فی گوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فی گوو

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله سؤالهای رایج مادران باردار از روش زایمان در آب

اختصاصی از فی گوو دانلود مقاله سؤالهای رایج مادران باردار از روش زایمان در آب دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله سؤالهای رایج مادران باردار از روش زایمان در آب


دانلود مقاله سؤالهای رایج مادران باردار از روش زایمان در آب

- نوزاد چگونه زیر آب تنفس می‌کند؟
- آیا امکان عفونت برای نوزاد و مادر وجود دارد؟
- موارد اورژانس چگونه زیر آب رسیدگی می‌شوند؟
- خانم باردار چه زمانی وارد آب شود؟
- آیا جفت در آب زایمان می‌شود؟
- آیا امکان دارد آب آلوده شود؟
- دمای آب در زمان لیبر و زایمان چقدر می‌باشد؟
- کنتراندیکاسیونهای زایمان در آب چیست؟
- شنای نوزادان
- مهمترین علت انتخاب روش زایمان در آب چیست ؟
- آیا در آب می‌توان تغییر وضعیت نشستن داد؟
- آیا استفاده از نوشیدنی مجاز است؟
- پروتکل زایمان در آب چیست؟
________________________________________
 
- نوزاد چگونه زیر آب تنفس می‌کند؟
 
این یکی از ابتدائی‌ترین سئوالاتی است که اکثر مردم می‌پرسند. درک اینکه چگونه یک نوزاد برای اولین بار نفس می‌کشد، کمک می‌کند تا هر گونه ترس، در ارتباط با ‌خطرناک بودن زایمان در آب از بین برود. زمانی که جنین در رحم قرار دارد، هیچ تماسی با هوا ندارد و نیازی به نفس کشیدن ندارد. بنابراین ریه‌های جنین هنوز کار نمی‌کنند تا اینکه متولد می‌شود و شروع به نفس کشیدن می‌کند. یک جنین در رحم توسط خون اکسیژنه که از طریق جفت و بندناف از مادرش دریافت می‌کند، تنفس می‌کند. قلب جنین، خون اکسیژنه را به سرتاسر بدنش پمپ می‌کند. زمانی که خون از اکسیژن خالی می‌شود و پر از مواد زائد می‌شود، از طریق بند ناف و جفت به مادر برمی‌گردد. خون تصفیه می‌شود و دوباره توسط مادر اکسیژن می‌گیرد و به جنین برمی‌گردد.
فقط تماس پوست نوزاد تازه متولد شده با هوا نیست که روند فیزیولوژیک پیچیده‌ای که منتهی به اولین تنفس می‌شود را فعال می‌کند. تصور می‌شود که تغییر در فشار و دمای هوا که احتمالاً توسط لبها و بینی نوزاد حس می‌شود، مکانیسم تنفس را فعال می‌کند. در طول چند ثانیه اول بعد از تولد، هنگامیکه نوزاد زیر آب قرار دارد، او مطمئناً نمی‌تواند شروع به تنفس کند و اکسیژن را از طریق بند ناف از مادرش دریافت می‌کند.
ورود نوزاد در آب، یک محیطی مشابه دوران بارداری که جنین در داخل مایع آمینوتیک است را فراهم می کند. بنابراین تنفس نوزاد مشابه دوران بارداری کاملا مهار است و خطر آسپیراسیون آب برای نوزاد وجود ندارد. در حالی که تماس نوزاد با هوا و تغییر دما باعث شروع تنفس نوزاد  می شود. از این زمان به بعد نوزاد دیگر نباید داخل آب قرار گیرد و بلافاصله از آب خارج می شود. از جمله عواملی که مهارکننده تنفس در زیر آب است عبارتند از :
1ـ جنین در رحم از طریق جفت و بند ناف اکسیژن رسانی می‌شود. حرکات رتیمیک تنفسی جنین توسط دیافراگم و عضلات بین دنده‌ائی است، که 24-48 ساعت قبل از شروع لیبر، سطح پروستاگلندین E2 مترشحه از جفت افزایش یافته و باعث آهسته شدن یا متوقف شدن حرکات تنفسی جنین می‌شود (FBM) یعنی در موقع زایمان عضلات تنفسی جنین فعال نیستند.
2ـ اختلاف دما یک عامل مهم دیگر است. زمانیکه جنین از مایع آمنیوتک مادر به مایع با همان دما وارد می‌شود، نوزاد تغییری را دریافت نکرده و بنابراین تنفس او شروع نمی‌شود. یعنی خود اختلافت دما می‌تواند بعنوان آغازگر تنفس مطرح شود.
3ـ آب یک مایع هیپوتونیک است در حالیکه مایع ششی جنینی یک محلول هیپرتونیک است. محلول هیپرتونیک بعلت دانسیته بیشتر مانع ورود مایع هیپوتونیک می‌شود.

 

شامل 11 صفحه word


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله سؤالهای رایج مادران باردار از روش زایمان در آب

پایانامه بررسی و مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی

اختصاصی از فی گوو پایانامه بررسی و مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پایانامه بررسی و مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی


پایانامه بررسی و مقایسه افسردگی مادران  دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی

شلینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 

تعداد صفحه:119

فهرست و توضیحات:

مقدمه................................... 3

بیان مسئله.............................. 9

اهمیت و فایده تحقیق..................... 13

اهمیت و کاربرد تحقیق.................... 16

فرضیه پژوهش............................. 20

سؤال پژوهش.............................. 21

متغیرهای پژوهش.......................... 21

تعاریف واژه­ها و اصطلاحات

  • تعاریف نظری......................... 22
  • تعاریف عملیاتی...................... 23

فصل دوم: ( ادبیات پژوهشی )

بخش اول (افسردگی )

نظریه های مربوط به افسردگی.............. 24

تحریف های شناختی ....................... 27

نظریه درماندگی آموخته شده............... 29

تدوین جدید نظری درماندگی آموخته شده .... 30

نظریه نا امیدی افسردگی ................. 33

فرضیه مارتین............................ 37

توجه متمرکز برخود، خودگردانی و افسردگی . 38

نظریه خویشتن داری ...................... 43

افسردگی و تقویت مثبت.................... 47

افسردگی و رفتار بین فردی ............... 48

مقابله یا رویارویی چیست؟................ 51

پیشرفت تحقیقات.......................... 52

از استرس تا مقابله ..................... 53

تئوری مقابله با لازاروس.................. 57

بخش دوم( نابینایی )

تعریف و طبقه بندی وعلت شناسی نابینایان.. 61

جهت یابی و تحرک نابینایان............... 79

آثار روانی مبتلایان به اختلالات بینایی..... 82

سازگاری اجتماعی دانش آموزان نابینا...... 86

رشد کلامی  کودکان نابینا ................ 90

پیشرفت تحصیلی در کودکان نابینا.......... 94

برخورد والدین و اعضای خانواده و فرد نابینا 96

حضور کودک نابینا در خانواده و تأثیرات آن بر روی والدین  99

عمده واکنش های خانواده (صاحب کودک نابینا). 101

بخش سوم: مروری بر پژوهش های انجام شده در رابطه با موضوع پژوهش........................................

-پژوهش های مربوط به افسردگی در خارج از ایران    105

-پژوهش های مربوط به افسردگی در ایران.... 107

فصل سوم : روش پژوهش

مقدمه................................... 111

نمونه پژوهش............................. 111

روش نمونه­گیری........................... 113

ابزار پژوهش............................. 113

روش اجرا................................ 117

روش تجزیه و تحلیل داده­ها................ 117

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده­ها

مقدمه................................... 118

الف ) توصیف داده­های پژوهش............... 119

ب ) تحلیل داده­های پژوهش................. 121

فصل پنجم: بحث و نتیجه­گیری

بحث و نتیجه­گیری......................... 126

محدودیتها............................... 130

پیشنهادها............................... 131

فهرست منابع فارسی....................... 132

فهرست منابع انگلیسی..................... 137

پیوست ( پرسشنامه افسردگی بک ) .......... 146


فهرست جداول

جدول 1 4 ، شاخصهای توصیفی افسردگی بین مادران دانش آموزان و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی 118

جدول 2 4 ، یافته های استنباطی افسردگی بین مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی 119

 

 

 


واژه افسردگی به معنای «ضعف» تا حدی دارای ابهام است. و در رشته های مختلف معانی متفاوتی دارد. به عنوان مثال در فیزیولوژی اعصاب، مراد، کاهش فعالیت فیزیولوژیک در داروشناسی به معنای کاهش فعالیت یک عنصر شیمیایی ، در روان پزشکی، افسردگی بر حسب موارد خاص به یک علامت یا سندرم اطلاق شده و در روان شناسی حالتی هیجانی است که منجر به کاهش قابلیتها می شود. (کلایتون و بارت، سلطانی فر، 1369)

شاید یکی از شایعترین مسائل روانی، افسردگی باشد که باعث مراجعه درمانجویان به کلینیکهای روان پزشکی می شود. بطوری که تحقیقات نشان می دهد قریب به 75% افرادی که در موسسات درمانگری روانی بستری می شوند، دچار افسردگی هستند. (براوان و هریس 1987 به نقل از بک، 1993/ عبدالملکی 1383).

مطالعاتی که در سالهای اخیر از طرف متخصصان سازمان بهداشت جهانی در کشورهای در حال توسعه انجام گرفته، از افزایش دامنه شیوع افسردگی در میان ملل در حال رشد حکایت می کند. در هر مقطع معینی از زمان 20-15 درصد بزرگسالان، در سطح قابل توجهی، از نشانه های افسردگی، رنج می برند و حداقل 12% به میزانی از افسردگی که آنها را در مرحله ای از زندگی به سمت درمان می کشاند، مبتلا هستند. (کرگ و کلارک / قاسم زاده، 1380).


دانلود با لینک مستقیم


پایانامه بررسی و مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی

پایانامه بررسی و مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی

اختصاصی از فی گوو پایانامه بررسی و مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پایانامه بررسی و مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی


پایانامه بررسی و مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 

تعداد صفحه:169

فهرست و توضیحات:

موضوع این پژوهش بررسی و مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی دانش­آموزان دوره متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1385 1384 است .

در این تحقیق، محقق به منظور رسیدن به هدف شناخت و درک هرچه بیشتر تفاوتها در میان مادران دانش آموزان دارای نارسایی بینایی و مادران دانش­آموزان عادی مورد بررسی قرار داده که هر دو گروه شامل 30 نفر آزمودنی بوده است .( به عبارت دیگر 30 نفر از مادران دانش­آموزان دارای نارسایی بینایی و 30 نفر از مادران دانش­آموزان عادی بوده است) .

در این پژوهش با توجه به متغییر مستقل و وابسته آن که به ترتیب، جنسیت و میزان افسردگی بوده است از روش پژوهشی پس رویدادی استفاده شده است.

ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه افسردگی بک است .

برای تجزیه و تحلیل داده ها چون هدف پژوهشگر مقایسه میانگین های دو گروه مستقل است از آزمون t استفاده شده است .

و پس از به کارگیری از آزمون t یافته های نتایج نشان داد که :


دانلود با لینک مستقیم


پایانامه بررسی و مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی

پایان نامه ی مقایسه سازگاری اجتماعی مادران کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر با مادران کودکان عادی. doc

اختصاصی از فی گوو پایان نامه ی مقایسه سازگاری اجتماعی مادران کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر با مادران کودکان عادی. doc دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پایان نامه ی مقایسه سازگاری اجتماعی مادران کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر با مادران کودکان عادی. doc


پایان نامه ی مقایسه سازگاری اجتماعی مادران کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر با مادران کودکان عادی. doc

 

 

 

 

 

 

 

نوع فایل: word

قابل ویرایش 107 صفحه

 

جهت دریافت درجه ی کارشناسی در رشته ی روان شناسی

 

مقدمه:

وجود یک جامعه  سالم از نظر بهداشت روان، وابسته به سلامت اجزا کوچکتر آن جامعه مانند مجامع، گروهها و خانواده‌های موجود در آن جامعه است  وجود خانواده‌های سالم ودارای سلامت روان می‌تواند تاثیر بسزایی در سلامت روانی موجود و ایجاد بهداشت روانی در آن جامعه داشته باشد، زیرا نهاد خانواده به خودی خود یک جامعه کوچک است و هر گونه تغییر مثبت یا منفی در آن، در جامعه بزرگ انسانها تاثیر مستقیم و موثر دارد و ثبات و بی‌ثباتی خانواده بطور مستقیم بر ثبات یا بی‌ثباتی جامعه تاثیر دارد.

کودک عامل گسترش نسل است و تولد هر کودک می‌تواند بر پویایی خانواده اثر بگذارد، والدین و دیگر اعضای خانواده باید تغییرات متعددی را جهت سازگاری با عضو جدید تحمل کنند. تولد یک کودک ناتوان  بر خانواده می‌تواند اثرات عمیقی داشته باشد، زیرا خصوصیات کودکان و نوزادان معلول  حدود انتهایی رفتار است و از آنجایی که معلولیت و رفتارهای ناشی از آن امری ثابت و پایدار می‌باشد، این امر بر تعاملاتی که کودک با والدین و خواهران و برادران خود دارد، تاثیر می‌گذارد (هالاهان وکافمن ، 1998).

مراقبت‌های اضافی که برخی از کودکان معلول به والدین تحمیل می‌کنند، برنحوه تعامل والدین تاثیر می‌گذارد. بروز معلولیت در فرزندان اختلالات عاطفی و مشکلات اقتصادی زیادی را در خانواده ایجاد می‌کند، بنحوی که یکایک افراد خانواده دچار بحرانهایی ناشی ازوجود فرد معلول می‌شوند.

روابط دچار سردی وتیرگی می‌شود و روابط اجتماعی خانواده نیزمحدود می‌گردد. سایر فرزندان دچار مشکلات عاطفی و اجتماعی می‌گردند و بطور کلی بهداشت روانی خانواده که ضامن سلامت کودکان و سرمایه‌های فردی-اجتماعی است به شدت به مخاطره می‌افتد هر چند خانواده‌های کودکان معلول فشار روانی بیشتری را تجربه می‌کنند ولی سازگاری زناشویی بالاتری را از خود نشان می‌دهند(حسین نژاد، 1375).

در تحقیق حاضر سعی محقق بر روشن کردن این موضوع است که آیا حضور کودک عقب مانده ذهنی در خانواده می‌تواند بر سازگاری اجتماعی مادران اثرات منفی داشته باشد یا نه؟

 

بیان مساله:

خانواده یک نظام اجتماعی است که اختلال در هر یک از اجزای و اعضاء آن کل نظام را مختل می‌کند و این نظام مختل شده به نوبه خود اختلالات مربوط به اعضاء را تشدید و مشکلات جدیدی را ایجاد می‌کند. با این نگرش، معلولیت یکی از فرزندان، برتمامی خانواده و کارکردهای مختلف آن و بر یکایک اعضاء تاثیر غالبا منفی باقی می‌گذارد. به عبارت دیگر معلولیت فرزندی در خانواده، مانع از آن می‌شود که خانواده بتواند کارکردهای متعارف خود را بنحو مطلوب داشته باشد.

از جمله این کارکردها تامین موجبات رشد و پرورش شخصیت فرزندان‌، تأمین محیطی دلپذیر برای اعضاء و ایجاد پایگاهی برای برقراری روابط اجتماعی خانواده با دیگران می‌باشد. خانواده پایگاهی برای برقراری ارتباطات اجتماعی است و برقراری ارتباط با دیگران در استحکام شبکه خویشاوندی سهم بسزایی دارد (ناصرشریعتی وداورمنش، 1374ص 117-116).

همانطور که می‌دانیم انسان عادی برای حفظ و تطابق خود با محیط از انواع روشهای خودآگاه و مکانیسم‌های دفاعی کمک می‌گیرد. ولی هر انسانی در برابر فشارها و عواملی که سبب ایجاد تنش و فشار روانی در او می‌شود، دارای آستانه تحمل است و چنانچه فشارهای محیطی او بیش از اندازه شود، در نقطه‌ای تعادل روانی او به مخاطره می‌افتد (اسلامی‌نسب، 1373ص33).

با به دنیا آمدن کودک ناتوان فشارهایی بر والدین وارد می‌گردد که موجب بر هم خوردن آرامش و انسجام خانواده می‌شود، در نتیجه سازش یافتگی آنان را تحت تاثیر قرار میدهد.

فابر  (1975) خاطر نشان می‌سازد که در اثر وجود کودک عقب مانده ذهنی انواع فشارهای زیر به والدین و سایر اعضای خانواده تحمیل می‌شود:

1) به تعویق افتادن تحول روانی سایر فرزندان

2) محدود شدن پیشرفت خانواده

3) وقوع بحرانهایی مانند مشکلات زناشویی، طلاق، افسردگی والدین

4) بروز احساساتی از قبیل خشم، ناامیدی و احساس گناه (ترنبول وترنبول ، 1990 به نقل از شریفی‌درآمدی ص64).

رزنبرگ ورابینسن (1990) به تاثیر شرایط خانواده بر سازگاری با تولد کودک معلول اشاره می‌نماید. آنها خاطر نشان می‌سازند. خانواده‌هایی که از نظر وضعیت آموزشی، تربیتی و فرهنگی در وضعیت مناسبی نیستند و از امکانات حمایتی برخوردار نباشند و شرایط اقتصادی بدی داشته باشند، فرایند سازگاری را بخوبی طی نمی‌کنند و دچار ناراحتی می‌شوند (به نقل از ماهر،1377).

البرزی (1375) درباره تاثیر کودک عقب مانده ذهنی بر والدین و رویارویی پدر و مادر با کودک عقب مانده ذهنی نشان میدهد که والدین به واکنشهای مختلفی دچار می‌شوند که عبارتند از:احساس خجالت (41درصد)، احساس گناه (37درصد)، پنهان کردن فرزند (10درصد).

خانواده در ارتباط با داشتن چنین فرزندی فشارهایی را تحمل میکند که از جمله آن مواردی از قبیل نگرانی برای فرزند (87درصد)، آزردگی عصبی (2/53درصد)، تاثیر بر روابط خانواده (23درصد)، اختلاف زناشویی (18درصد) اشاره نمود (شریفی‌درآمدی، 1381ص165-164).

فابر (1959) یکی از اولین پژوهشگرانی است که انواع استرس ایجادشده در خانواده که ناشی از پی بردن به معلولیت کودک است را مورد بررسی قرار میدهد. یکی ازرایج ترین این استرس‌ها، واکنش اندوه است. این واکنش سمبل یا نشانه مرگ کودک طبیعی است. بعبارت دیگر، داشتن کودک معلول نشانه از دست دادن یک کودک طبیعی است. آگاهی از اینکه کودک آنها با مشکل متولد شده است و این مشکل ادامه خواهدیافت، فرایندی از اندوه را موجب میشود که شبیه اندوهی است که اعضاء خانواده کودک در حال فوت با آن روبرو است.

فابر اشاره می‌کند که وجود کودک معلول اغلب موجب اختلال در رشد و تعالی خانواده نیز می‌شود. او ویژگی بحرانی که خانواده با آن روبرو است را مانند یک توقف در چرخه زندگی خانواده تعریف می‌کند که در اثر آن :

الف) رشدوتکامل خانواده کند می‌شود

ب) هماهنگی میان و ظایف اعضاء خانواده مختل می‌گردد، در حالیکه در شرایط عادی این هماهنگی موجب رشد و تکامل خانواده می‌شود (ملک‌پور، 1369).

از عوامل فشارزا بر خانواده و والدین کودکان معلول، عوامل غیر اجتنابی هستند که در برابر فعالیتها و اهداف خانواده موانعی را بوجود می‌آورند، این عوامل مشقت‌های عمومی هستند که با فعالیتهای تفریحی، فرصتهای شغلی و فعالیتهای مربوط به سازمان خانواده مرتبط هستند. مک کابین و همکاران معتقدند که هم میزان و هم انعطاف تفریح و فراغت  در این خانواده‌ها کاهش می‌یابد و به همان صورت نیز به دلیل کارهای زیاد مسایل زمانی کاهش پیدا می‌کند. عوامل فشارزای دیگر ناشی از زندگی اجتماعی خانواده  می‌باشند (حسین‌نژاد، 1375).

کازات و ماروین (1984)، فابر (1959) واکنش‌های منفی که والدین از دوستان و همسایگان مشاهده می‌کنند و همچنین خجالت و احساس شرم والدین و یا خواهران و برادران به خاطر فرزند یا برادرشان، همچنین ترس از حوادث و تصادفات نیز میتواند منجر به انزوای اجتماعی خانواده گردند (دارلینگ و سلیگمن، 1989به نقل از ایلالی،1376). 

در خانواده‌های کودکان معلول مادر بیشترین دشواری و فشار را در نگهداری کودک تجربه می‌کند. با حضور کودک معلول در خانواده مادر دیگر قادر نیست مانند قبل کارهایی مثل آماده کردن غذا، شستن لباسها، خرید هفتگی خانه و کمک در تکالیف مدرسه را بخوبی انجام دهد. زمانی را که صرف افراد دیگر خانواده می‌کرد، کاهش می یابد. زیرا بیشتر وقت او صرف مواظبت و تامین احتیاجات کودک معلول می‌شود. با دور شدن مادر از کارهای قبلی، سایر اعضای خانواده بیشتر احساس مسولیت می‌کنند. ممکن است برای افراد دیگر خانواده، سازگاری با فشارها و امور جدید که ناشی از وجود کودک معلول است، بسیار مشکل باشد (ادیب‌سرشکی، 1380ص132).

 

فهرست مطالب:

مقدمه

بیان مساله

اهمیت و ضرورت

هدف از اجرای تحقیق

ـ اهداف کلی

اهداف جزئی

.فرضیات یا سوالات تحقیق

تعریف واژه‌ها

سازگاری اجتماعی

مروری بر مطالعات پیشین

مفهوم عقب ماندگی ذهنی از دیدگاه متحولی پیاژه

تعریف عقب ماندگی ذهنی

طبقه بندی

شدت عقب ماندگی

ویژگی‏ها و اختلال‏های توأم

عوامل زمینه ساز

شیوع

دوره یا سیر

سیستم طبقه بندی خانواده

روی آوردهای خانواده‏های دارای کودک استثنایی ناتوان

خصوصیات خانواده دارای کودک معلول

تأثیر کودک معلول بر واکنش‏های اولیه والدین

انواع واکنش‏های نخستین والدین

مسایل زناشویی

پذیرش یا طرد کودک معلول

سازگاری خانواده کودکان معلول

سازگاری اجتماعی

ملاک و معیار سازگاری

برخی از خصوصیات انسان سازگار به شرح زیر است

عوامل مؤثر در سازگاری

دیدگاه‏ها در مورد سازگاری اجتماعی

در دیدگاه زیستی ـ روانی ـ اجتماعی

دیدگاه تحلیل روانی

دیدگاه یادگیری اجتماعی

دیدگاه علوم رفتاری

دیدگاه مراجع محوری

دیدگاه انسان گرایی

دیدگاه روان شناسی شناختی

مروری بر مطالعات پیشین

روش شناسی تحقیق

حجم نمونه و شیوه محاسبه آن

مکان و زمان انجام تحقیق(محیط پژوهش)

پایایی و اعتبار مقیاس سازگاری اجتماعی (SAS) ))

روش جمع آوری دادها

روش تجزیه و تحلیل داده ها

ملاحظات اخلاقی

منابع

 

منابع و مأخذ:

منابع فارسی:

  1. 1. ادیب سرشکی، نرگس (1380).کودکان استثنایی خانواده ومشاوره.چاپ:آبان.
  2. ارژنگی، وجیه ا... (1381)."تأثیر راهبردهای مقابله‏ای در کاهش تنیدگی والدین کودکان عقب مانده ذهنی". پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران.
  3. اسلامی نسب ، علی (1373).روانشناسی سازگاری. چاپ و نشر بنیاد.
  4. انجمن روانپزشکی آمریکا (1994).راهنمای تشخیصی وآماری اختلالهای روانی.مترجم: محمدرضا نیکخو و همکاران، انتشارات:سخن، چاپ سوم.
  5. ایلالی، احترام السادات (1376)."بررسی نسبت سازگاری والدین کودکان عقب مانده ذهنی در رابطه با عوامل تنش زا در مدارس استثنایی شهر ساری ". پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده مامایی و پرستاری، دانشگاه تهران.
  6. برجعلی، احمد (1378)."تأثیر سازگاری و الگوهای فرزند پروری والدین بر تحول روانی ـ اجتماعی دانش‌آموزان دبیرستانی شهر تهران .رساله دکترا، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی.
  7. پاشا شریفی، حسن ؛ شریفی، نسترن (1380).روش های تحقیق در علوم رفتاری. تهران:سخن.
  8. پور مقدس، علی (1367).روان شناسی سازگاری.انتشارات: مشعل.
  9. چاووشی، گیتی (1366). "بررسی مسایل روانی ـ مادران کودکان عقب مانده ذهنی ". پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران.
  10. حسن‌آبادی، هادی(1380)." مقایسه پیشرفت تحصیلی، سازگاری اجتماعی و افسردگی دانش‌آموزان مدارس شبانه روزی با دانش‌آموزان روزانه دوره دبیرستان اسفراین". پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد رودهن.
  11. حسین نژاد، محمد (1375)."بررسی ومقایسه میزان فشارروانی وسازگاری زناشویی والدین کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر وکودکان معلول جسمی وحرکتی باوالدین کودکان عادی شهرتهران ".پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی.
  12. حناآبادی، حسین (1375). "بررسی تعامل روانی ـ اجتماعی والدین کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیرزاهدان و تهران". پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران.
  13. خجسته، مهرداد (1383)."مقایسه نگرش مذهبی، رضایت زناشویی و برخی از ویژگی‏های شخصیتی والدینی که فرزند عقب مانده ذهنی خود را در خانه نگهداری می‏کنند و والدینی که آنها را به مرکز نگهداری عقب مانده‏های ذهنی می‏سپارند ".پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران.
  14. دیلمی، عزیز (1380)."بررسی اثر بخشی مشاوره همسالان بر سازگاری اجتماعی و خودپنداره دانش‌آموزان پسر سال اول دبیرستان شهرستان دزفول". پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی.
  15. رستمی، الیاس (1383)." بررسی دلبستگی نوجوانان به والدین و همسالان در جامعه ایرانی و رابطه آن با مؤلفه‏های سازگاری اجتماعی".پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران.
  16. رضا‌زاده، حسین (1379)."بررسی و مقایسه نیازهای روانی و اجتماعی والدین دانش آموزان پسر عقب مانده ذهنی، ناشنوا و عادی چهار شهرستان میانی استان مازندران در مقطع ابتدایی". پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی.
  17. رضایی، مهدی (1377)."بررسی نقش آموزش و مشاوره فعالیتهای روزمره زندگی بر مادران کودکان عقب مانده ذهنی".پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.
  18. سادوک،بنجامین (1933).خلاصه روانپزشکی:علوم رفتاری-روانپزشکی بالینی. مترجم:نصرت ا... پورافکاری.تهران:شهر آب،آینده‌سازان.
  19. سرمد، زهره؛ بازرگان، عباس؛ حجازی، الهه (1376). روش های تحقیق در علوم رفتاری. تهران:نشر آگه.
  20. سلیمی اشکوری، هادی (1366). گزارش سمپوزیوم عقب ماندگی ذهنی تهران: دانشگاه علوم توانبخشی.
  21. سیف نراقی، مریم؛نادری، عزت ا... (1380).روانشناسی وآموزش کودکان استثنایی.تهران:انتشارات ارسباران.
  22. شادمان، میترا (1383)."بررسی سازگاری اجتماعی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن". پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد رودهن.
  23. شریفی‌درآمدی، پرویز (1381).روانشناسی کودکان استثنایی.تهران:روانسنجی، جلد1و 2.
  24. شفر، مارتین (1370). فشار روانی. مترجم:پروین بلورچی. تهران: پاژنگ.
  25. شفیع‌آبادی، عبدالله؛ ناصری، غلامرضا (1377). نظریه‏های مشاوره روان درمانی. مرکز نشر دانشگاهی.
  26. ظریف‌صنایعی،ناهید (1371)."بررسی عوامل تنش‌زا و نحوة سازگاری والدین کودکان تحت درمان با همودیالیز در مراکز طبی کودکان". پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده مامایی و پرستاری، دانشگاه تهران.
  27. عابد‌سعیدی، ژیلا؛ امیر‌علی‌اکبری، صدیقه (1380). روش تحقیق در علوم پزشکی و بهداشت. تهران:سالمی.
  28. فرید، ابوالفضل (1375)."بررسی و مقایسه میزان سازگاری اجتماعی یک زبانه‏ها و دو زبانه‏ها در مدارس ابتدایی شهرستان‏های تهران و تبریز". پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی.
  29. کجباف، باقر (1377)."بررسی تطبیقی ـ تشخیص عقب ماندگی ذهنی براساس نظام تحولی پیاژه و معیارهای انجمن آمریکایی عقب ماندگی ذهنی". رساله دکتری، دانشکده علوم انسانی، تربیت مدرس .
  30. محمدی، کوروش (1380)." بررسی ویژگی‏های مؤثر در نگهداری از کودک عقب مانده ذهنی در خانه یا سپردن او به مراکز بهزیستی شهر تهران". پایان نامه، کارشناسی ارشد، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی.
  31. ملک‌پور، مختار (1369). بهداشت خانواده کودکان عقب مانده ذهنی اصفهان: جهاد دانشگاهی.
  32. معانی، ایرج؛ شاپوریان، رضا؛ حجت، محمدرضا (1379).روانشناسی بهزیستی.تهران:زرین.
  33. منصف‌زاده‌تبریزی، مهدی (1377)."بررسی و مقایسه واکنش مادران عقب مانده ذهنی و مادران کودکان عادی در پذیرش یا عدم پذیرش فرزند پسر خود در مدارس ابتدایی شهر تهران".پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی.
  34. میر‌زمانی، محمود."سازگاری اجتماعی زنانی که همسر خود را از دست داده‌اند".اسرار، 3(پاییز1379):90-84.
  35. میلانی‌فر،بهروز (1378).روانشناسی کودکان و نوجوانان استثنایی.تهران:قومس.
  36. ناصر‌شریعتی، تقی؛داورمنش، عباس (1374).اثرات معلولیت ذهنی فرزند بر خانواده(خلاصه یک تحقیق).تهران:سازمان بهزیستی کشور، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.
  37. نانسی‌رابینسون، هالبرت‌بی‌رابینسون (1377).کودک عقب مانده ذهنی.ترجمه:فرهادماهر.مشهد:انتشارات آستان قدس رضوی موسسه چاپ ونشر.
  38. نظری، شیما (1384)."بررسی نظر والدین کودکان مصروع نسبت به عوامل تنش‌زا و میزان سازگاری آنان با این عوامل در مراجعه کنندگان به مراکز درمانی منتخب شهر تهران". پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده مامایی و پرستاری، دانشگاه تهران.
  39. والی‌پور، ایرج (1360). روان شناسی سازگاری. چاپ و نشر وحید.
  40. یعقوبی، ابوالقاسم (1372)."بررسی مسایل روانی-اجتماعی والدین کودکان عقب مانده ذهنی".شهر تهران". پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی ، دانشگاه علامه طباطبایی.

 

منابع لاتین:

  1. Ashum Gupta and Nidhi Singhl (2004).Positive perceptions in parents of children with disability. Asia pacific disability rehabilitation hournal. vol, 15 (1):22-34.
  2. Beckman PJ (1991). Comparision of mothers and fathers perceptions if effect of young children with and aithout disability. Journal of mental retardation. 95 (5):585-95.
  3. Beresford B (1994). Resources and Strategies:How parents cope with the care of disabled child.Journal of child Pcychology and Psychiatry.35:171-209.
  4. Chandorkar H, Chakraborty K (2002).Psychological morbidity of parents of mentally retarded children.India Journal of Psychiatry. 47:271-274.
  5. Chauhan, ss (1993) . Mental hygiene: A seience of Adjustment.Second edition. New dehli , india: Allied publishers limi tited.
  6. Flynt SW,Wood TA (1989). stress and coping of mothers of children with moderate mental retardation. Journal of mental retardation. 94 (3):278-830.
  7. Friedrich,W.N and Friedrich, W.L (1981). Pschosocial assets of parents of handicapped and nonhandicapped children. American Journal of mental deficiency. 85,551-530.
  8. Harris,S.L (1995). Family of the developmental disabeld:A guide to behavioral internation, Book:pergram on new york.
  9. kirk .A.S, gallagler.J.J Anastasiow.S.N. (1993). Educuating exceptional boston: Houghton miffun compony.
  10. McGlon K,Santos L,Kazamal,Fong R,Muellerc (2002). Pschosocial stress in adoptive in parents of special-needs children. child welfare. 81 (2):151-71.
  11. Mosha Zeinder and Normans (1996).Handbook of coping:Theory,Research ,Applications.
  12. Patricia M.Minnes (1985).Family Adjustment to stress Associated with a limb-deficient child.Journal of the Association of childrens prosthetic-orthotic clinics,vol 20(4).pp.62.
  13. Pelchat D.,Ricard N.,Bouchard J-M.,Perreault M.,Saucier J-F.,Bethiaume M.,Bisson J (1999).Adaptation of parents in relation to their 6-month-old infants type of disability.child:care,Health and Development,vol.25 no 55 pp.371-398(22).
  14. Ronit Gol-Etrog (2002).The differences between fathers and mothers of young adults with mental retardation in the stress levels coping strategies and attitudes toward integration of their sons/doughters in to the community.university:Haife.
  15. Salovita T,Italinna M,Leinonen E (2003). Explaining the parental stress of fathers and mothers caring for a child with intellectual disability:A Double ABCX Model.Journal Intellectual Disability Research. 47(Pt 4-5):300-120.
  16. Scott M .Williams, MA, & Wendy Hill Williams, MA (2005). My family, past, present and future:Apersonal exploration of marriage and the family. pearson custom publishing.
  17. Singhi PD,Goyal L,Pershad D,singhi s,walia BN (1990).Psychosocial problems in families of disabled children.Br Jmed psychology. 63 (Pt2): 123-820
  18. Trute ,B.& Hiebert_Murphy.D (2002).Family adjustment to childhood developmental disability:A measure of parent Appraisal of Family Impacts.Journal of Pediatric Pcychology. vol.17(3).PP.271-280.
  19. Vermaes IP,Janssens JM,Bosman AM,Gerris JR (2005). Parents Psychosocial adjustment in family of children with spina Bifidia:a meta-analysis. BMC Pediatric.25,5:32.
  20. Wallander JL,Marullo DS (1997). Handicap-related problams in mothers of children with physical impairments. research Development Disability.18(2):15-65.
  21. Warfield ME,Krauss MW,Hauser-cram P,Upshur CC,Shonkoff JP (1999). Adaptatipn durimg early childhood aming mothers of children with disability. Journal Developmental Behavior Pediatric.20 (1):9-16.
  22. Weiss MJ (2002). Harrdiness and social support as predictors of stress in mothers of typical children,children with autism , and children mental retardation.Rutgers,The State university of new jersey. 6 (1):115-30.
  23. Weissman,M.N.and paykel,E.S (1974).The depressed woman:a study of social relationship.chicago:University of Chicago press.

دانلود با لینک مستقیم


پایان نامه ی مقایسه سازگاری اجتماعی مادران کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر با مادران کودکان عادی. doc

دانلود مقاله بررسی و مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان

اختصاصی از فی گوو دانلود مقاله بررسی و مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

بررسی و مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی
چکیده
موضوع این پژوهش بررسی و مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی دانش¬آموزان دوره متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1385 – 1384 است .
در این تحقیق، محقق به منظور رسیدن به هدف شناخت و درک هرچه بیشتر تفاوتها در میان مادران دانش آموزان دارای نارسایی بینایی و مادران دانش-آموزان عادی مورد بررسی قرار داده که هر دو گروه شامل 30 نفر آزمودنی بوده است .( به عبارت دیگر 30 نفر از مادران دانش¬آموزان دارای نارسایی بینایی و 30 نفر از مادران دانش¬آموزان عادی بوده است) .
در این پژوهش با توجه به متغییر مستقل و وابسته آن که به ترتیب، جنسیت و میزان افسردگی بوده است از روش پژوهشی پس رویدادی استفاده شده است.
ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه افسردگی بک است .
برای تجزیه و تحلیل داده ها چون هدف پژوهشگر مقایسه میانگین های دو گروه مستقل است از آزمون t استفاده شده است .
و پس از به کارگیری از آزمون t یافته های نتایج نشان داد که :
بین افسردگی مادران دانش¬آموزان عادی و دانش¬آموزان مبتلا به نارسایی بینایی تفاوت معنی داری وجود دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:
در عصر حاضر انسان به واسطه حاکمیت ماشینیزم و توسعه غوم آسای صنعت و تکنولوژی با دستهای خود ، خویشتن را مقهور تکنولوژی کرده است . از طرفی رشد بی رویه جمعیت و پیچیده تر شدن روابط انسانی ، منجر به از خود بیگانگی و افزایش اختلالات روانی و مشکلات رفتاری شده است . در نتیجه در جستجو برای شناخت واقعی خویش بیش از هر زمان دیگر برای انسان اجتناب ناپذیر شده است، تا در این رهگذر بتواند به گونه¬ای سازنده و مطلوب با دنیای درون و بیرون خود رابطه منطقی برقرار کرده و بر اساس یک شناخت درست و سنجیده و مسایل ، مشکلات و پیچیدگیهای زندگی خویش روبرو شود و از افتادن در دام نگرانیها و تشویشهای فکری و نگرشهای غلط خود را محفوظ نگه دارد ( تامپسون. رودلف ،ترجمه طهوریان، 1384 ) .
امروزه همراه با پیشرفتهای فنی و تحولات صنعتی ، جوامع به مراتب پیچیده تر شده اند . انسانها به رفاه نسبی بیشتری رسیده اند و همراه با آن تلاش و کوشش بیشتری نیز می کنند . با این حال نباید غافل از این نکته بود که همین تحولات ،توأم با اثرات نامطلوبی بر روی جسم و روان افراد بوده است . یکی از اثرات مزبور، با پدید آمدن اختلال روانی عمده ای به نام « افسردگی » است که موضوع مورد بحث این پژوهش می باشد.پدیده افسردگی کما بیش ناشناخته است و بسیاری از افراد به وخامت آن پی برده اند . در نظر آنها، این مسئله معمولاً یک بیماری خفیف و ساده تلقی می شود . یکی ازعلل، کم توجهی به افسردگی اشتباه گرفتن آن با غمگینی معمولی است. در این زمینه نظریه پردازی به نام « ایکی اسکال » معتقد است که : غمگینی و افسردگی دو چیز متفاوت هستند و مردم باید این دو را از هم بدانند . (هالاهان و کافمن ، 1988 ، ترجمه ماهر،1375).
در حالت افسردگی، ساده، شخص سعی می کند خودش را از اضطراب و بی علاقگی به زندگی رهایی بخشد . این حالت ، معمولاً یک واکنش عاطفی در قبال زندگی است . در حالت افسردگی شدید عبارت می شود از کم شدن توموس « کشیدگی طبیعی عضله » روانی که روی خلق، رفتار و احساسی که شخص از وجود خود دارد اثر می گذارد. حالاتی که ممکن است برای شخص افسرده پیش آید: خستگی مختصر ، بدبینی ، نا امیدی ، غمگینی ، کاهش فعالیت روزمره و حتی کاهش استعداد ، عدم اعتماد به نفس ، اضطراب ، خود کم بینی ، احساس گناه و بالاخره احساس بی ارزشی ، بیچارگی و تنهایی است ( سابینگتون ، ترجمه شاهی برواتی ، 1379) .
زمانی که علت بسیاری از مشکلات روانی کودکی هنوز مشخص نبود انگشت اتهام به سوی مادران نشانه می رفت . در خانواده و جامعه مادر را مقصر اصلی مشکل رفتاری دانش آموزان می دانستند ، چنین رسوایی هایی اجتماعی و تهمتهای ناروا به مادران در جوامع کم نبوده و هنوز هم ادامه دارد.
این مسائل باعث شده که مادران نه تنها دشواریهای پرورش و تربیت را بعهده بگیرند، بلکه در کنار آن همواره دچار افسردگی و تشویش باشد که آیا به راستی من مادر خوبی هستم؟ این احساس اضطراب و تشویش در مادرانی که دارای دانش آموزان استثنایی هستند، بیشتر دیده می شود . ( سیف نراقی ، نادری ، 1380 ).
متأسفانه در این مسیر نه تنها جامعه به آنها کمک نمی کند بلکه باورهای سنتی پیش از پیش مادران دارای دانش آموزان استثنایی را آشفته کرده و از نظر وجدانی آنها را تحت فشار می گذارد . مادر شدن به خودی خود مشکلی را نباید برای کار آنها پدید آورد. هیچ مادری نباید در جامعه مجبور شود میان زندگی مستقل و فرزندش یکی را انتخاب کند. جامعه ای موفق است که زن در آن بتواند به تنها میل و لذت فرزندپروری را تجربه کند، بلکه رکن آن استقلال در زندگی و رشد و تکامل وجودی خویش را نیز حفظ نماید .لازمه تحقق این خواسته ها مشارکت زنان در مدیریت زندگی خانوادگی ، مشارکت در قبول مسؤولیت فرزندپروری زن و مرد در کنار یکدیگر و تعیین نگرش در به کارگیری زنان در اجتماع است . ( سیف نراقی ، نادری ، 1380 ).
پرورش تواناییهای بالقوه دانش آموزان با نارسایی بینایی مستلزم این است که جامعه برنامه¬های از پیش آماده¬ای را برای آموزش و پرورش خاص آنها آماده کرده باشد . آسیب های بینایی در میان نقایص حسی آشکارترین نقایص هستند که به میزان زیادی می توانند انطباق فرد نابینا با محیط او را تحت تأثیر قرار دهند. دانش آموزان دارای آسیب بینایی نباید به دلیل این آسیب دیدگی از صحنه تلاشهای اجتماعی حذف گردند، آنها می توانند هم در جهت شکوفایی تواناییهای بالقوه خود و هم در جهت کمک به حرکت جامعه به سمت اهداف مورد نظر مفید و به این ترتیب با ایفای نقش مثبت خود، هم به بهداشت روانی خود و خانواده خویش و هم به بهداشت روانی اجتماعی خود کمک نمایند ( نامنی ، 1381 ).
لازم به ذکر است که افسردگی یک بیماری شایع و ناشناخته می باشد که امکان بروز آن در تمام دوره¬ها اعم از کودکی ، نوجوانی ، جوانی ، بزرگسالی و پیری وجود دارد.
به نظر می رسد افسردگی معمولاً بعد از حادثه ای فشار آور یا از دست دادن هر آنچه برای شخص با اهمیت است شروع می شود. ممکن است وجود یک فشار روانی سبب ایجاد رفتاری در خود شود که تا مدتها ادامه یابد و به دنبال آن الگوهایی فکری نامطلوبی برای او به وجود آورده و نیز تمایلی را در وی پدید آورده که هر رویدادی را یک مصیبت تعمیم دهد و دنیا را در نظرش تیره و تار سازد.
شخص افسرده غالباً خصوصیات مثبت خود رافراموش و به خصوصیات منفی خود فکر می کند . اگر او به پیشرفت مورد انتظارش نرسد، افکاری این چنین در شخص پرورش می یابد: « من شخص بی فایده ای هستم و به هیچ کاری نمی آیم ، همه مرا ضعیف می پندارند. » خصیصه این نوع تفکر زیاده روی در تعمیم است ( ساپینگتون ، ترجمه شاهی برواتی ، 1379 ).
همچنین بک معتقد است که : افراد افسرده به این دلیل افسرده اند که در روش تفکرشان خطا می کنند و یا به راه مبالغه می روند ،شخص افسرده نظر منفی در باره خود، دنیا وآینده اش دارد .بیمار افسرده به دلیل عدم اعتماد به نفس مشکلات و مسائل ¬پیش آمده را نمی¬تواند حل کند. او احساس ناتوانی می¬کند این احساس سبب رنجوری او می¬شود به طوریکه ممکن است دست به خودکشی زدن را در ذهن خود بپروراند.
البته این افراد معمولاً اقدام به خودکشی 8 برابر خودکشی های منجر به مرگ است. (هالاهان وی فمن، 1988،ترجمه ماهر،1375).
تحقیقات انجام شده نشانگر این واقعیت است که عقده¬های روانی حل¬نشده دوران طفولیت عامل اصلی بروز افسردگی در هنگام بلوغ می¬باشد ( هالاهان و کافمن ، 1988 ، ترجمه ماهر ، 1375 ).

 


بیان مسئله:
افسردگی به مجموعه علائمی گفته می¬شود که رفتارهای کلامی و غیرکلامی انسان اساس شرایط محیطی با برخی تغییرات فیزیولوژیک منعکس می گردد، بنابر این باید گفت که افسردگی ضعیف و زودگذر و با علائم اندک رو به زوال، از حالات عاطفی انسان است و افسردگی زمان دار با علائمی فزاینده اختلال عاطفی شمرده می شود. افسردگی را شاید به حالتی توصیف کرد که باتغییر اساسی و اولیه در خلق شروع و با مداومت احساس غم و اندوه به درجات مختلف مشخص می گردد ( ساپینگتون ، ترجمه شاهی برواتی ، 1379 ).
تغییر خلق از علائم ثابت و متفاوتی است که برای روزها ، هفته ها ، ماهها و سالها به طول می انجامد همراه با تغییر خلق و دگرگونیهایی در رفتار ، کار آیی و عملکرد فیزیولوژیک نیز پیش می آید . دو مشخصه اصلی افسردگی نا امیدی و غمگینی می باشد و شخص رکود وحشتناکی احساس می کند و نمی تواند تصمیمی بگیرد یا فعالیتی را شروع کند و یا به چیزی علاقمند شود، شخص افسرده در احساس بی کفایتی و بی ارزشی غوطه ور می شود گاه گریه می کند و ممکن است به خودکشی بیفتد ( هالاهان وی فمن ،1998، ترجمه ماهر، 1375 ).
افسردگی از دیدگاه یادگیری و بر اساس محرک و پاسخ نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفته است . صاحبنظران رفتار گرا معتقدند که افسردگی عبارتند از کاهش چشمگیر حساسیت در برابر محرکهای محیطی است ( هالاهان و کافمن،1998،ترجمه ماهر ، 1375 ).
با به دنیا آمدن اولین فرزند مادر بالاترین لذت های زندگی را در وجود خود می یابد . در چشمان کودکش بالاترین صداقت و معصومیت را می بیند و گویی کودک با چشمانش نظاره گر کارهای مادر است . دیگر کودک در کالبد مادر قالب بندی شده و امروز گرمابخش وجود اوست کودکی که در گهواره خوابیده، لبخند دانش آموزانه می زند و بالاخره نوپایی که مشتاقانه به سوی دستها و آغوش مادر می رود و شیرین زبانی می کند .
اما چرا به یکباره احساس افسردگی بی مقدمه تمام آن لحظات لذت و شعف مادرانه را بر هم می ریزد؟ چرا می شنویم که مادران در گوشه و کنار زمزمه می کنند که خود را قربانی بچه¬هایشان کرده اند؟ و این احساس افسردگی و تشویش در مادران بیشتر دیده می شود و وجدان آنها را تحت فشار می گذارد.
ما به مادران تلقین کرده ایم که مهمترین وظیفه شما نگهداری از فرزند است و در غیراینصورت گناهکارید، احساس گناه، احساس طبیعی در ذهن ووجود مادران نیست، احساسی است که جامعه به آنها از قدیم تا کنون تزریق کرده است . تعریف جامعه از مادر یعنی کسی که نگهبان رفاه و آسایش کودک است .
افسردگی به عنوان خلق یا عاطفه، احساس یا هیجان همراه همیشگی تجربیات طبیعی انسان و دگرگونیهایی است که در زندگی او پدید می آیند . بنابراین به منظور انجام پژوهش علمی، بررسی باید در یک چهار چوب محدود ومعین صورت بگیرد . به عبارت دیگر باید مشخص کرد که افسردگی در چه گروهی و در چه مقطع سنی مورد آزمایش قرار می گیرد . محقق با توجه به این نکات مسأله پژوهش را این طور بیان می کند که به چه دلیلی گروهی را انتخاب کرده ایم مناسب است؟
در بیماری افسردگی آنچه برای بیمار خوشایند بوده، دیگر برای او جالب نیست نه خوشی هست و نه توقع آن ، هر کاه کوه می شود ، در عین حال احساس گناه سبب حس مسؤولیت می شود و بیمار افسرده به زحمت کارهای روزمره را انجام می دهد و به اشکالاتی در زندگی روزمره برخورد می کند که اکثراً به خاطر فشارهای گوناگون اجتماعی ، محدودیتهای تحصیلی ، فشارهای خانوادگی و امثال آن می باشد .
با توجه به مسائل فوق مهمترین سؤال این پژوهش به شرح ذیل می باشد :
- آیا بین افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی تفاوت وجود دارد ؟ و در پژوهش حاضر مساله اصلی « مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی است » که محقق به آن پرداخته در این رابطه لازم به ذکر است اگر چه افسردگی از دیرباز به عنوان یکی از نابسامانیهای روانی عمده شناخته شده است در دودهه اخیر اهمیت این بیماری هم از حیث، آزاری که مبتلایان به آن تحمل می کنند و هم از لحاظ بار سنگینی که به علت این ناراحتی منابع درمانی ملت ها تحمیل می گردد بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است .

 

اهمیت و فایده تحقیق:
همه افراد برای اینکه یک زندگی عادی و بدون دغدغه به همراه آرامش را داشته باشند باید از سلامت روحی و روانی برخوردار باشند در غیراینصورت هیچگاه احساس رضایت و خشنودی را از زندگی خود نخواهد داشت. افسردگی هم از جمله مسائل روحی و روانی است که باید مورد توجه قرار گیرد زیرا بالابودن افسردگی در افراد باعث بروز مشکلات عاطفی و روانی و حتی می توان گفت باعث بروز ناراحتیهای عصبی فراوان در زندگی همه افراد می شود که البته این مشکلات با توجه به نقایص افراد دارای نارسایی بینایی دو چندان شده ، و احتمال ابتلای این افراد ( دارای نارسایی بینایی ) نیز به مشکلات روحی و ورانی به دلیل داشتن نقصانهای موجود بیشتر از افراد عادی می باشد و تأثیرات آنها بر روی زندگی این افراد زیاد و بسیار حائز اهمیت است لذا باید با توجه به تحقیقات راه حلی منطقی برای کمتر کردن این مشکلات و یا لااقل با شناختن روحیات و افکار و نقاط ضعف این افراد طرز برخورد مناسب با آنها را شناسایی کرده و در روابط خود با آنها بدانیم که چه چیزها و مسائلی را باید در رفتار با آنها بیشتر در نظر داشته باشیم تا کمترین ناراحتی را برای آنها به وجود نیاوریم ( سیف نراقی، نادری 1380 ).
نابینایان نیز به دلیل مشکلات خاص خود از نظر افسردگی و سایر عوامل روانی مشکلات بیشتری پیدا می کنند زیرا واکنش اجتماعی و طرز برخورد افراد جامعه نسبت به این دانش آموزان و احساسات مختلفی مانند ترحم و دلسوزی در مورد نابینایان معمولاً شرایط دشواری برای دانش آموزان نابینا ایجاد می کند و در نتیجه اختلالاتی در خلق و خو و رفتار این دانش آموزان پدید می آورد نکته مهم اینکه دانش آموزان نابینا اگر چه از اختلالات حسی رنج می برند ولی وضعیت روانی آنها متفاوت است و هر کدام عوارض روانی مخصوص به خود دارند ( میلانی فر ، 1375 ).
گروهی از متخصصان ( لوئنفلد ، 1979 )معتقدند که نابینایی بر ادراک فرد و نهایتاً شناخت او از جهاتی چون گوناگونی دامنه توجه تحرک و جابجایی واکنش متقابل با محیط تأثیرات سوء می گذارد و آنها را محدودکرده و لذا این محدودیتها ممکن است بر خودپنداره فرد نابینا تأثیر منفی بگذارد ( نادری ، سیف نراقی ، 1380 ).
افسردگی بیماری پیچیده و چندوجهی می باشد و اهمیت موضوع از آن جهت است که در عصر حاضر افسردگی به عنوان یکی از اختلالات عمده در طبقه بندی بیماریهای روانی مطرح شده است . و این بیماری یکی از مسائل جوامع صنعتی امروز است که باید به آن توجه ویژه¬ای شود زیرا زمانیکه بر شدت آن افزوده و فشارها غلبه خود را بیشتر کند خطر بروز خودکشی که مسئله ای خانمان سوز مطرح می گردد و به همین دلیل به راحتی نمی توانیم عامل مشخصی را تشخیص داده و به روی آن انگشت گذاشت . چون استرسهای روانی موجب تغییرات بیولوژیکی می شوند بنابراین تمایز قائل شدن بین عوامل فیزیکی و اجتماعی بیهوده است .
اهمیت وکاربرد تحقیق:
1 – با انتخاب موضوعی که محقق در نظر گرفته است با استفاده از ابزارهای علمی به بررسی سیستماتیک و عینی آن می پردازد .
2 – با بررسی اختلالی به نام افسردگی در مورد مادران می توان به درجات شدت و شیوع آن در جامعه پی برد .
3 – آنچه مسلم است در هر کار تحقیقی و پژوهشی در انتهای یک سری مسائل و عللی که باعث بروز مشکل ومسأله گردیده است مشخص و آشکار می شود که این امر کمک مؤثری در شناخت هر چه بیشتر و توجه به مسأله و تلاش در جهت رفع نقص می باشد از نتایج تحقیقات می بایستی که برنامه های کوتاه مدت و درازمدت استفاده کرد.
کودک نابینا و یا نیمه بینا به دلیل مشخصه خاص بینایی قابل شناسایی و تشخیص است.
نگاههای مختلفی از سوی همسالان و والدین ومربیان متوجه کودک نابینا گاهی همراه با تأسف و دلسوزی و گاهی با دنیایی از اندیشه و تفکر بعضی کودک نابینا را اصلاً کودک نمی بیند در واقع خیلی وقتها وقتی برخوردی با این انسان نابینا پیدا می کنیم در تعریف و توضیح برخوردخود به خانواده و فرد دیگری به طور ناخود آگاه همه ابعاد وجودی آن برادر یا خواهر نابینا را فراموش و خیلی ساده می گوییم « یک کور بود » آری خیلی زود خویشتن خویش را فراموش می نماییم و خیال می کنیم وقتی به دنیا آمدیم در مقابل آیینه ای نشستیم و بر صورت خود یک جفت چشم ترسیم می نمودیم بی خبر از آنکه نابینا نیز خود مانند ما اراده ای در داشتن حس بینایی و یا نداشتن حس بینایی نداشته است ( هالاهان ، کافمن ، ترجمه جوادیان،1375 ).
تعداد زیادی از افراد نابینا نمی خواهند مورد ترحم قرار گیرند و حتی از کمکهای غیر ضروری دیگران بهره مند گردند . با وجود اینکه در بعضی از موقعیتها ممکن است به کمک نیاز داشته باشند اما در اصل ترجیح می دهند که مستقل باشند . آنهابه توجه دیگران نسبت به خود ارج می نهند . اما مایلند که افراد به جای اشاره کردن به تفاوتهایشان از تشابهاتشان گفتگو کنند . ( دانش آموزان استثنایی ،هالاهان ، کافمن ، دانیل پی ، ترجمه مجتبی جوادیان 1375 ).

 

نقص نابینایی بیش از هر معلولیتی نابینایی به بار می آورد به راستی چرا اینقدر ما از نابینایی می ترسیم و توجه بیشتری به آن معطوف می داریم؟ اولین دلیل آنست که نابینایی نمایان تر از سایر معلولیتهاست بین نگرش مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان نابینا نسبت به فرد نابینا تفاوت وجود دارد . دانش آموزان استثنایی از جمله افراد نابینا حق دارند که به راحتی در جامعه زندگی کنند همانند افراد عادی و دیگران از آنها استقبال کرده و بدون ترحم به آنها کمک نمایند . این افراد خود به دلیل بیماری و ضایعه ای که دارند از درون رنج می برند ودچار مشکلات عاطفی و روحی و روانی می گردد اگر این فرد دارای نارسایی بینایی با این مشکلات درونی وارد جامعه ای گردند. که او را پذیرش نمی کند و نگرش منفی نسبت به این افراد دارند مشکلات آنها صدچندان می شود . پس بنابراین باید نگرشهای خود را تغییر داده وهم دست به دست دهیم تا این افراد نه تنها منزوی و پرخاشگر نشوند بلکه از استعدادهای درونی دیگر جهت نشان دادن و برتری داشتن نسبت به افراد دیگر استفاده نماید .
اما خانواده و اعضای آن که ارتباط مستقیم ومداوم و اولیه فرد دارای نقص بینایی می باشند خانواده یک نظام اجتماعی است و مداوم و اولیه فرد دارای نقص می باشند . خانواده یک نظام اجتماعی است و فرد نابینا یکی از اعضای این نظام و سیستم اجتماعی می باشد و این دو نه تنها بر یکدیگر بلکه بر سایر افراد خانواده نیز دارای تأثیر متقابل و تعامل می باشند . این تأثیر غالباً جنبه منفی داشته است یعنی نابینایی یکی از اعضای خانواده باعث می شود که سیستم و نظام خانواده نتواند کارکردها وظائف خود را به نحو مطلوب انجام دهند . و در نتیجه در عملکرد خانواده با حضور یک کودک نابینا اشکالات و وقفه هایی بوجود می آید که ضروری به نظر می رسد که در این زمینه تحقیق و بررسی می شود و مشکلات اساسی را برطرف نمایند و نیز بهداشت روانی خانواده را از جهت اقتصادی ، اجتماعی و عاطفی دچار مشکل می نماید و خانواده در مقابل معلولیت فرزند خود واکنشهایی مثل احساس گناه احساس غم و اندوه ، از دست دادن امیدبه زندگی ، انکسار ، تنهایی ، دوگانگی احساس را نشان می دهد که بهداشت روانی خانواده را به هم می زند.
ما باید تمامی جامعه و افراد را به نارسایی بینایی پذیرا بکنیم تا مورد پذیرش افراد قرار بگیرد.زیرا به عنوان مثال : اگر نگرش معلم نسبت به فرد نارسایی بینایی منفی باشد کودک کم کم از معلم دور شده و از درس زده می شود و دچار افت تحصیلی و کم کاری و استرس و اضطراب می شود یا اگر پدر و مادر نگرشی منفی نسبت به نارسایی فرزندخود داشته باشد مدام خود را سرزنش می کنند و در ازای اینکه در جمع قرار بگیرند کناره گیری می کنند و یا اگر خود نیز به محافل میهمانی و دیگر مراسم بروند فرزند خود را نیز همراه خود نمی برند تا مایه خجالت و سرافکندگی آنها نباشد ( هالاهان،کافمن، ترجمه جوادیان ، 1375 ) .

 

فرضیه پژوهش
- بین افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی تفاوت معنا داری وجود دارد.

 


سؤال پژوهش
- آیا بین افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی تفاوت معنی دار وجود دارد.

 

متغیرهای پژوهش
در این پژوهش:
متغیر مستقل : جنسیت
متغیر وابسته: میزان افسردگی
متغیر کنترل: دانش آموزان مبتلا به نارسایی بینایی

 

تعاریف واژه¬ها و اصطلاحات

 

تعاریف نظری:
از آنجایی که بسیاری از واژه¬ها و اصطلاحات ، معانی گوناگونی دارد ، محقق در کاربرد آنها در تحقیق خود ناگزیر به تحریف آنهاست زیرا ممکن است در بعضی از موارد واژه¬ها و اصلاح ویژه¬ای مفهومی را به خواننده عرضه کند که اصولاً مورد توجه محقق نباشد. یا احتمالاً واژه و اصلاح خاصی برای خوانندگان بیگانه و نامفهوم باشد. با عنایت به مقدمه مذکور واژه¬ها و اصطلاحات به کار رفته در این تحقیق به صورت زیر می باشد.
افسردگی : متداولترین نوع اختلال نورویتک به شمار می رود و عبارت است از ارتقاء به دیگران – حساسیت زیاد – عدم توانایی در نشان دادن خشم مستقیم نسبت به محیط خودآزاری به جای سرزنش محیط و ناکامی و خجالت و برون گرایی بیش از 50 درصد بیماران روانی دچار افسردگی هستند و زن ها بیشتر از مردها دچار افسردگی می شوند ( شاملو، 1372 ).
نابینای قانونی : فردی نابینای قانونی نامیده می شود که تیزی دیداری وی در چشم برتر از آن حداکثر ترمیم 200/20 ( بر مبنای اندازه گیری با تابلوی اسکن ) یا کمتر بوده ، میدان دید وی در بزرگترین قطور از بیست درجه بیشتر نباشد ( سیف نراقی ، نادری ، 1380 ).

 


تعاریف عملیاتی:
دانش¬آموز نابینا: در این تحقیق به دانش¬آموزانی اطلاق می شود که در مدارس نابینایان آموزش و پرورش استثنایی شهر تهران مشغول به تحصیل بوده و از خط بریل برای خواندن استفاده می کنند.
دانش¬آموزان عادی : در این پژوهش افسردگی ویژگی است که به وسیله پرسشنامه افسردگی بک اندازه گیری می شود ( منظور از افسردگی نمره ای است که آزمودنی در این پرسشنامه کسب می کند ).

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ادبیات پژوهش

 

 

 

 

 

نظریه¬های مربوط به افسردگی
1 – مدل شناختی افسردگی
مفصل ترین و جامع ترین توجیه شناخت افسردگی توسط بک در سال 1976 مطرح شده است ( مهریار ، 1373 ) .مدل شناختی بک ( بک ، 1976 ،) به طورطرح واره¬ای در تصویر 1 – 2 نشان داده شده است . در این مدل نظر بر آن است که تجربه در افراد به تشکیل فرضها یا طرح¬واره¬هایی در باره خویشتن و جهان می انجامد و این فرضها یا طرح¬واره¬ها ، خود در سازمان بندی ادراک و در کنترل و ارزیابی رفتار مورد استفاده قرار می گیرند( فنل ، 1989 ).
تصویر 1- 2 – مدل شناختی افسردگی ( به نقل از فنل )
توانایی پیش زمینی تجربه¬های فردی و معنی بخشیدن به آنها امری سودمند و در واقع ضروری برای کارکرد بهنجار است . اما برخی از فرضها انعطاف پذیری ، افراطی و مقاوم در برابر تغییرند و در نتیجه « ناکارآمد » یا نابارور هستند. این فرضها به مسایل مربوط می شوند درباره اینکه مثلاً مردم برای پیداکردن احساس خوشبختی چه کار باید کنند ( مانند این فرض که « اگر کسی افکار خوبی درباره من نداشته باشد نمی توانم احساس خوشبختی بکنم » ). و این که برای بوجود آوردن احساس ارزشمندی در خویشتن، چه کار باید بکنند و چگونه باید باشند ( مانند این فرض که « هر کاری را که بر عهده می گیرم ، باید خوب انجام دهم » ). فرضهای ناکارآمد به تنهایی نمی توانند پیدایش افسردگی مرضی را توجیه کنند. مسایل موقعی مطرح می شوند که اتفاقات مهمی بیفتند . اتفاقاتی که با نظام اعتقادی خود فرد سازگاری داشته باشد. بدین ترتیب این باور که ارزش هر کسی منحصراً به موفقیت بستگی دارد، در صورت شکست، ممکن است به افسردگی منجر شود. وقتی فرضهای ناکارآمد فعال شدند افکار « خود – آیند منفی » را بر می انگیزند . از این نظر به این افکار « منفی » می گوییم چون خود به خود به ذهن افراد می آیند و برخاسته از هیچ گونه فرآیند استدلال آگاهانه¬ای نیستند. این افکار ممکن است تفسیرهایی از تجارب جاری باشند یا پیش بینی هایی درباره رویدادهای آینده و یا یادآوری چیزهایی که درگذشته اتفاق افتاده¬اند و این افکار به نوبه خود سایر نشانه¬های افسردگی را پدید می آورند : مانند نشانه¬های رفتاری ( کاهش در سطوح فعالیت ، کناره گیری ) نشانه انگیزشی ( بی علاقگی ، رخوت ) ، نشانه¬های هیجانی ( اضطراب ، احساس گناه ) نشانه¬های جسمانی ( بی اشتهایی و بی خوابی ). با پیشرفت افسردگی ، افکار خود آیند منفی هر چه بیشتر زیاد و شدید می گردند و افکار منطقی تر هرچه بیشتر ناپدید می شود و بدین ترتیب دور باطلی شکل می گیرد از سویی فرد هر قدر افسرده تر می شود، بیشتر افکار افسردگی زا بیشتر به ذهن فرد می آیند و در او اعتقاد بیشتری نسبت به آنها به وجود می آورند، آن فرد افسرده تر می شود. شناخت درمانگر این دور باطل را درهم می شکند. بدین منظور او به بیمار یاد می دهد که افکار خود- آیند منفی را مورد سؤال قرار دهد و بعد با فرضهایی که آن افکار بر اساس آنها شکل گرفته¬اند به چالش بپردازد ( فنل ، 1989 ).
تحریف¬های شناختی
بر طبق نظر یک محتوای ویژه افکار هوشیار منجر به یک پاسخ هیجانی ویژه می شود ( کراندل و چامبلس ، 1981 ). همسو با این نقطه نظر او معتقد است که مراجعین افسرده عقاید تحریف شده و منفی معینی در مورد خودشان، دنیا و آینده می سازند ( فولکمن و لازاروس ، 1984 ). تحریف های شناختی خطاهای منطقی منظمی هستند که باعث بازنمایی¬های نادرستی از واقعیت ها می گردند ( مبینی ، 1376 ). این تحریفهای شناختی شامل موارد زیر است:
1 – انتزاع انتخابی : شخص شواهد برجسته¬تر و تناقصات را نادیه می گیرد و در مورد یک رخداد بر اساس یک چیز جزیی منفی نتیجه می گیرد.
2 – استنباط های دلبخواه : که در آن ارزیابی منفی در غیاب شواهد صورت می گیرد.
3 – تعمیم بیش از اندازه : یک نتیجه منفی از تنها یک رخداد گرفته می شود و به طریقی غیر قابل قبول در موقعیت های غیر مشابه بکار برده می شود.
4 – بزرگتر جلوه دادن ( بعضی وقتها فاجعه آمیز جلوه دادن نامیده می شود ): که در آن اهمیت یک رخداد منفی بیش از حد برآورد می شود یا بزرگ جلوه داده می شود.
5 – تفکر همه یا هیچ : تمایل به فکر کردن به مطلق¬ها ( هر چیزی خوب است یا بد و اغلب بد است ).
2 – نظریه درماندگی آموخته شده
مفهوم درماندگی آموخته شده که توسط سلیگمن ( 1975 ) پیشنهاد شده در واقع مکمل نظریه شناختی افسردگی و تأثیر فقدان تقویت در آن است ( مهریار ، 1373 ) . این مفهوم بیشتر در مورد افسردگی هایی بکار می رود که با نوعی واکنش به عدم کنترل بر روی کیفیت ارضاء خواستها و تسکین ناراحتی و رنج شروع می شوند. در این حالت فرد افسرده به کندی عکس العمل نشان می دهد، خود را ناتوان و ناامید احساس می کند و نسبت به آینده نظر مطلوبی ندارد. طبق این نظریه آنچه باعث افسردگی می گردد نفس ضربه یا حادثه¬ دردناک نیست بلکه احساس ناتوانی فرد از کنترل آن حادثه است این احساس ناگزیر بودن ضربه دارای سه نوع تأثیر است:
1 – از لحاظ انگیزشی ، فرد مقاومت یا فرار را بی فایده می بیند و عکس العملی از خود نشان نمی دهد.
2 – از لحاظ عاطفی ، فرد به جای مقاومت و مبارزه به افسردگی پناه می برد.
3 – احساس افسردگی ، به نوبه خود ، روی برداشت شخص از خود و کارآیی پاسخهای او اثر می گذارد و یادگیری راه¬ها و شیوه¬های مواجهه با مشکل افسردگی را در آینده مشکلتر می سازد. افراد افسرده بین رفتار خود و تقویتهایی که دریافت می کنند رابطه¬ای نمی بینند و احساس ناتوانی و بیچارگی در روابط شخصی آنان با افراد دیگر تأثیر می گذارد . طبق این برداشت از افسردگی ، کمک به بیمار در جهت احراز کنترل روی نتایج و پیامدهای رفتار او حائز اهمیت است . برای این منظور باید مریض را در شرایطی قرار دهند که احساس موفقیت و پیشرفت کند ( مهریار ، 1373 ).
تدوین جدید نظری درماندگی آموخته شده
آبرامسون ، سلیگمن و تیسدیل ، در سال 1987 با استفاده از مفاهیم اسناد مسئولیت به تدوین دوباره مدل قبلی پرداختند.در نظریه جدید فرض بر این بود که یک سبک اسنادی خاص فرد را در خطر ابتلاء به افسردگی قرار می دهد (ریم و همکاران، 1993 ).
سیلگمن (1981) طی یک مقاله خلاصه¬ای از مدل اصلاح شده اسنادی را ارائه نمود. طبق اظهارات وی در این مدل جدید برای وقوع افسردگی اتفاق چهار فرض کافیست( ویلیامز ، 1992 ).
1)فرد انتظار دارد که احتمالاً یک حالت آزاردهنده شدید پس از پیشامدها رخ دهد ( یا یک حالت دلخواه پیش آمدها غیرممکن است ).
2 ) فرد در مقابل این حالات آزار دهنده خود را بی دفاع تصور می کند.
3 ) فرد سبک اسنادی غیر انطباقی دارد به طوریکه رویدادهای منفی را به علل درونی، پایدار و کلی و رویدادهای مثبت را به علل بیرونی ، ناپایدار و اختصاصی نسبت می دهد.
4 ) هر قدر احتمال پیش آمدن حالت آزاردهنده و احساس کنترل ناپذیری آن شدیدتر باشد، همانقدر شدت نارساییهای انگیزشی و شناختی بیشتر خواهد بود. به بیان دیگر هر اندازه اهمیت رویداد کنترل ناپذیر برای فرد بیشتر باشد، به همان میزان شدت نابسامانی عاطفی و کاهش عزت نفس در فرد، بیشتر خواهد بود.
به دلایلی مبهم اغلب پژوهشهای بعدی روی فرض سوم تکیه کردند، به این معنی که اصرار دارند سبک اسنادی غیر انطباقی فرد را برای واکنش افسردگی وار در مقابل وقوع رویدادهای آزاردهنده یاعدم وقوع رویدادهای مثبت آماده می کند ( مبینی ، 1376 ).
افراد افسرده از روی عادت پیامدهای منفی را به علل درونی، پایدار و کلی نسبت می دهند و رویدادهای مثبت را به علل بیرونی، ناپایدار و اختصاصی. به عبارت دیگر به دنبال شکست بیمار افسرده خود را سرزنش می کند و چنین می انگارد که علت شکست، عمومی و مستمر است و نیز به دنبال موفقیت، اهمیتی برای آن قائل نیست زیرا می پندارد این موفقیت هیچ معنای ضمنی برای سایر رفتارها و هیچ تأثیر مثبتی در آینده¬اش ندارد . ماهیت و نوع اسناد برای تجربه آزارنده خاص طبیعت افسردگی را تعیین می کند. اسناد درونی تعیین می کند که عزت نفس فرد تحت تأثیر قرار گرفته، اسناد پایدار مزمن بودن افسردگی و اسناد کلی عمومیت احساسات افسردگی را تعیین می کند و نیز شدت افسردگی نه تنها به وسیله آزارنده بودن رویداد بلکه توسط اسنادهای شخص نسبت به آن تعیین می کند و نیز شدت افسردگی نه تنها بوسیله آزارنده بودن رویداد بلکه توسط اسنادهای شخص نسبت به آن تعیین می شود. در یکی از تجدید نظرهای اخیر از این مدل چنین فرض می شود که سبک اسنادی نه علت لازم و نه علت کافی افسردگی، بلکه یک علت مؤثر یا عامل خطر ابتلاء به افسردگی در کنار بسیاری دیگر از عوامل قرار دارد ( مبینی ، 1376 ) .

 

3-نظریه ناامیدی افسردگی
آلوی و آبرامسون (1988) نظریه درماندگی آموخته شده از نو تدوین یافته را به شکل جدید تری مطرح کردند که در آن نه درماندگی بلکه ناامیدی بعنوان عامل اصلی در بروز افسردگی تبیین شده است ( مبینی، 1376 ) . پیش از ارائه نظریه ناامیدی افسردگی لازم است بین عوامل لازم ، کافی و جانبی برای پیدایش اولیه علائم افسردگی از لحاظ مفهومی تمیز قائل شد. از نقطه نظر سبب شناختی علل لازم به آن دسته از عوامل اطلاق می شود که برای پیدایش مجموعه¬ای از علائم افسردگی باید موجود باشند، علل کافی مجموعه¬ای از عوامل آسیب شناختی است که در صورت موجودیت خود بروز علائم افسردگی را امکان پذیر می سازند و بالاخره علل جانبی به دسته دیگری از عوامل سبب شناختی اطلاق می شوند که احتمال پیدایش علائم را افزایش می دهند و از این رو برای بروز علائم نه کافی هستند و نه لازم ( آلوی و آبرامسون ، 1988 ).
در نظر ناامیدی افسردگی علل بر طبق روابط ترتیبی آنها در ارتباط با شروع علائم بیماری نیز از همدیگر تفکیک می شوند. علل دور از وقوع که در ردیف سبب شناختی افسردگی جلوتر عمل می کنند و در این نقطه از ترتیب علی هیچ تظاهری از علائم افسردگی دیده نمی شود. از طرف دیگر علل نزدیک به وقوع که نسبتاً دیرتر عمل کرده و کمی قبل یا همراه علائم این بیماری رخ می دهند. نظریه ناامیدی افسردگی صریحاً تأکید می کند که افسردگی یک اختلال نا همگون است و علاوه بر ناامیدی عوامل دیگر نیز از عوامل کافی برای وقوع افسردگی هستند. خلاصه این نظر در تصویر 2 –2 ،آمده است. یکی از برتری های عمده نظریه ناامیدی در مقایسه با نظریه درماندگی آموخته شده سلیگمن این است که این مدل نه تنها برای افسردگی یک علت کافی نزدیک به وقوع ذکر می کند بلکه در یک زنجیره علی ترتیبی از حوادث فرض می شود که در نهایت به علت کافی نزدیک به وقوع می انجامد. چنانچه در تصویر 2 – 2 ،دیده می شود زنجیره علی مفروض با وقوع رویدادهای منفی ( یا عدم وقوع رویدادهای مثبت زندگی ) شروع می شود و با ایجاد علائم افسردگی ( مخصوصاً افسردگی ناامیدی ) پایان می پذیرد . بر طبق نظریه ناامیدی وقتی مردم تصور می کنند که رویدادهای منفی خاصی در زندگی آنان رخ داده است اسنادهای علی متعددی بر اساس این وقایع بنا می کنند و درجه اهمیتی که برای این اتفاقات قائل هستند از عوامل جانبی احساس ناامیدی و بروز علائم افسردگی واقع می گردد . درنظریه نا امیدی دو بعد اسنادی برای فهم این موضوع که چطور ممکن است رویدادهای منفی زندگی در پدیدآمدن احساس ناامیدی سهم داشته باشد عبارتند از: بعد پایدار،ناپایدار و کلی،اختصاصی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


تصویر 2-2،زنجیره علی معین در نظریه ناامیدی سردگی ، علل کافی ، علل جانبی ( مبینی، 1376 ). پایین در اجماع ( مثلاً فرد در امتحان ریاضیات شکست می خورد در صورتیکه دانش آموزان دیگر قبول می شوند) . بالا در پایداری ( معمولاً در امتحان ریاضیات شکست می خورد ) . پایین در اختصاصی بودن ( معمولاً در امتحانات دیگر همانند ریاضیات شکست می خورد ).
به طور کلی هنگامی که رویدادهای منفی زندگی به علل پایدار ( یعنی مداوم ) و کلی ( که احتمالاً پیامدهای بسیاری را در بر دارد ) نسبت داده شده و مهم تلقی شوند، احساس ناامیدی و به نوبه خود بروز علائم افسردگی را سرعت می بخشند. علاوه بر این هنگامی که رویدادهای منفی زندگی به علل درونی همراه با علل پایدار و کلی نسبت داده می شوند، ناامیدی همراه با اعتماد به نفس پایین خواهد بود.
فرضیه مارتین
فرضیه مارتین ( 1985 ) ،که در واقع نوعی مدل آسیب پذیری شناختی است تفاوت افراد در چگونگی پردازش شناختی را به نوروزگرایی شخصیت مربوط می داند ( تیسدیل و دنت ، 1987 ).
به نظر مارتین بعد شخصیتی نوروزگرایی که آیزنک مطرح کرده زمینه ساز شناختی بروز افسردگی را فراهم می کند ( مبینی ، 1376 ) . آیزنک ( 1965 )، افراد نوروزگرا را چنین توصیف می کند « ... فردی مضطرب ، نگران ، بدخلق و غالباً افسرده ، خواب چنین فردی معمولاً مختل است و دچار اختلالات روان تنی متعدد است. او بیش از حد هیجان زده بوده و به هر نوع محرکی شدیداً واکنش نشان می دهد و پس از تحریکات هیجان برانگیز مشکل آرام می گیرد » ( مبینی، 1376 ).
الگوی یادآوری اطلاعات افرادی که درمقیاس نوروزگرایی نمره بالا می آورند نشان می دهد که آنان اطلاعات منفی مربوط به خود را بیشتر و اطلاعات مثبت مربوط به خود را کمتر یادآوری می کنند. به نظر مارتین این ویژگی نوروزگرایی بالا به دنبال تجربه وقایع منفی زندگی فرد را در معرض خطر ابتلاء به افسردگی مرضی قرار می دهد. بر اساس فرضیه مارتین بیماران افسرده در مقایسه با افراد غیر افسرده در مقیاس نوروزگرایی پرسشنامه شخصیتی آیزنک نمره بیشتری می آورند و اطلاعات منفی مربوط به خود را فعالانه تر از اطلاعات مثبت مربوط به خود پردازش می کنند ( مبینی ، 1376 ).

 

توجه متمرکز برخود ، خودگردانی و افسردگی
پیزچنسکی و گرینبرگ ( 1987 ) بر اساس چهارچوب نظری که دوال و یکلاند (1972)، و کارور و شایر ( 1981 )، از فرایندهای توجه به خود ارائه نمودند. نظریه تکرار غیر ارادی خودگران افسردگی واکنشی را خود مطرح کردند ( مبینی ، 1372 ) . نظریه مزبور با ارائه مدل سیبرنتیک از خودگردانی، چهارچوبی مفید برای کشف روابط درونی میان فرایندهای انگیزشی و شناختی دخیل در افسردگی فراهم می کند . به طور خلاصه در مدل غیرارادی خودگردان چنین فرض شده است که افسردگی به دنبال از دست دادن منبع مهم ارزش شخصی و عزت نفس رخ می دهد و این زمانی است که فرد در چرخه¬ای خودگردان که در آن هیچ پاسخی برای کاستن از اختلاف بین حالت واقعی موجود به حالت مطلوب وجود ندارد گرفتار می آید . در نتیجه فرد گرفتار یک الگوی مداوم توجه متمرکز بر خود می شود (پیزچنسکی و گرینبرگ 1987 ).
توجه متمرکز برخودبه عنوان آگاهی از اطلاعاتی که با رجوع به خویشتن و به طور درونی ایجاد می شوند تعریف شده است. این اطلاعات علی رغم آگاهی از اطلاعاتی که به طور بیرونی از طریق گیرنده های حسی ایجاد می شوند باقی می مانند ( اینگرام ، 1990 ).
توجه متمرکز بر خود باعث افزایش عاطفه منفی ، تحقیر نفس ، نارساییهای کارکردی و پیامدهای منفی دیگر و نیز یک سبک تمرکز بر خود افسرده ساز می شود. به عبارت دیگر هنگامیکه سبک تمرکز بر خود افسرده ساز ریشه می گیرد انتظار می رود که افراد افسرده در مقایسه با افراد غیرافسرده برای شکستهای خود بیشتر از اسنادهای علی و درونی یا گرایشی و برای موفقیتهایشان بیشتر از اسنادهای علی بیرونی یا موقعیتی سود جویند (پیزچنسکی و گرینبرگ 1987 ) .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم بخش دوم
تصویر 3 – 2 ، نمای تکرار غیرارادی خودگردان ، پیدایش و استمرار افسردگی ( پیزچنسکی و گرینبرگ ، 1987 ).
پیزچنسکی و گرینبرگ بعد ها فکر کردند که سبک تمرکز برخود افسردگی ساز می تواند افکار اتوماتیک منفی ، اضطراب، بی خوابی، تمرکز ضعیف، خشم ، دردها، خستگی و کندی روانی – حرکتی را تبیین کند . به علاوه آنها پیشنهاد کردند که سبک تمرکز بر خود موجب انگیزش درنگهداری خودپنداری منفی می شود که در آن افکار ، احساسات ، صلاحیت و ارزشهای شخصی مثبت اضطراب برانگیز می باشند . به طور خلاصه پیزچنسکی و گرینبرگ پیشنهاد کردند که تمرکز بر خودفرایندی اساسی و شناختی در افسردگی است ( اینگرام 1990 ) .
تمرکز بر خود ممکن است مستعد کننده افسردگی ، نگهدارنده افسردگی یا پیامد افسردگی باشد ویا اینکه یک ارتباط مثبت دو جانبه با افسردگی داشته باشد (تیسدیل ، برودبنت ، 1991 ).
تحقیقات و مطالعات بسیار دیگری به تبیین اثرات شناختی زیان آورناشی از تأثیر توجه متمرکز بر خود در افسردگی پرداخته¬اند این مطالعات نشان می دهند که توجه متمرکز بر خود ، خودانگاره فرد را فعال می کند و بدین ترتیب تأثیر آن را روی فرآیندهای شناختی متعدد افزایش می دهد . به این ترتیب چنین شرایطی قابلیت دسترسی و پردازش اطلاعات مربوط به خود را تسهیل می کند . بر حسب اینکه خودانگاره افراد افسرده نسبت به افراد غیر افسرده بیشتر منفی است ( بک ، 1967 ، کوپیر و دری ، 1982 ) .
فعال سازی زیاد خودانگاره افسردگی که ازتمرکز مداوم بر خود ناشی می شودمیزان منفی بودن افکار ، ادراکات و خاطرات این افراد را افزایش می دهد ( پیزچنسکی و همیلتون ، 1989) . از سویی دیگر هماهنگ با این فرضیه تصور می شود که متمرکز ساختن توجه افراد افسرده به بیرون از خود فعالیت خودانگاره منفی را خنثی می کند و از شدت عاطفه منفی افسردگی می کاهد . مطالعه پیزچنسکی ، هولت و همکاران ( 1987 ) نشان داده است که بیرون آوردن افراد افسرده از حالت تمرکز بر خود ، بدبینی آنها را نسبت به رویدادهای آینده زندگی کاهش می دهد ( مبینی 1376 ).
نتایج پژوهش مبینی ( 1372 )، نیز همسو با فرضیات مورد بحث است او دریافت بیماران افسرده نسبت به افراد به هنجار غیر افسرده در حالت توجه متمرکز بر خود رویدادهای منفی بیشتری از زندگی شخصی را به یاد می آورند ، اما زمانیکه این افراد به بیرون از خود متمرکز شدند از شدت این سوگیری منفی حافظه کاسته شد، به نحویکه تفاوت معناداری در یادآوری رویدادهای زندگی در دو گروه مشاهده نشد .
به اعتقاد پیزچنسکی ( 1987 ) .گر چه نمی توان با تکیه بر مدل تکرار غیرارادی خودگردان توصیه های درمانی اختصاصی ارائه نمود ، ولی بر اساس آن می توان به چندین مورد درمانی اشاره نمود . مطابق با این مدل لازم است در مسیر بهبودی فرد به خودی خود یا کمک درمانی شرایطی به قرار زیر فراهم آورد :
الف ) بیمار افسرده باید از چرخه خودگردان متمرکز بر شیء از دست رفته رهایی یابد .
ب ) او باید به ترس خویش درباره امید به یافتن و داشتن منابع ارزشی خود فایق آید .
ج ) لازم است بیمار سبک تمرکز بر خود افسرده ساز را کنار بگذارد و به عملکرد خودگردان طبیعی باز گردد . ( مبینی 1376 ) .

 

نظریه خویشتن داری
مدل خویشتن داری به شیوه هایی توجه دارد که بدان وسیله مردم رفتار خویش را برای رسیدن به اهداف بلند مدت ( مثل ترک کردن سیگار ، ورزش کردن برای تندرستی ) . مطابق این نظریه اشخاص افسرده در اداره رفتار خویش به سوی هدفهای بلند مدت ناتوانند . بیمار افسرده احساس درماندگی می کند ، درباره آینده ناامید است و رفتار سازمان یافته به وسیله هدف های بلند مدت به احتمال زیاد به تدریج در او از بین می رود. ریم ( 1977)، مدل خویشتن داری را بر اساس نظریه های لوینسون ، بک و سلیگمن بنیان نهاد ( ریم و تیندال ، 1993 ) .
چهارچوب نظری این مدل با مدل خویشتن داری کانفر ( 1970 )، مطابقت دارد . کانفر این مدل را به صورت تلاش هر فرد در کنترل رفتار خود به منظور دستیابی به هدفهای بلند مدت بر حسب حلقه پسخوارند سه مرحله¬ای مرکب از خود بازنگری ، خودسنجی و تقویت خود توصیف کرد . به نظر کانفر همه مردم قادرند به استفاده از اصول تقویت یکسانی که برای کنترل رفتار دیگران بکار می برند، رفتار خود را نیز کنترل کنند و بر آنان تأثیر بگذارند . خود پاداش دهی و خود تنبیهی به عنوان مکمل تنبیه¬ها و پاداش های محیطی عمل می کنند و رفتار را به هنگام نبود بلافصل تقویت بیرونی حفظ م

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله بررسی و مقایسه افسردگی مادران دانش آموزان عادی و مادران دانش آموزان