلام به او فرمود : تو و پدرت پیش از این حریم رسول خدا (ص) را دریده اید و تو در خانه اش کسی را که رسول خدا(ص) نزدیک بودنش را دوست نداشت ، داخل کرده ای . ای عایشه ! خداوند از تو در این باره خواهد پرسید . برادرم مرا فرمان داد که او به نزد پدرش رسول خدا (ص) ببرم تا عهدی را با ایشان تازه کند . و تو بدان که برادرم عالم ترین مردم به خدا و رسولش است. و به تأویل کتاب او عالم تر از آن است که حریم رسول خدا (ص) را بدرد ؛ زیرا خداوند پاک والا می فرماید :«ای کسانی که ایمان آورده اید به خانه های پیامبر داخل نشوید مگر این که به شما اجازه داده شود »[احزاب (33):53] در حالی که تو بی اجازۀ رسول خدا (ص) مردانی را به خانه اش داخل کرده ای . و خداوند عزتمند فرموده است: «ای کسانی که ایمان آورده اید صدای خود را فراتر از صدای پیامبر نبرید » [حجرات (49):2] و به جانم سوگند تو برای پدرت و فاروقش (عُمر) کنار گوش رسول خدا (ص) کلنگ ها زدی . و خداوند شکوهمند فرمود :«کسانی که صدای خود را نزد رسول خدا کوتاه می کنند . همان کسانی هستند که خداوند دل هاشان را برای پرهیزگاری امتحان کرده است .» [حجرات (49):3]در حالی که به جانم سوگند پرت و فاروقش به سبب نزدیک شدنشان به ایشان او را آزار دادند و حقّی را که خداوند با زبان رسولش به آن دو امر کرده بود دربارۀ او رعایت نکردند . که خداوند آنچه را دربارۀ زندگان مؤمن حرام کرده دربارۀ مؤمنان مرده نیز حرام کرده است . و به خدا سوگند ای عایشه! دفن کردن حسن نزد پدرش که تو آن را نمی پسندی اگر میان ما و خداوند طی شده بود، می دانستی که او ، اگر چه با مالیده شدن بینی ات به خاک هم بود [در آن جا ] دفن می شود . سپس محمد حنفیه به سخن در آمد گفت : روزی بر استر و روزی بر شتر . تو نه مالک جانت هستی و نه مالک زمین . [ و این کار] برای دشمنی با بنی هاشم است . عایشه با او رو کرد و گفت ای پسر حنیفه ! اینان فاطمی اند که سخن میگویند ، سخن تو چیست ؟ و حسین علیه السلام با او فرمود : چگونه محمد را از فاطمیان دور می کنی ، که به خدا سوگند او زادۀ سه فاطمه است : فاطمه دختر عمران بن عائذ بن عمرو مخزوم و فاطمه دختر اسد هاشم و فاطمه دختر زائدة بن أصمّ بن رواحة بن حجر بن عبد معیص عامر. آن گاه عایشه به حسین علیه السلام گفت: فرزندتان را دور کنید و او را ببرید که شما مردمی خصو متگر هستید. پس حسین علیه السلام به سوی مرقد مادرش رفت . سپس پیکر را بیرون آورده و در بقیع دفنش کرد.
تولد و کودکی
کمالات انسانی
بیعت مردم با حسن بن علی (ع )
همسران و فرزندان امام حسن (ع )
زیارتنامه حضرت امام حسن (ع )
ذکر امام حسن(ع) در قرآن
گفتار امام پیرامون انگیزه هاى صلح
شهادت امام حسن (ع)
انعکاس شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام