فی گوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی گوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

مقاله ای در مورد شهریار

اختصاصی از فی گوو مقاله ای در مورد شهریار دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله ای در مورد شهریار


مقاله ای در مورد شهریار

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)


تعداد صفحه:3

فهرست:

شهریار

سید محـمـد حسین بهـجـت تـبـریـزی در سال 1285 شمسی در شهر تبریز دیده به جهان گشود.پدر وی حاجی میرآقا خشگـنابی است که از سادات خشگـناب ( قـریه نزدیک قره چـمن ) و از وکـلای ممیز دادگـستـری تـبـریز و مردی فاضل و خوش محاوره و از خوش نویسان دورهً خود و با ایمان و کریم الطبع بوده است و در سال 1313 مرحوم و در قـم مـدفون شد.

شهـریار تحـصـیلات خود را در مدرسه متحده , فیوضات تـبـریز و دارالفـنون تهـران خوانده و تا کـلاس آخر مـدرسهً طب تحـصیل کرده است ولی در سال آخر دست تقدیر او را به دام عشقی نا فرجام گرفتار ساخت و این ناکامی موهبتی بود الهی, که آتش درون و سوز التهاب شاعر را شعله ور ساخت و در سلک صاحبدلان در آمد.

وی ابتدا در اشعارش بهجت تخلص می کرد. ولی بعدا دوبار برای انتخاب تخلص با دیوان حافظ فال گرفت و یک بار مصراع:

«که چرخ این سکه ی دولت به نام شهریاران زد»

و بار دیگر

«روم به شهر خود و شهریار خود باشم»

آمد از این رو تخلص شعر خود را به شهریار تبدیل کرد.

شهریار برای گذراندن زندگی خود و خانواده اش چـنـد سالی در ادارهً ثـبت اسناد نیشابور و مشهـد خـدمت کرد و در سال 1315 در بانک کـشاورزی تهـران به ادامه شغل دولتی پرداخت.

شهـرت شهـریار تـقـریـباً بی سابقه است، تمام کشورهای فارسی زبان و ترک زبان، بلکه هـر جا که ترجـمهً یک قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را می سـتایـند. منظومهً «حـیـدر بابا» نه تـنـهـا تا کوره ده های آذربایجان، بلکه به ترکـیه و قـفـقاز هـم رفـته و در ترکـیه و جـمهـوری آذربایجان چـنـدین بار چاپ شده است، بدون استـثـنا ممکن نیست ترک زبانی منظومه حـیـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشود.

شهریار بی گمان در شاعری استعداد درخشان داشت.در سراسر اشعار وی روحی حساس و شاعرانه موج می زند, خوابی که شهـریار در دوران نوجوانی دیده را می توان به شهـرتی که پـیدا کرد تعـبـیر نمود.

وی در سیزده سالگی موقعـی که با قـافله از تـبریز به سوی تهـران حرکت کرده بود، در اولین منزل بـین راه «قـریه باسمنج» دیده است؛ و شرح آن این است که شهـریار در خواب می بـیـند که بر روی قـلل کوهـها طبل بزرگی را می کوبـند و صدای آن طبل در اطراف و جـوانب می پـیچـد و به قدری صدای آن رعـد آساست که خودش نـیز وحشت می کـند.

در سراسر اشعار وی روحی حساس و شاعرانه موج می زند, که بر بال تخیلی پوینده و آفریننده در پرواز است.و شعر او در هر زمینه که باشد از این خصیصه بهره ورست و به تجدد و نوآوری گرایشی محسوس دارد.شعرهایی که برای نیما و به یاد او سروده و دگرگونیهایی که در برخی از اشعار خود در قالب و طرز تعبیر و زبان شعر به خرج داده, حتی تفاوت صور خیال و برداشت ها در قال سنتی و بسیاری جلوه های دیگر حاکی از طبع آزماییها در این زمینه و تجربه های متعدد اوست.قسمت عمده ای از دیوان شهریار غزل است.سادگی و عمومی بودن زبان و تعبیر یکی از موجبات رواج و شهرت شعر شهریار است. شهریار با روح تاثیرپذیر و قریحه ی سرشار شاعرانه که دارد عواطف و تخیلات و اندیشه های خود را به زبان مردم به شعر بازگو کرده است. از این رو شعر او برای همگان مفهوم و مأنوس و نیز موثر ست.

 


دانلود با لینک مستقیم


مقاله ای در مورد شهریار

مقاله ی ارزشیابی عملکرد افراد

اختصاصی از فی گوو مقاله ی ارزشیابی عملکرد افراد دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله ی ارزشیابی عملکرد افراد


مقاله ی ارزشیابی عملکرد افراد

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه:20

چکیده

مقدمه

میزان کارآیی یک مدیر را بر مبنای تعداد نامه‌هایی که وی امضاء کرده است بررسی کنیم

روشهای مختلف ارزیابی عملکرد

روش امتیازبندی

خصوصیات شخصیتی ارزیاب

روش‌های غیر متدوال

8- خطای هاله‌ای

هدف نهایی از ارزیابی عملکرد

ارزیابی عملکرد توسط چه کسانی و در چه مکانی قابل اجرا می‌باشد؟

روش رتبه‌بندی مستقیم

همه افراد حق دارند و علاقمند هستند که از نتایج عملکرد روزانه خود آگاه باشند. این مسأله در مورد افراد وجه دیگری هم پیدا می‌کند و آن اینست که افراد علاقه دارند از نظرات سازمان در مورد خود مطلع گردند و از سوی دیگر سازمان نیز محق است نظرات خود را در مورد منابع انسانی سازمان که از اصلی‌ترین سرمایه‌های سازمان بشمار می‌روند ابراز داشته و به اطلاع ایشان برساند. از طرف دیگر از کارکنانی که از انتظارات سازمان در مورد خویش بی‌اطلاع هستند چگونه می‌توان انتظار داشت که در جهت رفع و جبران کاستی‌های گذشته اقدام نمایند؟ در همین راستا باید متذکر شد که در اغلب موارد کارکنان، سازمان یا دست‌کم مدیر مستقیم خود را مسئول و مسبب افت یا ضعف عملکرد خود می‌دانند. دلایل اصلی نیاز سازمان‌ها به انجام ارزیابی عملکرد افراد عبارتند از:

تشویق عملکردهای مطلوب و نهی از عملکردهای نامطلوب کارکنان

پاسخ به این نیاز افراد که «حق دارند از نظرات کارفرما در مورد عملکرد خود مطلع باشند».

شناسایی افرادی که قابلیت ارتقاء دارند و یا مستحق افزایش دستمزد و مزایای جانبی هستند.

نیاز سنجی آموزشی کارکنانی که جهت ارتقاء یا جبران کاستی‌ها نیاز به آموزش دارند.

امکان بازنگری مشاغل و پست‌های سازمانی.

2- دلایل مخالفت اغلب سازمان‌ها با ارزیابی عملکرد

اغلب سازمان‌ها با انجام ارزیابی عملکرد افراد مخالف هستند و عمده نگرانی سازمان‌ها نیز اینست که مبادا افراد در اثر اطلاع از قضاوت کارفرما نسبت به عملکرد خود، رنجیده خاطر شده و این مسأله منجر به کاهش بازدهی، سرخوردگی و نهایتاً افت بازدهی سازمان گردد. لیکن چنانچه ارزیابی عملکرد بجای آنکه بر مبنای احساسات آنی ارزیاب باشد، بر مبنای حقایق انجام گردد، و از سوی دیگر افراد نیز با دید مثبت و واقع نگر به آن نگاه کنند و سعی در جبران کاستی‌ها ی گذشته در جهت افزایش عملکرد خود نمایند، این نگرانی بیجا و بی‌مورد است.

افراد چنانچه از هدف اصلی کارفرما از ارزیابی عملکرد خود، در جهت تغییر روش‌های غیر استاندارد به روش‌های مطلوب (که موجب افزایش بازدهی افراد نیز می‌گردد) آگاه گردند قاعدتاً نه تنها در مقابل ارزیابی و نتیجه آن جبهه‌گیری نخواهند کرد، بلکه علی‌الاصول افراد علاقه دارند که از جایگاه واقعی خود در سازمان مطلع شوند (حتی اگر بر خلاف نظرایشان باشد). البته این اظهارات بدین معنی نیست که قطعاً جلسه ارزیابی، بدون تنش برگزار خواهد شد و افراد با انتقاد صرف از عملکرد خود براحتی و سادگی برخورد می‌نمایند، اما استفاده از روشهای علمی ارزیابی اولاً موجب کاهش تنش جلسات شده و ثانیاً باعث ایجاد نیرویی در افراد در جهت تغییر و بهبود روشهای غیر استاندارد گذشته خواهد شد. قاعدتاً افراد در ابتدا، در مواجهه با این موضوع تصور خواهند کرد که این روش نیز یکی از ابزار‌های کنترلی سازمان است و در مقابل آن جبهه‌گیری خواهند کرد.

 


دانلود با لینک مستقیم


مقاله ی ارزشیابی عملکرد افراد

ازدواج در ادیان

اختصاصی از فی گوو ازدواج در ادیان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

ازدواج در ادیان


ازدواج در ادیان

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه26

ازدواج در بهائیت

 

ازدواج در بین بهائیان، اتحاد بین زن و مرد است و بهائیان به امر ازدواج تشویق شده‌اند. اما این ازدواج علاوه بر ارتباط جسمانی باید روحانی نیز باشد. هدف اصلی ازدواج، پرورش روح و ایجاد هماهنگی و وحدت بین دو شریک زندگی تعریف شده‌است. حداقل سن ازدواج پانزده سال تمام است.از بیان رضایت طرفین و پرداخت مهریه بهائی و خواندن آیه‌ای توسط زن و مرد که متن آن در کتاب اقدس ام‌الکتاب دین بهائی امده‌است و ثبت واقعه، امضای والدین و همچنین ۹ شاهد رسما آغاز می‌شود. باید توجه داشت که رضایت والدین دو طرف ازدواج نیز در امر بهائی از عناصر تحقق اقتران است.

آبه مخصوص که به آن اشاره شد «انا کل لله راضون» برای مردان و «انا کل لله راضیات» برای زنان است. در احکام بهائی ازدواج موقت (که به متعه و صیغه معروف است)، داشتن چند همسر در یک زمان و ازدواج هم‌جنسان حرام است.

 

ازدواج در یهودیت

 

در یهودیت، ازدواج به معنای کامل شدن و اوج رشد انسانی است. برپایه تعالیم یهود، یک زن بدون همسر و یک مرد بدون زن انسان‌هایی کامل نیستند و با ازدواج و پیوند زناشویی از شکل ناقص به وجودی کامل تبدیل می‌شوند.ازدواج در میان کلیمیان دارای مراسمی مخصوص با آداب مربوط به آن است که از آن‌جمله می‌توان به مهریه زن که کتوباه گفته می‌شود تا چاپاه، پارچه‌ای سفید و نماد روشنایی که بر روی چهار چوب از هر طرف و بر روی سر عروس و داماد قرار می‌گیرد و نماد خانه و زندگی جدید زوج جوان است یاد کرد.

 

ازدواج درمسیحیت

 

مسیحیان هنگام ازدواج متعهد می‌شوند که یکی شدن مرد و زن را نشانهٔ آشکاری برای محبت خدا به بشر و محبت مسیح به شاگردانش قرار دهند. به همین علت، مسیحیان ازدواج را التزام و تعهد در طول زندگی می‌شمارند و با طلاق و ازدواج مجدد در زمان حیات همسر مخالفند. ] اگرچه ازدواج در مسیحیت پدیده‌ای مقدس محسوب شده و سرّ عظیم نامیده می‌شود، اما در برابر آن دوری گزیدن از ازدواج امری پسندیده‌تر است. شخص مجرد، با تمام توان به خدمت خداوند می‌رسد و با کم‌کردن مشغله‌های دنیوی و زندگی، خود را شبیه عیسی می‌سازد.

 

 

 

 

 

 

 

 

ازدواج در اسلام

 

یکی از ویژگی های اسلام تقسیم ازدواج به دو قسم دائم و موقت است و این حکم از احکام روشنی است که هیچ شکی در آن نیست. بلکه اگر ازدواج موقت نبود اشکالاتی بر اسلام وارد می شد.

زیرا گاهی دختر و پسر در شرایطی خاص قرار می گیرند که ازدواج دایم برایشان ممکن نیست مثل دانشجویان پسر و دختر که در بالاترین مراتب شهوت جنسی هستند اگر در این هنگام ازدواج موقت مجاز نباشد معمولا به حرام می افتند.

   خصوصیات ویژه ازدواج موقت که مشقت و زحمت کمتری دارد مانع به حرام افتادن می شود.

    منشأ اینکه متدینین و متشرعین آن را قبیح می دانند عدم التزام به مجموعه احکام اسلام است و گرنه قبحی در آن نیست.

  انصاف این است که ازدواج موقت از خصائص اسلام است و هر یک از متصدیان  زعامت و حکومت آن را حرام بداند به تحقیق در اسلام نقصان ایجاد کرده است.

 منبع : از کتاب موسوعة تفصیل الشریعة شرح تحریر الوسیله کتاب النکاح

 

از دیدگاه اسلام، ماهیت ازدواج یک قرارداد و پیمان با شرایطی ویژه‌است. و بسیار پسندیده و مطلوب است و از منظر فقه اسلامی، عملی مستحب و چه بسا مستحب موکد و در برخی موارد واجب شمرده می‌شود  عفت و حیا از جملهٔ این صفات می‌باشند که یکی از راه‌های تأمین این صفات و سجایا، ازدواج است. اسلام با تشریع ازدواج، مسیر رسیدن به عفت و حیا را هموار می‌سازد بدین صورت که ازدواج را بهترین و طبیعی‌ترین راه تأمین نیازهای جنسی معرفی می‌کند. طبق قوانین اسلامی تنها خواندن صیغه عقد توسط زن و تایید توسط مرد صحیح است و الزامی به وجود شاهد یا نماینده دینی نیست. البته می‌توان برای خواندن این جمله  کسی را وکیل کرد که لازم هم نیست که نماینده دینی باشد.

 شیعیان نوع دیگری از ازدواج (معروف به ازدواج موقت) را دارند که در آن عقد ازدواج برای مدت معین و محدودی بین دو طرف بسته می‌شود.در این نوع از ازدواج که به صیغه یا متعه یا ازدواج موقت معروف است زن و مرد پس از شناخت یکدیگر و صحبتهای اولیه در صورتی که هر دو طرف به این امر راضی باشند مدت زمان صیغه و همچنین مبلغ صیغه ( مقدار مهریه ) را خودشان به صورت توافقی تعیین می کنند ( مثلاً با هم قرار میگذارند برای مدت سه ماه و هر ماه یکصد هزار تومان به عقد ازدواج موقت هم در آیند ) . در ازدواج موقت زن ومرد باید به صورت عربی یا فارسی متن صیغه رابخوانند متن صیغه : زن میگوید : ( به زبان عربی ) : زوجتک نفسی فی المده المعلومه علی مهر المعلوم و مرد نیز جواب می دهد : قبلت ( ترجمه فارسی ) :زن میگوید ): من خودم را به عقد ازدواج تو درمی اورم برای مدت زمان مشخصی و با مهریه مشخصی وسپس مرد بلافاصله می گوید : قبول دارم مدت زمان و مبلغ مهریه باید قبل از خواندن متن صیغه مشخص شود . در این نوع ازدواج اگر دختر باکره باشد باید از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد ولی اگر باکره نباشد نیازی به اجازه ندارد . ازدواج موقت در مذهب شیعه ( پیروان علی که امام اول شیعیان و جانشین رسول گرامی اسلام می باشد )امری مستحب موکد میباشد وبر آن تاکید شده است و ائمه اطهار نیز از آن به نیکی یاد می‌کنند و آن را یادگار رسول الله میدانندوغالبا به آن عمل می کردند . همچنین مرد مسلمان می تواند با زنان اهل کتاب مانند مسیحیان و یهودیان نیز ازدواج موقت داشته باشد . ولی زن مسلمان ( شیعه )فقط با مرد مسلمان شیعه می تواند ازدواج موقت بکند. بنابر نظر بعضی از مراجع شیعه «برای دختر رشیده اذن پدر در ازدواج موقت ضرورتی ندارد»پس از تعیین مدت زمان عقد و مهریه با خواندن صیغه عقد زن و مرد به یکدیگر محرم می‌شوند.

ازدواج دائم و موقت

در ایران با توجه به شیعه جعفری در اسلام ازدواج به دو نحو دائم و موقت میتواند صورت پذیرد. در مذهب جعفری آیین اسلام این دو ازدواج در پاره‌ای از آثار با هم یکی هستند و در برخی دگر اختلاف دارند، تفاوت اصلی و جوهری ازدواج موقت با ازدواج دائم در اینست که ازدواج موقت از لحاظ حدود و قیود آزاد است، یعنی وابسته باراده و قرارداد طرفین است، حتی بودن آن نیز در حقیقت نوعی آزادی به‌طرفین میبخشد و زمان را در اختیار آنها قرار می‌دهد.

آنچه در درجه اول این دو را از هم متمایز می‌کند یکی این است که در ازدواج موقت زن و مرد تصمیم میگیرند بطور موقت باهم ازدواج کنند و پس از پایان مدت، اگر مایل بودند تمدید می‌کنند و اگر مایل نبودند از هم جدا می‌شوند.

دیگر اینکه از لحاظ شرایط، آزادی بیشتری دارند که بطور دلخواه بهر نحو که بخواهند پیمان می‌بندند مثلاً در ازدواج دائم مرد باید عهده دار مخارج روزانه و لباس و مسکن و احتیاجات دیگر زن از قبیل دارو و طبیب بشود، ولی در ازدواج موقت بستگی دارد بقرارداد آزادی که میان طرفین منعقد می‌گردد، ممکن است مرد نخواهد یا نتواند متحمل این مخارج بشود، یا زن نخواهد از پول مرد استفاده کند.

در ازدواج دائم، زن باید امر مرد را در حدود مصالح خانواده اطاعت کند، اما در ازدواج موقت بسته به قراردادی است که میان آنها منعقد میگردد.

در ازدواج دائم زن و شوهر از یکدیگر ارث می‌برند، اما در ازدواج موقت چنین نیست.

زن و مرد می‌توانند در ازدواج موقت شرط کنند که بهره برداری جنسی آنها محدود باشد و مثلاً آمیزشی صورت نگیرد.

در ازدواج دائم فقط با توافق یا رضایت طرفین می‌توان از بچه دار شدن جلوگیری نمود ولی در ازدواج موقت هریک از طرفین میتواند از تشکیل نطفه کودک و پیدایش فرزندی جلوگیری کند تا ایجاد مسئولیتی جدید و احیانا دست و پاگیر برای آنها نشود، در حقیقت این نوعی آزادی دیگر است که بزوجین داده شده‌است.

اگر در اثر آمیزش زن و مردی که همسر موقت یکدیگرند کودکی متولد شود با فرزند ناشی از ازدواج دائم هیچگونه تفاوتی ندارد و مانند ازدواج دائم مرد مسئول اداره و تأمین وسایل کافی برای رشد و تربیت آن کودک است.

مهر هم در ازدواج دائم لازم است و هم در ازدواج موقت، با این تفاوت که در ازدواج موقت عدم ذکر مهر موجب بطلان عقد است و در ازدواج دائم عقد باطل نیست، مهرالمثل تعیین می‌شود.

همانطوریکه در عقد دائم، مادر و دختر زوجه بر زوج، و پدر و پسر زوج بر زوجه حرام و محرم میگردند در عقد منقطع نیز چنین است.

همانطوریکه رابطه جنسی زن دائم با دیگران حرام است، در ازدواج موقت نیز چنین است.

در ازدواج دائم جمع میان دو خواهر جایز نیست در ازدواج موقت نیز روا نیست و ازدواج با خواهر زن تا وقتی حرام است که خواهر دیگر همسر انسان باشد.

در ازدواج موقت پس از تمام شدن مدت، زن و شوهر خود به خود از هم جدا می‌شوند و نیازی به طلاق نیست.

همانطور که زوجه دائم بعد از طلاق باید مدتی عده نگهدارد، زوجه موقت نیز بعد از تمام شدن مدت یا بخشیدن آن باید عده نگهدارد. با این تفاوت که عده زن دائم سه نوبت عادت ماهانه‌است و عده زن موقت دو نوبت یا چهل و پنج روز (در رساله احکام فقها عده برای بانوان از سن نه سالگی تا سن یائسگی است ولی اگر بین زن و شوهر آمیزش جنسی انجام نپذبرفته باشد، عده لازم نیست و زن می‌تواند بلافاصله ازدواج نماید).

 

متعه وداع با فحشا

 

«... علی علیه السلام فرمودند: چنانچه امر زناشویی موقت ( عقد انقطاعی و به قول عوام «صیغه») زیر پای بدعت نرفته و پایمال نشده بود، هر آینه کسی مرتکب عمل نا مشروع زنا نمی شد، مگر پلید ناکس و جمعه مسلمان از عوارض شوم و مفاسد عمل نا مشروع و بنیان سوز « زنا» به کلی مصون می ماند.

تفاوتها

« صیغه» یا زناشویی موقت، در حقیقت عین ازدواج مقدسِ معمولیِ رسمی میان مسلمانان است با فرق اینکه مشکلات و تکالیف در زناشویی موقت کمتر و آسان است و مانند زناشویی دائم نیست و همان مصالح و احکام زناشویی که در شرع مقدس در ازدواج دایم در نظر گرفته به اضافه مصالح بیشتری در زناشویی موقت، مرعی داشته است و نصف همان عده ای که در طلاق زوجه دایم مقرر فرموده در اینجا برای تسهیل امر زناشویی، مقرر فرموده است؛ و وجوب نفقه و مخارج ضروری زندگی زن و ارث بری و مقید بودن در زندگی همیشگی با هم را از دوش طرفین برداشته و به جای طلاق، انقضاء و اتمام مدت موقتی است که به تعیین و رضایت طرفین قرار داده تا در آخر مدت بدون قهر و تلخکامی با رضایت و اطلاع قبلی خودشان از هم جدا شوند.

درد و درمان

همیشه تعداد زن در دنیا بیش از مرد است و مردان بسیاری بی زن و زنان بسیاری بی شوهر می باشند... یا مردان و زنان از فقر و بی چیزی یا علل دیگر مقدورشان نیست که زن یا شوهر دائمی اختیار کنند و حس مقدس شهوت همیشه گرسنه و آماده و مشغول فعالیت بوده، قطعاً اگ راه مشروعی برای رفع نیازش پیدا نشود و دست به وسائل نا مشروعی زده، هزاران هزار بدبختی و مرض و مفسده به بار می آورد.

پس بهترین راه برای جلوگیری از این خطر و سیر کردن این حس مقدس عمومی، همان راه مشروع و مقدس است که قانون مقدس الهی اسلام وضع نموده است و آنرا مقدس تر از نکاح و ازدواج دائم داشته و ثواب های اخروی که بر آن مترتب نموده چندین برابر از پاداشهایی است که بر عقد ازدواج دائم مترتب نموده است و این چاره مشروع عجیب که دین مقدس خدا برای جلوگیری از خطر خانمانسوز زنا وضع نموده است، در هیچ دیانت و قانونی موجود نمی باشد و تمام اقوام دنیا از قوانین نکاح و زناشویی مشکل، یقینا به اندازه بیشماری سر پیچی می کنند( بعضی زنا می کنند) و با نصایح خشک و پند و اندرزهای بی مغز جلوی این حس طبیعی و فساد آنرا نمی توان گرفت و جز تمسک به اصل مقدس ازدواج زناشویی موقت اسلام، چاره ای نخواهد بود.

عاقبت تصعصب ها

و پاسخ  کسانی که در این موضوع تعصب خشک جاهلی ورزیده و از این امر استکناف می کنند اینست که: اولا خوب بیاندیشند و ببینند آیا فرقی بین زناشویی دائم و موقت به جز موقت بودن مدتش وجود دارد و همان اثر دراین موقت هست که در آن دائم نیزهست بعلاوه این دارای فسخ شیرین است و اگر از راه امر مشروع آسان با تعصب جلوگیری کردید، خواهران! برادران! شما به زنای نا مشروع سخت دچار خواهید شد.

پیشنهاد

.... آری بایستی دوائری بسیار محرمانه و آبرومند موازین مقدس اسلام در تمام شهرهای بزرگ و کوچک برای امر مقدس زناشویی موقت مهیا نموده، زنان و مردان نجیب و پاک بدانجا مراجعه نموده و با تعیین مدت و مهر زناشویی موقت به رضایت طرفین تحت نظر علما و مأمورین پاک پس از تحقق پاکی وسلامتی طرفین، با کمال سهولت و آسانی بدین امر مقدس دست زده و طرفین کاملا رعایت مقررات اسلامی مثل عده نگه داشتن پس از سر آمدن مدت را بنمایند تا جامعه بزرگ این امر مقدس برخودار شده و از مفاسد خانمانسوز زنا مصون باشد...

منبع : کتاب ازدواج موقت کنترل شهوت

احکام ازدواج ( دایم ، موقت )

به منظور رفتار صحیح و توجه به اخلاق و اشائه فرهنگ صحیح اسلامی و به منظور سلامت روحی و روانی جوانان بر آن شدیم تا برخی از سوالات متدوال جنسی و سکسی را که از مراجع تقلید پرسیده اند را در اینجا ذکر کنیم باشد که خداوند همواره راهنمای ما باشد.

احکام جماع و آمیزش - ازدواج موقت

آیا مرد با داشتن همسر دایم، مى ‏تواند ازدواج موقت کند؟ رضایت و اجازه ‏همسر دایمى او چه نقشى دارد؟

مرد با داشتن همسر دائمى شرعا مى ‏تواند ازدواج موقت نماید و اجازه از همسر شرط صحت نیست، ولى اگر در ضمن عقد با همسر اول شرط کرده که بدون رضایت همسرش زن دیگرى نگیرد باید به این تعهد عمل نماید. البته با داشتن زنى که به وظایف خود عمل مى ‏کند مصلحت در ازدواج مجدد نیست‏.

آیا در ازدواج موقت با دختر باکره، اذن پدر دختر لازم است؟

به نظر بسیارى از فقها ازدواج با دختر بکر چه به طور دائم و چه موقت بنابر احتیاط واجب اجازه پدر یا جد پدرى لازم است - بدیهى است اگر ازدواج با اجازه پدر یا جد پدرى دختر انجام بگیرد هر گونه لذت بردن از او اشکال ندارد.

کمترین و بیشترین زمان ازدواج موقت چقدر است؟

آنچه در ازدواج موقت شرط است این است که مدت ذکر شود و زمان معین باشد ولى این که اکثر و اقل زمان آن چقدر باید باشد مى ‏توان مدت عقد موقت را از یک ساعت تا 99 سال هم قرار داد.

فرزندى که از ازدواج موقت متولد مى‏ شود مربوط به پدر است یا مادر؟

بچه مربوط به پدر و مادر است و به طور کلى فرزندانى که از عقد موقت متولد مى ‏شوند همه حقوق فرزندى را دارند.

آیا ازدواج موقت با دخترى که بکارتش از راه غیر شوهر کردن ‏از بین رفته است نیاز به اذن پدر دارد؟
اگر بکارت به غیر شوهرکردن از بین رفته باشد، باز هم براى ازدواج (چه دائم و چه موقت) اذن پدر یا جد پدرى شرط است.

آیا ثبت ازدواج موقت در دفتر اسناد رسمى ضرورى است؟

از نظر قانونى لازم است. این مسأله از احکام انتظامى حکومتى است و تخلف از آن داراى پیگرد قانونى است ولى مبطل عقد نیست‏.

ازدواج موقت با اهل کتاب و مشرک چه حکمى دارد و عقد ازدواج به چه‏ صورتى ‏باید باشد؟

صیغه کردن زنان اهل کتاب (یهودى و مسیحى) اشکال ندارد ولى ازدواج با زنان مشرک (مثل بت‏ پرست‏ها) به هیچ وجه (دائم و موقت) جایز نیست. در صورت جمع بودن شرایط صیغه (مثل این که در عده نباشد) احتیاط آن است که صیغه آن به عربى صحیح خوانده شود. اما در صورتى که مرد و زن نتوانند صیغه را به عربى بخوانند مى ‏توانند به زبان خود بخوانند و گرفتن وکیل براى خواندن صیغه به زبان عربى واجب نیست ولى باید لفظى بگویند که معناى همان صیغه عربى را بفهماند.

شرائط ازدواج موقت را بیان فرمائید.

شرایط نکاح غیر دائم همان شرایط نکاح دائم است به اضافه تعیین مدت زناشویى و تعیین مقدار مهر که این دو در متن صیغه عقد باید ذکر شود. بنابراین مجموع شرایط نکاح غیر دائم بدین قرار خواهد شد:

1- اذن ولى در صورتى که دختر باکره باشد و اگر باکره نباشد این شرط لازم نیست.

2- تعیین مدت زناشویى و مقدار مهر در متن صیغه عقد.

3- اجراى صیغه عقد به نحو صحیح به وسیله خود طرفین و اگر طرفین توانایى خواندن صیغه را به عربى نداشته باشند مى ‏توانند وکیل بگیرند.

حکم ازدواج موقت با زن فاحشه و اهل کتاب چیست؟

ازدواج موقت با زن فاحشه جایز است على کراهة خصوصاً اگر از زنان مشهور به زنا باشند که کراهت شدیدترى دارد. ازدواج موقت با زنان کافرى که اهل کتاب نیستند جایز نیست ولى با آنان که اهل کتاب هستند مثل یهودیان و نصرانى ‏ها جایز است و اشکال ندارد،

اگر در مدت ازدواج موقت زن حامله شود آیا فرزندى که بعدا به دنیا مى ‏آیدمتعلق به پدر است و مسئولیتى بر عهده اوست‏

فرزندانى که از طریق ازدواج موقت به دنیا مى ‏آیند متعلق به پدر و مادر هستند و مخارج آنان بر عهده پدر است و از تمام حقوقى که فرزند بر پدر و مادر دارد برخوردار مى ‏باشند.

متعه نمودن زنان بدکاره چه حکمى دارد و باید شرایط ازدواج موقت از نظرعده و... رعایت شود یا نه؟
اکثریت قریب به اتفاق مراجع متعه در مورد سوال را جایز (ولى مکروه) مى‏ دانند. و آمیزش‏هاى نامشروع پیشین عده ندارند. اما براى آمیزش بعد از عقد موقت لازم است عده نگه داشته شود.

آیا انسان بدون وجود شاهدى مى تواند صیغه عقد موقت را بخواند در صورت‏ مواجه شدن با نیروهاى انتظامى چگونه باید جواب دهد؟

از نظر شرعى اگر زن و مردى ادعاى زوجیت با یکدیگر داشته باشند ادعا پذیرفته است مگر آنکه قرینه‏اى بر خلاف و یا فریبى در کار باشد. و خواندن صیغه نیاز به شاهد ندارد.

آیا اگر دختر گفت پدر و مادرم راضى هستند مى ‏شود به گفته او بدون اذن پدربا او ازدواج کرد؟

الف) کافى نیست مگر آن که دسترسى به پدر ممکن نباشد و یا از گفته او یقین به اذن پدر حاصل شود.

ب) این که بگوید خودم مسؤول هستم کافى نیست مگر براساس فتواى مرجعى مانند آیت الله بهجت که در مورد بالغه رشیده اذن پدر را هر چند از نظر تکلیفى لازم مى ‏دانند ولى آن را شرط صحت عقد نمى ‏دانند.

س: آبى که بعد از تحریکات جنسى از مردان خارج می ‏شود و بدون بو و رنگ وکمى چسبنده است پاک است یا نجس؟

آبها ورطوبت هایى که قبل از خروج منى در اثر تحریک جنسى از فرد خارج می ‏شود پاک است و وضو را نیز باطل نمی کند همچنین است آبى که پس از منى خارج می ‏شود. بنابراین جز منى و بول بقیه رطوبت‏ ها پاک است.

س: اگر فرزندى نزدیکى پدر و مادر را ببیند و همین امر باعث استمنا کردن‏او شود آیا گناهش به عهده کیست؟

از نظر اسلام بر پدر و مادر لازم است که هنگام خلوت کردن کاملاً خود را از دید فرزندان مخفى کنند و سعى نمایند که حتى صداى نفس آنها به گوش فرزندان نرسد و اگر عمداً رعایت این جهات را نکنند گناه کرده‏اند ولى فرزندان هم باید مواظف رفتار خود باشند و بدون اجازه و سرزده وارد اتاق پدر و مادر نشوند و حتى نگاه کردن از شکاف و یا پنجره‏اى که به اتاق آنها مربوط است، گناه می ‏باشد. در هر صورت اگر چنین اتفاقى افتاد، دلیل نمی ‏شود که فرزند خود را به گناه استمنا یا سایر گناهان آلوده نماید بلکه باید از خداوند کمک بخواهد و با نفس و شیطان مبارزه نماید و در اولین فرصت در صورت امکان ازدواج کند و اگر مدتى شیطان بر او غلبه کرد و نتوانست خود را کنترل کند و به گناه آلوده شد، باید توبه کند و به سوى خدا باز گردد.

س: اگر مردى با زنش از پشت نزدیکى کند بر زن نیز غسل جنابت واجب می ‏شود؟
اگر دخول به مقدار ختنه ‏گاه انجام شود هر دو جنب می ‏شوند.

س: نزدیکى از پشت با همسر در مواقعى که حائض یا آبستن است، چه حکمى دارد؟

وطى کردن در حال عادى کراهت دارد و در حال حیض با رضایت زن کراهت شدیده دارد.

س: آیا غسل جنابت فورا بر انسان واجب مى شود و آیا براى چند مرتبه آمیزش ‏یک غسل کافى است؟

غسل جنابت براى نماز واجب می ‏شود و لازم نیست که فوراً بعد از جنابت غسل انجام شود، همچنین براى چندین مرتبه جنابت، یک غسل بیشتر واجب نیست.

رشد ازدواج موقت در ایران

یک متخصص علوم رفتاری و آسیب شـنـاسی اجتماعی از کاهش سن ازدواج موقت و افزایش سن ازدواج دائم در کشور خبر داد.

‌ابهری در گفتگو با مهر با اشاره به اینکه سن ازدواج نسبت به 10 سال قبل 27 درصد افزایش پیدا ‌کرده است، گفت: با توجه به ازدیاد آمار دختران در دانشگاهها و علاقه آنها به ادامه تحصیل؛ توقعات اجتماعی و ‌رفتاری آنان نیز افزایش یافته است، از سویی دیگر مشکل بیکاری ، تورم ، گرانی مسکن و افزایش بی رویه اجاره بها ‌در شهرهای بزرگ نیز باعث شده تا پسران کمتر به ازدواج اشتیاق نشان دهند.

‌وی ادامه داد: هر چند در شهرهای کوچک و روستاها با توجه به بافت اقلیمی و فـرهـنـگـی ، کـاهـش سـن ازدواج را نشان ‌مـی دهـد امــــا در شهرهای بزرگ به ویژه درتهران علیرغم آمادگی دختران برای ازدواج هنوز حـد اسـتاندارد ‌مناسبی برای سن ازدواج دختران تعیین نشده است.

‌این متخصص علوم رفتاری و آسیب شناسی اجتماعی از افزایش 25 درصدی آمار ازدواج موقت در کشور خبر داد و ‌تاکید کرد: متاسفانه مشکلات عنوان شده هنوز مانع بزرگی بــر سر راه ازدواج جوانان می باشد.‌وی افزود: متوسط سن ازدواج در حال حاضر 25 تا 35 سال برای پسران و 24 تا 30 سال برای دختران است و در ‌ازدواج موقت نـیـز جوانان پـــــایین تر از این سن اقدام به ازدواج می‌‌کنند.

‌ابــهری تصریح کرد: در زمینه حل مشکل ازدواج، شاید خانــواده ها با سهل گزینی شرایط و دختران نیز با کاهش ‌سطح توقعات و پسران نیز با قبول مشاغل غیر اداری می توانند موثر باشند.‌این متخصص علوم رفتاری و آسیب شناسی اجتماعی نقش اصلی را در این میان بر عهده دولت دانست و گفت: دولت با ‌اشتغالزایی ، کارآفرینی و ایجاد مسکن ارزان قیمت ، اعـطـای وامـهـای ازدواج بـــــدون وجـود دلال ها و بوروکراسی می ‌تواند به کاهش آسیبهای اجتماعی و افزایش آمار ازدواج همت گمارد

 

رشد بیش از 15 درصدی ازدواج

رییس سازمان ثبت احوال کشور گفت: طی 6 ماه نخست امسال 408 هزار و 409 فقره ازدواج در کشور ثبت شده که این رقم نسبت به مدت مشابه سال گذشته که 353 هزار و 171 مورد بوده، 64/15 درصد رشد نشان می‌دهد.

سید محمدرضا آیت‌اللهی در گفت‌وگو با ایسنا افزود: از مجموع ازدواجهای ثبت شده در 6 ماه نخست امسال 290 هزار و 405 مورد شهری و 118 هزار و 4 مورد روستایی بوده است که این ارقام در مقایسه با 263 هزار و 800 فقره ازدواج شهری و 89 هزار و 371 فقره ازدواج روستایی در سال گذشته به ترتیب 09/10 و 04/32 درصد افزایش نشان می‌دهد.

 


رشد 7 درصدی طلاق و افزایش 37 درصدی طلاق در روستاها

آیت‌اللهی با اشاره به طلاقهای ثبت شده در 6 ماه نخست امسال گفت: از ابتدای سال جاری تا پایان شهریور ماه، 40 هزار و 804 فقره طلاق در کشور ثبت شده که این رقم در مدت مشابه سال گذشته 38 هزار و 22 مورد بوده و بیانگر رشد 317/7 درصدی طلاق است.

آیت‌اللهی تصریح کرد: از مجموع طلاقها نیز 33 هزار و 980 مورد در شهرها و 6 هزار و 824 مورد در روستاها ثبت شده است که این رقم نسبت به 33 هزار و 56 فقره طلاق شهری و 4 هزار و 966 فقره طلاق روستایی در سال 83 به ترتیب 8/2 و 41/37 درصد رشد نشان می‌دهد.

