
پاور پوینت آموزش حروف الفبای انگلیسی برای نونهالان
قابل استفاده در کلاسهای آموزش زبان انگلیسی ومنزل
تدریس آسان ، یادگیری سریع ،تنوع در آموزش
پاورپوینت آموزش حروف الفبای انگلیسی

پاور پوینت آموزش حروف الفبای انگلیسی برای نونهالان
قابل استفاده در کلاسهای آموزش زبان انگلیسی ومنزل
تدریس آسان ، یادگیری سریع ،تنوع در آموزش

1-1 مقدمه
امروزه ضرورت آشنایی عوامل اداری و آموزشی مدارس، با مشکلات و تنگناهای تحصیلی بیش از پیش مشهود است. معلمان برای اینکه بتوانند با موفقیت به امر آموزش و پرورش بپردازند؛ نیاز به شناخت دانش آموزان و آگاهی نسبت به نقاط ضعف و قوت یاد گیرندگان و عناصر مرتبط با آموزش دارند. به نظر می رسد دوران و روزگار کسانی که بخواهند بدون توجه به نیازهای دانش آموزان و ابعاد رشدی آنان و تعامل عوامل گوناگون صرفاً با تکیه بردانش خود به آموزش و پرورش بپردازند؛ پایان یا فته است. تعلیم و تربیت انسان از بدو پیدایش بشر مورد توجه بوده؛ اما اهمیت آن در قرون اخیر بطور فزاینده ای آشکار شده است. در حال حاضر آموزش و پرورش، کلید توسعه جوامع محسوب می گردد؛ و موفقیت و سعادت ملتها به کیفیت تعلیم و تربیت بستگی دارد، بدون تردید آینده هر کشوری را می توان از سیمای کنونی آموزش و پرورش آن دریافت کرد (نجفی، 1371).
از آن گذشته طی سالهای اخیر، که پیشرفتهای تکنولوژی و روشهای نوین تولید نظامهای اقتصادی جهان را دگرگون ساخته؛ و روابط بین آنها را تغییر داده است؛ آموزش در فرآیند توسعه نقش مهمتری یافته است (لاکهید و ورسپور ، 1989؛ ترجمه سجادیه و همکاران،1371).
نظام آموزش ابتدایی، اولین دوره از آموزش و پرورش عمومی است که کودکان با ورود به این دوره وارد دنیای جدید تعلیم و تربیت می شوند و نخستین بار محیط خارج از خانه را تجربه کرده با واقعیات اجتماعی رو به رو می شوند، کودک مفهوم نقش اجتماعی، مسولیت، کار و روابط اجتماعی را از این راه درک می کند؛ و با همین تجربیات و ادراک ها شخصیت خود را شکل می دهد (میر کمالی،1376).
نگاه کلی به وضعیت آموزش وپرورش به ویژه آموزش ابتدایی، در جهان در دهه پایان قرن بیستم نشان می دهد؛ از یک سوء به رغم اعلامیه حقوق بشر، که حق آموزش را یکی از حقوق مسلم انسان اعلام نموده است. حدود یک پنجم ازجمعیت کره زمین هنوز از کسب مهارتهای پایه سواد بی بهره اند و حدود یک پنجم ازکودکان واجب التعلیم در بسیاری از کشورهای در حال توسعه به مدرسه راه نمی یابند و سالانه به انبوه بی سوادان می پیوندند و از سوی دیگر در این کشورها حدود یک چهارم از کودکان واجب التعلیم در مدارس ابتدایی، قبل از پایان دوره به علت افت تحصیلی و بدون کسب مهارت لازم برای اشتغال، وارد بازار کار می شوند و به تدریج برجمعیت بی سوادان و بیکاران می افزایند (مشایخ،1373).
همچنین مطالعات اخیر یونسکو درباره ضایعات دوره ی ابتدایی در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین نشان می دهد که در ا کثریت کشورهای مورد مطالعه 10 تا 30 در صد از دانش آموزان این دوره ها را، مردودین تشکیل می دهند و نتیجه تکان دهنده دیگر این مطالعه، نرخ بالای رهاکنندگان مدرسه در دوره ابتدایی است ( کومبز1. 1985؛ ترجمه آل آقا، 1373).
آموزش و پرورش یک حق عمومی است و عملیات مربوط به این حوزه مهم در زمره مسؤلیت های جامعه و در قلمرو سیاستهای عمومی و دولتی قرار می گیرد و می تواند به عنوان عاملی برای عدالت مورد توجه قرار گیرد، زیرا هیچ جامعه ای بدون آموزش و پرورش استوار، نمی تواندسودای برابری و عدالت را در سر بپروراند (آقا زاده،1384). بنابراین شرایط اقلیمی، جمعیت کم و بسیار پراکنده، مشکلات اقتصادی، نیاز به نیروی کار کودکان به عنوان منبع کسب در آمد نمی تواند مانع ارائه خدمات مناسب آموزشی باشد. از آنجائیکه یادگیری فقط در کلاس درس اتفاق نمی افتد، بلکه در و دیوار مدرسه نیز همانند معلم و کتاب برای دانش آموزان حامل پیام هستند و کتابهای پاره و کثیف، تخته فرسوده و نامناسب، بی رغبتی و بی نظمی را تداعی می کند و دستشویی های تمیز، میز و نیمکت منظم و آراسته، بهداشتی زندگی-
1.Combs
کردن را آموزش می دهند. بنابراین محیط و فضای فیزیکی مدرسه و خانه در کنار سایر عوامل آموزشی و تربیتی حامل پیام برای دانش آموزان می باشند و بر میزان یادگیری و رشد شخصیت فردی و اجتماعی و نیز تأمین بهداشت روانی آنان تا ثیر می گذارد (نوید ادهم،1382).
آموزش و پرورش، مسئول شکوفایی استعدادهای افراد می باشد؛ جامعه شناسان آن را وسیله ی اداره و کنترل جامعه تعریف نموده اند و آن را مترادف جامعه پذیری1 دانسته اند. به همین دلیل از اهمیت خاصی برخوردار می باشد (صافی،1373). برای توسعه نظامهای آموزشی و برای رسیدن به آینده بهتر، ساز و کار یک نظام ارزیابی می تواند نقش یک آینه را برای نظام آموزشی بازی کند؛ تا تصمیم گیران و برنامهریزان بتوانند تصویری از چگونگی وضع فعالیت ها به دست آورند و با استفاده از آن تصمیم های لازم را جهت بهبود و پیشرفت فعالیت ها برای رسیدن به بازده مورد نظر اتخاذ کنند (بازرگان، 1375). از آنجائیکه متولیان آموزش و پرورش، مسئول ساخت شخصیت، منش و سلوک انسانی اند و رسالت عظیمی برعهده آنان قرار گرفته است؛ از این نظر این نهاد جایگاه ویژه ای در بین سازمان های دیگر دارد و سلامتی و تعادل انسانها تا حدود زیادی بستگی به کیفیت آموزش دارد.
2-1 بیان مسأله
امروزه آموزش و پرورش، تنها وسیله دسترسی به توسعه و پیشرفت است و توجه به کمیت و کیفیت آموزش و پرورش یکی از عواملی است که در تداوم و تسریع توسعه جامعه در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی سیاسی دخیل می باشد. در این میان آموزش ابتدایی، به عنوان یکی از زیر نظام های آموزش و پرورش و اولین دوره آموزش رسمی و عمومی از اهمیت بیشتری برخوردار است. این دوره را دوره تأدیب، خلاقیت و بروز استعدادهای عمومی گفته اند (شکوهی، 1374).
به نظر متخصصان تعلیم و تربیت، مهم ترین و اساسی ترین مقطع نظام آموزشی، مقطع ابتدایی است که در ایجاد تحولات اساسی در جوامع و پیشرفت آنها نقش مهمی را ایفا می کند. اما آموزش ابتدایی زمانی در پیشرفت ملت ها مؤثر واقع می شود که کیفیت مناسبی به آن حاکم باشد. بی تردید کیفیت در نظام آموزش ابتدایی پیش نیاز تو سعه منابع انسانی برای جوابگویی به تقاضا های تغییرات تکنولوژی در قرن بیست و یک خواهد بود؛ زیرا که یک نظام آموزش ابتدایی ضعیف، کل نظام توسعه سرمایه انسانی را به مخاطره می اندازد، این نظام از یک سو دانش آموزانی تر بیت خواهد کرد که آمادگی لازم برای ورود به دوره ی متوسطه و آموزش عالی را ندارند و از سوی دیگر بزرگسالانی بیسواد تحویل جامعه می دهد، مهمتر از آن به تعداد کافی والدین و مدیرانی که آموزش واقعی دیده با شند برای مشارکت در تو سعه تربیت نخواهد کرد (لا کهید و ورسپور،1989؛ ترجمه سجادیه و همکاران،1373).
همچنین« کیفیت نازل آموزش ابتدایی، مانع توسعه منابع انسانی در همه سطوح آموزشی خواهد شد و بر تقاضای اجتماعی آموزش نیز تأثیر منفی خواهد گذاشت. کارآیی را پایین آورده و به اتلاف منابع خواهد انجامید» (هلک1، 1990؛ ترجمه نفیسی،1373). دوره ابتدایی به لحاظ اینکه پایه و اساس دوره های بعدی را تشکیل می دهد. بایستی از کیفیت لازم برخوردار باشد لیکن وقتی درباره کیفیت آموزش صحبت به میان می آید سوالاتی درباره خانواده، وضع اقتصادی، اجتماعی خانواده، مدیریت، معلم، نسبت دانش آموز به معلم، وسایل کمک آموزشی، بودجه، درصد قبولی و افت تحصیلی مطرح می گردد. هر یک از عوامل مذکور بدون شک در کیفیت آموزشی مؤثرند و مشکل است که برای آنها درصد معین را تعیین نمود. با توجه به رشد تعداد دانش آموزان، بایستی جنبه کیفی آموزش نیز مورد توجه قرار گیرد؛ همچنانکه تقریباً در بیشتر کشورها نگرانی اصلی، کیفیت آموزش وپرورش است؛ مانند اندونزی که در آنجا حرف اصلی اصلاحات، بهبود کیفیت است و در یوگسلاوی که، کیفیت آموزش، در قلب نوآوری آموزش ابتدایی در دهه های آینده است (مهدی پور،1374). بررسی و تحلیل مشکلات تحصیلی افرادی که به دلایل مختلف قربانی شرایط و کیفیت نامساعد خانواده، محیط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، شرایط اقلیمی و جغرافیایی می شوند؛ بسیار مهم و ضروری است و وضع نابسامان اکثر روستائیان باعث گردیده که نتوانند رشد فکری و تحصیلی پیدا کنند و اطلاعات و معلومات خود را توسعه و پیشرفت دهند. چه بسیار کودکانی که مجبور شده اند بخاطر کمک به هزینه زندگی خانواده شان درس و تحصیل را رها نمایند و به کار کردن بپردازند تا بدین وسیله کمکی جهت تأمین معاش خانواده گردند، خستگی بدنی و روانی، کمبود درآمد، اختلافات شدید طبقاتی، اغلب روستائیان را طوری عاصی می کند که هیچگونه کوشش و علاقه ای نسبت به چگونگی تحصیل فرزندانشان و یا نحوه گذراندن اوقاتشان را از خود نشان ندهند. برهمین مبنا است که میتوان از نوعی عقب نگه داشته شدگی همه جانبه در کودکان محروم سخن گفت. در نظام آموزشی هر کشوری انتظار می رود که همه افراد بدون توجه به موقعیت جغرافیایی و وضع اقتصادی و زبان بتواند از امکانات و منابع آموزشی یکسان، تجهیزات و وسائل کمک آموزشی و فضای آموزش مناسب استفاده کنند. ولی آیا عملاً نیز چنین است؟
علاوه بر اینها انگیزه خود محقق که سابقه تدریس در مناطق روستائی را داشته و خود نیز با مشکلات و مسائل این مناطق روبرو و از نزدیک آنها را درک و مشاهده کرده و درصدد برآمده تا انواع مشکلات تحصیلی دانش آموزان مقطع ابتدائی، مناطق روستائی این شهرستان را بررسی کرده و راه را برای تحقیقات بعدی هموار سازد و تا حد امکان پیشنهاداتی را برای رفع این مشکلات مطرح نماید. در این تحقیق می خواهیم به این سوالها پاسخ دهیم که امکانات و منابع اختصاص داده شده از قبیل منابع انسانی، مالی و تجهیزاتی به نظام آموزش ابتدایی در نواحی روستائی شهرستان فریدون شهر در چه وضعیتی است؟ فرایند این نظام مانند نحوه مدیریت، چگونگی استفاده از مواد آموزشی، چگونگی بکارگماری کادر آموزشی در امر تدریس، نحوه استفاده از وسایل و تجهیزات به چه صورتی است؟ درونداد و فرایند این نظام تا چه اندازه مطابق با استانداردها است و کارآیی داخلی این نظام در چه وضعیتی است؟ مشارکت اولیاء و مربیان در فرایند یاد دهی- یادگیری به چه صورتی است؟
3-1 ضرورت و اهمیت موضوع پژوهش
نقاط ضعف دربخش فرهنگی شاید به ظاهر و در نگاه اول معضل نباشد، ولی در بلند مدت اثرسوء خود را در میان جامعه به جای خواهد گذاشت. از آنجائیکه تعلیم وتربیت انسان ها از جایگاه والایی برخوردار است. هردولت و حکومتی می کوشد که برای پرورش نسلهای آینده کشور برنامه ریزی دقیق و اساسی نماید. سازندگی هر کشوری، بستگی کامل به سطح آموزشی دارد که در مراکز آموزشی داده می شود، که زیربنای آن درپایه های ابتدایی ریخته می شود. به منظور بالابردن سطح و به ویژه کیفیت آموزش و کاربرد آن درجهت پیشرفت در سطوح مختلف می بایست پژوهشهایی انجام گیرد که آموزش را تسریع بخشیده و موانع آموزشی را از بین راه برداشته و حتی الامکان آن را کم نماید.
هراندازه کار تعلیم و تربیت، آگاهانه تر و با دانش و بصیرت بیشتر توأم باشد، از کیفیت بیشتری برخوردار خواهد بود. مبارزه با بیسوادی درحد دادن شعار و تبلیغ در رسانه ها و ایجاد چند کلاس در شهر یا روستا نتیجه بخش نخواهد بود. بلکه باید امکانات و مشکلات را شناسایی کرد سپس به دنبال تبلیغات رفت. چه بسیار دانش آموزانی که به دلایل مختلف امکان تحصیل برایشان فراهم نشده است و مجبور به ترک تحصیل شده اند و این امر فرایند اجتماعی شدن آنها را با خطر مواجه ساخته است. بدون شک آشنا کردن معلمان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت با مسائل و دشواریهای تحصیلی برای امیدوار کردن آنها جهت غلبه با آن از ضروریت می باشد (دوست محمدی،1371).بیشتر مدارس ابتدائی از لحاظ فیزیکی و تجهیزات فاقد جاذبه های برانگیزاننده می باشد و این باعث کاهش علاقه معلمان دوره ابتدایی به امر تدریس شده است (آهنچیان،1373). طرح ریزی و تنظیم محیط فیزیکی مناسب برای کودکان قسمت مهمی از فلسفه آموزشی محسوب می گردد (مفیدی،1380). محیط مدرسه علاوه بر تأثیر روی دانش آموزان بر روی کار معلم هم مؤثراست و در دوران ابتدایی این تأثیر گذاری بیشتر است. توانایی معلم در مهارت هایش صرفاً موفقیت وی را تضمین نمی کند. بلکه شرایط محیطی کلاس نیز در موفقیت او تأثیرگذار است (احمدیان،1374).
از عوامل اثربخش کمیت وکیفیت آموزشی، مدرسه و فضای آموزشی است، زمانی که محیط آموزشگاه تنگ و دلگیر بوده و فضای فیزیکی مدرسه نامتناسب باشد، مشکلات رفتاری، انضباطی مختلفی مطرح می شود که این امر فشار کاری و روانی مضاعفی را بر معلمان و دست اندرکاران آموزشی وارد می سازد و موجب فرسودگی شغلی در آنان می گردد. کمبود سرویسهای بهداشتی بر سلامتی دانش آموزان اثر منفی خواهد گذاشت. کمبود تجهیزات و امکانات نامتناسب زمینه ساز افت تحصیلی و یادگیری دانش آموزان می گردد و عدم استفاده از رنگ آمیزی و فضا سازی متناسب با سن کودکان منجر به کاهش انگیزه و علاقه به یادگیری خواهد شد (کاکوجویباری،1382).
اهمیت نظام آموزش ابتدایی و ضرورت افزایش کارآیی آن، پرداختن به برنامه ریزی آموزشی1را ایجاب می کند. انجام این امرمستلزم تشخیص مسائل، نارسائی ها و کاستی های آن از طریق انجام تحقیقات آموزشی2 است (شکوهی،1370). امروزه نیروی انسانی مؤثر و کارآمد مهمترین سرمایه و از عوامل قدرت هرکشوری محسوب می گردد. بنابراین برای آموزش مؤثر آنها به مدارس مناسب که دارای فضا و امکانات استاندارد باشد، نیاز است. اگر نظام آموزشی، کار آمد نباشد و متناسب با نیازهای زمان پیش نرود، تلاشهای آنها برای توانمندسازی نیروی انسانی به نتیجه مثبت نخواهد رسید (بابایی،1382). کیفیت مناسب فرایند یاددهی-یادگیری، نیاز به امکانات و تجهیزات مناسب را توجیه می نماید. بنابراین تحقیقاتی از این دست که به بررسی کیفیت فضا و عوامل تأثیرگذار برآن بپردازد ضروری به نظرمی رسد (مفیدی،1380). اگر نظام آموزشی وضع موجود و وضع مطلوب را دریابد آنگاه می تواند برای دستیابی به آینده بهتر برنامه ریزی نماید. در برنامه ریزی توسعه نظامهای آموزشی اعم از آموزش رسمی وغیررسمی منظور داشتن یک نظام ارزیابی از اهمیت خاصی برخوردار بوده است، زیرا رشد و تکامل یک نظام آموزشی مستلزم اطلاع از کار آمدی آن نظام و برنامه ریزی برای بهبود اقدامات در جهت تحقق یافتن هدفهای آموزشی است (بازرگان ،1362).
با توجه به اینکه در سال تحصیلی 86-1385، تعداد64646 واحد مدرسه ابتدایی در سراسر کشور بوده و از این رقم45734 واحد (75/70%) به مناطق روستایی تعلق داشته است. و از 5827851 دانش آموز دوره ابتدایی 2133475 نفر (6/36%) در مناطق روستایی مشغول به تحصیل بوده اند و با توجه به رتبه یازدهم استان اصفهان، رتبه اول مازندران و رتبه آخر زاهدان که در بین مناطق روستایی استانها در امتحانات سال گذشته تحصیلی در مقطع ابتدایی بدست آورده اند(آمار آموزش وپرورش،86-1385)، انجام تحقیقاتی که بتواند فرایند آموزشی را در مناطق روستایی تسریع بخشیده و کیفیت را بالا برد ضروری است. بنابراین برای حل مسائل دوره ابتدایی در جمع مسائل مربوط به این دوره باید اتکاء زیادی به بررسی ها و تحقیقات علمی و کاربردی داشته باشیم. بنابراین بیشترین تلاشهای تحقیقات می بایست برروی این دوره سرنوشت ساز معطوف گردد و تا انواع مشکلات و امکانات را شناسایی و در جهت برطرف کردن مشکلات و مجهز کردن امکانات کوشید.
4-1 سوالهای تحقیق
1) وضعیت معلمان مدارس ابتدایی از نظر سابقه کار و تحصیلات چگونه است ؟
2) سرانه فضای آموزشی برای هر دانش آموز در مدارس ابتدایی به چه میزانی است ؟
3) سرانه فضای پرورشی برای هر دانش آموز در مدارس ابتدایی به چه میزانی است ؟
4) سرانه فضای اداری برای هر دانش آموز در مدارس ابتدایی به چه میزانی است ؟
5) سرانه فضای پشتیبانی یا خدماتی برای هر دانش آموز در مدارس ابتدایی به چه میزانی است ؟
6) سرانه فضای گردش برای هر دانش آموز در مدارس ابتدایی به چه میزانی است ؟
7) سرانه زیر بنا برای هر دانش آموز در مدارس ابتدایی به چه میزانی است ؟
8) سرانه فضای باز محوطه برای هر دانش آموز در مدارس ابتدایی به چه میزانی است ؟
9) آیا فضاهای باز و بسته از نظر نور و رنگ مطابق با استانداردهای مطلوب آموزشی است ؟
10) آیا موقعیت مکانی مدارس ابتدایی در مناطق روستایی شهرستان فریدون شهر مطابق با استانداردها است؟
11) آیا ساختمانهای مدارس ابتدایی روستایی قابلیت گسترده شدن به منظور پاسخ گویی به تقاضاهای جدید آموزشی را دارد ؟
12) آیا در مدارس ابتدایی مناطق روستایی شهرستان فریدون شهر آزمایشگاه و وسایل کمک آموزشی وجود دارد ؟
13) وضعیت انجمن اولیا و مربیان در مدارس مناطق روستایی شهرستان فریدون شهر به چه صورتی است ؟
14)کارایی داخلی (برون داد) مدارس ابتدایی مناطق روستایی شهرستان فریدون شهر به چه صورتی است؟
عنوان مقاله :
دفتر سبز بهاران نگرشی بر ساختار و محتوای اشعار و آثار سیمین بهبهانی شاعر معاصر
به کوشش :
طاهره خبازی
مقدمه و پیشگفتار
من دیده ام رنگین کمان را خندیده در ذرات باران
من خوانده ام رازی نهان را، در دفتر سبز بهاران
تغییر فصل بی بری را، سرسبزی و بار آوری را
حس کرده انگشتان سردم، در برگجوش شاخساران
کنکاش سرخ لاله ها را، در خلوت خاموش صحرا
دیدم که دارد داستانها، از چاره جویی های یاران
آن دانه ی خاکی چه بودا – پوسیدن تن را پذیرا-
از ساقه ی نو رسته فردا، چون خود پدید آرد هزاران
من دیده ام جبر زمان را، نابودی فرسودگان را
نادیده بگذشتند اما، از دیدنیها دیده داران
از راستی در گونه ی گل، رنگین شود خون تکامل
اما دروغین است و رسوا، سرخاب این صورت نگاران
از بوته ی خوشبوی گلپر، از پونه ی شاداب نوبر
آیا توان گفتن پیامی، با کرم های گنده زاران؟
ای روز خوب آفتابی، با آسمان پاک و آبی
آخر بگو کی می شتابی، تا مرز این شب زنده داران؟
( رستاخیز، ص 327 )
از سالهای آب و سراب
مقدمه و پیشگفتار
قرن معاصر بانوان شاعری را در دامان خود پرورده است که هر یک به سهم خود چنان ذوق و ابتکاری در کار سرودن شعر از خود نشان داده اند که روزگار، سخن ایشان را هرگز به فراموشی نخواهد سپرد و سیمین بهبهانی یکی از آنان است. سیمین بهبهانی ( خلیلی ) به سال 1306 ه.ش. در تهران متولد شد. پدرش عباس خلیلی نویسنده و روزنامه نگار و صاحب ده ها تالیف بود و مادرش فخر عال خلعتبری نیز شاعر و نویسنده و روزنامه نگار بود. وی تحصیلات دانشگاهی را در رشته ی حقوق قضایی به پایان رساند و از چهارده سالگی به شعر گفتن پرداخت. ابتدا با چهار پاره های نیمایی شروع نمود و بعد به گفتن غزل روی آورد ؛ اما درغزل تحولی عظیم به وجود آورد. زندگی سراسر نشیب و فراز و پرحادثه ی سیمین از کودکی تا نوجوانی شرحی بیش از حوصله ی این گفتار است و برای آگاهی از آن، می توان به شرحی که او با قلم شیرین و نثر دلاویز و روشن خود به عنوان مقدمه ای بر “ گزینه اشعار ” خود نوشته مراجعه کرد.
اما وی تنها شاعر نبود بلکه همچو پدر و مادرش به نویسندگی نیز می پرداخت؛ قصه و خاطرات و مقالات وی می تواند مطلب فوق را تایید نماید.
سیمین بهبهانی. شاعر معاصر، که در غزل سرایی و اشعار غنایی توانایی خود رانشان داده است در شعر خویش با انتشار دفترهای رستاخیز، خطی زسرعت و از آتش، دشت ارژن در عوالمی متفاوت با مجموعه های چلچراغ و مرمر سیر می کند، عوالمی گسترده تر از احساسات و عواطف فردی و رنج های تنهایی. در شعر او اینک غم وشادی دیگران بیشتر جلوه گر است و احساس او در خلال شعرش تپش دل وی را هم آهنگ با ضربان قلب مردم به گوش جان می رساند. خود او این تجربه ی معنوی بزرگ را در مقدمه ی دشت ارژن چنین تعبیر کرده است: “ دیری است تا شعرم به یک عاطفه ی همگانی بدل شده است گویی که زبان جمع است. و این نه ازان روست که خواسته ام تا از زبان جمع مستحیل شده ام.
سیمین بهبهانی آنچه را که هست می بیند و می گوید و آنچه را که می گوید به آن اعتقاد دارد.همان گونه که ذکر شد برای آشنایی بیشتر با شخصیت و حسب حال وی، بهتر است که به نوشته ها و سروده های ایشان مراجعه گردد که خود گویاتر است. در کتاب “ با قلب خود چه خریدم؟” ( گزینه قصه ها و یا دهای سیمین بهبهانی ) و نیز کتاب کلید و خنجر مطلب حسب حال ( جنینی که من بودم ) مطالبی به قلم توانای سیمین نوشته شده است که بسیار مفید خواهد بود.
آشنایی با شخصیت و افکار یک نویسنده و شاعر قدم نخست برای درک نوشته ها و سروده های وی است.
سیمین با نخستین شعری که در چهارده سالگی سرود در روزنامه ی “ نوبهار ” ملک الشعرا بهار چاپ شد نشان داد که دردهای جامعه و روزگار مردم پریشان حال تا چه اندازه اندیشه ی او را از نوجوانی به خود مشغول می داشته است.
سیمین اگرچه سرودن شعر را درقالب محمول عروضی آغاز کرد ولی شیوه ی نوین چهار پاره های به هم پیوشته را تا چند زمانی قالب بیشتر سروده های او را تشکیل می داد تا این که رفته رفته به غزل گرایش بیشتر یافت و توانست در این پهنه به آفرینش آثاری برجسته و چشم گیر و شهرتی شایسته دست یابد.
ویژگی هایی از شعر سیمین
گفتیم که سیمین در غزل تحولی عظیم را پدید آورد، به این صورت که آن را با مسائل روزمره و سوژه های نمایشی و گفت و گو ها پیوند داد. غزل وی دارای سبکی خاص است که باید آن را منحصر به فرد دانست. سیمین از سال 1352 ه.ش. و پس از انتشار کتاب رستاخیز خود شیوه ی تازه یی را در پرداختن غزل معاصر بنیاد نهاد که بدون هیچ تفاخری به لزوم آن سخت باور داشت. این شیوه ی تازه از هنگامی در شعر سیمین شکل گرفت که از دیدگاه دیگری به غزل نگریست و نه تنها در گزینش مضامین از هر دست ، به نوآوری پرداخت، که در استفاده از اوزان غزل روش دیگری به کار بست و وی بر این باور بود که “ ما امروز نیاز به اوزان تازه داریم، به جست و جو می رویم و در میان پاره های کلام آن را کشف می کنیم ”
وی از قالب کلاسیک غزل کناره گرفت که در آن توفیقی چشم گیر یافت. خود در این باره چنین می گوید:
“ می گویند: چرا سر به بیابان خشن و سنگلاخ گسترده اوزان ناشناس نهاده یی ؟ پای سمندت خواهد شکست و به سرخواهی افتاد. چشم کسی شیرین سواری تو را نخواهد دید، که پایی را پروای پی گرفتن بی پروایت دربادیه ی جنون نیست. به همان میدان پرتماشایی باز گرد، تا دیگر تاخ تاخ سم سمندت با صدای هلهله و آفرین درآمیزد. می گویم : بسیار در چنین میدان رانده ام که همه در عرصه ی بی خطرش، آشنا و چشم آموز، بی هیجان و بی حادثه، تسلیم تکاپوی سواران بوده است. کشف وطلب، اما، کوه و گداز می خواست، بیابان و ریگزار می جست، و همواری آن میدان، همه ی آن نبود که من می خواستم، این میدان، خود روزگاری، قطعه بیابانی ناشناخته و پرمانع است. انوری و عطار بارها و بارها راه نشان دادند و نشانه گذاشتند، سنگ برداشتند و سنگریزه کوفتند……. و آنک شما و عرصه ی آسان کرده ی ایشان. در این بیابان خواهم تاخت، تپه ها و گدارها خواهم شناخت، کوره راهی خواهم جست و زیر پویه ی مکرر ستورم چنان خواهمش کوفت که راهی شود ساده و هموار.
غزل قدیم خانه یی بود که در اجاق امنش آتشی می توانستم افروخت، اما نه آن بیابان که انفجار مکرر خمپاره ها را تاب آرد و پس از فرونشستن غبار، باز همان بیابان باشد با کوه های سربه فلک سوده، بی خدشه ی غبنی از جنبش پشه وار انفجاری که بر دامانش وزیده است.
و نیز خود درجایی دیگر آورده که:
“ تا اکنون نزدیک به چهل وزن تازه یا کم سابقه را آزموده ام. می پذیرم که درمیان آنها ممکن است دو سه تایی سنگین باشند یا اصلا خوشایند واقع نشوند، از یاد رفتن آنها به قبول و توفیق بقیه می ارزد. منتظر نیستم که همه ی تجربه ها نتیجه ی صد در صد درست داشته باشند. همچنین اگر بعضی به نتیجه نرسیدند، از ادامه ی تجربه نمی هراسم و گرنه هیچ ابداعی پدید نخواهد آمد. ”
شعر سیمین ویژگیهای خود را دارد او براساس احساس عمل می کند و می داند که دیگر زمان گفتن غزل به سر آمده و این قالب شعر برای مردمش غیرقابل لمس و درک است و در مقتضای زمان آنان نیست. او غزل هایی می سراید که باغزل گذشتگان تفاوت داشته باشد. هدف عمده ی وی یکی وارد کردن مضامین اجتماعی در غزل است و دیگری دوری از تکرار مکررات در غزل هایش. اوضاع اجتماعی را بیان می کند و زبان اعتراض می گشاید.
شعر انتقادی آن هم در قالب غزل یکی دیگر از خصایص شعری اوست. سیمین، غزل را از حیطه ی گفت وشنود صرفاً عاشقانه یا وصف جمال محبوب به رخدادها و واقعیات موجود و منطبق با جامعه ی خود می کشاند و در این راه به موفقیت هایی در خور تحسین دست می یابد. شعر سیمین به ویژه غزل های او همه سرشار از تخیل و عاطفه در زبانی فاخر و استوار و باشکوه و دلپذیر است. زبان او در این گونه شعرها، زبانی درخور شعر با ترکیب های تازه و واژگانی شاعرانه است که همراه با پیوندی استوار مضامین عاطفی و تخیلات شاعرانه را بیان می کند و غزل های نوین او همه نمودار آزمودههای دقیق و نگاه نکته یاب او به اجتماع است. او می نویسد:
“ شعرم تجربه ی لحظه هاست، گویی که زمان را و لحظه ها را جرعه جرعه، نوشیده ام گاه شیرین و گاه تلخ. و همه جرعه ها به تدریج، با خون و گوشتم در آمیخته است؛ با جوانیم جوانی کرده و شور برآورده و آواز سرداده؛ با خشمم به خروش آمده، فریاد شده گاه رسا و گاه نارسا؛ تا گوش ها راه جسته و با اندوهم بالیده. و اکنون با گذشت عمر، جریان همه ی آن جرعه ها در ضمیرم به مصب رودی پیوسته که میخواهد به مردابی، دریاچه یی، یا ریگزاری فرو شود؛ و به آرام و گسترده و بی خروش، حرکتی به نهان داشته باشد. ”
شعرهای سیمین از نگرشی نو و زنانه برخوردار است. او غزل را در زمین می پرورد و غزلی برداشت می کند فراتر از غزل گذشتگان. غزل خود زائیده ی درخت کهن میداند اما با شاخه های جوان. سیمین بارها بیان می کند که هدف او تاثیرگذاری است او آرزو دارد که در شمار شعرای موثر باشد او شعر خود را سخن دل می داند وسخن دل از دید او سخنی است که از دردها و مشکلات مردمی بگوید که در میان آنان زندگی می کند نه تنها سخنی که از مغازلات و معاشقات افراد برخاسته باشد و در نهایت می توان سیمین را یک شاعر اجتماعی و مردمی نامید.
پاره ای از مضامین اشعار سیمین:
-عشق
هرگاه سخن از عشق به میان می آید، در مقابل، قالب غزل در شعر خود نمایی می کند. غزل قالبی است که اکثر افراد می پندارند، ایجاد شده تا سخن از عشق و دلدادگی و عاشق و معشوق بگوید؛ اما در مورد سیمین و اشعار او این مطلب صدق نمی کند او تحولی بسیار عظیم در غزل پدید آورد که سبب شهرتش نیز شده است هر چند خیلی ها او را به این کار متهم کردند و کارش را ناستوده دانستند. اما او با شجاعت و صراحت به جلو رفت تا در نهایت به موفقیت دست یافت و غزلش سخن دل شد، سخنی برخاسته از دردهای دل و از عشق واقعی.