 

تحولات ازدواج و طلاق در ایران و مشکلات ازدواج 

محاسبه تعداد مردان و زنان ازدواج نکرده کشور ما مشخص مى کند که تعداد زنان مجرد ۳۴-۱۵ ساله، ۴ میلیون و ۳۴۸هزار، تعداد مردان مجرد ۳۹- ۲۰ساله، ۲ میلیون و ۳۶۱ هزار نفر است که این امر نشان مى دهد در حال حاضر ما با فزونى یک میلیون و ۹۰۰هزار دختر در معرض ازدواج در مقایسه با پسران روبه رو هستیم.»دکتر شهلا کاظمى پور ضمن تشریح پژوهش خود تحت عنوان «تحولات ازدواج و طلاق در ایران» با بیان این نکته افزود: مطالعات من نشان مى دهد که مقایسه دختران و پسران به تفکیک تحصیلات بیانگر آن است که زنان مجرد ما در همه سطوح تحصیلى از مردان مجرد در همان سطوح بیشترند. این استاد دانشگاه افزود: در جامعه اى که بین تعداد مجردین مرد و زن تساوى برقرار نباشد یا نزدیک به هم نباشند، فزونى یکى بر دیگرى مضیقه ازدواج نام دارد، اگر این فزونى براى مردان باشد مضیقه ازدواج براى مردان و اگر براى زنان باشد، مضیقه ازدواج براى زنان است.وى در پژوهش خود مواردى همچون تحول وضع سواد و تحصیلات در ایران، تحولات سن ازدواج در ایران، اختلاف سن زوجین در بدو ازدواج، سهم زنان و مردان همسردار، بررسى رابطه اختلاف سن زوجین با قومیت، روند تحولات درصد مجردین، درصد زنان مجرد براساس گروه هاى مختلف سنی، ازدواج خویشاوندی، محاسبه تعداد متوسط فرزندان براى زنان و عمومیت ازدواج را مورد بررسى قرار داده است.وى با اشاره به تحولات جمعیتى در ایران اظهار داشت: ورود امکانات بهداشتى و درمانى به کشور و ثبات سیاسى و اجتماعى بعد از حکومت رضاخان سبب شد، میزان موالید افزایش و میزان مرگ ومیر کاهش یابد و رشد جمعیتى چشمگیر باشد، سال ۱۳۵۰ اوج میزان بارورى در ایران بوده است.کاظمى پور ادامه مى دهد: بعد از سال ۱۳۵۰ که برنامه هاى تنظیم خانواده در ایران اجرا شد ما با کاهش موالید تا سال ۱۳۵۷ روبه رو هستیم و تقریباً شاهد سیرکاهنده جمعیت بوده ایم، ولى پس از انقلاب اسلامى و شروع جنگ برنامه هاى تنظیم خانواده مسکوت ماند و مجدداً افزایش جمعیت را تجربه کردیم. در ادامه این روند ما بعد از سال ۱۳۷۰ با کاهش میزان موالید روبه رو هستیم که یک کاهش تند ویک کاهش کندتر داشته است و اگر این کاهش به مسیر بعدى برسد شاید ما شبیه کشورهاى صنعتى به مرحله چهارم انتقال جمعیت برسیم.این استاد دانشگاه به هرم سنى جمعیت ایران در سال ۲۰۰۲ اشاره کرد و گفت: بالاترین فراوانى جمعیت مربوط به متولدین سال هاى پس از انقلاب اسلامى است و در مقابل جاهایى که با کاهش زیادتر جمعیت روبه رو هستیم مربوط به سال هاى قبل از انقلاب است که به دلیل اجراى سیاست هاى تنظیم خانواده بچه هاى کمترى متولد شده اند. در آن سال ها توسعه شهرنشینى و اشاعه تحصیلات باعث کاهش موالید شد اما با وقوع انقلاب موالید افزایش یافت و سپس در دهه هاى بعدى در اثر اجراى سیاست هاى تنظیم خانواده، قاعده هرم کوچک شد.این جمعیت شناس در بخشى از پژوهش خود به بررسى تحول وضع سواد و تحصیلات در ایران پرداخت و افزود: بالاترین میزان سواد و تحصیلات پیش از انقلاب با میزان ۷۰درصد براى مردان شهرى و ۴۸درصد براى زنان شهرى است. این آمارها با گذشت زمان با افزایش روبه روست، چنان که میزان باسوادى مردان شهرى در سال ۱۳۸۱ به بیش از ۹۰درصد ارتقا یافته و میزان باسوادى مردان روستایى نیز بالاست.کاظمى پور در خصوص تحولات سن ازدواج در ایران، اظهار داشت: در سال ۱۳۴۵ سن ازدواج مردان ۵/۲۶ بوده است، این مقدار سپس با کمى کاهش روبه روست و بیشترین کاهش را در سال ۱۳۶۵ یعنى دهه اول انقلاب داشته و پس از آن افزایش یافته که این افزایش حدود نیم سال است و سن ازدواج مردان از ۵/۲۶ به ۲۷ تغییر یافته است.وى در زمینه سن ازدواج زنان، به میانگین سن ازدواج زنان در سال ۱۳۴۵ که ۱۸ سال بوده و هم اکنون به ۴/۲۳ رسیده است، اشاره کرد و افزود: در سال ۱۳۴۵ سن ازدواج براى زنان شهرى ۱۹ و براى زنان روستایى تقریباً ۱۷ سال بود، پس از آن با مقدارى افزایش روبه رو شد و سپس با یک توقف بعد از انقلاب اسلامى کاهش یافت، ولى باید دانست که متغیرهاى جمعیتى در جایى توقف مى کند و از حدى بالاتر نمى رود، بنابراین سن ازدواج زنان در حدى متوقف مى شود.کاظمى پور به اختلاف سن زوجین در هنگام ازدواج اشاره و عنوان کرد: براساس آمارها، اختلاف سنى زوجین در گذشته بیشتر بوده و هر چه به زمان حال نزدیک مى شویم این اختلاف کمتر مى شود، چنانچه اختلاف سن در ابتدا حدود پنج سال براى نقاط شهرى و حدود ۵/۳سال براى نقاط روستایى بوده است. براساس آمارها میانگین اختلاف سن زوجین در سال ۱۳۴۵ از ۴/۴ به ۷/۲ در سال ۱۳۸۱ رسیده است و دلیل کاهش آن این است که سن ازدواج مردان در ایران تغییرى نکرده است ولى سن ازدواج زنان رو به افزایش است، در نتیجه اختلاف سن زوجین کاهش یافته است.این جمعیت شناس افزود: مقایسه اختلاف سن زوجین و سن زن نشان مى دهد که هرچه سن زن افزایش یابد اختلاف سن او با شوهرش کمتر مى شود، چنانچه اگر یک دختر ۱۴ساله ازدواج کند، به طور متوسط ۹ سال از شوهر خود کوچک تراست و میزان اختلاف سن با همسر براى دختران ۲۰ و ۲۵ ساله به ترتیب ۵ و ۵/۲سال است.وى با بیان این که در سال ۱۳۴۵ ، ۶۱درصد از زنان ما همسردار بودند، در حالى که ۳۰سال بعد یعنى سال ۱۳۷۵ این میزان به ۵۳درصد رسید، آن را دقیقاً متأثر از افزایش سن ازدواج دانست و افزود: این میزان در مورد مردان از ۵۶درصد در سال ۱۳۴۵ به ۵۱درصد در سال ۱۳۷۵رسیده است که نشان دهنده تأثیر افزایش سن ازدواج بر کاهش میزان همسردارى است.همچنین این استاد دانشگاه به بیان نتایج پژوهش خود در ارتباط با سنجش اختلاف سن زوجین با قومیت پرداخت و گفت: در میان اقوام لر و بلوچ براى زنان کمترین سن ازدواج را دارا هستیم ولى در عوض گیلک ها داراى بالاترین سن ازدواج براى مردان و زنان هستند و از آن جا که میان سن ازدواج زنان و توسعه یافتگى ارتباط تنگاتنگى وجود دارد، استان گیلان جزو استان هاى توسعه یافته دسته بندى مى شود.کاظمى پور با بیان این که وقتى از جمعیت ۱۰ساله به بالا از نظر وضعیت زناشویى سؤال مى شود، آنان به چهار گروه هرگز ازدواج نکرده، داراى همسر، بدون همسر در اثر فوت یا طلاق تقسیم مى شوند، گفت: در ایران درصد زنان مجرد در گذار تاریخ با افزایش همراه است. درصد مجردین زن در سال ۱۳۵۵ ، ۳۳درصد بوده و الان به ۴۰ درصد رسیده است، درصد همسردار ها کمتر شده، بدون همسر در اثر فوت تقلیل یافته و بدون همسر در اثر طلاق با افزایش روبه رو شده است.این جمعیت شناس ادامه داد: افزایش سن ازدواج به خاطر ادامه تحصیلات سبب افزایش تعداد مجردین و کاهش تعداد همسرداران شده است. همچنین هرچه اختلاف سن زوجین به هم نزدیک شود، زنان دیرتر بیوه مى شوند، زیرا با افزایش اختلاف سن، مردان زودتر فوت مى کنند و زنان بیوه شوند.وى به تعداد کمتر مردان بدون همسر در اثر فوت با زنان بدون همسر در اثر فوت اشاره کرد و دلیل آن را، شانس و امکان ازدواج بیشتر براى مردان دانست.کاظمى پور سن ۳۹-۳۵ سالگى را براى زنان سن تجرد قطعى ذکر مى کرد که در این سن شانس ازدواج براى زنان به حداقل و درصد مجردین به تکرار مى رسد.وى درصد مجردین در گروه سنى ۱۹- ۱۵ساله را شاخصى توصیف کرد که محققان آن را به منظور پى بردن به پیش رسى ازدواج در یک جامعه محاسبه مى کنند و افزود: هرچه درصد مجردین در گروه سنى ۱۹-۱۵ ساله بیشتر باشد پیش رسى ازدواج در آن جامعه کمتر است.وى ادامه مى دهد: در سال ۱۳۸۱ کمتر از ۳ درصد از مردان ۱۹-۱۵ساله ازدواج کرده بودند درحالى که این رقم براى زنان ۲۰درصد است و این امر نشان دهنده آن است که در سن ۱۹- ۱۵ سالگى تقاضاى ازدواج براى مردان نا چیز است.دکتر کاظمى پور درباره یکى از سؤالاتى که در این پژوهش از پاسخگویان شده است یعنى ارتباط خویشاوندى با همسر گفت: در میان گروه هاى سنى بیشترین میزان ازدواج خویشاوندى چه نزدیک و چه دور براى زنانى است که در سن ۱۹-۱۵ سالگى ازدواج مى کنند و این امر نشان دهنده آن است که معمولاً هر چه جامعه کوچکتر و دایره همسرگزینى محدود تر باشد، ازدواج ها زودتر صورت مى گیرد و یا با لعکس هر چه ازدواج ها زودرس تر باشد دایره همسر گزینى محدودتر است؛ در واقع با بالا رفتن سن ازدواج، ازدواج خویشاوندى کمتر مى شود.این جمعیت شناس به محاسبه تعداد متوسط فرزندان براى زنان پرداخت و اظهار داشت: میانگین تعداد فرزندان به تفکیک سطوح تحصیلى براى مادران نشان مى دهد که با افزایش تحصیلات تعداد فرزندان کاهش مى یابد.وى درباره استفاده از وسایل پیشگیرى از باردارى گفت: کمترین میزان استفاده در میان زنان ۱۹-۱۵ ساله است به این دلیل که درشروع ازدواج خود هستند و ضرورتى براى استفاده از آن نمى بینند، هم چنین زنان ۴۹-۴۵ ساله نیز به این دلیل که در سنین یائسگى قرار دارند داراى کمترین میزان استفاده از وسایل پیشگیرى از باردارى را دارند.کاظمى پور در جمع بندى سخنان خود بیان کرد: ازدواج در ایران بر اثر تحولات جنگ و اوضاع اجتماعی، اقتصادى و فرهنگی، مرحله انتقالى خود را طى مى کند، مشخصات قبلى دست خوش دگرگونى شده چنانکه تمایلى به مشابهت خصویت ازدواج با جامعه هاى صنعتى پدید آمده است.وى افزود: عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعى و فرهنگى سبب تحولات در سن ازدواج شده است و میانگین سن ازدواج زنان رشد چشمگیرى داشته و از ۱۸ سال در سال ۱۳۴۵ به ۲۳ سال در سال ۱۳۸۱ رسیده است، بنابر این مى توان گفت پیش رسى ازدواج در ایران رو به کاهش است.این جمعیت شناس اظهار داشت: شیوه انتخاب همسر که سابقاً از طریق والدین صورت مى گرفت تغییر نموده و درصد بالایى از مردان و زنان اظهار داشته اند که انتخاب همسر با نظر خود آنان است، ۴۵ درصد مردان و ۳۵ درصد زنان اشاره کرده اند که ما همسرمان را خود انتخاب مى کنیم.کاظمى پور گفت: میزان ازدواج خویشاوندى در ایران براى خویشاوندان نزدیک، ۲۰ درصد است که با سن ازدواج زنان رابطه مستقیم دارد و با توجه به این که سن ازدواج زنان رو به افزایش است ازدواج خویشاوندى نیز رو به کاهش گذاشته است. وى اشاعه تحصیلات عالیه درمیان زنان و افزایش اشتغال و کار براى آنان را از عوامل ایجاد تغییر در وضیعت زناشویى زنان ایران دانست که على      رغم افزایش میزان طلاق، تجرد قطعى و سهم زنان ازدواج نکرده، بیانگر حرکت جامعه به سمت توسعه یافتگى است

 

با توجه به افزایش سن ازدواج و مشکلات پیش روی جوانان برای تشکیل زندگی مشترک مسئولان در تلاشند با ارائه راهکارهایی در جهت تشویق و ترغیب جوانان به امر ازدواج اقدام کنند. یکی از این اقدامات تصویب طرح تسهیل ازدواج جوانان است که روز یکشنبه به تصویب نمایندگان مجلس رسید، اما با نگاهی به جزئیات طرح تسهیل ازدواج این احتمال وجود دارد که برای اجرای آن از سوی مسئولان، به بروز مشکلاتی چون افزایش میزان طلاق، افزایش تورم و... منجر شود لذا چگونگی حمایت مالی و معنوی از اجرای این طرح و بلاتکلیفی جوانان در دریافت وام‌های جزئی ازدواج از سوی سازمان‌ها از جمله شهرداری موجب شد تا با 2 نفر از نمایندگان مجلس درباره این طرح گفت‌وگویی

دانلود با لینک مستقیم


ازدواج در ادیان

اسلام در میانمار

اختصاصی از فی گوو اسلام در میانمار دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

اسلام در میانمار


اسلام در میانمار

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)


تعداد صفحه:4

 

 

اسلام در میانمار

تاریخ گسترش اسلام در میانمار به قرن اول هجری برمی‏گردد. بعد از ظهور اسلام و گرایش اعراب و ایرانیان به اسلام، دریانوردان عرب و ایرانی مسافرت‏های دریایی خود را به طریق قبل‏ادامه می‏دادند و در مسیر خود احیانا دست‏به تبلیغ و دعوت مردم‏به اسلام می‏زدند.

بعدها بازرگانان مسلمان از مسیرهای زمینی که از منطقه غربی‏میانمار و ایالت آراکان این کشور می‏گذشت‏به مناطق غربی چین سفرمی‏کردند. بسیاری از این افراد در منطقه حاصلخیز و مستعد ساحلی‏آراکان، رحل اقامت افکندند و اولین مناطق تجمع مسلمانان راایجاد کردند. سیاحان چینی در نوشته‏های خود از مناطق ایرانی‏نشین‏در مرزهای بین میانمار و یونن(ایالتی در جنوب غربی چین)در قرن‏سوم میلادی یاد کرده‏اند.

رافائل ایزرائیلی می‏نویسد: تاجران عرب در قرن اول هجری‏درناحیه آراکان واقع در غرب برمه و در نقطه مرزی با بنگلادش‏اقامت گزیده و اسلام را در این سرزمین انتشار دادند. اما گفته‏می‏شود در سال 588 هجری مطابق با 1192 میلادی، اسلام در این‏سرزمین گسترش یافت و در قرن نهم و دهم میلادی بازرگانان ایرانی‏و عرب دراین مکان استقرار یافته و به نشر اسلام پرداختند. مسلمانان ساکن هند نیز در این سرزمین به گسترش اسلام اقدام‏نمودند و مسلمانان برمه در سطح وسیعی باهند به تجارت پرداختند. در سال 1870 م عده‏ای از مسلمانان «یون نان‏» موسوم به پانتای‏که در قیام این ناحیه شکست‏خورده بودند به صورت پناهنده از چین‏به برمه آمدند. برخی مسلمانها هم در شرایط عادی به عنوان‏بازرگان، چین را به قصد برمه ترک گفتند و لذا حرکت مهاجرین‏مسلمانان به سوی برمه گسترش یافت.

از بین مسلمانان برمه، آنان که منشا هندی دارند برخی، ازاعقاب مردمی هستند که در اواخر قرن هیجدهم از شمال هند به برمه‏آمدند تا به خدمت واحدهای ارتش بزرگ «آلومپرا» در برمه علیادرآیند. با فتح هند در سال 1824 م به دست انگلیسی‏ها، مهاجرت وسیع‏مسلمانان هند به برمه شدت یافت و بسیاری از آنان در رانگون‏مرکز برمه در تجارت و سایر فعالیت‏های اقتصادی شرکت داشتند. در رانگون و مناطق وسیع دیگر، سنی‏های بنگالی و جوامعی ازشیعیان در کنار یکدیگر زندگی می‏کنند و هرکدام مراسم ویژه خودرا دارند.

مسلمانان برمه با مسلمانان چین نیز ارتباط خوبی دارند که‏پیوند اساسی آنان توسط «پانتاهای‏» که قومی پرتوان و مهاجم‏بودند و در راههای تجاری «یون نان‏» و گذرگاههای خطرناک وکوهستانی برمه با شغل کاروان‏داری در رفت و آمد بودند. مربوطمی‏شود.

مائونگ تان لویی از محققین بودایی میانمار نوشته است: در 680میلادی(69 هجری)، محمد حنفیه فرزند امام علی(ع) پس از عدم توفیق‏نسبت‏به خونخواهی امام حسین(ع)از بنی‏امیه، همراه با طرفداران ونیروهای خود به شرق کوچ کرد تا بالاخره درسواحل آراکان به‏میانمار رسید و در آنجا کایاپوری ملکه قبیله منطقه را شکست‏داده او را به دین اسلام در آورد و آنگاه ملکه را به زنی گرفت وبه ترویج اسلام در آن منطقه پرداخت. در حال حاضر دو مزار درآراکان وجود دارد که به حنفیه تونکی(مزار حنفیه)و کایاپوری‏تونکی معروف هستند. آن دو مزار همراه با «عرب شاه پارا» (منطقه فتح حنفیه برمیانماری‏هااست.)به صورت زیارتگاه مسلمانان‏این منطقه در آمده است.

باگسترش ممالک اسلامی در هند و ترویج اسلام در بنگال و تبدیل‏آن منطقه به یک مملکت و سلطان‏نشین اسلامی، منطقه عربی‏میانمار(ایالت آراکان)تحت نفوذ مسلمانان بنگال و هند قرارگرفت، بسیاری از امرای مسلمان مانند «عیسی تهو» و«امیرحمزه‏» برآن دیار حکومت کرده‏اند.

در 1406 میلادی،(قرن هشتم هجری)، «تارامینگ هلا» فرمانروای‏آراکان به دربار سلطان «نصیرالدین غوری‏» ، پادشاه بنگال‏گریخت و مدت 22 سال در دربار او به سر برد و بالاخره به کمک‏نیروهای سلطان بنگال مجددا به قدرت رسید. وی در مدت اقامت دربنگال مسلمان شده بود و عنوان «سلیمان شاه‏» را اختیار نموده‏و پس از به قدرت رسیدن دوباره در آراکان دربار خود را به‏اقتباس از دربار بنگال و دهلی سازمان داده و داد و ستدمسلمانان و ترویج دین اسلام را در قلمرو خود آزاد کرد. وی زبان‏فارسی را زبان رسمی سرزمین آراکان قرار داد، که تا 1936 میلادی‏که انگلیس بر میانمار مسلط گردید، زبان رسمی این ایالت‏بود.