سیمین در جواب آن افراد که او را نصیحت و شماتت کردند که دیگر از خشونت و زشتی نگوید و سخن دل بسراید، چنین پاسخ می دهد:
“ در جواب آنها می گویم شعر من سخن دل است و من جزء به آهنگ دل خود جواب نگفته ام و اصولاً نمی دانم منظورشان از سخن دل چیست، گویا آنها تنها مغازلات و معاشقات پیش پا افتاده و مکرر را که از بس شعرا، طی سالها و قرنها، دست به دامان آن زده اند، دیگر ناگفته و ناشنیده ئی ندارد، سخن دل می دانند. گویا هنوز گوشهای مشتاقشان از شنیدن وصف چشم و رخ و قامت یا لذت وصل و محنت هجو اشباع نشده و چشم های حریصشان در عقب تجسم صحنه های مستی و بیخبری میدود، اگر مطلب این طور است، که من فریاد می کنم و می گویم که من از این گونه سخنان دل بیزارم و از آنچه که از این قبیل تا به حال گفته ام پشیمان. البته من منکر عشق نیستم عشق، انواع مختلف دارد:
عشق به میهن، به همنوع، به خانواده و فرزند، به هنر و بالاخره یکی از انواع آن هم عشق مورد نظر آنهاست که یکی از مسائل ساده و طبیعی و غریزی بشر است و از ابتدای خلقت تا انتهای آن نیز در وجود هر شخص سالم و هر موجود زنده ای، با تمام مظاهر خود – که احیاناً زیبا و فریبنده هم هست – خود نمایی کرده و خواهد کرد؛ ولی این نوع اخیر آنقدرها بزرگ وارزنده نیست که کلیه ی عوامل زندگی را تحت الشعاع خود قرار دهد و همه ی هنرمندان هنر و نبوغ خود را یکجا، مصروف تجسم ریزه کاری های آن کنند و اگر کسی از این سنت تحمیلی و نامعقول سر باز زد او را محکوم کنند که به آهنگ دل خود پاسخ نگفته است. ”
در اشعار و نوشته های سیمین ردپای عشق دیده می شود نه به آن صورت که تا پیش از این بوده بلکه به صورتی نو و ابتکاری اما قابل لمس. وقتی زندگی و شرح حال سیمین مورد مطالعه قرار گیرد متوجه می شویم که با زنی بسیار با محبت و با انگیزه و حتی عاشق روبرو هستیم. او آن چنان عشق عمیق و مقدسی به همسرش دارد که یکی از مجموعه های شعریش به نام آن مرد، “ مرد همراهم ” را برای او اختصاص می دهد. او همسر خود را عاشق وار معرفی می کند. در نوشته ی «سالار قصه ی من» که در مورد مرگ همسر و یادآوری خاطرات شیرین آشنایی و ازدواج و همدلی آنان است، چه زیبا سخن سرایی می کند و به ذکر گذشته های زیبا و دلنشینی که با وی داشته است می پردازد. پس سیمین خود عشق را می شناسد در غیر این صورت نمی توانست به این زیبایی از عشق سخن بگوید. او خانه ی مشترکشان را نمادی ابدی از عشق و دوستی معرفی می کند؛ زیرا سالارخانه ی او همیشه رویی گشاده و چهره یی خندان برای پذیرایی مهمانانش داشت و نمادی بود از محبت و عشق.
او عشق را در همدلی و همدردی و گوش شنوا داشتن بر گفته های هم معرفی میکند. او عشق را در انتظار برای آمدن همسر و خوردن لقمه ای نان می داند. او عشق را در انتظاری که همسرش برای شنیدن شعرهایش پشت در اتاق می کشید معرفی می کند. پس چنین فردی از عشق بیگانه نیست. و عشق سیمین به همسر عزیزش منوچهر کوشیار نوعی از انواع متعدد عشق است. او شاعری مردمی و اجتماعی است که عشق به مردم و میهنش در آثار او خود نمایی می کند. او عشق را امید می داند و دست نیاز به سویش دراز می کند:
ای عشق تازه ، چشم امیدم به سوی توست
این دشت سرد غمزده را آفتاب کن
این برف از من است تو جسم را بسوز
این جای پا ازوست تو او را خراب کن
( جای پا، ص 194 )
او هستی و خلقت را زائیده عشق الهی می داند و عشق را عامل خلقت می داند در نظر سیمین عشق عامل زندگی و جان بخشی است:
این همچو ما دیر مانده
با نقش خود پیر مانده
گوید که تصویر عشق است
نقشی به عالم اگر هست
( یکی مثلاً این که، نوشیدنی گرم یا سرد، ص 135 )
قطره یی بی رنگ بودم، نور عشق از من گذشت
بر سپهر نام، چون رنگین کمان افتاده ام
وای سیمین نغمه های سینه سوز عشق را
این زمان آموختند کز زبان افتاده ام
( چلچراغ، زنجیر، ص 135 )
عشق است جمله هستی تو، جانت به نقد اوست گرو
انکار خویشتن چه کنی؟ بر شو به بام و جار بزن
( دشت ارژن، کولی واره، ص 47 )
زکار عشق پیوسته دمیده بودم و خسته
که ناگه و ندانسته رخ تو در ضمیر آمد
زعشق می کنم پروا که بی توان و بی یارا
زپا افتاده است اما بهار دستگیر آمد
…
هنوز عشق جان دارد بهار اگر توان دارد
به معجزش جوان دارد به سال اگرچه پیر آمد
( دشت ارژن، بهار شادشورافکن، ص 73 )
(ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
متن کامل را می توانید دانلود نمائید
چون فقط تکه هایی از متن پایان نامه در این صفحه درج شده (به طور نمونه)
ولی در فایل دانلودی متن کامل پایان نامه
همراه با تمام ضمائم (پیوست ها) با فرمت ورد word که قابل ویرایش و کپی کردن می باشند
موجود است

این جزوه به صورت دست نویس می باشد.
این جزوه کنترل خطی پروفسور حیدرعلی طالبی استاد دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی امیرکبیر می باشد که به خوبی به ارائه مباحث مطرح در این واحد درسی پرداخته است.
کنترل خطی از مهمترین دروس کنکور ارشد رشته مهندسی برق می باشد. این جزوه در 133 صفحه با کیفیت عالی اسکن شده و امیدواریم در جهت کمک به شما عزیزان مورد استفاده قرار بگیرد.