بعضی از منابع تاریخی حکایت از آن دارد که در 1531میلادی،(908 هجری)، پادشاه وقت ایران یک هیات سه نفره مذهبی رابه آراکان اعزام داشت، که به ساختن مساجد و تبلیغ اسلام همت‏گماشتند و عده‏ای از علمای آراکان را جهت‏سفر به ایران دعوت‏کردند. زبان فارسی که زبان رایج اهالی غرب میانمار بود در زبان‏میانماری نیز تاثیر گذاشت. هنوز هم لغات و اصطلاحات متعددفارسی بویژه اصطلاحات دریانوردی مانند «بندر» ، «شاه بندر» ، «ناخدا» و غیره در زبان میانماری دیده می‏شود.

بعد از تسلط کامل انگلیس بر سراسر میانمار در 1886 میلادی،پای «هندی‏» ها من جمله مسلمانان بنگالی جهت اداره کردن مزارع‏برنج و امور بازرگانی به میانمار گشوده شد و در 1921 تقریبابیش از نیم میلیون نفر مسلمان هندی در میانمار ساکن شده بودند. مهاجرت هندی‏ها من جمله مسلمانان هندی به میانمار و متمکن شدن‏آنها در اثر کار و کسب و بازرگانی و به دست گرفتن مشاغل عمده‏تجاری باعث نارضایتی مردم میانمار شد، درسالهای 1930 و 1938اغتشاشات گسترده‏ای علیه مهاجرین هندی صورت گرفت. درجنگ جهانی‏دوم، در خلال خروج نیروهای انگلیسی از میانمار، ورود سربازان‏ژاپنی به آن کشور افراد قوم «ماگ‏» (بودایی مذهب)، به محله‏های‏مسلمان نشین در آراکان حمله ور گردیده، هزاران نفر از مسلمانان‏را که غافلگیر شده بودند، هلاک کردند و در نتیجه مسلمانان ازسایر نقاط حملات خود را علیه «بودایی‏» ها آغاز کردند و این‏امر موجب اختلافات دامنه‏داری بین دو قوم ماگ و روهین‏گیا(مسلمان) درآراکان گردید.

بعد از استقرار «ژاپنی‏» ها در آراکان مسلمانان آن منطقه‏برعلیه «ژاپنی‏» ها وارد عمل گردیدند و به عنوان عوامل‏اطلاعاتی و شناسائی و خرابکاری با «انگلیسی‏» ها همکاری‏می‏کردند. انگلیس نیز در قبال این همکاری وعده نوعی خود مختاری‏به مسلمانان آراکان را داده، برای تشویق بیشتر مسلمانان طبق‏انتشار بیانیه‏ای منطقه مزبور را یک منطقه ملی مسلمان نشین اعلام‏کردند. حتی بعد از تسلط مجدد نیروهای انگلیس بر آراکان در 1945تا 1948 که میانمار به استقلال رسید. اداره امور منطقه عمدتا به‏مسلمانان سپرده شده بود، حتی مسلمانان آراکان از «محمدعلی‏جناح‏» رهبر مسلمانان هند، خواسته بودند که آراکان را نیز به‏عنوان قسمتی از پاکستان بپذیرد. این پیشینه سبب شد که دولت‏مستقل میانمار، پس از آنکه در 1948 به قدرت رسید به آزار واذیت مسلمانان بوپژه مسلمانان ناحیه آراکان بپردازد، به همین‏خاطر روابط پاکستان و میانمار نیز برسرمساله مسلمانان به‏تیرگی گرایید. دولت میانمار از 1959 به آیین بودایی ارج و بهای رسمی داده ودر 1961 با تصویب قانونی آیین مزبور را به صورت دین رسمی‏میانمار درآورد.

دولت جنرال «نوین‏» پس از سرکار آمدن در 1962 رفتن مسلمانان‏به حج را ممنوع اعلام کرد تا آنکه در 1980 پس از گذشت 18 سال به‏هفتاد نفر از مسلمانان اجازه داده شد، جهت انجام فرایض حج‏به‏مکه مشرف شوند و متعاقب آن عده‏ای از مسلمانان نیز جهت‏شرکت درکنفرانسهای مختلف اسلامی اعزام شدند.

اما متاسفانه در اثر فشارهایی که بر مسلمانان وارد می‏آمدموجبات آواره گشتن آنهادر کشورهای مختلف فراهم شده و گفته‏می‏شود، بیش از نیم میلیون مسلمان میانماری به کشورهای بنگلادش،هند، پاکستان، مالزی، تایلند، سنگاپور، امارات متحده عربی وممالک دیگر مهاجرت نموده‏اند که هزار مسلمان میانماری نیز درعربستان سعودی سکونت گزیده‏اند.

در 1978 سیاستهای دولت میانمار باعث‏شد که بیش از سیصد هزارنفر از مسلمانان منطقه آراکان به بنگلادش مهاجرت نمایند و چون‏این مساله تبلیغات وسیعی را در سراسرجهان به دنبال داشت، دولت‏میانمار با دولت‏بنگلادش وارد مذاکره شد و با امضای موافقت‏نامه‏ای اسکان مجدد پناهندگان مسلمان میانماری و همچنین پیمان‏مرزی توسط دو کشور، مساله پناهندگان فیصله پیداکرد و بسیاری‏از آنها به آراکان مراجعت نمودند.

دولت میانمار کنترل شدیدی برفعالیتهای مساجد اعمال می‏کند،حتی آمار ازدواج و تمایل مردم جهت انجام قربانی گوسفند درمراسم عیدقربان و نیز آمار افرادی که در مساجد به آموختن قرآن‏کریم مشغول می‏شوند، به دولت گزارش داده می‏شود.

اکثریت مسلمانان میانمار سنی بوده ولی 6 الی 10 هزار نفرشیعه نیز در میانمار زندگی می‏کنند. شیعیان یک مسجد بزرگ و چند«امام باره‏» (حسینیه)، آستانه و مسجد کوچک دیگر در رانگون،در سایر شهرها هم مساجد و حسینیه بنا نموده‏اند. شیعیان میانماردارای اصلیت هندی یا ایرانی هستند، ایرانیان در ایام گذشته‏ازشهرهای شیراز، کاشان، بهبهان و یزد به میانمار مهاجرت‏نموده‏اند. شیعیان میانمار دارای انجمنهای مختلفی نیز هستند،مهمترین آنها انجمنهای «مغولیه‏» ، «عباسیه‏» ، «حیدریه‏» است. جوانان شیعه در 1909 سازمان اتحاد جوانان ایرانی را تشکیل‏داده بودند، بعد از آنکه تعداد کثیری از شیعیان در میانمار به‏عضویت آن درآمدند، نام آن را به اتحادیه ایرانیان تغییر دادند،بعدها نام آن به باشگاه ایرانیان مبدل گردید.

از 1961 فعالیتهای باشگاه مزبور به حالت وقفه درآمده است.

در سراسر میانمار 5000 مسجد وجود دارد و 16 انجمن ملی‏برای تدریس قرآن تاسیس شده و مدارس اسلامی نیز به امور تبلیغی‏و فرهنگی و تعلیم و تربیت کودکان و جوانان مسلمان می‏پردازد. معانی قرآن نیز به زبانهای محلی ترجمه و چاپ شده است.

مسلمانان میانمار دارای سازمانها و انجمن‏های مختلفی هستند که‏مهمترین آنها عبارتند از:

1- شورای امور مذهبی مسلمانان.

2- جامعه علمای میانمار.

3- سازمان مسلمانان میانمار.

4- اتحادیه جوانان مسلمان.

5- سازمان اخوت مسلمانان.

6- انجمن دانشجویان مسلمان.

مهمترین و قدیمی‏ترین مساجد میانمار که در رانگون پایتخت این‏سرزمین بناگردیده‏اند، عبارتند از:

1- مسجد سوراتی(سونی)در خیابان مغول. Surathi (Sunni) Mosque

2- مسجد سونی درخیابان شوبن‏تا. Sunni Mosque

3- مسجد سونی در خیابان مانگ تولای. Sunni Mosque

4- مسجد سونی در جاده سول پاگودا. Sunni Mosque

5- مسجد شیا در خیابان سی‏ام. Shia Mosque

کلیه نمازگزاران در پنج نوبت روزانه دراین مساجد نمازمی‏خوانند.

قتل عام و جنایات نظامیان میانمار علیه مسلمانان این کشور

نظامیان «میانمار» (برمه)، در چهارچوب مبارزه‏ای گسترده،علیه مسلمانان این کشور آنها را با قساوت و بیرحمی به سوی‏مرزهای بنگلادش می‏رانند.

نشریه انگلیسی «ساندی تایمز» در گزارشی از جنایات هولناک‏چکمه‏پوشان میانماری خاطرنشان می‏کند، نظامیان این کشور مردم‏مسلمان را مورد ضرب و شتم قرار داده، زنان را در جلو چشم‏دیگران مورد تجاوز قرار می‏دهند، مردان را مصلوب می‏سازند و به‏قتل می‏رسانند. هرروز شمار زیادی از مسلمانان فراری با سرگذشتی هولناک وداستانهای تکان دهنده‏ای از فشارهای نظامیان میانماری خود را به‏اردوگاههای مرزی که در آنها غذا به اندازه کافی یافت نمی‏شود وانواع بیماریها رواج دارد می‏رسانند. براساس این گزارش، گفته‏می‏شود که نظامیان قصد دارند(بودایی)ها را به ایالت «آراکان‏» ، در غرب میانمار که در گذشته مسلمان نشین بوده است، گسیل‏دارند. لازم به توضیح است; که 70 درصد جمعیت 45 میلیونی میانماربودایی هستند.

هرچند درگذشته نظامیان میانماری سایر اقلیتهای قومی را نیزمورد آزار و اذیت قرار داده‏اند، از جمله در مورد تایلندی‏ها،خشونت‏بسیاری روا داشته‏اند، لیکن رفتارشان با مسلمانان‏خشونت‏بارتر بوده است.

از اوایل سال میلادی(1992)، تاکنون تعداد زیادی از مسلمانان‏این کشور به کشور بنگلادش مهاجرت نموده‏اند. این مسلمانان‏خانه‏های خود را ترک کرده و به اردوگاههای مرزی پناهنده شده‏اند،تعدادشان به 80 تا 100 هزار نفر می‏رسد، این ماجرا سبب‏برخوردهای شدید ماموران مرزی میانمار و بنگلادش گردیده است. آنچه در زیر ملاحظه می‏فرمایید، مختصری از وضعیت مسلمانان وتاریخچه تشکیل اسلام در این منطقه می‏باشد.

همانطور که قبلا اشاره گردید «میانمار» از نظر نژادی و قومی‏دارای گونه‏های مختلف اجتماعی می‏باشد. این کشور کوهستانی که ازنظر منابع طبیعی و زمینهای کشاورزی بسیار غنی می‏باشد، دارای‏معادن بزرگ سنگهای قیمتی نیز هست. قسمت کوچکی از سرزمین میانمار که به منطقه «آراکان‏» موسوم‏است، بین 15 تا 17 درجه شمالی و مدار 53 و 94 درجه قرار گرفته‏که دارای مساحتی معادل 20000 مایل مربع می‏باشد. منطقه‏«آراکان‏» از طرف شمال غربی با بنگلادش و از شمال باهندوستان‏هم‏مرز می‏باشد. سلسله جبال مرتفع آراکان این منطقه را از سرزمین اصلی‏میانمار جدا نموده و از شرق به غرب دارای ساحلی به طول 360مایل از خلیج‏بنگال است. آراکان همچنین توسط یک رشته تپه‏های‏سرسبز و پرآب از سرزمین اصلی میانمار جدا گردیده است. منطقه آراکان به طور کامل زیر نفوذ مسلمانان می‏باشد و اکثرمسلمانان میانمار دراین منطقه زندگی می‏کنند. اکثر سلاطین‏میانمار در زمینهایی که این کشور دارای حکومت پادشاهی بود، ازمنطقه آراکان ظهور نمودند که آخرین آنها «سلیم شاه‏» بود.

تا 1784 میلادی، «منطقه آراکان‏» دارای یک حکومت مستقل و یک‏ایالت پرقدرت و بزرگ میانمار بود، که در کنار دیگر مناطق این‏کشور که اصالتا مردمانی «بودایی‏» در آن زندگی می‏کردند، قرارداشت.

جمعیت آراکان در حدود 4 میلیون نفر می‏باشد که تقریبا تمامی‏آنها مسلمان هستند و به زبان عامه «روهینگیا» ، که زبان اصلی‏آن منطقه است، تکلم می‏نمایند. ریشه اصلی این زبان مخلوطی از زبانهای «ترکی‏» ، «بنگالی‏» ، «فارسی‏» ، «عربی‏» ، «مور» ، «پتانی‏» و «مغولی‏» است. اجرای قوانین اسلامی در منطقه آراکان کشور میانمار قبل از سال‏1430 میلادی، آغاز گردید و تا 1784 که مصادف بود با تسخیر منطقه‏آراکان به وسیله «سلطان بودا و پایا» ، ادامه داشت. بعد ازاشغال و تسخیر منطقه آراکان به وسیله پادشاه مذکور قوانین‏اسلامی ملغی اعلام گردید و قانون ملی جایگزین آن گردید، باجابجایی قدرت در میانمار بعد از جنگ دوم جهانی، حزب و قوانین‏نظامی جایگزین قانون قبلی گردید.

در آن زمان آقای «داوانگ سان سوگی‏» ، قدرت را در دست گرفت،فرزند ارشدش آقای «یوانگ سان‏» رهبر «حزب جنبش سوسیالیستی‏میانمار» می‏باشد. حزب حاکم میانمار در آن مقطع «حزب ائتلاف‏متحد ملی میانمار» که توسط آقای «سومانگ‏» رهبری می‏شد بود. هم اکنون اهالی منطقه آراکان زبان «روهینگیانی‏» ، را زبان‏اصلی خود می‏دانند و مدعی آن هستند. دولت میانمار اخیرا حقوق‏مسلمانان را نادیده گرفته و مورد تجاوز قرار می‏دهد، به آداب وسنن گذشته آنها بی‏احترامی می‏نماید و این امر نیز مورد تصدیق‏مجامع بین المللی می‏باشد.

مسلمانانی که به طور دسته جمعی به کشور بنگلادش گریخته‏اند،داستانهایی از جنایات نظامیان میانمار نقل می‏کنند. ایجاد رعب ووحشت، کتک زدن مردان مسلمان و مورد شکنجه وتجاوز قرار دادن‏زنان در سطح بسیار وسیع، تخریب مساجد، منازل و مدارس مسلمانان‏و ریختن زباله در قبرستان آنها و بعضا تخریب قبور آنها و تبدیل‏آن مناطق به زمینهای کشاورزی و همچنین دستگیری رهبران مذهبی و«موذن‏ها» و کتک زدن و به زندان انداختن آنان در مقیاس‏گسترده‏ای همه روزه انجام می‏پذیرد، براساس فرمان «شورای‏ایالتی‏» صرفا به خاطر ترساندن و فرار آنها از این کشور ومنطقه انجام می‏پذیرد. طی چند سال گذشته مردم مسلمان آراکان‏«روهینگ‏» ها چندین گروه پارتیزانی و غیر نظامی را سازماندهی‏کرده‏اند که عبارتند از:

1- جبهه میهن پرستان «روهینگ‏» .

2- سازمان آزادی بخش آراکان.

3- سازمان رهایی‏بخش مسلمانان میانمار.

این گروهها چون در حال حاضر از رهبری واحدی برخوردارنمی‏باشند، بنابراین هریک از آنها علاوه برنزاع بین خود علیه‏دولت مرکزی نیز مبارزه می‏نمایند. و تاکنون این گروهها هیچ جبهه‏متحد دفاعی برای جلوگیری از حرکت دولت که به منظور پراکنده‏ساختن آنها انجام می‏دهد، تشکیل نداده‏اند. به نظر می‏رسد،موثرترین و پرقدرت‏ترین این گروهها «سازمان همبستگی روهینگ‏های‏آراکان‏» می‏باشد. این سازمان نوجوانان 10 الی 15 ساله را جهت ارتش غیرنظامی‏خود تعلیم می‏دهد، از تمام منابع و قدرت خود برای جمع‏آوری سپاه،مهمات و آموزشهای عالی نظامی استفاده می‏نماید. برنامه‏های‏آموزشی از 1988 در ارتش نظامی در جنبش روهینگ جهت‏شکل‏دهی‏مجاهدین و گروههای فرماندهی تشکیل گردید. آموزشهای اولیه برای‏مدت سه ماه تعیین گردیده و آرایشهای نظامی مرتبا تمرین می‏گردد. کمپهای آموزشی در اعماق جنگلها دایر است و فرمانده‏ها به‏مناطق مختلف آراکان جهت آموزش و تعلیمات نظامی افراد، اعزام‏می‏گردند و اهالی را جهت پیوستن به ارتش نظامی روهینگ تشویق‏می‏نمایند.

اگرچه بعضی از اهالی آراکان به زبانهای بنگالی و میانماری‏نیز تکلم می‏نمایند لیکن آنها «انگلیسی‏» را زبان دوم خودمی‏دانند. همچنین زبانهای عربی و اردو، نیز در این منطقه رایج می‏باشد ودر سالهای اخیر این زبانها را در مدارس خودتدریس می‏نمایند.

تشکیلات مذهبی و حوزه‏های دینی هریک از ادیان در میانمار،اکثرا در همان مکانهای عبادتی، زیارتی، معابد و مساجد دایرمی‏باشد. رهبران مذهبی در قسمتی از این مکانها به رتق و فتق‏امور پیروان خود می‏پردازند و در موقع لزوم فعالیتهای تبلیغی‏جهت ترویج ادیان خود را انجام می‏دهند. البته به غیر ازبوداییانی که خود دارای تشکیلات عظیم تعلیم و تربیت در گوشه وکنار این کشور می‏باشند. ذیلا عبادتگاههای ادیان مهم در کشورمیانمار، جهت آگاهی خوانندگان به استثنای معابد بودایی درج‏می‏گردد:

1- کلیسای آگوستین مخصوص مسیحیان پیرو «رمن‏کاتولیک‏» .

2- کلیسای «صلیب مقدس‏» مخصوص مسیحیان آنگلیکن و همچنین‏مدرسه کلیسا برای کودکان و کلیسای مقدس سه گانه «کاتدرال‏» .

3- کلیسای انگلیسی «متودیست‏» و مدرسه همین کلیسا که برای‏پیروان مسیحی متودیست و فرزندانشان بناگردیده است.

4- برای مسیحیان پیرو فرقه باپ تیست «کلیسای امانوئل‏» .

5- برای ارمنیان مسیحی «کلیسای ارامنه‏» .

6- برای یهودیان «پرستشگاه یهود» که سفارت اسرائیل نامیده‏می‏شود.

7- برای هندوها معابد «سری سری شیواکریشنا» ، و «سری سری‏دورگا» و «معبد بزرگ هندو» و برای سیکها معبد «سیک‏» بناگردیده، که هریک کلیه امور مربوط به پیروان خود را برعهده‏دارند.

 


دانلود با لینک مستقیم


اسلام در میانمار